سه‌شنبه 19 شوال 1447
۱۸ فروردین ۱۴۰۵
7 آوریل 2026

(۴۷۶۲) حکم برداشتن وسایل به‌ جامانده از حجاج

(۴۷۶۲) سوال: مردی را دیدم فنجان و پتو و چیزهای دیگری که از حجاج بر جای می­ماند را برمی­دارد. آیا این کار جایز است یا خیر؟

جواب:

اگر حجاج این وسایل را تعمدا جا گذاشته­اند، پس از آن یابنده خواهد بود؛ زیرا صاحبش آن را ترک کرده و دیگر ملک کسی نیست. اما اگر حاجی این وسیله را فراموش کرده است، برداشتن آن جایز نخواهد بود مگر در دو حالت: حالت اول اینکه فردی که آن را برمی­دارد مسئول دولتی اشیا گم شده و پیدا کردن صاحب آنها باشد یا امور دیگر مقتضی باشد. حالت دوم اینکه فردی که آن را برمی­دارد بدین نیت این کار را انجام دهد که بعد از آن به طور دائم به دنبال صاحب آن بگردد زیرا پیامبر خدا صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می­فرماید: » ولا تحل ساقطتها إلا لمنشد «یعنی اگر چیزی در حرم پیدا کردی تنها در صورتی آن را بردار که با خود عهد ببندی تا آخر عمر به دنبال صاحب آن بگردی و حکم آنچه در حرم پیدا می­­شود مانند غیر آن نیست که پس از یک سال به تملک یابنده درآید، زیرا آنچه در حرم یافت می­شود حرمتی دارد که دیگر اشیائی که در مکان­های دیگر یافت می­شوند فاقد آن هستند.

و آشکار است که با وجود این حکم، دیگر بسیاری از افراد خود را به زحمت نینداخته و ترجیح می­دهند اشیائی که در حرم می­یابند را برندارند. در نتیجه صاحب آن اشیا بازگشته و می­تواند وسیله گم شده خود را در آن مکان بیابد، و این همان حکمت حدیث فوق الذکر است.

جناب شیخ اما در وضع فعلی اگر این اشیا گم شده را برنداریم ممکن است آنها را به مکانهای مخصوص برای سوزاندن یا دفن بهداشتی ببرند (و می­دانیم که رفتگران این اشیا را نگه­داری نخواهند کرد) آیا در این صورت مال مسلمین ضایع نخواهد شد؟

پاسخ: همانطور که گفتیم تنها در دو صورت برداشتن این اشیا بلامانع است: اول اینکه کسی که آن را برمی­دارد کارمند دولت باشد و دولت با آن شی بر حسب دستورات شرعی رفتار نماید. مثلا اگر می­توان از آن نفعی برد، نباید آن را از بین برد و باید آن را فروخت و خرج مصالح عمومی کرد یا اینکه در بین فقرا تقسیم نمود.

اما اگر چیز گم شده کالای بی ارزشی است (مثلا یک لنگ دمپایی)، در این صورت باید سوزانده شود یا دفن گردد. در کل مهم این است که مسئول دولت در صورت با ارزش بودن کالا آن را هدر ندهد و بفروشد و خرج مصالح عام یا هر چه که مد نظر ولی امر است کند.

جناب شیخ با شناختی که از حجاج داریم و با نشست و برخواستی که با آنها داشته­ایم، بر ما معلوم شده که علت جا ماندن این وسایل این است که غالبا آنها تعمدا این وسایل را پس از خود به جا می­گذارند. زیرا ارزش هزینه حمل و نقل به کشور مبدا و ارزش مشقت حمل بار را ندارد. حکم برداشتن این گونه وسایل چیست؟

پاسخ: در هر حال همان طور که گفتم اگر با میل و رغبت این چیزها را جا گذاشته باشند، هر کس آنها را بیابد می­تواند برای خود بردارد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إني شاهدت إنسانا يَلْقُطُ التَّباسي وفناجيل وبطاطين، وجميع ما يُخَلّفه الحجاج في مِنّى وعرفات، فهل هذا جائز، أم لا؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا الذي يلتقط ما بقي من الحجاج، إذا كان الحجاج قد تركوه رغبة عنه، فإنه لآخِذِه ، فمن أخذه ملكه، لأن صاحبه تركه فليس ملكا لأحد، وأما إذا كان هذا المُخَلَّف تركه الحاج ناسيا، فإنه لا يجوز أخذه إلا على وجهين: أحدهما أن يكون الأخذ من قبل الدولة لحفظه لأهله، أو لتتصرف فيه بما تراه على حسب ما تقتضيه الشريعة، أو إنسان آخر يأخذه لِيَنْشُدَه دائما، فإِن لُقَطَة الحَرَم لا تَحِلُّ إلا لمنشد، لأن النبي صلى الله عليه وسلم قال في مكة: «لاَ تَحِلُّ سَاقِطَتْهَا إِلَّا يُنْشِد». أي إلا لمعرف بها مدى الدهر، وليست لقطة الحرم كغيرها تملك بعد سَنَة، لأن لُقَطَة الحَرَم لها من الحرمة ما ليس لغيرها. ومن المعلوم أنه إذا كان الملتقط في الحرم لا يَحِلُّ له الالتقاط إلا إذا كان يعرفها دائما، فإن أحدا لا يمكن أن يلتقطها فيشغل نفسه وذمته بها، فإذا تركها، ثم جاء الآخر وتركها والثالث الرابع وتركها بقيت في مكانها، فعاد إليها صاحبها فوجدها، وهذه هي الحكمة من هذا الحكم الذي بَيَّنَه رسول الله صلى الله عليه وسلم: «لا تَحِلُّ سَاقِطَتْهَا إِلَّا يُنْشِد». حتى تبقى الأموال محترمة في أماكنها فيأتيها أهلها فيجدوها.

فضيلة الشيخ، لكن بالنسبة للوضع الحالي لو ترك هذا الذي يريد أن يستفيد بها لأتتها أمانة مكة المكرمة، وذهبت بها إلى أمكنة، إما للإحراق، أو للدفن، ومعروف أن عُمال النظافة لم يُخزنوا مثل هذه الأشياء، وتضيع على المسلمين عامة ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نقول -كما ذكرنا-: إنها لا تؤخذ إلا على وجهين:

الوجه الأول من قبل الدولة، والدولة هنا تتصرف فيها على حسب ما تقتضيه الشريعة، فمثلا إذا كانت هذه المخلفات التي تأخذها الأمانة مما يمكن الانتفاع به، فإنه لا يجوز إتلافه، بل الواجب حفظه، ويباع ويصرف في مصالح المسلمين، أو يعطى لمن ينتفع به من الفقراء.

أما إذا كان لا يمكن الانتفاع به كما لو فرض أن المُخَلَّفَ نَعْل واحدة مِن نَعْلَيْه، فهنا لا يمكن الانتفاع به ويُحرق، أو يدفن، فالمهم أن المسئول عن هذا الأمر من قبل الدولة يجب عليه ألا يُضَيّع المال، بل إذا كان مما يمكن الانتفاع به، فإنه يُباع، ويُصرَف ثمنه في المصلحة العامة، أو حسب ما يقتضيه نظر ولي الأمر.

يقول السائل: فضيلة الشيخ وغالبا الحجاج على ما عرفنا من مشاهدتهم وكثرة الاختلاط بهم أنهم يتركون هذه الحاجات، لأنها لا تساوي قيمة نَقْلِها إلى بلدانهم، وعُمومًا هم سينقلونها على ظهورهم وعلى أكتافهم، فهم يتركونها لهذا؟

فأجاب رحمه الله تعالى: على كل حال إذا تركوها رغبةً عنها، فقد ذكرنا أنه يجوز لمن وجدها أن يأخذها، وتكون ملكًا له.

مطالب مرتبط:

(۴۷۵۷) حکم اشیای گمشده در خودروهای عمومی یا شخصی

باید برای یافتن صاحب این کالا در ولایت خودتان و در رسانه­هایی که در آنجا مخاطب دارند آگهی دهی. اگر یک سال گذشت و اثری از صاحب آن پیدا نشد این کالا از آن تو خواهد بود،...

ادامه مطلب …

(۴۷۶۵) گم کردن کفش در حرم و حکم استفاده از کفش دیگران

جایز نیست انسان وقتی کفش یا دمپایی­هایش را گم می­کند دمپایی یا کفش کس دیگری را در جاکفشی مساجد عادی یا مسجدالحرام یا مسجدالنبوی بردارد،...

ادامه مطلب …

(۴۷۵۵) حکم فروختن دام بدون اجازه صاحبش

کسی که دامی را پیدا می­کند بر او واجب است که به دنبال صاحب آن بگردد. البته شتر شامل این مساله نیست. نباید کاری با شتر داشته باشیم....

ادامه مطلب …

(۴۷۶۴) یافتن پول در منا و حکم توزیع آن میان فقرا

این کار صحیح نیست. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۵۸) حکم یافتن کیف پول در سفر

اگر کسی مبلغ معتنابهی پول پیدا می­کند که مطمئن است آن قدر است که صاحب آن را برای یافتنش به تکاپو انداخته باشد، باید حتما یک سال برای یافتن صاحب آن صبر کند و اگر پیدا نشد، آنگاه آن را برای خود خرج نماید....

ادامه مطلب …

(۴۷۵۳) حکم شرعی اموال پیدا شده پس از گذشت یک سال

اگر پس از یک سال صاحب آن پیدا نشود، آن شی بر او حلال خواهد بود و جزو املاک او حساب خواهد شد و می­تواند هر طور که خواست با آن رفتار کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه