چهارشنبه 20 شوال 1447
۱۹ فروردین ۱۴۰۵
8 آوریل 2026

(۴۶۵۰) حکم تشکیل صندوق کمک به اعضای خانواده در مواقع ضروری

(۴۶۵۰) سوال: ما مجموعه­ای از برادران دینی هستیم که بر سر ایجاد یک صندوق مالی توافق کرده­ایم بدین صورت که هر کدام از ما مبلغ محدودی به صورت ماهانه در آن واریز کنیم تا اگر هر کدام از برادارن دچار مشکلی شد بتوانیم با مبلغ جمع شده در این صندوق، مشکل او را برطرف کنیم. مثلا اگر کسی عضوی از خانواده­اش فوت کرد، این مبلغ به عنوان کمک به او پرداخت شود. آیا این امر از لحاظ شرعی بلامانع است یا خیر؟

جواب:

این امر از لحاظ شرعی بلامانع است و تعاون و همکاری در تقوا و نیکی نیز محسوب می¬شود. محدود کردن این امر به مبلغی معین نیز ضرری ندارد، زیرا هدف این است که این صندوق قاعده¬مند باشد، زیرا اگر حد مبلغ مشخص نگردد، بی نظمی ایجاد می¬شود و پول به اندازه کافی در صندوق جمع نمی¬شود. البته منظور از مبلغ معین، این است که نسبت مبلغ واریزی به صندوق به درآمد برای هر فرد مشخص گردد نه مبلغ واریزی، مثلا گفته شود هر فرد یک دهم یا یک بیستم یا یک سی¬ام حقوق خود را به صندوق واریز کند و اینگونه نباشد که مثلا بگویند هر فرد صد درهم بپردازد. زیرا درآمدها متفاوت است و بهتر است توافق بر سر نسبت درآمد باشد. بهتر است این مبلغ به کسی داده شود که حادثه¬ای برای او روی داده که از توان وی خارج است مانند کسی که ورشکسته شده یا دچار بیماری گشته است یا … اما نباید این مبلغ برای کمک به کسی که خود مسبب حادثه بوده اختصاص داده شود. زیرا اگر این صندوق ها هم به حادثه دیده¬گان و هم به مسببان حادثه کمک نماید، باعث می¬شود افراد نادان سهل انگاری کرده و با اطمینان به این که صندوق خسارات هر گونه حادثه¬ای را خواهد پرداخت، بی احتیاطی کرده و موجب بروز حوادث شوند.
بنابراین سخن من این است که این صندوق¬هایی که حتی در کشور عربستان هم موجود است، باید تنها به کسی کمک کند که حادثه دیده است نه کسی که منشا حادثه است. زیرا رعایت نکردن این نکته منجر به سهل انگاری و بی مبالاتی می¬گردد. اما در باب این سخن فرد سوال کننده در مورد کمک به کسی که فردی از خانواده¬اش فوت کرده باید بگویم که این کمک نباید به فوت محدود گردد. زیرا ممکن است کسی از خانواده¬ای بمیرد و مال بسیاری پس از خود به جای بگذارد و بازماندگان خود را از کمک بی نیاز نماید. پس بهتر است که اولویت در کمک کردن منوط به نیازمند بودن به هر دلیلی گردد (نه وفات)، تا درگیری و نزاع ایجاد نشود یا مال به افراد غیر مستحق نرسد.
جناب شیخ آیا می¬توانیم این صندوق را با شیوه عملکرد بعضی از شرکت¬های بیمه فعلی مقایسه کنیم که آنها نیز از هر شخصی مبلغی معین می¬گیرند و با آن مایملکی از وی مانند ماشین یا خانه یا … را بیمه می¬کنند؟
شیخ – رَحِمَهُ‌الله علیه – در پاسخ گفت: نه، با شرکت¬های بیمه مقایسه نمی¬کنیم. شکی در این نیست که کار شرکت¬های بیمه حرام است و المیسر (قمار) محسوب می¬شود و خداوند تعالی آن را با شراب و بت پرستی و تیرهای قرعه در یک ردیف قرار داده چنان که می¬فرماید: ” يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ” ” ای کسانی که ایمان آورده اید! همانا شراب و قمار و بتها، و تیرهای قرعه، پلید و از عمل شیطان است. پس از آنها دوری کنید، تا رستگار شوید.” زیرا این معامله¬، قمارگونه و دایما بین سود ضرر و زیان در آمد و شد است و هر قراردادی که این به این صورت باشد قمار است زیرا در آن انسان دایما بین ضررمند بودن و منتفع بودن در آمد و شد می¬باشد. تصور کن من ماشینی دارم و هر ماه مبلغی به عنوان حق بیمه این ماشین (فرض کنیم صد ریال) به شرکت بیمه می¬پردازم. به کلام دیگر سالانه هزار و دویست ریال به شرکت بیمه بابت بیمه این ماشین پول پرداخت می¬کنم. حال فرض کن اتفاقی برای ماشینم بیفتد که پنج هزار ریال هزینه روی دست شرکت بیمه بگذارد (و شرکت متضرر شود) یا اینکه عکس این قضیه اتفاق بیفتد، یعنی اینکه چندین سال حق بیمه پرداخت کنم و هیچ اتفاقی برای ماشینم نیفتد و من متضرر شوم. زیرا شرکت بیمه مبلغ زیادی را از من به ناحق گرفته است. لذا آشکار است که مساله بیمه، قمار و المیسر است به این دلیل که کاملا شبیه شرط بندی است. زیرا در شرط بندی نیز انسان یا برنده و منتفع است یا بازنده و متضرر و بر طبق فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و علی آله و سلم که در آن صراحتا از فروش و معامله غرار نهی فرموده¬اند، این نوع معامله نیز به دلیل مشابهتی که با آن دارد (اگر نگوییم خود آن است) حرام است.
از سوی دیگر این بیمه¬ها در حقیقت به جامعه زیان وارد کرده و در امنیت آن اختلال ایجاد می¬نمایند. زیرا کسی که حوادث ماشینش بیمه شده است، بیمه بودن و احساس اطمینان باعث می¬شود که دیگر مانند سابق در رانندگی دقت لازم را مبذول ندارد و سهل انگار گردد و با بی مبالاتی موجب بروز تصادف و حوادث رانندگی شود، زیرا خیالش از بابت بیمه راحت است و به همین دلیل باید به شرکت-های بیمه اجازه فعالیت داده نشود.
پس به نظر من بر هر انسان مومنی واجب است که بر پرودگار خود تکیه کند و از معاملات حرام دوری گزیند، زیرا مالی که در دست ما است امانتی بیش نیست و یا از ما گرفته شده و در زمان حیاتمان تلف می¬گردد و یا ما از او گرفته می¬شویم و برای بازماندگانمان باقی می¬مامند!
بنابراین بر مومن واجب است که مال را وسیله قرار دهد و نه هدف؛ و همیشه این سخن پروردگار سبحان را به یاد داشته باشد که می¬فرماید: ” يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ” ” ای کسانی که ایمان آورده اید! اموالتان، و فرزندانتان شما را از یاد الله غافل نکند، و هرکس که چنین کند، پس انان زیانکارانند.” و همچنین این سخن پروردگار را نیز همیشه به یاد آورد که می¬فرماید:” حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ” ” (کافران پیوسته به راه و روش خود ادامه می دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد، گوید: «پروردگارا ! مرا (به دنیا) باز گردان” (مومنون ٩٩) ” لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ ۚ” ” باشد که در آنچه (در دنیا) ترک (و کوتاهی) کرده ام، کار شایسته ای انجام دهم” (مومنون ١٠٠) و جمله آنچه در این آیه آمده این است که : ای کاش مالی را که پس از خود بر جای نهاده¬ام انفاق کنم تا به عنوان اعمال صالح مرا به خدا نزدیک کند. پس خداوند عزوجل در پاسخ می¬فرماید:”کلا” یعنی خیر اجازه نخواهم داد به دنیا بازگردید و به حق می¬فرماید:” إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا ۖ وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ” ” بی گمان این سخنی است که او به زبان می گوید، ( و به فرض محال اگر باز گردد، به کارهای گذشته اش ادامه می دهد) و پشت سر آنها برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.” (المومنون ١٠٠)
بنابراین نصیحتم برای مسلمانان این است که به کفار شبیه نباشند و چون ایشان مال را به جای وسیله، در جایگاه هدف خود قرار ندهند و دنیا را محل استقرار خود ندانند. زیرا محل استقرار مومن خانه آخرت است که چندین مرتبه از این دنیا برتر و بهتر و عظیمتر است همانگونه که خداوند تعالی می¬فرماید:” فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ” ” پس هیچ کس نمی داند چه پاداشها(ی عظیمی) که مایه ی روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده است، به؛ (پاس) آنچه که (در دنیا) انجام می دادند.”
و بداند که خداوند تعالی (که هرگز خلف وعده نمی¬کند) ضمانت کرده که اگر او در عباداتش و معاملاتش و اخلاقش و سرپرستیش نسبت به کسانی که سرپرست ایشان است (خانواده، همسران و …) تقوای خدا را پیشه کند، از جایی که گمان نمی¬کند به او روزی خواهد دا ” وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا” ” و هرکس که از الله بترسد، (الله) راه نجاتی برای او قرار می‌دهد.” (طلاق ٢) ” وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا” ” و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر الله توکل کند، پس همان او را کافی است. بی‌گمان الله فرمان خود را به انجام می‌رساند، مسلّماً الله برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است. ” (طلاق ٣)
“…وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا” ” و هرکس از الله بترسد، (الله) کارش را برایش آسان می‌سازد.” (طلاق ٤)
و تو ای برادر مومن من صبر پیشه کن که اگر با اسباب مشروع و غیرممنوع برای رزق تلاش کنی قطعا به آن دست خواهی یافت و پیامبر صلی الله علیه و علی آله و سلم می¬فرماید: ” يُّهَا النَّاسُ ، اتَّقُوا اللهَ ، وَأَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ ، فَإِنَّ نَفْسًا لَنْ تَمُوتَ حَتَّى تَسْتَوْفِيَ رِزْقَهَا ، وَإِنْ أَبْطَأَ عَنْهَا ، فَاتَّقُوا اللهَ ، وَأَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ ، خُذُوا مَا حَلَّ ، وَدَعُوا مَا حَرُمَ.” “ای مردم تقوای الهی پیشه کنید و در طلب اجمال نمایید كه هيچ‌كس نمى‌ميرد تا آن‌گاه كه رزق و روزى‌اش را به‌طور كامل دريافت كند. و اگر به کندی به دست رسید پس تقوای الهی پیشه کنید و در طلب اجمال کنید و آنچه حلال است را بگرید و آنچه حرام است را رها کنید.”
و از خداوند منان می¬خواهیم که مسلمانان را از ربا و قمارمصون بدارد و معاملات نیکو و پاکیزه آنها را برای ایشان آسان گرداند و هیچ تبعاتی چه در دنیا و چه در آخرت (برای این معاملات) شامل حال آنها نشود.
اما ممکن است کسی بگوید: اگر به کشوری پای بگذارم که مرا ناگزیر به این امر کنند چه؟ مثلا اگر مرا به خاطر این بیمه جریمه کنند باید چه کار کنم؟ آیا باید ماشین خود را کنار گذاشته و ماشین دیگری اجاره کنم؟ یا چه؟ در جواب می¬گویم: اگر به خاطر این بیمه جریمه می¬شوی، اشکالی ندارد آنچه به خاطر آن جریمه می¬شوی را بپردازی، اما اگر دچار حادثه شدی، تنها مقداری را که به آنها پرداخته¬ای از آنها بگیر و هر چه بیشتر برای جبران خسارت این سانحه دادند را نگیر که در این صورت از این دام نجات یافته¬ای. زیرا تو با این قرارداد حرامی که به آن مجبور شده¬ای و با این پول حرامی که مجبور به پرداخت آن شده¬ای، مورد ظلم واقع گردیده¬ای. علاوه بر اینکه مورد ظلم واقع شده¬ای حق ظلم خود را نیز باید به تشخیص آنها دریافت کنی. زیرا آنها به مقتضای قراردادی که به تو تحمیل کرده¬اند مبلغ (خسارت) را به تو می¬پردازند. من اشکالی در این نمی¬بینم که تنها مقداری که پیشتر (به عنوان حق بیمه ) پرداخت کرده¬ای را از آنها بگیری و نه تمام خسارت بیمه را. و اگر مقدار زیان، کمتر از مقداری که پیشتر (به عنوان حق بیمه ) پرداخت کرده¬ای باشد، آنها همین میزان کمتر را به تو پرداخت خواهند کرد که بدیهی است که اخذ آن بلامانع است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: نحن مجموعة من الإخوان في الله، اتفقنا على إنشاء صندوق مالي، بأن يدفع كل واحد منا كل شهر مبلغا محددا من المال، ويجمع في هذا الصندوق بغرض مساعدة أي من الأفراد المشتركين فيه في أي حالة شدة يتعرض لها، ومن ذلك لو توفي أحد أسرته، فإنه يُدفع له منه مساعدة، وهكذا فهل في هذا مانع شرعي أم لا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: ليس في هذا مانع شرعي، بل إن هذا من التعاون على البر والتقوى، وتحديد ذلك بمبلغ مُعيَّن لا يضر، لأن المقصود به أن يكون هذا الصندوق منتظما، إذ لو لم يُقيَّد بمبلغ مُعَيَّن ما انضبط، ولا حصل على المال الكافي، ولكن ينبغي أن يكون هذا المال المعيَّن بالنسبة لا بالقدر المعين، فيقال مثلا: يؤخذ من الراتب العشر، أو نصف العشر، أو ربع العشر. دون أن يقال: على كل فرد مئة درهم مثلا. لأن الدخل يختلف، فالأفضل أن يكون ذلك بالنسبة إلى ما يُحصِّله المرء، ثم إنه ينبغي أن يجعل هذا عونًا لمن حصل له حادث، يعني حصل له ما لا يمكنه دفعه من كسر، أو مرض، أو ما أشبه ذلك، وأما أن يجعل معونة لمن حصل منه الحادث، فهذا لا ينبغي، لأننا إذا وضعنا هذا الصندوق، وجعلناه لكل من حصل له حادث، أو منه حادث، أوجب أن يتهور السفهاء، ولا يبالوا بالحوادث التي تقع منهم، لأنه حيث عُلم أن هناك صندوقا يؤمن ما يلزمه من ضمان بسبب هذا الحادث، فإنه لا يبالي، سواء حدث منه الحادث، أو لم يحصل.

لهذا أقول: إن هذه الصناديق موجودة حتى في هذه البلاد السعودية، ولكن ينبغي أن تكون هذه الصناديق التعاونية معونة فيمن حصل عليه الحادث الذي يحتاج إلى مساعدة مالية، لا من حصل منه الحادث للوجه الذي ذكرته، وهو أن هذا يؤدي إلى التساهل والتهور، وعدم المبالاة بالحوادث التي تقع من الإنسان، وأما قول السائل: إنه إذا مات أحد من عائلته أعانوه. فهذا في النفس منه شيء، ولا ينبغي أن يقيد ذلك بالموت، لأنه قد يموت أحد من الأسرة، ويُخلف مالا كثيرًا يستغني به الإنسان عن المعونة، فالأولى أن يكون أمر المعونة مُقيَّدا بالحاجة لأي سبب كان، حتى لا يحصل نزاع فيما بينهم، أو حتى لا تُصرف الأموال إلى غير مستحقيها.

فضيلة الشيخ هل نقيس على حالة الصندوق هذه ما تفعله بعض شركات التأمين الحالية من تحصيل مبلغ مُعيَّن من كل شخص يريد أن يُؤمن على بضاعته مثلا، أو سيارته، أو نحو ذلك؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: لا نقيسه على هذا، فإن شركات التأمين هذه لا شك أنها مُحرّمة، وأنها من الميسر الذي قَرَنَه الله -تعالى- بالخمر وعبادة الأصنام والاستقسام بالأزلام، كما قال الله -عز وجل-: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴾ [المائدة: ٩٠]، وذلك لأن هذا العقد غَرَرٌ دائر بين الغنم والغُرم، وكل عقد هذه حاله، فإنه من الميسر، إذ إن الإنسان يكون فيه حاله دائرة بين أن يكون غانما، أو غارما، وأضرب لك مثلا بأنه إذا كان عندي سيارة، وأعطيت شركات التأمين مبلغا من المال كل شهر مثلا لنفرض أنه مئة ريال، فمعنى ذلك أنها ستطلب في السَّنة ألفا ومائتي ريال، وقد يحدث حادث على سيارتي يستهلك خمسة آلاف ريال لإصلاحها، وحينئذ تكون الشركة غارمة، لأنه أخذ منها أكثر مما بذل لها، وقد يكون الأمر بالعكس، قد تمضي السَّنة والسَّنتان والثلاث ولم يحصل على سيارتي حادث، وحينئذ أكون أنا غارما، لأنه أخذ مني مبلغًا من المال بغير حق، وهذا بعينه هو الميسر، لأنه يشبه الرهان الذي قد يكون الإنسان فيه غانما، وقد يكون فيه غارما، ولأنه نفس ما قاله الرسول -عليه الصلاة والسلام – حيث نَهَى عَنْ بَيْعِ الْغَرَرِ، فإن هذا يشبهه، إن لم يكن هو إيَّاه.

ثم إن في هذا التأمينات – في الحقيقة – إضرارا بالمجتمع وإخلالا بالأمن، لأن هذا الذي قد أمن على حادث سيارته، قد يؤديه هذا التأمين إلى التهور، وعدم المبالاة بالصدم والحوادث، لأنه يرى أنه مؤمن عليه، ولهذا ينبغي حفظاً لأمن المجتمع أن تمنع هذه التأمينات، أو هذه الشركات.

فالذي أرى أنه يجب على كل مُؤْمِن أن يجعل اعتماده على ربه سبحانه وتعالى- وأن يبتعد عن المعاملات المُحَرَّمة، لأن هذا المال الذي بأيدينا هو عارية، إما أن يؤخذ منا، ويتلف في حياتنا، وإما أن تؤخذ منه ونتلف، ويبقى لغيرنا.

فالواجب على المؤمن ألا يجعل المال غاية، بل يجعله وسيلة، وليتذكر دائما قول الله -عز وجل-: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لَا نُلْهِكُمْ أَمْوَلُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَبِكَ هُمُ الْخَسِرُونَ ﴾ [المنافقون: ٩] وليتذكر دائما قول الله -عز وجل-: ﴿ حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلى أَعْمَلُ صَلِحَا فِيمَا تَرَكْتُ ﴾ [المؤمنون: ۹۹-۱۰۰]، ومن جملة ما يدخل في هذه الآية: لعلي أنفق مالي الذي تركته فيما يُقربني إلى الله من الأعمال الصالحة، فقال الله -عز وجل-: ﴿كلا أي حقا: ﴿ وَإِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَابِلُهَا وَمِن وَرَآبِهِم برزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴾ [المؤمنون: ١٠٠ ].

فنصيحتي للمسلم ألا يتشبه بالكفار الذين يجعلون المال غاية لا وسيلة، ويجعلون الدنيا مقرا ، لأن مَقَرَّ المؤمن هو دار الآخرة التي هي خير وأفضل، وأعظم من هذه الدنيا بكثير، كما قال الله – تعالى -: ﴿ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ هُم مِّن قُرَةٍ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴾ [السجدة: ١٧].

وليعلم أنه إذا اتقى الله -عز وجل- في عباداته ومعاملاته وأخلاقه وولايته التي ولي عليها من أهله من زوجات وغيرهم، فإن الله -تعالى- قد ضمن له – وهو لا يخلف الميعاد أن يرزقه من حيث لا يحتسب: ﴿ وَمَن يَتَّقِ اللهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقَهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴾ [الطلاق: ٢-٣]: ﴿وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ﴾ [الطلاق: ٤].

فأنت يا أخي المؤمن اصبر والرزق سيأتيك إذا سعيت له بالأسباب المشروعة غير المحظورة، وقد قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ وَأَجْلُوا فِي الطَّلَبِ، فَإِنَّ نَفْسًا لَنْ تَمُوتَ حَتَّى تَسْتَوْفِي رِزْقَهَا، وَإِنْ أَبْطَاً عَنْهَا، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ، خُذُوا مَا حَلَّ، وَدَعُوا مَا حَرُمَ»

 ونسأل الله -تعالى- أن يحمي المسلمين من الرِّبَا والميسر، وأن يُسهل لهم معاملاتهم الطيبة التي يأكلونها رغدًا هنيئًا، لا تبعة عليهم في الدنيا، ولا في الآخرة.

لكن قد يقول قائل: إذا ابتليت بهذا الأمر، فقدمت إلى بلد، أو كنت في بلد يُرغمونني على هذا التأمين، فماذا أصنع، هل أُعطل سيارتي وأستأجر، أم ماذا أصنع؟ أقول في هذا: إذا أرغمت على هذا التأمين، فلا حرج عليك أن تدفع ما أرغمت عليه ولكن إذا حصل عليك حادث، فلا تأخذ منهم إلا مقدار ما دفعت لا تأخذ منهم ما يكون بهذا الحادث، إذا كان أكثر مما أعطيتهم، وبهذا تكون خرجت من التبعة، لأنك ظُلمت في هذا العقد المُحَرَّم الذي أُجبرت عليه، وبدفع هذه الفلوس التي أُجبرت على دفعها، فإذا ظلمت فإنك تأخذ قدر مظلمتك باختيارهم، لأنهم هم الذين سيدفعون إليك هذا بمقتضى العقد الذي أجبروك عليه، فلا أرى بأسا أن تأخذ منهم مقدار ما دفعت فقط على هذا الحادث الذي حصل لك، وإذا كان الحادث أقل مما دفعت، فهم لم يعطوك إلا بقدر الحادث، وهذا لا شك أنك ستأخذه.

مطالب مرتبط:

(۴۶۴۷) حکم استفاده رهن‌گیرنده از مال مرهونه بدون مشارکت در محصول

نه جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۴۶۴۲) حکم شرعی مشارکت در صندوق‌های قرض‌الحسنه گروهی و نوبتی

هیچ اشکالی در این امر نیست زیرا کاری کاملا تعاونی است...

ادامه مطلب …

(۴۶۴۶) حکم بهره‌برداری از نخلستان‌های رهنی

رهن شرعی این امر را اقتضا می­کند....

ادامه مطلب …

(۴۶۴۵) حکم رهن زمین‌های کشاورزی و تصرف رهن‌گیرنده در محصول

تحویل دادن زمین به کسی جهت بهره برداری از آن، سه وجه دارد که عبارتند از:...

ادامه مطلب …

(۴۶۴۹) حکم بیمه در اسلام چیست؟

بیمه جزو معاملات غرری (مجهول و قماری) محسوب می­شود و هر معامله­ای که غرری باشد باطل است...

ادامه مطلب …

(۴۶۵۱) حکم بیمه عمر

اگر مراد از تامین این باشد که انسان با پرداخت مبالغی بتواند برای ورثه­هایش مال معینی را پس از خود بر جای بگذارد، در این حالت حرام است زیرا المیسر و قمار به حساب می­آید...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه