چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۴۵۰۸) حکم زندگی مشترک با غیرمسلمان در یک اتاق و استفاده‌ی مشترک از آب برای وضو

(۴۵۰۸) سوال: من در منطقه‌ای دور از سکن معلم هستم و کارم موجب شده است که در خانه‌ای که حکومت برای ما در نظر گرفته با معلمی غیر مسلمان در یک اتاق زندگی کنیم و در آب و غذا و آب شست‌ و شو مشترک هستیم چون که ما آب از کنار رودخانه می‌آوریم و آن را ذخیره می‌کنیم و من در نماز مغرب مجبورم که از این آب وضو بگیرم چون که می‌ترسم دردر شب به سوی رود‌خانه بروم مخصوصا که منطقه‌ی روستایی و تاریک است و من چهار سال در این حالت بودم آیا نمازهایم صحیح است و همچنین معاشرتم با او صحیح بوده است؟ لطفاً مرا در این مورد راهنمایی بفرمایید بارک الله فیکم.

جواب:

این سوال متضمن دو سوال است:
سوال اول: حکم استفاده از آب ذخیره شده بین این زن سوال کننده و آن غیر مسلمانی که همراه اوست که این آب پاک و پاک کننده است چون بدن کافر نجس حسی نیست بلکه نجاست کافر نجاست معنوی است به خاطر این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که می‌‌فرماید: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِكُونَ نَجَسࣱ فَلَا یَقۡرَبُوا۟ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ بَعۡدَ عَامِهِمۡ هَـٰذَاۚ} [سوره التوبة: ۲۸] : (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! بی‌گمان مشرکان پلیدند، پس نباید بعد از اِمسال، به مسجد الحرام نزدیک شوند): و این قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که به ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می‌فرماید: «إِنَّ الْمُسْلِمَ لَا يَنْجُسُ» : (مسلمان نجس نمی‌شود).
و برای همین برای انسان مسلمان جایز است از آبی که شخص غیر مسلمان ذخیره و جمع کرده است وضو بگیرد و همچنین برای مسلمان جایز است لباسی که غیر مسلمانی آن را شسته است بپوشد و غذایی که پخته است که را بخورد اما ذبح غیر مسلمان اگر یهود و نصاری باشد حلال است زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {ٱلۡیَوۡمَ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّیِّبَـٰتُۖ وَطَعَامُ ٱلَّذِینَ أُوتُوا۟ ٱلۡكِتَـٰبَ حِلࣱّ لَّكُمۡ وَطَعَامُكُمۡ حِلࣱّ لَّهُمۡ} [سوره المائدة: ۵] : (امروز پاکیزه‌ها برای شما حلال شده، و (همچنین) طعام اهل کتاب برای شما حلال است، و طعام شما برای آن‌ها حلال است): ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فرمود: غذایشان یعنی ذبائحشان رواه البخاری (به صورت معلق، کتاب الذبائح و الصید، باب ذبائح اهل الکتاب). و چون از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که گوسفندی که زن یهودی به ایشان هدیه داد خورند. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دعوت یهودی که ایشان را به نان و روغنی که بوی آن تغییر کرده اجابت می‌کند و تایید رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر عبدالله بن مغفل است هنگامی که ظرفی از روغن چربی را که در روز فتح خیبر را پرتاب می‌کند برمی‌دارد لذا در سنت فعلی و تقرری ثابت شده است که ذبائح اهل کتاب حلال است و شایسته نیست که سوال کنیم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چگونه ذبح کردند یا اسم الله را بر آن برده‌اند یا نه؟ و در صحیح بخاری ثابت است: «عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، أَنَّ قَوْمًا قَالُوا لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : إِنَّ قَوْمًا يَأْتُونَا بِاللَّحْمِ، لَا نَدْرِي أَذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَمْ لَا. فَقَالَ : ” سَمُّوا عَلَيْهِ أَنْتُمْ، وَكُلُوهُ “. قَالَتْ : وَكَانُوا حَدِيثِي عَهْدٍ بِالْكُفْرِ» : (از عايشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا روايت است كه گروهی از مردم گفتند: ای رسول الله، عده ای برای ما گوشت می آورند که نمی دانيم هنگام ذبح كردن بسم الله گفته اند يا خير؟ (تكليف ما چيست؟) رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: بر آن بسم الله بگوييد و بخوريد. عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا فرمود: آنها به دوران کفر نزدیک بودند (یعنی تازه مسلمان بودند)): و ممکن است احکام فرعی و دقیقی که جز افرادی که در بین مسلمانان زندگی کرده‌اند نمی‌دانند،از ایشان مخفی بماند و با این وجود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم همین سوال کنندگان را راهنمایی کرد که به فعل خودشان عنایت داشته باشند و فرمود: «سَمُّوا عَلَيْهِ أَنْتُمْ، وَكُلُوهُ» : (بر آن بسم الله بگویید و بخورید): و اما از کسانی غیر شما که ذبح کردن آن صحیح است، ذبح نماید بر صحیح بودن آن حمل می‌شود و شایسته نیست که از آن سوال شود زیرا آن از عمیق نگاشتن و مبالغه می‌باشد و اگر خودمان را به این سوالات ملزم کنیم بسیار خود را خسته می‌کنیم که شاید هر غذایی که نزد ما آمده است احتمال دارد مباح نباشد و اگر کسی شما را به غذایی دعوت کرد و برای شما حاضر نمود، حال آیا پول آن حرام نبوده است یا غصب شده و دزدی نباشد یا گوشتی که ذبح کرده‌اند بر آن بسم الله گفته‌اند و مانند آن که از رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر بندگانش است هنگامی که فعلی از اهل آن سر زد ظاهر آن این است که بر وجه حلال انجام گرفته است و انسان در مورد آن در حرج قرار نمی‌گیرد.
اما آنچه سوال متضمن آن است: معاشرت این زن با زن کافر: معاشرت با کفرهایی که با عرضه کردن اسلام بر آنها و بیان فضائل و خوبی‌هایی اسلام و ضرر شرک و آثار و عقوبت آن، امید به اسلام آوردنشان وجود دارد، مشکلی نیست که انسان با آنها معاشرت کند تا به اسلام دعوتشان کند و اگر انسان امیدی ندارد که اسلام بیاورند پس با ایشان معاشرت نکند زیرا مقتضای معاشرت با آن‌ها واقع شدن در گناه می‌باشد لذا معاشرت غیرت و احساس را از بین می‌برد و چه بسا محبت و مودت آنها در قلبش بیاید، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {لَّا تَجِدُ قَوۡمࣰا یُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡـَٔاخِرِ یُوَاۤدُّونَ مَنۡ حَاۤدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَوۡ كَانُوۤا۟ ءَابَاۤءَهُمۡ أَوۡ أَبۡنَاۤءَهُمۡ أَوۡ إِخۡوَ ٰ⁠نَهُمۡ أَوۡ عَشِیرَتَهُمۡۚ أُو۟لَـٰۤىِٕكَ كَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ ٱلۡإِیمَـٰنَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحࣲ مِّنۡهُ} [سوره المجادلة: ۲۲] : ((ای پیامبر!) هیچ قومی را که ایمان به الله و روز قیامت دارند نمی‌یابی که با کسانی‌که با الله و رسولش (دشمنی و) مخالفت می‌ورزند، دوستی کنند، اگرچه پدران‌شان یا فرزندان‌شان یا برادران‌شان یا خویشاوندان‌شان باشند، آن‌ها کسانی هستند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان را در (صفحۀ) دل‌هایشان نوشته است، و به روحی از جانب خود آن‌ها را تقویت (و تأیید) نموده است): و مودت و محبت دشمنان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مخالف آن‌چیزی است که بر مسلمان واجب است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از آن نهی کرده است: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ ٱلۡیَهُودَ وَٱلنَّصَـٰرَىٰۤ أَوۡلِیَاۤءَۘ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِیَاۤءُ بَعۡضࣲۚ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهۡدِی ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّـٰلِمِینَ} [سوره المائدة: ۵۱] : (ای کسانی‌که ایمان آوردید! یهود و نصاری را به دوستی بر نگزینید، آنان دوستان یکدیگرند، و کسانی‌که از شما با آن‌ها دوستی کنند، از آن‌ها هستند، همانا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند): و : {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّی وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِیَاۤءَ تُلۡقُونَ إِلَیۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَقَدۡ كَفَرُوا۟ بِمَا جَاۤءَكُم مِّنَ ٱلۡحَقِّ} [سوره الممتحنة: ۱] : (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید که با آن‌ها طرح دوستی می‌افکنید، در حالی‌که آن‌ها به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده‌اند): و شکی در آن نیست که هر کافری دشمن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و مومنین است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {مَن كَانَ عَدُوࣰّا لِّلَّهِ وَمَلَـٰۤىِٕكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبۡرِیلَ وَمِیكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوࣱّ لِّلۡكَـٰفِرِینَ} [سوره البقرة: ۹۸] : (کسی‌که دشمن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و فرشتگان و پیامبران او، و جبرئیل و میکائیل باشد، پس بدرستی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دشمن کافران است).
بنابراین شایسته‌ی مومن نیست که با دشمنان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ معاشرت کند و محبت آن‌ها را داشته باشد و این خطر بزرگی بر دین و منهج او دارد و برای همه از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هدایت و توفیق و دوری از آنچه دوست ندارد را خواهانیم.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أنا مُعَلَّمَةٌ في منطقة بعيدة عن سكن الأهل، تستوجب وظيفتي أن أسكن في سَكَنِ الْمُعَلَّمَاتِ الذي خصصته الحكومة لنا، وكانت معي في نفس الغرفة معلمة غير مسلمة، وهي تشاركني في الأكل والشرب، وكذلك في ماءِ الْغَسِيلِ، لأننا نَجْلِبُ الماء من الشاطئ ونُخَرِّنُهُ، فأنا أضطر في صلاة المغرب أن أتوضأ من هذا الماء لأنني أَخَافُ الخروج ليلًا إلى النهر، وخاصة أن المنطقة ريفيةٌ ومُوحِشَةٌ لَيْلًا، وبقيت على هذا الحال أربع سنوات، فَهَلْ صَلَاتِي صَحِيحَةٌ، وأيضًا هل معاشرتي لها صحيحة؟ أفيدوني في ذلك بارك الله فيكم.

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا السؤال تضمن سؤالين: السؤال الأول: عن حكم استعمال الماء الْمُخَزَّنُ بينكما، أي بَيْنَ المرأة السائلة وبين من كانت معها وهي غير مسلمة، فهذا الماء الْمُخَزَّنُ طَاهِرُ مُطَهَّر، وذلك لأن بَدَنَ الكافِرِ ليس بِنَجَسٍ نَجَاسَةً حِسية، بل نجاسة الكافر نجاسة مَعْنَوِيَّةٌ، لقول الله تعالى: ﴿ يايُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا ﴾ [التوبة: ۲۸]، ولقول النبي صلى الله عليه وسلم لأبي هريرة: «إِنَّ الْمُسْلِمَ لَا ينجس».

وعلى هذا فيجوز للإنسان أن يتوضأ بالماء الذي خَزَنَهُ غيرُ الْمُسْلِمِ، وكذلك يجوز أن يلبس الثياب التي غَسَلَهَا غَيْرُ المسلم، وأن يأكل الطعام الذي طَبَخَهُ غَيْرُ المسلم، وأما ما ذَبَحَه غيرُ المسلمين فإن كان الذابح من اليهود والنصارى فذبيحته حلال، لقول الله تعالى: ﴿ الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ﴾ [المائدة: 5]، قال ابن عباس رضي الله عنهما: «طَعَامُهُمْ: ذَبَائِحُهُمْ»، ولأنه ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أَنه أكل مِنَ الشَّاةِ التي أَهْدَتَهَا لَهُ اليهودية. وأجاب يَهُودِيًا على إهالة سَنِخَةٍ وخُبْزِ شَعِيرٍ، وأَقرَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مُغَفَّلٍ عَلَى أَخْذِ الْجِرَابِ مِنَ الشَّحْمِ الذِي رَمَي بِهِ فِي فَتْحِ خَيْبَرَ، فَثَبَتَ بِالسُّنَّةِ الْفِعْلِيَّة، والسُّنَّةِ التَّقْرِرِيَّةِ أن ذبائح أهل الكتاب حلال، ولا ينبغي أن نسأل: كيف ذَبَحُوا، ولا: هَلْ ذَكُرُوا اسْمَ الله عليه أم لا؟ فقد ثبت في صحيح البخاري عن عائشة رضي الله عنها أن قَوْمًا قَالُوا: يا رَسُولَ الله إِنَّ قَوْمًا يَأْتُونَنَا بِاللحَمِ لَا نَدْرِي أَذَكُرُوا اسْمَ اللهُ عَلَيْهِ أَمْ لَا؟ فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «سَمُّوا أَنْتُمْ وَكُلُوا»، قالت: وكانوا حَدِيثِي عَهْدِ بِكُفْرٍ. يعني أنهم حديثو الإسلام، ومثل هؤلاء قد تخفى عليهم الأحكامُ الْفَرْعِيَّةُ الدَّقِيقَةُ التي لا يَعْلَمُهَا إلا من عَاشَ بَيْنَ المسلمين، ومعهم هذا أَرْشَدَ النبي صلى الله عليه وسلم هؤلاء السائلين إلى أن يَعْتَنُوا بِفِعْلِهِمْ هم بأنفسهم فقال: «سَمُّوا أَنْتُمْ وَكُلُوا»، أي: سَمُّوا على الأكل وكُلُوا، وأما ما فعله غيركم ممن تَصَرُّفُهُ صحيح، فإنه يُحْمَلُ على الصحة، ولا ينبغي السؤال عنه، لأن ذلك من التَّعَمُّقِ والتَّنَطُّع، ولو ذهبنا نلزم أنفسنا بالسؤال عن مثل ذلك لأتعبنا أنفسنا إتعابا كثيرًا، لاحتمال أن يكون كُلُّ طَعَامٍ قُدِّمَ إِلينا غيرُ مُبَاحٍ، فإن من دَعَاكَ إلى طعام وقدمه إليك من الجائز أن يكون هذا الطعام مَغْصُوبًا أو مَسْرُوقًا، ومن الجائز أن يكون ثَمَنْهُ حَرَامًا، ومن الجائز أن يكون اللَّحْمُ الذي ذبحه لم يسم الله عليه وما أشبه ذلك، فَمِنْ رحمة الله تعالى بعباده أن الفعل إذا كان قد صَدَرَ من أَهْلِهِ، فإن الظاهر أنه فُعِلَ على وجهِ تَبْرَا به الذِّمَّة، ولا يلحق الإنسان فيه حرج.

وأما ما تضمنه السؤال وهو معاشرة هذه المرأة الكافرة، فإن مخالطة الكافرين إن كان يُرْجَى منها إِسْلَامُهُمْ بِعَرْضِ الإسلام عليهم، وبيان مَزَايَاهُ وفَضَائِلِهِ، وبيان مضار الشرك وآثَامِهِ وعقوباته، فلا حَرَجَ على الإنسان أن يخالط هؤلاء ليدعوهم إلى الإسلام، وإن كان الإنسان لا يرجو من هؤلاء الكفار أن يُسْلِمُوا فإنه لا يعاشرهم لما تقتضيه معاشرتهم من الوقوع في الإثم، فإن المعاشرة تُذْهِبُ الْغَيْرَةَ والإِحْسَاسَ، وربما تَجْلِبُ الْمَوَدَّةَ والْمَحَبَّةَ لأولئك الكافرين، وقد قال الله -عز وجل-: ﴿ لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حاد اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا وَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَيْكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَنَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحِ مِنْهُ ﴾ [المجادلة: ۲۲]، ومَوَدَّةُ أَعْدَاءِ الله وتحببهُمْ ومَوَالَاتُهُمْ مخالفةٌ لما يجب على المسلم، فإن الله -سبحانه وتعالى- قد نهى عن ذلك فقال: ﴿ ياَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَرَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ ﴾ [المائدة: ٥١]، وقال الله تعالى: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ ﴾ [الممتحنة: ١]، ولا ريب أن كُلَّ كَافِرٍ فَهُو عَدُوٌّ الله وعدو للمؤمنين قال الله تعالى: ﴿ مَن كَانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَمَلَتَبِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَئلَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَفِرِينَ ﴾ [البقرة: ۹۸].

فلا يليق بمؤمن أن يُعَاشِرَ أعداء الله -عز وجل-، وأن يُحبّهمْ، لما في ذلك من الخطر العظيم على دينه وعلى منهجه نسأل الله للجميع الهداية والتوفيق، والعصمة مما يغضبه.

مطالب مرتبط:

(۴۵۰۴) حکم جهاد رفتن بدون رضایت والدین

برای تو حلال نیست که به جهاد بروی و خانواده‌ات به تو نیاز دارند و تو را از رفتن به جهاد منع می‌کنند...

ادامه مطلب …

(۴۵۰۶) مسئولیت شرعی جنگ میان کشورهای اسلامی

بر مسلمانان واجب است هنگامی که دو گروه از آنان با یکدیگر می‌جنگند سعی در صلح بین آن دو کنند....

ادامه مطلب …

(۴۵۰۵) حکم جهاد بدون اجازه والدین

اگر جهاد غیر فرض می‌باشد، بدون اجازه‌ی آن دو به جهاد نرو اما اگر جهاد واجب است، نیازی به اجازه‌ی پدر و مادر نیست بلکه بدون این که اجازه بگیری به جهاد می‌روی اگرچه ایشان راضی نباشند زیرا هنگامی که مخلوق دستور به معصیت خالق می‌دهد اطاعت نمی‌شود مگر این که پدر و مادر در ماندن تو در ضرورت باشند که در این صورت دفع این ضرورت بر جهاد مقدم می‌شود....

ادامه مطلب …

(۴۵۰۹) حکم عدالت حاکم مسلمان در برخورد با اهل کتاب

بر حاکم مسلمان واجب است که با مسلمان و ذمی با عدل رفتار کند و عدل یعنی حق هر آنچه مستحق آن هستند را بدهد...

ادامه مطلب …

(۴۵۰۷) حکم ساخت کلیسا توسط مسیحیان در سرزمین‌های اسلامی

بر حکام مسلمانان حرام است که بگذارند غیر مسلمانی از نصاری و یهود و غیر از آنها در سرزمین اسلام معبادشان را بسازند و تفاوتی نمی‌کند که آن معبد کلیسا یا صومعه یا معبد راهبان یا غیره باشد و تنها چیزی که ساخته می‌شود مساجد است که از خصوصیت‌های مسلمانان می‌باشد.....

ادامه مطلب …

(۴۵۱۰) آیا خوردن اموال غیر مسلمانان جایز است؟

اموال غیر مسلمانان اگر از معصومین هستند هستند جایز نیست که مسلمان در اموال و اعراضشان به آن‌ها خیانت کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه