یکشنبه 2 ربیع‌الثانی 1448
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
13 سپتامبر 2026

(۳۸۱۳) حکم قضای روزه‌های فوت‌شده برای فرد مسن و بیمار

(۳۸۱۳) سوال: مادرم طی پانزده سال اخیر، رمضان دو سال را به خاطر زایمان در دو سال پی در پی، روزه نگرفته و نمی‌دانسته که باید قضایش را به جای آورد و اخيرا این مسئله را شنیده است؛ اما الان حدود شصت سال، سن دارد و به چند بیماری مبتلا شده است لذا نمی‌تواند قضای آن روزه‌ها را به جای آورد. شایان ذکر است که مادرم در مدت هفت سال اخیر، شش روز شوال را نیز برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ روزه‌ می‌گیرد. لطفا راهنمایی کنید که وی چه کاری باید انجام دهد؟ زیرا وی بسیار نگران است.

جواب:

بر مادرت واجب است که به جای آن دو رمضان گذشته، روزه بگیرد و چه بسا روزه گرفتن این دو ماه برایش دشوار نباشد زیرا می‌تواند در روزهای زمستان قضای روزه‌هایش را به جا آورد که روزها کوتاه و گرما کم است. همچنین می‌تواند آن روزها را پیاپی یا جدا جدا روزه بگیرد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ} [البقرة: ۱۸۴] : (می‌توانند تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرند). الله جَلَّ‌جَلَالُهُ واجب ننموده که بندگان، روزه‌های قضا را پیاپی بگیرند و فقط روزه گرفتن در روزه‌های رمضان را به صورت پیاپی واجب نموده چون تمام آن مربوط به یک ماه می‌باشد و جدا نیست اما قضای روزه‌ها چنین نیست و می‌توان آن را به صورت جدا جدا انجام داد.

بنابراین بر مادرت واجب است که تا هر اندازه توان داشت، قضای روزه‌هایش را به جای آورد اما اگر اصلا توانایی ندارد و امیدی هم به توانایی یافتن وی در آینده نمی‌رود، به ازای هر روز، یک مسکین را غذا بدهد؛ یعنی: غذای سی روز را برای یک ماه و و غذای سی روز دیگر را برای ماه دیگر توزیع کند که جمعا شصت مسکین می‌شود. همچنین ایرادی ندارد که سی مسکین را غذا بدهد و به هر کدامشان غذای دو روز را بدهد؛ لذا به هر فقیر، غذای دو روز داده می‌شود اما نه دو روز از یک ماه بلکه غذای یک روز از رمضان سال اول و غذای یک روز از رمضان سال دوم؛ بدین صورت به جای شصت مسکین، سی مسکین را غذا می‌دهد البته باید توجه شود که غذای دو روز از رمضان یک سال را به یک شخص معیّن ندهند بلکه برای مثال، غذای یک روز را از ماه رمضان سال هفتاد و غذای یک روز از ماه رمضان سال هفتاد و یک را به وی می‌دهند.

سؤال: اما آیا می‌توان کفاره را به تعداد روزها به سه یا چهار مسکین غذا داد؟

جواب: درست نیست به طور کامل به تعداد روزها به صورت پیاپی، یک مسکین را غذا دهند بلکه باید غذای هر روز، به یک مسکین داده شود.

سؤال: اگر مثلا چنین تعداد از افراد مسکین در یک شهر، یافت نشد چطور؟

جواب: اگر در این شهر، مقدور نشد، در شهر دیگر یافت می‌شود؛ همانند اهل زكات که اگر در این شهر پیدا نشد، باید در شهر دیگری اهل زکات را بیابند و زکات را به آنان بدهند.

سؤال: بنابراین ناگزیر، کفاره باید میان شصت مسکین توزیع شود یا میان سی مسکین توزیع کرده و به هر کدامشان غذای دو روز را بدهند؟

جواب: بله، به یک مسکین داده می‌شود اما نباید هر دو روز برای یک سال معیّن باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: والدتي أفطرت شهرين من رمضان، وذلك منذ خمسة عشر عاما، وذلك بسبب الولادة في عامين متتاليين، وكانت لا تحسب أن فيها قضاء، وأخيرًا سمعت بقضاء ما فات ولكن سِنُّ والدتي الآن يقارب ستين عاما، وعندها عدة أمراض ولا تستطيع قضاء هذه المدة، علما بأن لوالدتي حوالي سبعة أعوام تصوم الستة الأيام من شوال تطوعًا الله، أفيدوني ماذا يترتب على والدتي؛ حيث إنها قلقة جدا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الواجب على والدتك أن تصوم ما عليها من رمضان الماضي، أي الشهرين جميعا، وصيامها الشهرين جميعا قد لا يُكلّفها شيئًا؛ إذ بإمكانها أن تقضي هذا الصيام في أيام الشتاء، وهي قصيرة الزمن، قليلة الحر، ثم بإمكانها أيضًا أن تقضيها متفرقةً ومتتابعة، فإن الله يقول: ﴿ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ﴾ [البقرة: ١٨٤].

ولم يُوجب الله – سبحانه وتعالى- التتابع في القضاء، وإنما أوجب التتابع في أداء رمضان ضرورة كَوْنِه في شهر والشهر لا يتفرق، أما القضاء فالأمر فيه موسع، فالذي يجب على والدتك أن تقضي ما عليها من الصيام بقدر ما تستطيع، فإن كانت لا تستطيع إطلاقا، ويُئِسَ من استطاعتها في المستقبل، فإنه يُطْعَمُ عنها لكل يوم مسكين، بمعنى: أن يُفَرَّقَ عنها طعامُ ثلاثين يوما عن شهر، وثلاثين يوما عن شهر، فيكون ستين مسكينًا، ولا بأس أن يُطْعِمَ ثلاثين مسكينا، فيعطى الفقير الواحد إطعام يومين، لكن لا عن شهر واحد، بل يوم عن شهر لسنة، ويوم عن شهر لسنة ثانية فيكون المساكين ثلاثين مسكينا، بدلا من ستين مسكينا، إلا أنه لا يُعطى الواحد إطعام يومين من شهر واحد، بل يعطى إطعام يوم من هذا الشهر؛ شهر سنة سبعين مثلا، وإطعام مسكين لشهر سنة إحدى وسبعين.

لكن من ناحية الكفارة، ألا تُعطى مثلا لثلاثة مساكين، أو أربعة مساكين بعدد الأيام؟

فأجاب رحمه الله تعالى: جملة لا يصلح أن تُعطى لمسكين واحد على التوالي بعدد الأيام، لا بد من مسكين بكل يوم. ولو لم يتيسر هذا العدد في المدينة مثلا؟ فأجاب رحمه الله تعالى : إذا لم يتيسر في هذه المدينة يمكن أن يوجد في مدينة أخرى، كأهل الزكاة إذا لم يوجدوا في المدينة يجب أن يُنظر في مدينة أخرى، فتعطى الزكاة لهم.

إذا لا بد من تفريق الكفارة على ستين مسكينا، أو ثلاثين مسكينا، كلُّ يومين يُعطى لمسكين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم يُعطى مسكين، لكن اليومان لا يكونا من سنة واحدة.

مطالب مرتبط:

(۳۷۹۹) روزه‌دار چه زمانی باید دست از خوردن و نوشیدن بکشد؟

معیار دست کشیدن روزه‌دار از خوردن و نوشیدن، طلوع فجر است، نه اذان....

ادامه مطلب …

(۳۷۸۹) حکم ترک روزه رمضان به علت شرایط سخت زندگی

با عذر شرعي روزه نگرفته است، تعداد روزهایی که مردم روزه گرفته‌اند را قضا می‌کند؛ یعنی اگر مردم بیست و نه روز را روزه گرفته‌اند، او نیز باید بیست و نه روز را قضا بگیرد....

ادامه مطلب …

(۳۷۸۵) حکم خوردن روزه به دلیل سختی امتحانات در ماه رمضان

به نظر من حلال نیست که روزه را بخوری و واجب است که روزه بگیری؛ بهتر این است که به معالجه‌ی این مشکل پرداخته و شب را به مرور درس‌ها بپردازی.....

ادامه مطلب …

(۳۷۷۸) حکم روزه بدون خواندن نماز

اگر این زن به طور کلی نماز را ترک کرده و هرگز نماز نمی‌خوانده است: ترک نماز، كفر و موجب خروج از اسلام است و شخص كافر دستور داده نمی‌شود که قضای عبادت‌هایی که بر شخص مکلف، واجب می‌شود را به جای آورد....

ادامه مطلب …

(۳۷۷۳) چگونگی جبران روزه‌های قضا شده

واجب است به درگاه الله جَلَّ‌جَلَالُهُ توبه کنی، از رفتاری که در برابر پروردگارت انجام داده‌ای آمرزش بخواهی، از چیزی که از تو سر زده پشیمان باشی و عمل خویش را در آینده اصلاح کنی. لزومی ندارد که قضای روزه‌های قبلی را به جای آوری زیرا از قضا هیچ فایده‌ای نخواهی برد....

ادامه مطلب …

(۳۸۳۵) حکم قضای روزه یا فدیه برای زن در حالت نفاس و شیردهی

زنی که در حالت نفاس به سر می‌برد کاملا همانند زنی است که در حالت حیض می‌باشد که باید قضای روزه را به جا آورد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه