سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۳۷۱۴) اهل زکات و مستحقان آن چه کسانی هستند؟

(۱۳۷۱۴) سوال: آیا جایز است شخصی، مبلغی پول را از شخص دیگر به عنوان هدیه بگیرد در حالی‌ که می‌داند آن مبلغ، زکات است؟ صاحب زکات، مبلغ را برای فرد مذکور آورده و مقداری از آن مبلغ را به او داده است؛ آیا حلال و جایز است که این مبلغ را بگیرد یا خیر؟ اهل زکات و مستحقان آن چه کسانی هستند؟

جواب:

اگر این شخصی که مبلغ زکات را دریافت ‌کرده است مستحق و از اهل زکات باشد، ایرادی ندارد؛ زیرا اشکالی ندارد که انسان چیزی را بگیرد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برایش حلال نموده است. اهل زکات، هشت گروه هستند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آنان را چنین بیان می‌فرماید: {إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاِبْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنْ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} [التوبة: ۶۰] : (صدقات فقط مخصوص فقرا، مساکین، متصدیان اداره‌ی زکات، کسانی که دل‌هایشان را باید به دست آورد، برای آزاد کردن بردگان، بدهکاران، کسانی که در راه الله هستند و در راه درماندگان می‌باشد؛ فریضه‌ای از جانب الله است و الله بسیار دانا و با حکمت است).

 فقرا و مساکین، زکات را به خاطر نیازی که دارند، دریافت می‌کنند اما فقیر، نیازمندتر از مسکین است. علما می‌گویند: منظور، کسانی هستند که هزینه‌ی کافی برای یک سال خود و خانواده‌‌ی خویش را ندارند اما کسی که از هزینه‌ی کافی برای یک سال خود و خانواده‌‌ی خویش برخوردار باشد، از فقرا و مساکین به شمار نمی‌رود؛ برای مثال: اگر کسی ماهانه چهار هزار ریال حقوق می‌گیرد اما تعداد اعضای خانواده‌اش زیاد هستند و هزینه‌ی ماهیانه‌ی غذا و نوشیدنی، پوشاک، اجاره‌ی خانه و… شش هزار ریال می‌شود؛ به این فرد، بیست و چهار هزار ریال از زکات داده می‌شود زیرا هر ماه به دو هزار ریال نیاز دارد اما بیشتر از آن به وی داده نمی‌شود. همان طور که اهل علم گفته‌اند: به فقیر و مسکین به اندازه‌ای زکات داده می‌شود که برای مخارج یک سال آنان کفایت کند.

{وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا}: عاملان و کارگزاران زکات، کسانی هستند که دولت، آنان را برای اخذ زکات از صاحبان مال و توزیع آن بین مستحقان و نیازمندان برمی‌گزیند. کارگزار زکات، بر خلاف تصور مردم عوام، کسی نیست که معمولا زکات را به او می‌دهند. برخی مردم گمان می‌کنند که کارگزاران زکات، همان کسانی هستند که به طور معمول، مردم زکات را به آنان می‌بخشند اما این‌گونه نیست بلکه کارگزاران زکات، تنها کسانی هستند که زکات را دریافت و میان مستحقان توزیع می‌کنند. {وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}: کسانی هستند که نیاز دارند به سوی اسلام، جذب شوند تا با آن خو بگیرند؛ این‌ افراد یا کافر هستند که امید به مسلمان شدنشان می‌رود لذا از زکات به آنان داده می‌شود یا مسلمان هستند اما نیاز به تقویت ایمان دارند لذا از زکات به آنان داده می‌شود تا ایمانشان تقویت گردد. {الرِّقَابِ}: شامل بردگان می‌شود که با مال زکات از صاحبانشان خریداری می‌شوند و آزاد می‌شوند. همچنین به مکاتبان (بردگانی که با صاحبان خود قرارداد می‌بندند که قیمت آزادی خود را بپردازند و آزاد شوند) از زکات داده می‌شود تا بتوانند بدهی قرارداد آزادی خود را بپردازند. همچنین برای آزادی‌ مسلمانانی که اسیر شده‌اند از زکات به کسی که آنان را اسیر کرده است داده می‌شود تا از اسارت رهایی یابند. همچنین فرد ربوده شده که او را فقط در برابر دریافت فدیه آزاد می‌کنند و راه دیگری برای آزاد کردن وی وجود ندارد، مبلغ آزادی‌ وی از زکات پرداخت می‌شود. {وَالْغَارِمِينَ}: بدهکارانی هستند که بدهی مردم بر عهده‌ی آنان است که در برابر خرید کالا، اجاره‌ی خانه، قرض گرفتن و… بدهکار شده و توان بازپرداخت این بدهی را ندارند؛ بدهی این افراد نیز از زکات پرداخت می‌شود. برای پرداخت بدهی این افراد از زکات، دو روش وجود دارد:

روش اول: مبلغ بدهی را به خودش بدهیم تا بدهی خود را تسویه کند.

روش دوم: خودمان به طلبکار وی مراجعه کرده و بدهی وی را بپردازیم.

اما کدام روش بهتر است؟ در پاسخ می‌گوییم: اگر بدهکار، فردی امانتدار باشد به طوری ‌که اگر مبلغ بدهی را به او بدهیم، او نیز بدهی را به صاحبش می‌پردازد؛ در این صورت، بهتر است که مبلغ را به خودش تحویل بدهیم تا خودش قرضش را بدهد تا منتی بر او به نظر نرسد اما اگر بدهکار، شخصی نادان باشد و بیم آن برود که اگر مبلغ را به وی تحویل دهیم، آن ‌را برای خوش‌گذرانی‌ها و چیزهایی که به آن احتیاج ندارد مصرف ‌کند و همچنان بدهکار باقی بماند، در این صورت بهتر است که خودمان نزد طلبکارش برویم و مبلغ بدهی را به وی بپردازیم. {وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ}: منظور، جهاد در راه الله است؛ لذا از زکات به مجاهد داده می‌شود تا در جهاد استفاده کند یا با مال زکات، اسلحه خریداری شود تا مجاهدان در جهادشان  از آن استفاده کنند. فارغ شدن و صرف وقت برای طلب علم شرعی نیز از جهاد در راه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است لذا اگر کسی یافت شود که وقت خود را برای طلب علم شرعی فارغ نموده است، از زکات به او داده می‌شود، حتی اگر توانایی کار کردن را داشته باشد زیرا طلب علم شرعی از انواع جهاد در راه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

 صنف‌های مذکور، مستحقان زکات هستند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به پرداخت زکات به آنان امر نموده است. پرداخت زکات برای ساخت مساجد، مدارس، خوابگاه‌ها و… جایز نیست زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ استحقاق دریافت زکات را منحصر به همین هشت صنف نموده است.

سؤال در مورد مبلغی است که شخصی به او داده است و او می‌داند که آن مبلغ، زکات است؛ در پاسخ می‌گوییم: اگر از اهل زکات هستی، برایت حلال است اما اگر از اهل زکات نیستی، گرفتن آن ‌مبلغ برایت جایز نیست.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز للشخص أن يأخذ من شخص مبلغا من المال كهدية وهو يعلم أنه من الزكاة، وقد أحضر المبلغ للمذكور وأعطاه بعضًا منه، فهل يحل له هذا أم لا؟ ومن هم أهل الزكاة؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: إذا كان هذا الذي أخذ المبلغ من الشخص والمال من الزكاة، إذا كان من أهل الزكاة المستحقين لها فلا حرج عليه؛ لأن الإنسان لا حرج عليه أن يأخذ ما أحل الله ،له وأهل الزكاة ثمانية بينهم الله -تعالى- في قوله: ﴿ إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَكِينِ وَالْعَمِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَرِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴾ [التوبة: ٦٠] فالفقراء والمساكين يأخذون لحاجتهم، لكن الفقير أشد حاجةً من المسكين قال أهل العلم: يشمل ذلك من لم يجد كفايته وكفاية عائلته لسَنَة، وأما من كان يجد الكفاية فإنه ليس من الفقراء ولا المساكين.

مثال ذلك: لو قُدِّرَ أن هذا شخص راتبه في الشهر أربعة آلاف، ولكن عنده عائلة كثيرة ينفق عليهم في الشهر ستة آلاف ما بين كسوة ومأكل ومشرب وأجرة بيت وما أشبه ذلك، فالراتب أربعة آلاف، وما ينفقه ستة آلاف، فهذا يُعطى من الزكاة أربعة وعشرين ألفا؛ لأنه يحتاج كل شهر ألفين، ولكنه لا يعطى أكثر من ذلك، كما قال أهل العلم: إن الفقير والمسكين يعطيان ما يكفيهما لمدة سنة. وأما العاملون عليها فهم الذين تُنصبهم الدولة لقبض الزكاة وصرفها لمستحقها، وليس العامل عليها من جرت العادة بإعطائه كما يفهمه بعض العامة، فبعض العامة يظن أن العاملين عليها هم الذين جَرَت العادة بإعطائهم من الزكاة وليس كذلك، وإنما العاملون عليها هم الذين تُنصبهم الدولة لقبض الزكاة وصرفها لمستحقيها وما يتعلق بذلك. وأما قوله تعالى: ﴿ وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ﴾ فالمقصود منه : القوم الذين يحتاجون إلى تأليفهم على الإسلام: إما لكونهم كفارًا فيُعطون ليُسْلِموا إذا رُجِيَ إسلامهم، أو كانوا مسلمين لكن يحتاجون إلى تقوية إيمانهم فيُعطون من الزكاة ما يَقْوَى به إيمانهم. وأما قوله: الرِّقَابِ ) فيشمل الأرِقَاء يُشْتَرون فيُعطون من الزكاة فيُعْتَقون، والمكاتبين يُعطون من الزكاة لوفاء دَيْنِ كِتابتهم، والأسرى من المسلمين يُعطى مَنْ أَسَرَهم لَفَكِّهِم من الأشر، وكذلك المُخْتَطَف الذي يختطف من الناس ويطلب فدية ولا نَقْدِر على فكه إلا بتلك الفِدْية، فإنه يُعطَى مِن الزكاة لفكه. وأما الغارمون فهم المدينون الذين عليهم ديون من الناس من ثمن مبيع، أو أجرة بيت، أو قَرْض، أو غير ذلك، وهم لا يستطيعون الوفاء، فإن ديونهم تُوَفَّى من الزكاة، ولوفاء دينهم من الزكاة صورتان:

الصورة الأولى: أن نعطيه هو بنفسه ليوفي دينه.

الصورة الثانية: أن نذهب نحن إلى الدائن ونوفي عن المدين.

ولكن أيهما أحسن؟

نقول: إذا كان المدين صاحب دين وأمانة، بحيث إذا أعطيناه المال ليوفي دينه أوفاه، فإن الأولى أن نعطيه ليوفي ذلك بنفسه حتى لا تظهر عليه المنّة، وأما إذا كان المدين سفيها يُخشَى إذا أعطيناه المال ليوفي به أن يصرفه في ملذاته وما لا يحتاج إليه ويبقي ذمته متعلقةً بدينه، ففي هذه الحال يكون الأفضل أن نذهب إلى الدائن ونعطيه الدين الذي له. وأما قوله: ﴿ وَفِي سَبِيلِ اللهِ فالمراد به الجهاد في سبيل الله، فيُعطى المجاهد ما يكفيه لجهاده، أو يشترى أسلحة يستعين بها المجاهدون على جهادهم، ومن ذلك -أي: الجهاد في سبيل الله – التفرغ لطلب العلم، فإذا وُجد شخص متفرغ لطلب العلم الشرعي فإنه يُعطى من الزكاة وإن كان يستطيع أن يكتسب لو ذهب إلى الاكتساب، وذلك لأن طلب العلم الشرعي من الجهاد في سبيل الله. هؤلاء هم أصناف الزكاة الذين أمر الله -تعالى- بصرف الزكاة إليهم، ولا يجوز أن تُصرف الزكاة في بناء المساجد والمدارس والربط ونحوها؛ لأن الله -تعالى- حَصَرَ الاستحقاق في هؤلاء الثمانية. المهم أن سؤال السائل عن الذي أعطاه دراهم وهو يعلم أنها من الزكاة نقول له: إن كنت من أهل الزكاة فهي. حلال لك، وإن لم تكن من أهلها فإنه لا يجوز لك أن تأخذها منه.

مطالب مرتبط:

(۳۷۳۱) آیا پرداخت زکات به خویشاوند جایز است؟

پرداخت زکات به خویشاوند جایز است و پرداخت آن به خویشاوندی که مستحق آن باشد، بهتر از افراد دور و غریبه است....

ادامه مطلب …

(۳۷۵۱) حکم صدقه دادن به کافری که بسیار نیازمند باشد

صدقه دادن به غير مسلمان که محتاج و نیازمند است، جایز است و اجر دارد اما جایز نیست که صدقه‌ی واجب یعنی زکات به او داده شود مگر این که از کسانی باشد که تألیف قلب و به دست آوردن دل‌هایشان مطلوب است...

ادامه مطلب …

(۳۷۲۴) فقرا و نیازمندان که مستحق زکات هستند چه کسانی هستند؟

زکات، مستحقان خاص خود را دارد که در قرآن از آن‌ها به صراحت، نام برده شده است....

ادامه مطلب …

(۳۷۵۸) آیا جایز است که زکات مالم را برای ساخت مسجد بپردازم؟

زکات فقط برای مواردی پرداخت می‌شود که الله از آن نام برده و فرموده است....

ادامه مطلب …

(۳۷۲۹) آیا دادن زکات به خویشاوندان جایز است؟

پرداخت زکات به خویشاوندان اگر از اهل زکات باشند، بهتر از پرداخت آن به دیگران است زیرا با پرداخت آن به خویشاوندان، صدقه و همچنین صله‌ی رحم خواهد بود....

ادامه مطلب …

(۳۷۳۹) حکم پرداخت زکات به نزدیکان

اگر واقعا و به طور حقیقی نیازمند هستند، جایز است؛ بلکه پرداخت زکات به آنان بهتر از پرداخت آن به افراد غریبه و دور است که خویشاوند تو نیستند چون صدقه به خویشاوند، دو کار است: صدقه و صله‌ی رحم....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه