(۳۵۰۶) سوال: همسرم مقداری طلا برای استفادهی شخصی دارد که به ارزش سه هزار ريال سعودی است؛ آیا این طلا، زكات دارد؟ اگر زکات دارد، مقدار زکاتش چقدر است؟
جواب:
دیدگاه صحیح و راجح در این مسئله این است که زیورآلاتی که برای استفاده میباشد اگر به حدّ نصاب برسد، زکات دارد. نصاب طلا، هشتاد و پنج گرم است که هرگاه به این مقدار برسد، زکاتش واجب میشود؛ دلیلش نیز عموم فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است که میفرماید: {وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ} [التوبة: ۳۴-۳۵] : (کسانی که طلا و نقره را ذخیره میکنند و در راه الله انفاق نمیکنند، آنها را به عذابی دردناک مژده بده. روزی که آنها در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی، پهلو و پشتهایشان را با آن داغ کنند. این است آنچه برای خود ذخیره کردهاید! اکنون بچشید چیزی را که اندوخته میکردید). همچنین عموم فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم که فرمود: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ، وَلا فِضَّةٍ، لا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا إِلاَّ إِذَا كَانَ يَومُ القِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا في نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ، وَجَبِينُهُ، وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ في يَومٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ ألْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ العِبَادِ فَيَرَى سَبيلَهُ، إمَّا إِلَى الجَنَّةِ، وَإمَّا إِلَى النَّارِ»[۱] : (هر صاحبِ طلا و نقرهای که زکاتِ آن را ندهد، روز قیامت طلا و نقرهاش به ورقهايی از آتش تبديل میشود و اين ورقها را در آتش دوزخ، داغ میکنند و سپس با آن پهلوها، پيشانی و پُشت آن شخص را داغ مینهند و هر بار که اين ورقها سرد شود، دوباره داغ میگردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازهی پنجاه هزار سال است ادامه دارد تا آن که ميان بندگان، حُکم شود و آن فرد، عاقبتش را ببیند که به سوی بهشت يا به سوی دوزخ خواهد بود).
این زن که این زیورآلات طلا دارد نیز صاحب طلا میباشد و دلیلی برای استثنای وی از عموم وجود ندارد. همچنین ادلهی خاصی وجود دارد که دلالت بر وجوب زكات زیورآلات طلا و نقره دارد؛ مثل حديث عمرو بن شعيب از پدرش از جدش رَضِيَاللهُعَنْهُ که میگوید: «أن امرأة جاءت إلى رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وفي يد ابنتها مسكتان غليظتان من ذهب فقال لها أتؤدين زكاة هذا قالت:لا قال: أيسرك أن يسورك الله بهما سوار من نار فخلعتهما وألقتهما إلى رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وقالت هما لله ورسوله»[۲] : (زنی نزد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آمد در حالی که دخترش دو دستبند بزرگ طلا به دست داشت؛ به او فرمود: آیا زکات این را میپردازی؟ پاسخ داد: خیر. فرمود: آیا خوشحال میشوی که الله دو النگوی آتشین به دستانت ببندد؟ آن زن فورا آن دو النگو را بیرون آورد و نزد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم گذاشت و گفت: این برای الله و پیامبرش باشد). حديث عایشه رَضِيَاللهُعَنْهَا و أم سلمه رَضِيَاللهُعَنْهَا نیز شاهدی برای این حدیث است. حافظ ابن حجر رَحِمَهُالله در کتاب (بلوغ المرام) دربارهی حديث عمرو ابن شعيب میگوید: «إسناده قوي» : (اسنادش قوی است). بنابراین بر این زن واجب است که زکات طلایش را بپردازد. پرداخت زکات به این شکل است که هرگاه یک سال بر آن طلا گذشت، قیمت آن را در وقتی که زکات بر آن واجب شده است (پایان یک سال) محاسبه کرده و یک چهلم آن را زکات میدهد لذا مثلا اگر سه هزار ریال قیمت داشت، زکاتش هفتاد و پنج ریال است زیرا زكات طلا و نقره، یک چهلم میباشد.