سه‌شنبه 8 محرم 1448
۲ تیر ۱۴۰۵
23 ژوئن 2026

(۲۹۱۰) حکم شرعی امامت با وجود احساس برتری و سوگند بر ترک آن

(۲۹۱۰) سوال: هنگامی که برای مردم نماز می‌‌خوانم احساس می‌‌کنم که از آن‌‌ها بهتر هستم لذا قسم خوردم که امام آن‌‌ها نشوم، حکم این کار چیست؟

جواب:

این سؤال دارای دو قسمت است:

اول: آنچه شیطان در قلب انسان هنگامی که کار خوبی انجام می‌‌دهد می‌‌اندازد گاهی شیطان به انسان القا می‌‌کند که خود شیفته و بهتر از دیگران است لذا در آن چه این سؤال کننده واقع شده قرار می‌‌گیرد و از پیشی گرفتن در اعمال صالح را دست می‌‌کشد زیرا شیطان به او گفته که تو از آن‌‌ها بهتر هستی و این اشتباه است و بر انسان واجب است که وسوسه‌‌های شیطان رها کند و خودش را در جایگاهی که شایسته او است قرار دهد و اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر او با علم و فضیلت منت نهاده تا اینکه از دیگران  برای این مقام بهتر باشد حمد و سپاس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بگوید و جلو برود و از آن چه شیطان در قلبش القا می‌‌کند که ‌‌خودشیفته باشد یا اینکه از دیگران بهتر است را رها کند.

دوم: ترک نمودن عمل به این دلیل، ترک نمودن عمل به خاطر این وسوسه‌‌ها ذلت و ترسویی است زیرا بر او واجب است که در انجام اعمال صالح جدیت و شجاعت داشته باشد به صورتی که در مقابل وساوس شیطانی تسلیم نشود لذا شیطان برخی اوقات تو را با ترساندن از ریاء، غرور، خودشیفتگی وادار به ترک کردن عمل صالح می‌‌کند لذا عمل را ترک می‌‌کند به خاطر ترس از اینکه آن ریا، خودشیفتگی و… باشد بنابراین بر انسان واجب است که برای دور کردن شیطان و وساوش شجاع و قوی باشد و آن چه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را به آن امر نموده انجام می‌‌دهد به عنوان سنت در آن چیزهایی که مستحب است و پایبند باشد  به چیزهایی که واجب است

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا صَلَّيْتُ بأناس في الصلاة أشعر أنني أفضل منهم، فأقسمت على نفسي ألا أجعل نفسي إمامًا عليهم، ما حكم ذلك؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: هذا السؤال فيه شقان:

الشق الأول: ما يلقيه الشيطان في قلب الإنسان عند فعل الأعمال الصالحة، فأحيانًا يُملي عليه الشيطان أنه معجب بنفسه وأنه أفضل من غيره، فيقع فيما يقع فيه هذا السائل، ويَدَعُ التقدم في الأعمال الصالحة؛ لأن الشيطان قال له: إنك أفضل منهم، وهذا خطأ، فالواجب على الإنسان أن يَدَعَ وساوس الشيطان، وأن يُنْزِلَ نفسه المنزلة اللائقة به، وإذا كان الله تعالى قَدْ مَنَّ عليه بالعلم والفضل حتى يكون أحق من غيره بهذا المنصب فليحمد الله على ذلك، وليتقدم وليُعْرِضْ عما يلقيه الشيطان في قلبه من كونه أُعْجِبَ بنفسه، أو رأى نفسه أفضل منهم.

الشق الثاني في هذا السؤال: فهو ترك العمل من أجل هذا، وترك العمل من أجل هذه الوساوس خَوَرٌ ورُعْبٌ وجُبْنُ؛ لأنه يجب عليه أن يكون ذا حزم وشجاعة وإقدام على العمل الصالح، بحيث لا يخضع للشيطان ووساوسه، فإن الشيطان أحيانًا يحملك على ترك العمل الصالح بتخويفه إياك بأن هذا رياء، أو أن هذا فخر وإعجاب، فيَدَعُ العمل لأنه يخشى أن يكون مرائيا، ويدع العمل يخشى أن يكون معجبًا بنفسه وما أشبه ذلك، فعلى الإنسان أن يكون شجاعًا قويًا لدفع الشيطان ونزغاته، فيفعل ما أمر الله به، تطوعا في المستحب والتزاما في الواجب.

مطالب مرتبط:

(۲۸۷۹) آیا جایز است شخص مسلمان پشت سر امامی که ورق بازی می‌کند نماز بخواند؟

اگر این امام بازی ورق می­کند همچنین از جهات دیگر ملتزم نیست اگر امام ثابت است باید پشت سر او نماز خوانده شود ولی اگر امام ثابت نیست شایسته نیست که به عنوان امام مردم در نماز جلو فرستاده شود بلکه کسی انتخاب شود که تقوایش بیشتر است در صورتی که این شخص که تقوایش بیشتر است تلاوت واجب نماز را خوب می­خواند....

ادامه مطلب …

(۲۸۵۷) من قرآن می‌خوانم ولی تلاوتم خوب نیست آیا جایز است امام مردم شوم؟

اگر تلاوتش خوب نیست جایز نیست که امام مردم شود به خصوص هنگامی که سوره­ی فاتحه را خوب بلد نیست...

ادامه مطلب …

(۲۸۶۴) آیا امامت کسی که قرآن را با لکنت می‌خواند جایز است؟

امامت کسی که قرآن را با لکنت می­خواند جایز است مادامی که حروف، کلمات و حرکات را خوب ادا می‌کند...

ادامه مطلب …

(۲۸۶۸) آیا نماز پشت سر امامی که با سحر سر و کار دارد درست است؟

نماز پشت سر امامی که با سحر سر و کار دارد اگر سحرش او را به حد کفر می­­رساند نماز پشت سر او جایز نیست زیرا او کافر است و نمازش درست نیست و درست نیست که امام شود...

ادامه مطلب …

(۲۹۱۵) حکم امامت مسافر در نماز جمعه برای مقیمان

برای مسافر درست است که امام و خطیب جمعه شود....

ادامه مطلب …

(۲۸۹۷) حکم امام مسجدی که بسیار در نمازش سهو می‌کند چیست؟

بر این امام لازم است اگر امامی قاری و آگاه به احکام نماز یافت مادامی که که بسیار فراموش می­کند از امامت انصراف دهد ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه