(۲۱۵۶) سوال: چگونه فاتحه را بخوانیم در حالیکه امام قرائت را به صورت جهری میخواند؟ با وجود این که امام بین قرائت فاتحه و سورهی بعد آن سکوت نمیکند؟
جواب:
این جواب رو به هر کسی که امام و مأموم است میباشد: اما امام شایسته است که سکوت کمی را بعد از سورهی فاتحه و قبل از سورهای که بعد از آن قرائت میشود بکند همانطور که از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از حدیث سمرة بن جُندُب رَضِيَاللهُعَنْهُ روایت شده است[۱] و این حدیث حسن است و بلکه الحافظ بن حجر در فتح الباری این حدیث را ثابت وصف میکند و زیرا هنگامی که این سکوت کم را اختیار کند مأموم در این سورهی فاتحه را آغاز میکند و ادامه میدهد.
و اما سکوت طولانی که تا مأموم فاتحه را بخواند دلیلی از سنت برای آن نمیدانم و این را متوجه مأموم میسازم که قرائت فاتحهاش را تمام میکند اگر چه امام نیز قرائت کند زیرا عبادة بن الصامت رَضِيَاللهُعَنْهُ ذکر میکند که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم با ایشان نماز صبح میخواند و ایشان همراهش قرائت میکردند پس هنگامی که نماز پایان یافت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به ایشان فرمود: «لَعَلَّكُمْ تَقْرَءُونَ خَلْفَ إِمَامِكُمْ ؟ “. قُلْنَا : نَعَمْ، هَذًّا يَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ : ” لَا تَفْعَلُوا إِلَّا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ ؛ فَإِنَّهُ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ يَقْرَأْ بِهَا»[۲] (شما پشت سر امامتان قرائت می خوانيد؟ گفتیم: بله یا رسول الله، رسول الله فرمود: جز سوره ی فاتحه، چيزی نخوانيد، زيرا نماز کسی که در آن سوره ی فاتحه را نخواند، صحيح نيست) پس مأموم فاتحه را میخواند اگر چه امامش دارد قرائت میکند ولی در حین قرائت امام عیر از فاتحه را نمیخواند.
و قرائت فاتحه از مأموم فقط در یک حالت ساقط میشود و آن: هنگامی است که امام در حال رکوع باشد پس در این حالت تکبیرة الإحرام را میگوید سپس همراه امام رکوع میکند تا آن که این رکعت از او فوت نشود و اینجا تکبیرة الإحرام واجب است بلکه رکنی میباشد که بدون آن نماز بسته نمیشود و در حالت ایستاده تکبیر میگوید و اگر هنگام رکوع رفتنش نیز تکبیر بگوید افضل است و اگر این کار را نکرد نیز مشکلی نیست پس مسبوق هنگامی که امام در حالت رکوع است برسد فاتحه از او فوت میشود و همچنین اگر هنگامی به نماز برسد که قرائت فاتحه را شروع کرده که امام به رکوع میرسد و ترس این را دارد که اگر فاتحه را تمام کند آن رکعت را از دست بدهد پس در این حالت نیز همراه امام رکوع میکند و فاتحه از او ساقط میشود و دلیل آن حدیث أبو بکرة رَضِيَاللهُعَنْهُ است که هنگامی به نماز در مسجد رسید که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در حالت رکوع بودند پس با سرعت قبل از این که به صف برسد وارد نماز شد پس هنگامی که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نماز را تمام کرد سوال کردند که چه کسی این کار را کرد؟ ابوبکرة رَضِيَاللهُعَنْهُ گفت من بودم پس رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «زادك الله حرصاً، و لاتعد»[۳] (الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ حرص تو را زیاد کند ولی بار دیگر این کار را انجام نده) و ابوبکرة سه کار را انجام داده بود:
اول: شتاب کرده بود، دوم: به رکوع رفته بود قبل از این که وارد صف شود، سوم: قبل از این فاتحه را بخواند همراه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به رکوع رفته بود و آن را رکعت را حساب کرده بود.
باید نگاه کنیم نهی به کدام یک از این سه تا امر برمیگردد؟ پس هنگامی که به سنت نگاه کردیم یافتیم که به دو امر اولی برمیگردد و آن دو: شتبا ورزیدن و وارد شدن به جماعت قبل از رسیدن به صف.
اما اولی: زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «إذا سمعتم الإقامة فامشوا إلى الصلاة و عليكم السكينة و الوقار، ولا تسرعوا، و ما ادركتم فصلوا، وما فاتكم فأتموا»[۴] (وقتی که اقامه را شنیدید پس با آرامش و وقار به سمت نماز راه بروید و هرآنچه را یافتید نماز بخوانید و آنچه را نیافتید نیز کامل کنید) پس فرمود: «و لاتسرعوا».
اما دومی: صف بستن واجب است زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «لا صلاة لمنفرد خلف الصف»[۵] (شخص تنها پشت صف نماز ندارد) پس اگر وارد نماز بشود قبل از این که به صف برسد پس این واجب را رعایت نکرده است.
و اما سومی: زمانی که نماز را دریافت وارد نماز شد و این نهی برایش نیست بلکه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «و ما ادركتم فصلوا، وما فاتكم فأتموا» (و هرآنچه را یافتید نماز بخوانید و آنچه را نیافتید نیز کامل کنید).
و با این تقریر واضح کردن که در این حالت فاتحه از مأموم ساقط میشود.
[۱] رواه الترمذی (۲۵۱) و ابن ماجه (۸۴۴).
[۲] رواه ابو داود (۸۲۳).
[۳] تخریج آن گذشت.
[۴] رواه البخاری (۶۳۵) و مسلم (۶۰۳).
[۵] رواه احمد (۲۳/۴) و ابن ماجه (۱۰۰۳).