جمعه 7 ذیقعده 1447
۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
24 آوریل 2026

(۲۰۹۷) حکم قطع نماز سنت با اقامه نماز جماعت

(۲۰۹۷) سوال: بعضی از مردم را می‌بینم که دو رکعت قبل از نماز فرض می‌خوانند ممکن است سنت تحیه‌ی مسجد یا سنت ظهر یا سنت فجر باشد زمانی که شروع می‌کنند و فاتحه را می‌خوانند مؤذن اقامه می‌کند پس آن در همان حال ایستاده سلام می‌دهد سپس همراه امام نماز را شروع می‌کند پس حکم این چیست آیا جایز است؟ آیا چیزی در این بر گردن او است یا نه؟

جواب:

این مسئله اهل علم در آن اختلاف کرده‌اند که آیا این نافله را قطع کند و با امام نماز بخواند یا آن را کوتاه بخواند؟  و اصل این اختلافشان معنی قول صحیحی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که ابو هریرة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت می‌کند: «إِذَا أُقِيمَتِ الصَّلَاةُ فَلَا صَلَاةَ إِلَّا الْمَكْتُوبَةُ» [۱](هر گاه نماز اقامه شد هیچ نمازی نیست مگر نماز فرض) پس این قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم «فلا صلاة إلا المکتوبة» بعضی گفته‌اند: پس ابتدا نمازی نیست مگر نماز فرض زیرا اقامه اعلان به قیام نماز است مانند این است که می‌گوید: هنگامی که اقامه‌ی نماز شد پس نماز دیگری بعد از این اقامه‌ای که برای نماز حاضر شد شروع نکنید و برای همین در حدیث آمده است که نمازی نیست مگر آن که برایش اقامه شده است و بعضی دیگر گفته‌اند پس ابتدا و ادامه دادن هیچ نمازی نیست مگر نماز فرض. پس نظر اول این است که شروع کردن نماز نهی شده است و هنگامی که نماز شروع کرده است پس آن را کوتاه تمام کند و نظر دوم این است از شروع کردن نماز و ادامه دادن نماز نهی شده است پس هنگامی که نماز اقامه شد و او نافله می‌خواند واجب است که آن را قطع کند.

و نزد من -و علم نزد الله است- این است که اگر نماز اقامه شد و انسان در رکعت دوم از نافله بود پس آن را کوتاه بخواند و اگر در رکعت اول بود آن را قطع کند چون رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «من أدرك ركعة من الصلاة فقد أدرك الصلاة»[۲] (کسی یک رکعت نمازی را درک کند آن نماز را درک کرده است) و این یک رکعت از نافله را قبل از وجود مانع (اقامه‌ی نماز) دریافته است پس آن را تمام می‌کند و اگر یک رکعت را کامل نخوانده است پس مفهوم قول «من أدرك ركعة من الصلاة فقد أدرك الصلاة» (کسی یک رکعت نمازی را درک کند آن نماز را درک کرده است) این است  که او نماز را درک نکرده است پس آن را قطع کند و همراه امام وارد نماز شود و قطع کردن نماز به این سبب یا با اسباب دیگر از نماز را بدون سلام بیرون می‌آید زیرا که نمی‌دانم که در سنت باشد کسی که می‌خواهد از نماز قبل از تمام کردن آن خارج شود سلام دهد و برای همین عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا در روایت مسلم می‌فرماید: «وَكَانَ يَخْتِمُ الصَّلَاةَ بِالتَّسْلِيمِ»[۳] (و نماز را با سلام خاتمه می‌داد) پس سلام دادن برای تمام کردن نماز است و همچنین در سنن آمده است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «تَحْرِيمُهَا التَّكْبِيرُ، وَتَحْلِيلُهَا التَّسْلِيمُ»[۴] (ورود در آن (‌و همه چيز را بجز نماز، بر خود حرام ‌كردن‌) وسيله تكبير انجام مي‌گيرد و بيرون آمدن از آن سلام دادن است‌) و در مسئله‌ی ما به پایان و تحلیل آن نرسیده است پس سلام دادن مشروع نیست بلکه نماز را سلام دادن ترک می‌کند.


[۱] رواه مسلم (۷۱۰).

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] رواه مسلم (۴۹۸).

[۴] رواه ابو داود (۶۱) و ترمذی (۳) و ابن ماجه (۲۷۵).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أرى بعض الأشخاص يبدأ في أداء ركعتين قبل الصلاة، وقد تكون تحية المسجد، أو سنة الظهر، أو سنة الفجر، وعند شروعه فيها وقراءته الفاتحة يقيم المؤذن للصلاة التي بعد هذه النافلة، فيلجأ هذا الشخص إلى التسليم حالا وهو واقف ثم يشرع مع الإمام في الصلاة. فما حكم ذلك هل يجوز؟ وهل عليه شيء في ذلك أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذه المسألة اختلف فيها أهل العلم: إذا كان الإنسان في نافلة ثم أقيمت الصلاة، فهل يقطع تلك النافلة ويدخل معهم، أو يستمر في صلاة النافلة مخففّا لها وموجزًا لها؟ وأصل اختلافهم هذا قوله صلى الله عليه وسلم فيها صح عنه من حديث أبي هريرة: «إذا أقيمت الصلاة فلا صلاة إلا المكتوبة»، فإن قوله فلا صلاة إلا المكتوبة»، ذهب بعضهم إلى أن المعنى: فلا ابتداء صلاة إلا المكتوبة، لأن الإقامة إعلام بالقيام إلى الصلاة، فكأنه صلى الله عليه وسلم يقول: إذا أقيمت الصلاة فلا تشرعوا في صلاة بعد هذه الإقامة التي قصد بها الصلاة الحاضرة، لا تشرعوا في صلاة، بل اجعلوا الصلاة هي التي أقيمت لها، ولهذا روي في الحديث: فلا صلاة إلا التي أقيمت. وذهب آخرون إلى أن قوله: فلا صلاة، أي: فلا صلاة ابتداءً ولا استمرارًا. فعلى الرأي الأول يكون المنهي عنه ابتداء الصلاة، فإذا كان قد شرع في الصلاة فإنه يتمها خفيفة، وعلى الثاني يكون المنهي عنه الصلاة ابتداءً واستمرارًا، فإذا أقيمت الصلاة وهو في نافلة وجب عليه قطعها.

وعندي – والعلم عند الله سبحانه وتعالى- أنه إذا أقيمت الصلاة والإنسان في الركعة الثانية من النافلة فإنه يتمها خفيفة، وإن أقيمت وهو في الركعة الأولى فإنه يقطعها، لأن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «من أدرك ركعة من الصلاة فقد أدرك الصلاة»، وهذا الذي صلى ركعة من النافلة قبل وجود المانع – وهو: إقامة الصلاة يكون قد أدركها فليتمها، وأما إذا كان لم يصل ركعة كاملة فإن مفهوم قوله: «من أدرك ركعة من الصلاة فقد أدرك الصلاة»: أنه لم يدرك زمنا تكون فيه هذه الصلاة ،مباحة، فيقطعها ويدخل مع الإمام، وعند قطع الصلاة لهذا السبب أو لغيره فإنه يخرج منها بدون سلام، لأنه لا أعلم سُنة في الرجل إذا أراد أن يخرج من صلاته قبل تمامها يسلم، ولهذا تقول عائشة رضي الله عنها فيما رواه مسلم: «وكان يختم الصلاة بالتسليم»، فالتسليم ختام الصلاة، وكذلك في السنن أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «تحريمها التكبير، وتحليلها التسليم ، وفي مسألتنا لم يصل إلى حد يتحلل منها، ولم يصل إلى ختامها، فلا يُشرع السلام، بل ينصرف بدون أن يسلم.

مطالب مرتبط:

(۲۰۹۸) آیا این گفته صحیح است: «هنگامی که موذن اذان می‌دهد مستحب نیست که برای نماز بلند شد»

بعضی از اهل علم گفته‌اند که شایسته نیست هنگامی که مؤذن اذان می‌گوید بایستاد تا این که بخشی از اذان را بگوید، گفته‌اند که این تشبیه به شیطان است هنگامی شنیدن اذان پشت می‌کند و می‌رود...

ادامه مطلب …

(۲۱۰۰) مسافت بین پاها در هنگام ایستادن در نماز

مسافت آن را از سنت نمی‌دانم پس به حالت طبیعی گذاشته می‌شود زیرا آن‌چیزی که صفتش در سنت نیامده پس بر آنچه طبیعتش اقتضا می‌کند باقی می‌ماند....

ادامه مطلب …

(۲۰۹۶) حکم قطع نماز تحیه‌ مسجد هنگام اقامه نماز جماعت

اگر انسان نماز نافله (تحیه‌ی مسجد یا راتبه‌ی نماز یا نفل مطلق) شروع کرد سپس نماز را اقامه کرد اگر در رکعت دوم است پس آن را کوتاه می‌خواند و اگر در رکعت اول است بدون سلام دادن نماز را قطع می‌کند...

ادامه مطلب …

(۲۰۹۹) ایستادن صحیح و موضع پاها در نماز چگونه می‌باشد؟

ایستادن درست در نماز این است که راست بایستد، و اما موضع پاها در حالت قیام به حالت طبیعی می‌باشد به هم نچسپیده باشد و زیاد از هم باز هم نباشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه