چهارشنبه 2 محرم 1448
۲۷ خرداد ۱۴۰۵
17 ژوئن 2026

(۱۰۶۶) شرح حدیث لا وصیة لوارث و آیه سوره بقره

(۱۰۶۶) سوال: در حدیثی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «وصیتی برای وارث نیست»[۱]. اما در سوره‌ی بقره آمده: {كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ} [بقره:۱۸۰]: (هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد اگر دارایی از خود به جای گذاشت وصیت بر شما واجب شده است که برای پدر و مادر و نزدیکان به طور شایسته وصیت کند. این حق واجبی است بر پرهیزکاران). چطور بین این دو جمع بندی می‌شود؟

جواب:

حدیثی که سائل به آن اشاره کرد، توضیحی برای آیه‌ی فرائض است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وقتی آیات میراث را نازل فرمود، در آیه‌ی اول فرمود: {آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} [نساء: ۱۱]: (شما نمی‌دانید پدران و مادران و فرزندان‌تان کدام یک برای شما سودمندترند. این فریضه‌ی الهی است و الله دانا و حکیم است).

سپس در آیه‌ی دوم می‌فرماید: {تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ} [نساء: ۱۳-۱۴]: (این حدود الهی است و هرکس از الله و رسولش اطاعت کند، پروردگار او را به باغ‌های بهشت وارد می‌کند که در آنها رودبارها روان است و جاودانه در آن می‌مانند و این پیروزی بزرگی است. و هر کس که از الله و رسولش نافرمانی کند و از حدود الهی تجاوز کند، او را به آتش وارد می‌گرداند که جاودان در آن می‌ماند و او را عذابی خوار کننده است).

این دلالت دارد که هر کس میراث می‌برد، برای میت جایز نیست چیزی از مالش را برای او وصیت کند؛ زیرا در این صورت، بیشتر از حقی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برایش در نظر گرفته، به او می‌رسد و این تجاوز از حدود الهی است.

اما آیه‌ای که در سوره‌ی بقره آمده مختص کسی است که ارث می برد. کسی که ارث می‌برد، نمی‌شود برای او وصیت کرد. اما گاهی اوقات ممکن است پدر به خاطر اختلاف دین، از پسرش ارث نبرد و در صورتی که مانعی از موانع ارث وجود داشت، در اینجا پدر اهلیت این را دارد که پسرش برای او وصیت کند. ولی در مورد نزدیکان می‌گوییم: کسی که ارث می‌برد، وصیتی برای او نیست. اما کسی که ارث نمی‌برد، برای او وصیت می‌شود. پس در اینجا آیه‌ی سوره‌ی بقره، آیه‌ی مواریث را خاص می‌کند.

***


[۱] سنن ابو داود: کتاب الوصایا، باب ما جاء فی الوصیة لوارث. حدیث شماره: (۲۸۷۰). جامع ترمذی: کتاب الوصایا، باب لا وصیة لوارث. حدیث شماره: (۲۱۲۱)، و گفته: این حدیث، حسن صحیح است. سنن نسائی: کتاب الوصایا، باب إبطال الوصیة لوارث. حدیث شماره: (۳۶۴۱). سنن ابن ماجه: کتاب الوصایا، باب لا وصیة لوارث. حدیث شماره: (۲۷۱۳). از ابوامامه باهلی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «لا وَصيَّةَ لوارِثٍ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: جاء في الحديث الشريف قول الرسول صلى الله عليه وسلم: «لا وَصِيَّة لِوَارِثِ». وجاء في سورة البقرة قوله تعالى: ﴿ كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ﴾ [البقرة: ۱۸۰] الآية. نرجو التوفيق في هذه المسألة لبيان تفسير الحديث والآية والجمع بينهما.

فأجاب رحمه الله تعالى: الحديث الذي أشار إليه السائل هو كالتوضيح لآيات الفرائض، فإن الله -سبحانه وتعالى- لما ذكر الفرائض قال في الآية الأولى منها: ﴿ ءَابَآؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴾ [النساء: ١١]. وقال في الآية الثانية: ﴿ تِلكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَلِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِين ﴾ [النساء: ١٣ – ١٤].

وهذا يدل على أن من كان من أهل المواريث فإنه لا يحل أن يُوصِي له الميت بشيء؛ لأنه إذا أوصى له فقد أعطاه أكثر مما جعله الله له، وهذا من تعدي الحدود.

وأما الآية التي في سورة البقرة فإن قوله – تعالى -: ﴿ كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ ﴾ [البقرة: ١٨٠] يُخص منها من كان ،وارثا فإن من كان وارثاً فإنه لا يُوصَى له، ويمكن أن يكون الوالد غير وارث فيما لو حصل اختلاف دِين بينه وبين ولده، فإنه لا توارث بينهما، فإذا حصل مانع من موانع الإرث أصبح الوالد أهلا للوصية. وأما الأقربون فكذلك نقول: من كان منهم وارثًا فإنه لا وصية له، ومن كان غير وارث فإنه يُوصَى له، فتكون آية البقرة مخصوصة بآية المواريث.

مطالب مرتبط:

(۱۰۹۹) تهدیدی که برای کتمان علم آمده است

حدیث در مورد کسی است که در مورد علمی‌از او سوال شود و او آن را بیان نکند. روز قیامت به دهان این شخص افساری از آتش زده می‌شود.

ادامه مطلب …

(۱۱۰۰) داستان جذامی و کور و کچل در حدیث

داستان این سه نفر در حدیث آمده که الله تعالی آنها را آزمود تا ببیند کدام شکرگزار و کدام ناشکر هستند. در آخر نعمتش را از دوتا گرفت و برای یکی باقی نهاد

ادامه مطلب …

(۱۲۳۲) روش درست سجده کردن طبق حدیث

از آنجا که الله تعالی انسان را بر حیوانات برتری داده، پیامبر ما را نهی کرده که سجده رفتنمان همانند خوابیدن شتر باشد. تفصیل مساله در متن جواب می‌آید

ادامه مطلب …

(۱۱۰۵) جوانی که در عبادت الله رشد کند

این سن، سن جوانی است و اگر تا این سن اهل عبادت بوده و این کار را ادامه دهد تا زمانی که اجلش فرا برسد، ان شاءالله جزء این گروه خواهد بود

ادامه مطلب …

(۱۱۰۱) باید در مجالس ذکر الله باشد

حتما باید در مجالس ذکر الله به میان آید. همچنین ذکر پیامبر و صحابه هم بسیار نیکوست. اما ذکر علما اگر باشد خیلی خوب است و تشویق می‌شود

ادامه مطلب …

(۱۲۱۵) صحت حدیث چشم پوشی از حدیث نفس

«الله چشم پوشی کرده از آنچه که امتم در دلشان می‌گذرد تا زمانی که آن را انجام ندهند یا بر زبان نیاورند» و این شامل هر چیزی می‌شود.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه