(۱۰۳۳) سوال: تفسیر این آیات در سورهی فجر چیست؟ {وَالْفَجْرِ * وَلَيَالٍ عَشْرٍ * وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ * وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ * هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ} [فجر: ۱-۵]: (سوگند به صبح. و به شبهای دهگانه. همچنین به زوج و فرد. و سوگند به شب هنگامی که میرود. آیا در این، سوگندی برای صاحب خرد نیست).
جواب:
این چیزهایی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بدان قسم یاد کردند، چند نمونه از نشانههایی هستند که بر کمال قدرت و عظمت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دلالت دارند. صبح درخشنده و دمیده شده بعد از تاریکی شب، یکی از آیات الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است. چون هیچ کس غیر از الله نمیتواند خورشید را که مقدمهی روز است، بیرون بیاورد. نیز، دیگر نشانههای الهی که در فجر وجود دارند، تغییر افق و گستردن نور بر مردم و باز شدن در رزقشان و غیره است که ممکن است خیلی از آنها بر ما پوشیده باشند، اما جزئی از نشانههای بزرگ الهی هستند.
اما شبهای دهگانه: یا ده شب آخر رمضان هستند که شب قدر در آنهاست. شب قدر بهتر از هزار ماه است. در هر شب از شبهای این دهه و همچنین در دیگر شبها، در یک سوم آخر شب، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آسمان دنیا، به کیفیتی که کسی غیر از خودش نمیداند، نزول میکند و ندا میدهد: «کیست مرا بخواند تا او را اجابت كنم؟ کیست که از من بخواهد میكند تا به او عطا کنم؟ کیست که از من بخشايش طلبد تا او را ببخشم»؟ [۱]
همچنین ممکن است شبهای دهگانه، ده شب اول ذوالحجه باشند که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دربارهی آن فرمودهاند: «هیچ روزی نیست که عمل صالح در آنها نزد الله محبوبتر و پسندیدهتر از این دهه باشد». [۲] پس طبق این حدیث، عمل صالح در دههی ذوالحجه بهتر از عمل صالح در دههی آخر رمضان است.
به این مناسبت دوست دارم برادران مسلمان را به غنیمت شمردن فرصت در این دهه یادآور شوم. بیشتر مسلمانان از فضیلت این دهه و فضیلتی که اعمال در آن دارند، غافل هستند. به همین خاطر این دهه را مانند روزهای پشت سر میگذارند، انگار نه انگار که فضیلتی به آن اختصاص یافته است. شایسته است در دههی ذو الحجه اعمال صالح بیشتری مثل نماز و صدقه و روزه و دیگر اعمالی که شخص را به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نزدیک میکنند، انجام گیرد.
اما شفع به معنی زوج و وتر به معنی فرد؛ گفته شده: قسم خوردن به مخلوق و خالق است. شفع مخلوق است و وتر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ. چنان که پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «همانا الله فرد است و فرد را دوست دارد». [۳] اما شفع، مخلوق است. به دلیل این آیه: {وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ} [ذاريات: ٤٩]: (و از هر چیز جفت آفریدیم، شاید شما پند گیرید).
اما آنجا که فرمود: {وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ}: (و سوگند به شب هنگامی که میرود)، قسم به شب است موقعی که فرا میرسد و تاریکیاش همه جا را فرا میگیرد. این هم یکی از آیات الهی است و در مقابل قسم خوردن به صبح آمده است. زیرا شب تاریک است و مردم در آن آرام میگیرند و نشاط خود را با خوابی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را مایهی آرامش قرار داده تجدید میکنند تا خستگی سابق رفع شود و برای کار آتی تجدید قوا کنند.
الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به این چیزها قسم خورده و بعد از آن فرمود: {هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ}: (آیا در این، سوگندی برای صاحب خرد نیست)؟ این استفهام برای تقریر است. یعنی: همانا این قسم بزرگی است که هر صاحب خردی میفهمد. «حِجْر» در اینجا به معنای عقل است. یعنی هر عاقلی در این چیزها که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آنها قسم خورده تدبر کند، عظمت این قسم برایش روشن میشود.
اما نحویان در جواب قسم اختلاف دارند که البته اینجا محل ذکر آن نیست.
دوست دارم در اینجا فایدهی مهمی را برای طالب علم ذکر کنم: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ گاهی به چیزهایی قسم میخورد که بر عظمت و قدرتش دلالت میدهند. منظور این است که با این قسم عظمت این چیزها روشن گردد و دانسته شود که اینها بعضی از نشانهها و آیات بزرگ الهی هستند. هر چند که در اینجا هیچ جواب قسمی ذکر نشده باشد. مثلا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ * وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ * أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ} [قيامة: ۱-۳]: (به روز قیامت سوگند میخورم. و به نفس ملامتگر سوگند میخورم. آیا انسان میپندارد که هرگز استخوانهایش را جمع نخواهیم کرد)؟ برخی از نحویها میگویند: در چیزی که به آن قسم یاد شده، به نوعی جواب قسم وجود دارد. به همین خاطر دیگر نیازی به ذکر جواب قسم نیست.
هر کس میخواهد در این باره بیشتر بداند، کتاب (التبيان بأقسام القرآن) تألیف شمس الدین بن قیم الجوزية رَحِمَهُالله که یکی از شاگردان شیخ الإسلام ابن تيمية رَحِمَهُالله است را بخواند.
[۱] صحیح بخاری: کتاب التهجد، باب الدعاء فی الصلاة فی آخر اللیل، حدیث شماره: (۱۱۴۵). صحیح مسلم: کتاب صلاة المسافرین، باب الترغیب فی الدعاء و الذکر فی آخر اللیل و الإجابة فیه. حدیث شماره: (۷۵۸). از ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «مَنْ يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ لَهُ، مَنْ يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ، مَنْ يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ لَهُ».
[۲] صحیح بخاری: کتاب العیدین، باب فضل العمل فی ایام التشریق، حدیث شماره: (۹۶۹). از ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا با این لفظ: «مَا الْعَمَلُ فِي أَيَّامِ الْعَشْرِ أَفْضَلَ مِنَ الْعَمَلِ فِي هَذِهِ».
[۳] صحیح بخاری: کتاب الدعوات، باب: لله مائة اسم غیر واحد، حدیث شماره: (۶۴۱۰). صحیح مسلم: کتاب الذکر و الدعاء، باب فی أسماء الله تعالی و فضل من أحصاها. حدیث شماره: (۲۶۷۷). از ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «إنَّ اللهَ وَتْرٌ يُحِبُّ الْوَتْرَ».