سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۱۰۳۳) منظور از شب‌های دهگانه در سوره فجر

(۱۰۳۳) سوال: تفسیر این آیات در سوره‌ی فجر چیست؟ {وَالْفَجْرِ * وَلَيَالٍ عَشْرٍ * وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ * وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ * هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ} [فجر: ۱-۵]: (سوگند به صبح. و به شب‌های دهگانه. همچنین به زوج و فرد. و سوگند به شب هنگامی که می‌رود. آیا در این، سوگندی برای صاحب خرد نیست).

جواب:

این چیزهایی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدان قسم یاد کردند، چند نمونه از نشانه‌هایی هستند که بر کمال قدرت و عظمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دلالت دارند. صبح درخشنده و دمیده شده بعد از تاریکی شب، یکی از آیات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است. چون هیچ کس غیر از الله نمی‌تواند خورشید را که مقدمه‌ی روز است، بیرون بیاورد. نیز، دیگر نشانه‌های الهی که در فجر وجود دارند، تغییر افق و گستردن نور بر مردم و باز شدن در رزقشان و غیره است که ممکن است خیلی از آنها بر ما پوشیده باشند، اما جزئی از نشانه‌های بزرگ الهی هستند.

اما شب‌های دهگانه: یا ده شب آخر رمضان هستند که شب قدر در آنهاست. شب قدر بهتر از هزار ماه است. در هر شب از شب‌های این دهه و همچنین در دیگر شب‌ها، در یک سوم آخر شب، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آسمان دنیا، به کیفیتی که کسی غیر از خودش نمی‌داند، نزول می‌کند و ندا می‌دهد: «کیست مرا بخواند تا او را اجابت كنم؟ کیست که از من بخواهد می‌كند تا به او عطا کنم؟ کیست که از من بخشايش طلبد تا او را ببخشم»؟ [۱]

همچنین ممکن است شب‌های دهگانه، ده شب اول ذوالحجه باشند که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم درباره‌ی آن فرموده‌اند: «هیچ روزی نیست که عمل صالح در آنها نزد الله محبوب‌تر و پسندیده‌تر از این دهه باشد». [۲] پس طبق این حدیث، عمل صالح در دهه‌ی ذوالحجه بهتر از عمل صالح در دهه‌ی آخر رمضان است.

به این مناسبت دوست دارم برادران مسلمان را به غنیمت شمردن فرصت در این دهه یادآور شوم. بیشتر مسلمانان از فضیلت این دهه و فضیلتی که اعمال در آن دارند، غافل هستند. به همین خاطر این دهه را مانند روزهای پشت سر می‌گذارند، انگار نه انگار که فضیلتی به آن اختصاص یافته است. شایسته است در دهه‌ی ذو الحجه اعمال صالح بیشتری مثل نماز و صدقه و روزه و دیگر اعمالی که شخص را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک می‌کنند، انجام گیرد.

اما شفع به معنی زوج و وتر به معنی فرد؛ گفته شده: قسم خوردن به مخلوق و خالق است. شفع مخلوق است و وتر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ. چنان که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «همانا الله فرد است و فرد را  دوست دارد». [۳] اما شفع، مخلوق است. به دلیل این آیه: {وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ} [ذاريات: ٤٩]: (و از هر چیز جفت آفریدیم، شاید شما پند گیرید).

اما آنجا که فرمود: {وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ}: (و سوگند به شب هنگامی که می‌رود)، قسم به شب است موقعی که فرا می‌رسد و تاریکی‌اش همه جا را فرا می‌گیرد. این هم یکی از آیات الهی است و در مقابل قسم خوردن به صبح آمده است. زیرا شب تاریک است و مردم در آن آرام می‌گیرند و نشاط خود را با خوابی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را مایه‌ی آرامش قرار داده تجدید می‌کنند تا خستگی سابق رفع شود و برای کار آتی تجدید قوا کنند.

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به این چیزها قسم خورده و بعد از آن فرمود: {هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ}: (آیا در این، سوگندی برای صاحب خرد نیست)؟ این استفهام برای تقریر است. یعنی: همانا این قسم بزرگی است که هر صاحب خردی می‌فهمد. «حِجْر» در اینجا به معنای عقل است. یعنی هر عاقلی در این چیزها که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آنها قسم خورده تدبر کند، عظمت این قسم برایش روشن می‌شود.

اما نحویان در جواب قسم اختلاف دارند که البته اینجا محل ذکر آن نیست.

دوست دارم در اینجا فایده‌ی مهمی را برای طالب علم ذکر کنم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گاهی به چیزهایی قسم می‌خورد که بر عظمت و قدرتش دلالت می‌دهند. منظور این است که با این قسم عظمت این چیزها روشن گردد و دانسته شود که اینها بعضی از نشانه‌ها و آیات بزرگ الهی هستند. هر چند که در اینجا هیچ جواب قسمی ذکر نشده باشد. مثلا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ * وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ * أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ} [قيامة: ۱-۳]: (به روز قیامت سوگند می‌خورم. و به نفس ملامت‌گر سوگند می‌خورم. آیا انسان می‌پندارد که هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد)؟ برخی از نحوی‌ها می‌گویند: در چیزی که به آن قسم یاد شده، به نوعی جواب قسم وجود دارد. به همین خاطر دیگر نیازی به ذکر جواب قسم نیست.

هر کس می‌خواهد در این باره بیشتر بداند، کتاب (التبيان بأقسام القرآن) تألیف شمس الدین بن قیم الجوزية رَحِمَهُ‌الله که یکی از شاگردان شیخ‌ الإسلام ابن تيمية رَحِمَهُ‌الله است را بخواند.


[۱] صحیح بخاری: کتاب التهجد، باب الدعاء فی الصلاة فی آخر اللیل، حدیث شماره: (۱۱۴۵). صحیح مسلم: کتاب صلاة المسافرین، باب الترغیب فی الدعاء و الذکر فی آخر اللیل و الإجابة فیه. حدیث شماره: (۷۵۸). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «مَنْ يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ لَهُ، مَنْ يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ، مَنْ يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ لَهُ».

[۲] صحیح بخاری: کتاب العیدین، باب فضل العمل فی ایام التشریق، حدیث شماره: (۹۶۹). از ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «مَا الْعَمَلُ فِي أَيَّامِ الْعَشْرِ أَفْضَلَ مِنَ الْعَمَلِ فِي هَذِهِ».

[۳] صحیح بخاری: کتاب الدعوات، باب: لله مائة اسم غیر واحد، حدیث شماره: (۶۴۱۰). صحیح مسلم: کتاب الذکر و الدعاء، باب فی أسماء الله تعالی و فضل من أحصاها. حدیث شماره: (۲۶۷۷). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إنَّ اللهَ وَتْرٌ يُحِبُّ الْوَتْرَ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما معنى الآيات الكريمات في سورة الفجر أعوذ بالله من الشيطان الرجيم: ﴿ وَالْفَجْرِ وَلَيَالٍ عَشْرِ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ وَالَّيْلِ إِذَا يَسْرِ هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمْ لِذِي حِجْرٍ ﴾ [الفجر: ١-٥].

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه الأشياء التي أقسم الله تعالى بها من آيات الله -عز وجل- الدالة على كمال قدرته وعظمته، فالفجر الساطع الْمُنْفَلِقُ بعد الظلمة الدَّامِسَةِ من آيات الله -عز وجل-، لأنه لا يقدر أحد أن يأتي بالشمس التي هذا مقدم ضوئها إلا الله عز وجل، وفي الفجر من آيات الله تغير الأفق، وانفتاح النور على الناس وفتح باب معايشهم، وغير ذلك من الأمور التي يخفى علينا كثير منها ، لكنه من آيات الله العظيمة.

أما الليالي العشر: فإنها إما الليالي العشر من رمضان التي فيها ليلة القدر، وليلة القدر خير من ألف شهر وفي كل ليلة من الليالي العشر وغيرها أيضًا ينزل الله -عز وجل- حين يبقى ثلث الليل الآخر إلى السماء الدنيا، على وجه لا يعلم كيفيته إلا هو سبحانه وتعالى، فيقول: «من يدعوني فأستجيب له؟ من يسألني فأعطيه؟ من يستغفرني فأغفر له؟».

وإما أن تكون الليالي العشر عشر ذي الحجة التي قال فيها الرسول -عليه الصلاة والسلام-: «ما من أيام العمل الصالح فيهن أحب إلى الله من هذه الأيام العشر»، فإن العمل الصالح في عشر ذي الحجة أفضل من العمل الصالح في أيام عشر رمضان بهذا الحديث.

وإنني بهذه المناسبة أود أن أذكر إخواني المسلمين باغتنام الفرصة في هذه الأيام العشرة، فإن أكثر المسلمين في غفلة عن فضلها وفضل العمل فيها، ولهذا تمر عليهم وكأنها أيام عادية لا تختص بفضل، فينبغي في عشر ذي الحجة كثرة الطاعة، والعمل الصالح بالصلاة والصدقة والصيام، وغير ذلك مما يُقرب إلى الله تعالى.

وأما الشفع والوتر فقيل: إنه إقسام بالمخلوق والخالق، فالشفع المخلوق والوتر الله عز وجل، كما قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «إن الله وتر يحب الوتر» وأما الشفع فهو المخلوق، لقوله تعالى: ﴿ وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴾ [الذاريات: ٤٩].

وأما قوله: ﴿ وَالَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ﴾ فهو إقسام بالليل عند سريانه وشيوع ظلمته، وهو أيضًا من آيات الله، وهو مقابل الإقسام بالفجر، فإن الليل ظلمة، يسكن فيه الناس، ويُجددون نشاطهم بالنوم الذي جعله الله تعالى سباتا، ليقطعوا التعب السابق، وليُجددوا القوة للعمل اللاحق.

فأقسم الله تعالى بهذه الأشياء وقال بعدها: ﴿ هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمْ لِذِي حِجْرٍ ﴾ ، وهذا الاستفهام للتقرير أي: إن هذا قسم عظيم يعرفه كل ذي حجر، والحِجر هنا بمعنى العقل، كل عاقل يتدبر ما في هذه الأشياء التي أقسم الله بها يتبين له عظمة هذا القسم.

وأما المقسم عليه فقد اختلف فيه النحويون، وليس هذا موضع بسطه.

أحب أن أنبه على فائدة مهمة لطالب العلم، و هي: أن الله تعالى -عز وجل- أحيانًا يقسم بأشياء دالة على عظمته وقدرته، ليبين بهذا القسم عظمة هذه الأشياء، وأنها من آيات الله سبحانه وتعالى – العظيمة، وإن لم يكن هناك شيء مقسم عليه، ومن ذلك مثلا قوله تعالى: ﴿ وَلَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيِّمَةِ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ الوَامَةِ أَيَحْسَبُ الإِنسَنُ أَلَن نَجمَعَ عِظَامَهُ ﴾ [القيامة: ١-٣]، فإن بعض النحويين يقول: إن في المقسم به دليلا على المقسم عليه، فلا يحتاج إلى مقسم عليه.

ومن أراد التوسع في هذا فعليه بقراءة كتاب (التبيان بأقسام القرآن) لشمس الدين بن قيم الجوزية، أحد تلاميذ شيخ الإسلام ابن تيمية -رحمهم الله-.

مطالب مرتبط:

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه