چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۹۷۱) تفسیر (مثل نوره کمشکاة) چیست؟

(۹۷۱) سوال: بعضی از علما این آیه را {مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ} [نور: ٣٥]: (مثال نور او، همانند چراغ‌دانی است)، به نور مؤمن تفسیر می‌کنند. تفسیر صحیح آن چیست؟ نظر به این که آنان می‌گویند: اگر به نور الله تفسیر شود، تشبیه به وجود می‌آید. حال آن که ما طبق آنچه علمای لغت گفته‌اند، می‌دانیم که ضمیر به أقرب مذکور باز می‌گردد؟

جواب:

بله، از سلف پیرامون فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ {مَثَلُ نُورِهِ} روایتی هست که گفته‌اند: مثل نوری است که در قلب مؤمن افکنده می‌شود و مانند چراغ‌دانی است که در آن چراغی است. این معنا خارج از لغت عربی نیست؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گاهی مخلوقی را از باب تشریف و تکریم به خود اضافه می‌کند. مانند: بیت الله، ناقة الله و مساجد الله. در این صورت معنا چنین می‌شود: مثال نورش در قلب مؤمن، مانند چراغ‌دانی است که چراغی در آن است.

چراغ‌دان طاقچه‌ای قوس‌دار در دیوار است که چراغ را در آن قرار می‌دهند و این چراغ در یک شیشه است. شیشه چنان صاف است که گویا ستاره‌ای درخشان است. این نور از درخت پربرکت زیتون افروخته می‌شود که این درخت نه شرقی است که هنگام غروب خورشید پوشانده شود و نه غربی است که هنگام طلوع خورشید پوشانده شود. بلکه در سرزمینی فلات و گسترده است. زیرا این باعث می‌شود که روغنش یکی از بهترین روغن‌ها باشد. تفسیر واضح و ساده‌اش این است.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يفسر بعض العلماء الآية الكريمة: ﴿ مَثَلُ نُورو كمشکوة ﴾ [النور: ٣٥] بأنه نور المؤمن، فما الصواب في هذا؟ علما بأنهم يقولون: إذا فسر بنور الله صار فيه تشبيه، ونحن نعلم بأن الضمير كما يقول علماء اللغة يعود على أقرب مذكور؟

فأجاب رحمه الله تعالى : نعم ورد عن السلف في قوله تعالى: ﴿ مَثَلُ نوره ﴾ أي : مثل النور الذي يؤتيه في قلب المؤمن كمشكاة فيها مصباح، وهذا لا يخرج عن نطاق اللغة العربية، لأن الله قد يضيف المخلوق إليه من باب التشريف والتكريم كما في بيت الله وناقة الله ومساجد الله، فيكون المعنى: مثل نوره في قلب المؤمن كمشكاة فيها مصباح.

والمشكاة كوة تكون في الجدار مُقَوَّسَةٌ يوضع فيها المصباح، وهذا المصباح في زجاجة، الزجاجة صافية كأنها كوكبٌ دُرِّي، وهذا النور يوقد من شجرة مباركة زيتونة لا شرقية تنحجب عن الشمس عند غروبها، ولا غربية تنحجب عن الشمس عند شروقها، بل هي في أرض واسعة فلاة، لأن هذا يؤدي إلى أن يكون زيتها من أجود الزيوت، وهذا تفسير واضح لا إشكال فيه.

مطالب مرتبط:

(۹۶۹) زنان چه زینتی را نباید آشکار کنند

پوشیدن دستکش، یکی از عادت‌های زنان صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُنَّ بوده است. دلیلش نیز این حدیث است که «رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم زن مُحرِم را از پوشیدن دستکش نهی نمود»

ادامه مطلب …

(۹۷۲) حجاب پیرزنان و زنان یائسه

پیرزنانی که در خانه نشسته و امید ازدواج ندارند، گناهی ندارند اگر لباس‌هایشان را بیفکنند یعنی لباس‌هایی که همه‌ی بدن زن را می‌پوشاند

ادامه مطلب …

(۹۷۰) مجبور کردن کنیزان به زنا برای پول

کسی که به اجبار وادار به کاری شده، گناهی ندارد. فرقی نمی‌کند که مجبور به چه کاری شود.اگر بعد از اجبار، با میل خودش آن را انجام نداده باشد، الله او را می‌بخشاید.

ادامه مطلب …

(۹۶۸) حکم تهمت زدن به زنان پاکدامن در قرآن

هرگاه کسی زنی را به زنا متهم کند آن شخص با این کارش آبروی آن زن را خدشه دار نموده و به وی افترا بسته است. در این صورت، باید هشتاد ضربه تازیانه به او زده شود.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه