دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

(۸۱۶) جمله‌ی صدق الله العظیم در انتهای قرائت

(۸۱۶) سوال: حکم گفتنِ (صدق الله العظیم) بعد از انتهای قرائت چیست؟

جواب:

قبل از جواب دادن به این سوال دوست دارم این نکته را ذکر کنم که قاطبه‌ی اهل علم بر این هستند که در هر عبادتی، وجود دو شرط لازم است:

اول: اخلاص عمل برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ .

دوم: تبعیت و پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم .

اخلاص این است که قصد انسان از عبادت، چیزی جز رضایت الله تعالی و آخرت نباشد. به دنبال جاه و مال و ریاست نباشد. به دنبال این نباشد که مردم او را مدح کنند. بلکه قصدش فقط رضایت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و آخرت باشد.

اما شرط دوم: پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است؛ نباید از چارچوب شریعت او خارج گردد. به خاطر این فرموده‌ی الله تعالی: {وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ} [بینه:۵]: (و امر نشدند مگر به اینکه الله را خالصانه عبادت کنند در حالی که به توحید گراییده‌اند).

نیز به دلیل این فرموده‌ی الله عزوجل: {فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا} [کهف:۱۱۰]: (و هر کس که امیدوار به لقای پروردگار است، پس باید عمل صالح انجام داده و در عبادت پروردگارش، کسی را شریک نسازد).

نیز این آیه: {قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ} [آل عمران:۳۱]: (بگو اگر الله را دوست دارید، پس از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد).

نیز به دلیل این حدیث که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده: «اعمال به نیت‌ها بستگی دارد و برای هر کس، همان چیزی است که نیت کرده است. اگر هجرتش به سوی الله و رسولش باشد، پس هجرتش به سوی الله و رسول است. همچنین کسی که هجرتش برای دنیا یا به خاطر زنی باشد که با او ازدواج کند، هجرتش به سوی همان چیزی است که هجرت کرده است»[۱].

نیز به دلیل این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «هر عملی که دستور ما بر آن نباشد، مردود است».[۲]

این نصوصِ صریح دلالت دارند بر اینکه هر عملی برای تقرب جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باید مبنی بر اخلاص و موافقتش با شریعت باشد. این موافقت و متابعت نیز فقط در صورتی محقق می‌شود که عبادت در سبب و جنس و مقدار و هیئت و زمان و مکانش موافق با شرع باشد.

بنا بر این هر کس الله را با عبادتی که دارای سبب است، عبادت نماید، در صورتی که آن سبب را شرع مقرر نفرموده باشد، عبادتش موافق با شرع نیست. وقتی عبادت موافق با شرع نباشد، مقبول نیست. همچنین وقتی عبادت با شرع موافق نباشد، بدعت است. در این مورد، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است».[۳] بر اساس این دو قاعده‌ی بزرگ می‌گوییم: شکی نیست که گفتن: «صدق الله العظیم» در پایان قرائت، مدح الله تعالی با صفت صدق است. الله تعالی در قرآن می‌فرماید: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا} [نساء:۱۲۲]: (و چه کسی از الله سخنش راست‌تر است). این مدح، عبادت است و امکان این وجود ندارد که انسان بتواند با عبادتی به الله نزدیک شود مگر اینکه شرع، آن عبادت را مقرر فرموده باشد.

اینجا نگاه می‌کنیم: آیا شرع، پایان قرائت قرآن را برای گفتنِ صدق الله العظیم، سبب قرار داده یا خیر؟ وقتی نگاه کنیم، می‌بینیم خیر، شرع نیامده پایان قرائت قرآن را سببی برای گفتن صدق الله العظیم قرار دهد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به عبدالله بن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فرمود: «بخوان». گفت: یا رسول الله! چگونه من برای شما قرآن بخوانم در حالی که بر شما نازل گشته است؟ فرمود: «من دوست دارم آن را از کسی غیر از خود بشنوم». عبدالله بن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نیز قرائت کرد تا رسید به آنجایی که می‌فرماید: {فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا} [نساء:۴۱]: (پس چگونه است وقتی که از هر امتی، شاهدی بیاوریم و تو بر آنان شاهد باشی). در اینجا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او فرمود: «بس است»[۴]. اما عبدالله بن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در اینجا نگفت: صدق الله العظیم و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز به او چنین دستوری نداد.

همچنین زید بن ثابت رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ، سوره‌ی نجم را بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قرائت کرد[۵] و در پایانش نگفت: صدق الله العظیم. عامه‌ی مسلمین نیز تا به امروز وقتی از قرائت قرآن در نماز فارغ می‌شوند، قبل از رکوع نمی‌گویند: صدق الله العظیم. همه‌ی اینها دلالت دارند که گفتن این جمله بعد از تلاوت قرآن، مشروع نیست. وقتی مشروع نباشد، دیگر شایسته نیست کسی آن را بگوید. بنا بر این هر وقت از قرائت قرآن فارغ شدی، سکوت کرده و قرائتت را قطع کن. اما اینکه بگویی: صدق الله العظیم، درست نیست. چرا که گفتنش، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحاب ایشان روایت نشده است.

ممکن است کسی بگوید: آیا الله عزوجل نفرموده: {قُلْ صَدَقَ اللَّهُ} [آل عمران:۹۵]: (بگو الله راست گفت)؟ می‌گوییم: بله، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این را فرموده است. ما هم می‌گوییم: صدق الله. اما آیا الله تعالی فرموده: بعد از پایان قرائت بگو: صدق الله؟ جواب خیر است. ما همه می‌گوییم: صدق الله و بر ما واجب است که این را با زبانمان گفته و با قلب‌هایمان به آن معتقد بوده و معتقد باشیم که هیچ کس راست گفتارتر از الله نیست. اما این اجازه را نداریم که الله تعالی را به وسیله‌ی عبادتی معلّق به سبب که الله آن را سبب قرار نداده، عبادت کنیم. چون همان طور که قبلا اشاره کردیم، متابعت در عبادت زمانی محقق می‌گردد که عبادت در شش مورد موافق با شرع باشد: در سبب و جنس و مقدار و صفت و زمان و مکان. بنا بر این درست نیست که انسان پس از پایان قرائت بگوید: صدق الله العظیم.

***


[۱] صحیح بخاری: کتاب بدء الوحی، باب کیف کان بدء الوحی. حدیث شماره (۱). صحیح مسلم: کتاب الإمارة، بابت قوله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «إنّما الأعمال بالنّیّات». حدیث شماره (۱۹۰۷)، از امیر المومنین عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا، أَوْ إِلَى امْرَأَةٍ ينكحها، فهجرته إلى ما هاجر إليه».

[۲] صحيح بخاري: کتاب البیوع، باب اذا اصطلحوا علی صلح جور. حدیث شماره (۲۵۵۰). صحیح مسلم: کتاب الأقضیة، باب نقض الأحکام الباطلة. حدیث شماره (۱۷۱۸)، از ام المومنین عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَابا این لفظ: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا ‌لَيْسَ ‌عَلَيْهِ ‌أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ».

[۳] صحیح مسلم: کتاب الجمعة، باب تخفیف الصلاة و الخطبة. حدیث شماره (۸۶۷). سنن نسائی: کتاب العیدین، باب کیف الخطبة. حدیث شماره (۱۵۸۷)، از جابر بن عبدالله انصاری رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «َكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ، وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ». لفظ روایت از نسائی است.

[۴] صحیح بخاری: کتاب التفسیر، باب سورة النساء. حدیث شماره (۴۳۰۶). صحیح مسلم: کتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب فضل استماع القرآن و طلب القراءة من حافظ للاستماع و البکاء عند القراءة و التدبر. حدیث شماره (۸۰۰)، از عبدالله بن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «أمسِك».

[۵] مسند احمد: (ج۵، ص۱۸۳). سنن ابوداود: کتاب سجود القرآن، باب من لم یر السجود فی المفصل. حدیث شماره (۱۴۰۴). سنن ترمذی: کتاب الصلاة، باب ما جاء من لم یسجد فیه. حدیث شماره (۵۷۶)، از زید بن ثابت رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «قَرَأْتُ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم النَّجْمَ فَلَمْ يَسْجُدْ فِيهَا».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم قول (صدق الله العظيم) عند نهاية كل قراءة من القرآن الكريم؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: قبل الإجابة على هذا السؤال أود أن أبين ما ذكره أهل العلم قاطبة بأن العبادة لا بد فيها من شرطين أساسيين:

أحدهما: الإخلاص لله -عز وجل-.

والثاني: المتابعة لرسول الله صلى الله عليه وسلم.

أما الإخلاص فمعناه أن لا يقصد الإنسان بعبادته إلا وجه الله والدار الآخرة، فلا يقصد جاها ولا مالا ولا رئاسة ولا أن يمدح بين الناس، بل لا يقصد إلا الله والدار الآخرة فقط.

وأما الشرط الثاني: فهو الاتباع للنبي صلى الله عليه وسلم، بحيث لا يخرج عن شريعته، لقول الله تعالى: ﴿ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ ﴾ [البينة: ٥] وقوله تعالى: ﴿ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ ، فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَلِحَا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﴾ [الكهف: ١١٠]، ولقوله تعالى: ﴿ قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُم ﴾ [آل عمران: ۳۱]، وقول النبي صلى الله عليه وسلم: «إنما الأعمال بالنيات، وإنما لكل أمرئ ما نوى فمن كانت هجرته إلى الله ورسوله فهجرته إلى الله ورسوله، ومن كانت هجرته لدنيا يصيبها أو امرأة يتزوجها فهجرته إلى ما هاجر إليه»، ولقول النبي صلى الله عليه وسلم: «من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد».

فهذه النصوص النصية تدل على أنه لا بد لكل عمل يتقرب به الإنسان لله -عز وجل- بأن يكون مَبْنِيَّا على الإخلاص لله، موافقا لشريعة الله -عز وجل-، ولا تتحقق الموافقة والمتابعة إلا بأن تكون العبادة موافقة للشرع في سببها وجنسها وقدرها وهيئتها وزمانها ومكانها.

فمن تعبد الله تعالى عبادة معلقة بسبب لم يجعله الشرع سببًا لها فإن عبادته لم تكن موافقة للشرع، فلا تكون مقبولة، وإذا لم تكن موافقة للشرع فإنها بدعة، وقد قال النبي عليه الصلاة والسلام كل بدعة ضلالة، وكل ضلالة في النار»، وبناء على هاتين القاعدتين العظيمتين، بل بناء على هذه القاعدة المتضمنة لهذين الشرطين الأساسيين فإننا نقول: إن قول الإنسان عند انتهاء قراءته صدق الله العظيم، لاشك أنه ثناء على الله -عز وجل- بوصفه -سبحانه وتعالى بالصدق: ﴿ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا ﴾ [النساء: ١٢٢] والثناء على الله بالصدق عبادة، والعبادة لا يمكن أن يتقرب الإنسان بها إلا إذا كانت موافقة للشرع.

وهنا ننظر: هل جعل الشرع انتهاء القراءة سببًا لقول العبد: صدق الله العظيم ؟ إذا نظرنا إلى ذلك وجدنا أن الأمر ليس هكذا، بل إن الشرع لم يجعل انتهاء القارئ من قراءته سببًا لأن يقول: صدق الله العظيم، فها هو رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعبد الله بن مسعـود رضي الله عنه «اقرأ» قال: يا رسول الله ! كيف أقرأ عليك مسعود وعليك أنزل؟ قال: «إني أحب أن أسمعه من غيري»، فقرأ حتى بلغ قوله تعالى: ﴿ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّتِي بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا ﴾[النساء: ٤١]، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «حسبك»، ولم يقل عبد الله بن مسعود رضي الله عنه: صدق الله العظيم، ولم يأمره النبي صلى الله عليه وسلم بذلك.

وقد «قرأ زيد بن ثابت على النبي صلى الله عليه وسلم سورة النجم» ولم يقل: صدق الله العظيم وهكذا عامة المسلمين إلى اليوم إذا انتهوا من قراءة الصلاة  لم يقل أحدهم عند قراءة الصلاة قبل الركوع: صدق الله العظيم، فدل ذلك على أن هذه الكلمة ليست مشروعة عند انتهاء القارئ من قراءته، وإذا لم تكن مشروعة فإنه لا ينبغي للإنسان أن يقولها، فإذا انتهيت من قراءتك فاسكت واقطع القراءة، أما أن تقول: صدق الله العظيم، وهي لم ترد عن النبي صلى الله عليه وسلم ولا عن أصحابه، فإن هذا القول يكون غير مشروع.

قد يقول قائل : أليس الله تعالى قال: ﴿ قُلْ صَدَقَ اللهُ ﴾ [آل عمران: ٩٥]؟

فنقول: بلى، إن الله تعالى قال: قل صدق الله، ونحن نقول صدق الله، لكن هل قال الله تعالى: قل عند انتهاء قراءتك، قل صدق الله؟ الجواب: لا، إذا كان كذلك فإننا نقول : صدق الله ويجب علينا أن نقول ذلك بألسنتنا ونعتقده بقلوبنا، وأن نعتقد أنه لا أحد أصدق من الله قيلا، ولكن ليس لنا أن نتعبد الله تعالى بشيء مُعَلَّقٍ بسبب لم يجعله الشارع سببا له، لأنه كما أشرنا من قبل لا تتحقق المتابعة العبادة حتى تكون موافقة للشرع في الأمور الستة السابقة: أن تكون موافقة للشرع في سببها وجنسها وقدرها وصفتها و زمانها ومكانها، وبناء على ذلك فلا ينبغي إذا انتهى من قراءته أن يقول: صدق الله العظيم.

مطالب مرتبط:

(۸۱۷) صدق الله العظیم در پایان قرائت بدعت است

خاتمه دادن به تلاوت با جمله‌ی (صدق الله العظیم)، بدعت است. چون گفتن آن در پایان تلاوت، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحاب ایشان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وارد نیست.

ادامه مطلب …

(۸۱۹) وقف بین آیات و گفتن صدق الله العظیم

گفتن صدق الله العظیم پس از پایان قرائت قرآن از رسول الله و صحابه ثابت نیست و آنها این را نگفته‌اند. بنا بر این گفتنش بدعت است و نباید گفته شود.

ادامه مطلب …

(۸۱۵) (صدق الله العظیم) گفتن پس از اتمام قرائت

گفتن (صدق الله العظیم) پس از اتمام قرائت بدعت است و درست نیست که گفته شود. زیرا از رسول الله و صحابه روایت نیست که چنین کرده باشند.

ادامه مطلب …

(۸۱۸) گفتن صدق الله العظیم پس از فاتحه

احادیثی که در متن فتوا آمد، دلالت می‌کنند که گفتن صدق الله العظیم، نزد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابشان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نبوده و در نماز و یا خارج از نماز آن را نگفته‌اند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه