(۸۱۶) سوال: حکم گفتنِ (صدق الله العظیم) بعد از انتهای قرائت چیست؟
جواب:
قبل از جواب دادن به این سوال دوست دارم این نکته را ذکر کنم که قاطبهی اهل علم بر این هستند که در هر عبادتی، وجود دو شرط لازم است:
اول: اخلاص عمل برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ .
دوم: تبعیت و پیروی از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم .
اخلاص این است که قصد انسان از عبادت، چیزی جز رضایت الله تعالی و آخرت نباشد. به دنبال جاه و مال و ریاست نباشد. به دنبال این نباشد که مردم او را مدح کنند. بلکه قصدش فقط رضایت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و آخرت باشد.
اما شرط دوم: پیروی از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است؛ نباید از چارچوب شریعت او خارج گردد. به خاطر این فرمودهی الله تعالی: {وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ} [بینه:۵]: (و امر نشدند مگر به اینکه الله را خالصانه عبادت کنند در حالی که به توحید گراییدهاند).
نیز به دلیل این فرمودهی الله عزوجل: {فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا} [کهف:۱۱۰]: (و هر کس که امیدوار به لقای پروردگار است، پس باید عمل صالح انجام داده و در عبادت پروردگارش، کسی را شریک نسازد).
نیز این آیه: {قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ} [آل عمران:۳۱]: (بگو اگر الله را دوست دارید، پس از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد).
نیز به دلیل این حدیث که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده: «اعمال به نیتها بستگی دارد و برای هر کس، همان چیزی است که نیت کرده است. اگر هجرتش به سوی الله و رسولش باشد، پس هجرتش به سوی الله و رسول است. همچنین کسی که هجرتش برای دنیا یا به خاطر زنی باشد که با او ازدواج کند، هجرتش به سوی همان چیزی است که هجرت کرده است»[۱].
نیز به دلیل این فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «هر عملی که دستور ما بر آن نباشد، مردود است».[۲]
این نصوصِ صریح دلالت دارند بر اینکه هر عملی برای تقرب جستن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باید مبنی بر اخلاص و موافقتش با شریعت باشد. این موافقت و متابعت نیز فقط در صورتی محقق میشود که عبادت در سبب و جنس و مقدار و هیئت و زمان و مکانش موافق با شرع باشد.
بنا بر این هر کس الله را با عبادتی که دارای سبب است، عبادت نماید، در صورتی که آن سبب را شرع مقرر نفرموده باشد، عبادتش موافق با شرع نیست. وقتی عبادت موافق با شرع نباشد، مقبول نیست. همچنین وقتی عبادت با شرع موافق نباشد، بدعت است. در این مورد، رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده است: «هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است».[۳] بر اساس این دو قاعدهی بزرگ میگوییم: شکی نیست که گفتن: «صدق الله العظیم» در پایان قرائت، مدح الله تعالی با صفت صدق است. الله تعالی در قرآن میفرماید: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا} [نساء:۱۲۲]: (و چه کسی از الله سخنش راستتر است). این مدح، عبادت است و امکان این وجود ندارد که انسان بتواند با عبادتی به الله نزدیک شود مگر اینکه شرع، آن عبادت را مقرر فرموده باشد.
اینجا نگاه میکنیم: آیا شرع، پایان قرائت قرآن را برای گفتنِ صدق الله العظیم، سبب قرار داده یا خیر؟ وقتی نگاه کنیم، میبینیم خیر، شرع نیامده پایان قرائت قرآن را سببی برای گفتن صدق الله العظیم قرار دهد. رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به عبدالله بن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ فرمود: «بخوان». گفت: یا رسول الله! چگونه من برای شما قرآن بخوانم در حالی که بر شما نازل گشته است؟ فرمود: «من دوست دارم آن را از کسی غیر از خود بشنوم». عبدالله بن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ نیز قرائت کرد تا رسید به آنجایی که میفرماید: {فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا} [نساء:۴۱]: (پس چگونه است وقتی که از هر امتی، شاهدی بیاوریم و تو بر آنان شاهد باشی). در اینجا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به او فرمود: «بس است»[۴]. اما عبدالله بن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ در اینجا نگفت: صدق الله العظیم و پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز به او چنین دستوری نداد.
همچنین زید بن ثابت رَضِيَاللهُعَنْهُ، سورهی نجم را بر رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم قرائت کرد[۵] و در پایانش نگفت: صدق الله العظیم. عامهی مسلمین نیز تا به امروز وقتی از قرائت قرآن در نماز فارغ میشوند، قبل از رکوع نمیگویند: صدق الله العظیم. همهی اینها دلالت دارند که گفتن این جمله بعد از تلاوت قرآن، مشروع نیست. وقتی مشروع نباشد، دیگر شایسته نیست کسی آن را بگوید. بنا بر این هر وقت از قرائت قرآن فارغ شدی، سکوت کرده و قرائتت را قطع کن. اما اینکه بگویی: صدق الله العظیم، درست نیست. چرا که گفتنش، از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و اصحاب ایشان روایت نشده است.
ممکن است کسی بگوید: آیا الله عزوجل نفرموده: {قُلْ صَدَقَ اللَّهُ} [آل عمران:۹۵]: (بگو الله راست گفت)؟ میگوییم: بله، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ این را فرموده است. ما هم میگوییم: صدق الله. اما آیا الله تعالی فرموده: بعد از پایان قرائت بگو: صدق الله؟ جواب خیر است. ما همه میگوییم: صدق الله و بر ما واجب است که این را با زبانمان گفته و با قلبهایمان به آن معتقد بوده و معتقد باشیم که هیچ کس راست گفتارتر از الله نیست. اما این اجازه را نداریم که الله تعالی را به وسیلهی عبادتی معلّق به سبب که الله آن را سبب قرار نداده، عبادت کنیم. چون همان طور که قبلا اشاره کردیم، متابعت در عبادت زمانی محقق میگردد که عبادت در شش مورد موافق با شرع باشد: در سبب و جنس و مقدار و صفت و زمان و مکان. بنا بر این درست نیست که انسان پس از پایان قرائت بگوید: صدق الله العظیم.
***
[۱] صحیح بخاری: کتاب بدء الوحی، باب کیف کان بدء الوحی. حدیث شماره (۱). صحیح مسلم: کتاب الإمارة، بابت قوله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «إنّما الأعمال بالنّیّات». حدیث شماره (۱۹۰۷)، از امیر المومنین عمر بن خطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا، أَوْ إِلَى امْرَأَةٍ ينكحها، فهجرته إلى ما هاجر إليه».
[۲] صحيح بخاري: کتاب البیوع، باب اذا اصطلحوا علی صلح جور. حدیث شماره (۲۵۵۰). صحیح مسلم: کتاب الأقضیة، باب نقض الأحکام الباطلة. حدیث شماره (۱۷۱۸)، از ام المومنین عایشه رَضِيَاللهُعَنْهَابا این لفظ: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ».
[۳] صحیح مسلم: کتاب الجمعة، باب تخفیف الصلاة و الخطبة. حدیث شماره (۸۶۷). سنن نسائی: کتاب العیدین، باب کیف الخطبة. حدیث شماره (۱۵۸۷)، از جابر بن عبدالله انصاری رَضِيَاللهُعَنْهُمَا با این لفظ: «َكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ، وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ». لفظ روایت از نسائی است.
[۴] صحیح بخاری: کتاب التفسیر، باب سورة النساء. حدیث شماره (۴۳۰۶). صحیح مسلم: کتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب فضل استماع القرآن و طلب القراءة من حافظ للاستماع و البکاء عند القراءة و التدبر. حدیث شماره (۸۰۰)، از عبدالله بن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «أمسِك».
[۵] مسند احمد: (ج۵، ص۱۸۳). سنن ابوداود: کتاب سجود القرآن، باب من لم یر السجود فی المفصل. حدیث شماره (۱۴۰۴). سنن ترمذی: کتاب الصلاة، باب ما جاء من لم یسجد فیه. حدیث شماره (۵۷۶)، از زید بن ثابت رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «قَرَأْتُ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم النَّجْمَ فَلَمْ يَسْجُدْ فِيهَا».