(۵۹۸) سوال: آیا این درست است که برای صالحان و اولیاء، اسراری از قرآن، واضح میشود که برای دیگران چنین نمیشود و در کتب تفاسیر هم وجود ندارد؟
جواب:
هیچ کس برای فهم قرآن، خاص نیست؛ بلکه فهم قرآن برای هر شخصی فراهم است اما هر کس دربارهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آگاهتر و تقوا پیشهتر باشد به فهم قرآن نزدیکتر خواهد بود زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ} [محمد: ۱۷]: (کسانی که راه هدایت را در پیش بگیرند، الله هدایتشان را افزون نموده و به آنان تقوا ارزانی میدارد) وقتی به علي بن ابي طالب رَضِيَاللهُعَنْهُ گفته شد: (هَلْ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ مِنَ الوَحْيِ إِلَّا مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ؟ قَالَ: لَا وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَعْلَمُهُ إِلَّا فَهُمَا يُعْطِيهِ اللَّهُ رَجُلًا فِي القُرْآنِ، وَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ. قُلْتُ: وَمَا في الصَّحِيفَةِ؟ قَالَ: (العَقْلُ، وَفَكَاكُ الأَسِيرِ، وَأَنْ لَا يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرِ)[۱] : (آیا غیر از آنچه در کتاب الله وجود دارد، چیزی از وحی نزد شما وجود دارد؟) گفت: (خیر، سوگند به ذاتی که دانه را شکافت و خلق را آفرید؛ فقط درک و فهمی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نسبت به كتابش به شخصی ارزانی میدارد و آنچه در این صحیفه است) گفتم: در این صحیفه چیست؟ گفت: عقل، آزاد کردن اسیر و این که مسلمان به خاطر قتل کافر، کشته نمیشود).
اما افرادی وجود دارند که ادعا میکنند اولیاء هستند و مفاهیمی باطنی از قرآن برایشان آشکار میشود که دیگران اطلاعی از آن ندارند و الفاظ قرآن را اشاره و رمزهایی برای معانیای قرار میدهند که به اقتضای زبان عربی و حقیقت شرعی درک نمیشود. آنها خود را علمای باطن مینامند. سخن این افراد در تفسیر قرآن، پذیرفته نمیشود زیرا به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دروغ نسبت میدهند چون کلامش را به گونهای تفسیر میکنند که با زبان عربی که با آن نازل شده، چنین تفسیر و معنایی از آن فهمیده نمیشود؛ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} [الزخرف: ۳]: (ما آن را قرآن عربی قرار دادیم تا شما تعقّل کنید) همچنین میفرماید: {وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنْ الْمُنذِرِينَ * بلسان عربي مبين} [شعراء: ۱۹۲-۱۹۵]: (همانا این قرآن، نازلشده از طرف پروردگار جهانیان است که روح الأمین (جبرئیل) آن را بر قلبت نازل کرد تا با زبان عربی واضح و آشکار، از هشدار دهندگان باشی) یعنی: با زبان عربی فصیح و گویا.
بدین مناسبت تمام مسلمانان و به ویژه طلاب علم را به حرص ورزیدن برای فهم معانی قرآن، تشویق میکنم؛ زیرا قرآن كريم نازل شده تا با تلاوت، تدبر در معنا و عمل به آن، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را عبادت کنیم؛ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَابِ} [ص: ۲۹]: (کتاب پربرکتی به سوی تو نازل کردیم تا در آیاتش بیاندشیند و خردمندان پند و تذکّر بگیرند) بسیاری از طلاب علم وعلمپژوهان بر فهم سنت که از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وارد شده حرص میورزند و در این راستا با پژوهش دقیق، ریزبینی و مراجعه به کلام اهل علم تلاش و کوشش میکنند اما در تفسير و فهم قرآن، کوتاهی میکنند. صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم وقتی ده آیه از قرآن را میخواندند، تا وقتی که علم آن را نمیآموختند و بدان عمل نمیکردند، به آیات بعدی نمیپرداختند؛ لذا قرآن، علم و عمل را با هم فرا گرفتند.
توصیهام به طلاب علم را تکرار میکنم که به فهم قرآن كريم عنایت ورزیده و برای این منظور به كلام علما در کتب تفاسیر مراجعه نمایند؛ منظورم از علما، علمای موثوق و مورد اعتماد است؛ مانند تفسير ابن جرير، ابن كثير، قرطبي، کتابهای شوكاني رَحِمَهُمُالله و همچنین تفسير شیخ و استادمان عبد الرحمن بن سعدي رَحِمَهُالله. هر چند که در تفسير قرطبي موارد نادرستی وجود دارد و در تفسیر ابن جرير نیز احادیث و آثار ضعیفی آمده است اما انسان آگاه و دارای بینش و بصیرت، میداند چگونه تعامل کند.
[۱] صحیح بخاری: كتاب الجهاد والسير، باب فكاك الأسير، شماره (٣٠٤٧).