یکشنبه 10 شوال 1447
۹ فروردین ۱۴۰۵
29 مارس 2026

(۵۹۸) آیا این درست است که برای صالحان و اولیاء، اسراری از قرآن واضح می‌شود؟

(۵۹۸) سوال: آیا این درست است که برای صالحان و اولیاء، اسراری از قرآن، واضح می‌شود که برای دیگران چنین نمی‌شود و در کتب تفاسیر هم وجود ندارد؟

جواب:

هیچ کس برای فهم قرآن، خاص نیست؛ بلکه فهم قرآن برای هر شخصی فراهم است اما هر کس درباره‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آگاه‌تر و تقوا پیشه‌تر باشد به فهم قرآن نزدیک‌تر خواهد بود زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ} [محمد: ۱۷]: (کسانی ‌‌که راه هدایت را در پیش بگیرند، الله هدایتشان را افزون نموده و به آنان تقوا ارزانی می‌دارد) وقتی به علي بن ابي طالب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفته شد: (هَلْ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ مِنَ الوَحْيِ إِلَّا مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ؟ قَالَ: لَا وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَعْلَمُهُ إِلَّا فَهُمَا يُعْطِيهِ اللَّهُ رَجُلًا فِي القُرْآنِ، وَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ. قُلْتُ: وَمَا في الصَّحِيفَةِ؟ قَالَ: (العَقْلُ، وَفَكَاكُ الأَسِيرِ، وَأَنْ لَا يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرِ)[۱] : (آیا غیر از آن‌چه در کتاب الله وجود دارد، چیزی از وحی نزد شما وجود دارد؟) گفت: (خیر، سوگند به ذاتی که دانه را شکافت و خلق را آفرید؛ فقط درک و فهمی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت به كتابش به شخصی ارزانی می‌دارد و آن‌چه در این صحیفه است) گفتم: در این صحیفه چیست؟  گفت: عقل، آزاد کردن اسیر و این‌ که مسلمان به‌ خاطر قتل کافر، کشته نمی‌شود).

اما افرادی وجود دارند که ادعا می‌کنند اولیاء هستند و مفاهیمی باطنی از قرآن برایشان آشکار می‌شود که دیگران اطلاعی از آن ندارند و الفاظ قرآن را اشاره و رمزهایی برای معانی‌ای قرار می‌دهند که به اقتضای زبان عربی و حقیقت شرعی درک نمی‌شود. آن‌ها خود را علمای باطن می‌نامند. سخن این افراد در تفسیر قرآن، پذیرفته نمی‌شود زیرا به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دروغ نسبت می‌دهند چون کلامش را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که با زبان عربی که با آن‌ نازل شده، چنین تفسیر و معنایی از آن فهمیده نمی‌شود؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} [الزخرف: ۳]: (ما آن ‌را قرآن عربی قرار دادیم تا شما تعقّل کنید) همچنین می‌فرماید: {وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنْ الْمُنذِرِينَ * بلسان عربي مبين} [شعراء: ۱۹۲-۱۹۵]: (همانا این قرآن، نازل‌شده از طرف پروردگار جهانیان است که روح الأمین (جبرئیل) آن ‌را بر قلبت نازل کرد تا با زبان عربی واضح و آشکار، از هشدار دهندگان باشی) یعنی: با زبان عربی فصیح و گویا.

بدین مناسبت تمام مسلمانان و به ویژه طلاب علم را به حرص ورزیدن برای فهم معانی قرآن، تشویق می‌کنم؛ زیرا قرآن كريم نازل شده تا با تلاوت، تدبر در معنا و عمل به آن، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را عبادت کنیم؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَابِ} [ص: ۲۹]: (کتاب پربرکتی به سوی تو نازل کردیم تا در آیاتش بیاندشیند و خردمندان پند و تذکّر بگیرند) بسیاری از طلاب علم وعلم‌پژوهان بر فهم سنت که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد شده حرص می‌ورزند و در این راستا با پژوهش دقیق، ریزبینی و مراجعه به کلام اهل علم تلاش و کوشش می‌کنند اما در تفسير و فهم قرآن، کوتاهی می‌کنند. صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وقتی ده آیه از قرآن را می‌خواندند، تا وقتی که علم آن ‌را نمی‌آموختند و بدان عمل نمی‌کردند، به آیات بعدی نمی‌پرداختند؛ لذا قرآن، علم و عمل را با هم فرا گرفتند.

توصیه‌ام به طلاب علم را تکرار می‌کنم که به فهم قرآن كريم عنایت ورزیده و برای این منظور به كلام علما در کتب تفاسیر مراجعه نمایند؛ منظورم از علما، علمای موثوق و مورد اعتماد است؛ مانند تفسير ابن جرير، ابن كثير، قرطبي، کتاب‌های شوكاني رَحِمَهُمُ‌الله و همچنین تفسير شیخ و استادمان عبد الرحمن بن سعدي رَحِمَهُ‌الله. هر چند که در تفسير قرطبي موارد نادرستی وجود دارد و در تفسیر ابن جرير نیز احادیث و آثار ضعیفی آمده است اما انسان آگاه و دارای بینش و بصیرت، می‌داند چگونه تعامل کند.


[۱] صحیح بخاری: كتاب الجهاد والسير، باب فكاك الأسير، شماره (٣٠٤٧).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل صحيح أن الصالحين والأولياء تنكشف لهم من أسرار القرآن ما لا ينكشف لغيرهم، وما ليس موجودا في كتب التفاسير؟

فأجاب رحمه الله تعالى: ليس هناك أحد مخصوص بفهم القرآن، بل فهم القرآن يكون لكل مسلم ، لكن كل من كان بالله أعلم، وله أتقى، كان أقرب إلى فهم القرآن؛ لقول الله تبارك وتعالى -: ﴿ وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَانَهُمْ تَقْوَنهُمْ ﴾ [محمد: ۱۷]. ولما قيل لعلي بن أبي طالب رضي الله عنه: «هَلْ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ مِنَ الوَحْيِ إِلَّا مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ؟ قَالَ: لَا وَالَّذِي فَلَقَ الحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، مَا أَعْلَمُهُ إِلَّا فَهَا يُعْطِيهِ اللَّهُ رَجُلًا فِي القُرْآنِ، وَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ. قُلْتُ: وَمَا في الصَّحِيفَةِ؟ قَالَ: «العَقْلُ، وَفَكَاكُ الأَسِيرِ، وَأَنْ لَا يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ».

لكن هناك أناس يدعون أنهم أولياء، وأنه يُفتح لهم في القرآن معانٍ باطنةٌ لا يعرفها أحد، ويجعلون ألفاظ القرآن رموزًا وإشارات لمعانٍ لا تفهم من ألفاظ القرآن بمقتضى اللغة العربية، ولا بمقتضى الحقيقة الشرعية، وهم الذين يسمون أنفسهم أهل العلم بالباطن، فهؤلاء لا يُقبل قولهم في تفسير القرآن؛ لأنه كذب على الله تبارك وتعالى، فهم فسَّروا كلامه بما لا يدل عليه باللسان الذي نزل به وهو اللغة العربية، قال الله -تبارك وتعالى -: ﴿ إِنَّا جَعَلْتَهُ قُرْهَنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴾ [الزخرف: ٣]. وقال الله -تبارك وتعالى- في القرآن الكريم: ﴿ وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ بِلِسَانٍ عَرَب مُّبِينِ ﴾ [الشعراء: ۱۹۲-١٩٥]. أي: بلغة عربية فصيحة.

وإنني بهذه المناسبة أحث إخواني – ولا سيما طلبة العلم- على الحرص على فهم معاني القرآن الكريم؛ لأن القرآن الكريم نزل للتعبد بتلاوته، ولتدبر معناه والعمل به، قال الله تبارك وتعالى : ﴿كتَبُ أَنزَلْتَهُ إِلَيْكَ مُبَرَكَ لِيَدَّبَّرُوا وَايَتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الأَلْبَبِ ﴾ [ ص: ۲۹] . وكثير من طلاب العلم حريصون على فهم السنة، التي وردت عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، بحثًا وتدقيقا ومراجعة لكلام العلماء، ولكنهم مقصرون في تفسير القرآن وفهمه، وكان الصحابة رضي الله عنهم إذا قرءوا عشر آيات من كتاب الله لا يتجاوزونها حتى يتعلموها، وما فيها من العلم والعمل، فتعلموا القرآن والعلم والعمل جميعا. إني أكرر الوصية لإخواني طلاب العلم أن يعتنوا بفهم القرآن الكريم وأن يراجعوا عليه كلام العلماء في تفاسيرهم وأعني بالعلماء العلماء الموثوق بهم؛ كتفسير ابن جرير وابن كثير، والقرطبي، وكتب الشوكاني، وما أشبههم، وكذلك تفسير شيخنا عبد الرحمن بن سعدي رحمه الله، وإن كان يوجد في مثل تفسير القرطبي بعض الشيء الذي ليس على ما ينبغي، وكذلك يوجد في تفسير ابن جریر آثار ضعيفة، لكن البصير يعرف كيف يتصرف.

مطالب مرتبط:

(۵۹۵) خصوصیات اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَى

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بیان نمود که ولايت و دوستی با او تنها با دو ویژگی قابل دست‌یابی است: اول: ايمان داشتن به آن‌چه ایمان به آن واجب است. دوم: تقوا.

ادامه مطلب …

(۵۹۲) معیار اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَى

اگر کسی را دیدی که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان دارد که البته نشانه‌های آن ایمان نیز ظاهر است و نیز تقوا پیشه است، او ولیّ است اما اگر وی را دروغ‌گو و فریب‌کاری یافتی، ولیّ نیست حتی اگر ادعای ولایت نیز داشته باشد.

ادامه مطلب …

(۵۹۷) حکم اهداء هدیه و قربانی به مشایخ صوفیه

آنان به شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که بر آنان شایسته است پایبند آن باشند نیز پایبند نیستند لذا شایستگی احترام، بزرگداشت، دریافت هدایا و... را ندارند.

ادامه مطلب …

(۵۹۳) حکم کراماتی که برای برخی اولیاء رخ می‌دهد

هر ولیّ کرامات ندارد بلکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به برخی از اولیاء كرامات محسوس عطا نموده که خودش و مردم آن ‌را می‌بینند. كرامات برخی افراد نیز چنین است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان و تقوای آنان را می‌افزاید.

ادامه مطلب …

(۶۰۴) توضیح در مورد برداشتی غلط از کرامات

چنین نیست که هر گمانی که به وقوع بپیوندد، کرامت یا علم غیب باشد زیرا کرامت، امر خارق العاده‌ای است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن ‌را به دست یکی از اولياء‌ خویش نمایان می‌کند.

ادامه مطلب …

(۶۰۰) حکم اعتقاد به این که اولیاء، سود و زیان می‌رسانند

این اعتقاد، باطل است؛ زیرا تنها کسی ‌که صاحب سود و زیان و برطرف کردن مشکلات به دست او است، فقط الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، نه اولیاء! اولیاء چه زنده باشند و چه مرده، نمی‌توانند به خودشان سود و برسانند، چه برسد به دیگران!

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه