(۵۹۴) سوال: در این مورد که برخی مردم، کرامات دارند چیزهایی شنیدهایم؛ همچنین میشنویم که میگویند: فلانی از اولیاء الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و از صالحين است؛ حكم این سخنان چیست؟
جواب:
كرامات امور خارق العادهای است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آنها را به دست شخص صالح و درستکار جاری میکند تا او را اکرام نماید یا دلیلی بر این باشد که اعتقاد و منهج وی حق است؛ بنابراین كرامات برای مصلحت شخص یا مصلحت دین میآید اما فقط برای اولیاء با تقوا رخ میدهد؛ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {أَلا إِنَّ اولیاء الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳]: (آگاه باشید که اولیاء و دوستان الله، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمیشوند. آنان کسانی هستند که ایمان آورده و تقوا پیشه مینمایند) این همان وليّ است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ گاهی کراماتی را به دستش جاری میکند که دلالت بر درستی و صحت روش و منهج وی خواهد بود. این كرامات در امتهای پیشین وجود داشته و در این امت نیز وجود دارد و تا روز قیامت ادامه خواهد داشت.
از جمله كرامات امتهای پیشین، ماجرایی است که برای مريم بنت عمران هنگامی که عیسی ابن مریم عَلَيْهِالسَّلَام را باردار بود، رخ داد: {فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا * فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً * وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً} [مریم: ۲۳-۲۵]: (درد زایمان، او را به کنار تنهی درخت خرما کشاند. گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم و به طور کلی فراموش میشدم. در آن هنگام، فرشته به او ندا داد که غمگین نباش که پروردگارت از زیر تو، چشمهای قرار داده است و تنهی درخت را به سوی خود تکان بده تا رطب تازه بر تو فرو ریزد) این کرامت است که زن بارداری در بیابان است و درد زایمانش شروع میشود و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ این آب و غذا را برایش فراهم مینماید: {قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً} همچنین در مورد غذا فرمود: {وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً} او زنی است که در حالت نفاس است و تازه نوزادی به دنیا آورده است و زن نیز ضعیف است. در این هنگام دستور داده میشود که تنهی درخت خرما را تکان دهد، نه شاخهاش را؛ در حالی که درخت خرما با تکان دادن تنه، تکان نمیخورد اما كرامتی برای وی بود که تنه تکان خورد و رطب تازه برایش فرو ریخت. همچنین این رطب بر اثر سقوط از بالا به پایین، خراب نشد در حالی که معمولا اگر رطب از بالا روی زمین بیفتد، خراب و تکه میشود و قابل استفاده نخواهد بود اما رطبی که برای مریم فرو ریخت، تازه و سالم بود. الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ فرمود: {فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً} [مریم: ۲۶]: (بخور و بنوش و خوشحال باش) یعنی با خوشحالی و نور چشمی بخور و بنوش و هرگز نترس و اندوهگین نشو. این از کرامت است.
از جمله کرامات امتهای پیشین، ماجرای اصحاب كهف است؛ آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و رفتار و اعتقاد قومشان که شرک به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بود را نپسندیدند. از سرزمینشان بیرون رفتند، به غاری پناه بردند و خوابیدند. آیا میدانی چقدر خوابیدند؟! به مدت سیصد و نه سال در خواب بودند و در این مدت به غذا و نوشیدنی و قضای حاجت نیاز نداشتند، لباسشان فرسوده نشد، موها و ناخنهایشان نیز رشد نکرد؛ بلکه در تمام این مدت به همان شکل باقی ماندند و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آنان را به سمت راست و چپ جابجا مینمود تا خون در یکطرف بدنشان خشکیده نشود. همچنین آنان در غار هستند! الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ} [الکهف: ۱۷]: (خورشید را میبینی که هنگام طلوع به سمت راست غار آنها متمایل شده و هنگام غروب نیز آنان را واگذاشته و به سمت چپ ایشان متمایل میگردد) یعنی نه خورشید بر آنان وارد میشود که بسوزند و نه بر اثر گرما و سرما فاسد شدند. این از نشانههای قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و از كرامات وی میباشد.
از جمله كرامات امت اسلام ماجرایی است که از عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ یاد میشود که لشکری را به عراق فرستاد و مردی به نام سارية بن الجمير را به فرماندگی آن لشکر گماشت. دشمن او را محاصره کرد. این وضعیت برای عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ در حالی که در مدینه در حال ایراد خطبهی جمعه بود، نمایان شد و مردم شنیدند که میگوید: (کوهای ساریه! کوهای ساریه!) ساريه این را شنید و لشکریان را به طرف کوه روانه ساخت، نجات یافت و مسلمانان پیروز شدند. میگوییم: این یک کرامت واضح برای عمر و همچنین برای ساريه است در حالی که تلفن و تلگرافی در آن زمانه وجود نداشت اما این رخداد، گویای قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است.
برای شناخت این کرامتها به کتاب الفرقان بين اولیاء الرحمن واولیاء الشيطان تألیف شيخ الإسلام ابن تيميه رَحِمَهُالله مراجعه کنید. باید دانست که بسیاری از کسانی که امروزه مدعیان ولایت الهی هستند، ادعایشان دروغین است؛ چون اگر وضعیتشان را بررسی کنید پی خواهید برد که از دشمنان الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هستند، نه از اولیاء الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ؛ پس چگونه است که ادعا دارند که وليّ الله هستند و میبینیم که کارهای خارق العادهای به دستانشان جاری میشود؟ میگوییم: این از کارهای شیاطین است که امور خارق العاده که در توان بشر نیست را برایشان انجام میدهند تا مردم را ندانسته گمراه کنند بلکه آنان را آگاهانه و از روی علم، گمراه سازند!
بدین خاطر است که میگوییم: کرامت فقط مخصوص وليّ است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ اولیاء خود را چنین معرفی نموده است: {أَلا إِنَّ اولیاء الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳]: (آگاه باشید که اولیاء و دوستان الله، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمیشوند. آنان کسانی هستند که ایمان آورده و تقوا پیشه مینمایند) بنابراین اگر خواستی شخصی را بسنجی که ولیّ و دوست الله یا دشمن او است، این آیه را معیار قرار بده: {أَلا إِنَّ اولیاء الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳] اگر مؤمن و با تقوا بود، وليّ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است اما در غیر این صورت، فقط ادعای پوچ دارد و ولیّ نیست.