یکشنبه 10 شوال 1447
۹ فروردین ۱۴۰۵
29 مارس 2026

(۵۹۳) حکم کراماتی که برای برخی اولیاء رخ می‌دهد

(۵۹۳) سوال: درباره‌ی اولیاء و کراماتی که برای برخی تقوا پیشگان رخ می‌دهد چیزهایی شنیده‌ام؛ لطفا درباره‌ی صحت این مسئله توضیح دهید.

جواب:

باید بدانیم که اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چه کسانی هستند؟ می‌گوییم: اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کسانی هستند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آنان را در این آیه وصف نموده است: {أَلا إِنَّ اولیاء الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳]: (آگاه باشید که اولیاء و دوستان الله، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمی‌شوند. آنان کسانی هستند ‌که ایمان آورده و تقوا پیشه می‌نمایند) بنابراین هر کس مؤمن و باتقوا باشد، ولیّ الله است؛ چه معروف باشد و مردم او را به عنوان ولیّ بشناسند و چه پنهان باشد و دوست نداشته باشد که آشکار شود. در هر حالت، وليّ همان مؤمن باتقوا است.
دوم: آیا به هر ولی، كرامات داده می‌شود؟ خیر، هر ولیّ کرامات ندارد بلکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به برخی از اولیاء كرامات محسوس عطا نموده که خودش و مردم آن ‌را می‌بینند. كرامات برخی افراد نیز چنین است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان و تقوای آنان را می‌افزاید که این کرامت از کرامت اول که حسی بود، بزرگ‌تر است؛ زیرا این کرامت برای بنده سودمندتر است چون کرامات حسی سبب افزایش ايمان و تقوا می‌شود اما کرامت دوم که افزایش ایمان و تقوا است خودش هدف محسوب می‌شود. به همین دلیل است که کرامات صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نسبت به تابعين کم‌تر است زیرا كرامات صحابه با افزایش ایمان و تقوای آنان بوده است اما تابعین در این زمینه همسان صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نبوده‌اند لذا كرامات در زمان تابعین بیشتر از زمان صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بوده است.
كرامات در علوم و مکاشفات یا در ظهور تأثیرات و توانایی‌ها است.
کرامت در مکاشفات: چنان که چیزی برای انسان ظاهر ‌شود که دیگران از آن باخبر نیستند؛ مانند کرامتی که برای امير المؤمنين عمر بن الخطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ یاد می‌شود که بر منبر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خطبه‌ی جمعه می‌گفت؛ ناگهان مردم شنیدند که می‌گوید: (کوه‌ای ساریه! کوه‌ای ساریه!). از این کارش تعجب کردند. ماجرا چنین بود که یکی از فرماندهان با لشکریانش در نبرد، توسط دشمن محاصره شده بودند. این رخداد برای عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در حالی که بر منبر خطبه می‌خواند، آشکار شد لذا او را خطاب قرار داد و گفت: (کوه‌ای ساریه!) آن فرمانده صدای او را شنید و به طرف کوه شتافت. این راهنمایی فرمانده‌ی عالی رتبه عمر بن الخطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از مکانی دور به فرمانده‌ی لشکر بود که او نیز شنید در حالی که در آن زمان، تکنولوژی تلفن‌های هوایی و بی‌سیم وجود نداشت اما این قدرت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بود که چیزی را برای وی آشکار کرد که دیگران نمی‌دیدند.
كرامت در علم: چنین است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دروازه‌ای از علم را برای کسی می‌گشاید که برای دیگران گشوده نشده است؛ گمان می‌کنم از جمله این افراد، شيخ الإسلام ابن تيميه رَحِمَهُ‌الله است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ علم بسیار بزرگ و زیادی از علم به نقل و علم به عقل را به وی بخشیده است؛ تا جایی ‌که باور کردن این توانایی عظیمی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به او عطا نموده و دروازه‌ی علمی که به روی وی گشوده است بر انسان سخت می‌شود.
کرامت در قدرت: چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قدرتی را به کسی عطا نماید که به دیگران عطا ننموده است؛ مانند کراماتی که در غزوه‌های سعد بن أبي وقاص رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ یاد می‌شود که او با سرزمین فارس نبرد می‌کرد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سرزمین‌های آنان ‌را یکی پس از دیگری برایش فتح می‌نمود تا این که به رود دجله رسید؛ در آن‌جا دید که فارس‌ها، کشتی‌ها را غرق کرده، پل‌ها را شکسته‌ و به ساحل شرقی گریخته‌اند. سعد رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ درنگ کرد تا ببیند چه تدبیری باید بیاندیشد لذا سلمان فارسي رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که از تاکتیک‌ و احوال جنگی فارسیان با خبر بود را فراخواند و با او مشورت نمود که چه کند؟ سلمان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به سعد رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفت: “ای سعد! کاری نمی‌توانیم بکنیم مگر این ‌که به لشکر بنگریم که آیا ایمان و تقوایی دارند که شایسته‌ی پیروزی باشند یا خیر؟ بگذارم نزدشان بروم و حالشان را ببینم” سعد به او مهلت داد. سلمان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نزد لشکر رفت، احوالشان را جویا شد و کردارشان را نگریست؛ آنان را چنان یافت که شب را با سجده و نماز به صبح می‌رسانند و روز را به انجام کارها و آمادگی برای جنگ مشغول هستند؛ لذا بعد از سه روز نزد سعد بن ابي وقاص رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ بازگشت و به او گفت: “قوم موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام برای پیروزی از ما مستحق‎تر و شایسته‌تر نبودند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دریا را برایشان شکافت و آنان را از فرعون و لشکرش نجات داد و ما نیز به اذن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از این رود می‌گذریم”. سعد رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فرمان پیش‌روی به سوی رود را صادر کرد و گفت: “من سه بار تکبیر می‌گویم؛ بعد از تکبیر سوم، بسم الله بگویید و عبور کنید” لشکریان اطاعت کردند و وارد آب شدند و گویا پیاده و با اسب و شتر، بر سنگ، قدم می‌گذاشتند تا این‌ که از رود عبور کردند در حالی که رود، موج می‌زد و کف خود را پرت می‌کرد. وقتی لشکریان فارس آنان را چنین دیدند به یکددیگر گفتند: “شما با انسان‌ها نمی‌جنگید بلکه با جنیان نبرد می‌کنید!” سپس از شهر مدائن که پایتختشان بود گریختند تا این که مسلمانان وارد آن شده و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن ‌را برایشان فتح نمود. این یک کرامت استر که کاری را انجام دادند که در توان بشر نیست به طوری که وارد آب شدند و رود مواج بود. مورخان این رخداد را چنین ذکر کرده‌اند. این ماجرا، کرامت در قدرت است و داستان امیر المؤمنین عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ كرامت در مکاشفه بود که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی را به او نشان داد که دیگران آن را درک نکردند.
یکی دیگر از کرامت‌ها کرامتی است که برای مريم عليها السلام، هنگامی که عيسى بن مريم عَلَيْهِ‌السَّلَام را باردار بود اتفاق افتاد. درد زایمان، وی را به سوی درخت خرمایی کشاند لذا آن‌جا نشست و گفت: {يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا * فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً * وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً} [مریم: ۲۳-۲۵]: (ای کاش پیش از این مرده بودم و به طور کلی فراموش‌ می‌شدم. در آن هنگام، فرشته به او ندا داد که غمگین نباش که پروردگارت از زیر تو، چشمه‌ای قرار داده است و تنه‌ی درخت را به سوی خود تکان بده تا رطب تازه بر تو فرو ریزد) وی با این ‌که در حال زایمان بود، تنه را تکان داد و پوشیده نیست که معمولا تنه‌ی درخت خرما با تکان دادن تکان نمی‌خورد اما تکان خورد و خرما فرو ریخت. همچنین بدون شک، ارتفاع درخت خرما بلندتر از قد انسان است زیرا اگر یک اندازه بود با دستش خرما می‌چید و می‌خورد. این از جمله نشانه‌های قدرت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و از کرامات مريم عليها السلام است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من المغرب: أسمع عن الأولياء، وأسمع عن الكرامات التي تحصل لبعض الأتقياء، فهل لكم أن تحدثونا عن صحة ذلك.

فأجاب رحمه الله تعالى: أولا يجب أن نعلم من هم أولياء الله؟ فنقول: أولياء الله تعالى من ذكرهم الله في قوله: ﴿ أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ الله [يونس: ٦٢-٦٣]. فمن كان مؤمناً تقياً كان الله وليا، سواء أشهره العامة وزعموه وليا، أم كان خفيًا على الناس لا يحب أن يظهر، فالولي هو المؤمن التقي هذه واحدة.

ثانيا: هل لكل ولي كرامة؟ والجواب: لا، ليس لكل ولي كرامة، بل من الأولياء من يعطيه الله تعالى كرامة محسوسة، يشهدها بنفسه، ويشهدها الناس ومن الناس من يجعل الله كرامته زيادة إيمانه وتقواه، وهذه الكرامة أعظم من الكرامة الأولى الحسية؛ لأن هذه الكرامة أنفع للعبد من الكرامة الأولى؛ إذ إن الكرامة الأولى سبب لزيادة الإيمان والتقوى وأما زيادة الإيمان والتقوى فهي الغاية، ولهذا نجد أن الصحابة لا تقل فيهم الكرامات بالنسبة للتابعين؛ لأن كرامات الصحابة في زيادة إيمانهم وتقواهم، والتابعون ليسوا مثل الصحابة في ذلك، ولهذا كثرت الكرامات في عهدهم أكثر من الكرامات في عهد الصحابة رضي الله عنهم.

والكرامات إما:

أن تكون في المكاشفات والعلوم.

وإما أن تكون في ظهور التأثيرات والقدرات.

فأما في المكاشفات: فكأن يُكشَف للإنسان عن شيء لا يعلمه غيره، كما ذكر عن أمير المؤمنين عمر بن الخطاب رضي الله عنه أنه كان يخطب الناس يوم الجمعة على منبر رسول الله -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، فسمعه الناس يقول: الجبل يا سارية، الجبل يا سارية فتعجبوا من ذلك، فكان الأمر أن أحد القواد حوصر في مواجهة بينه وبين ،أعدائه، فكشف لعمر رضي الله عنه، عنه وهو على المنبر فخاطبه، قائلًا: الجبل يا سارية فسمعه القائد، فانحاز إلى الجبل، فهذا توجيه من القائد الأعلى عمر بن الخطاب رضي الله عنه إلى قائد السرية أو الجيش من مكان بعيد وسمعه وليس في ذلك الوقت تليفونات هوائية ولاسلكية، ولكنها قدرة الله عز وجل، هذه كرامة في المكاشفات، كشف الله له ما لم يكن لغيره.

وتكون الكرامة في العلم بأن يفتح الله على الإنسان من العلم ما لا يفتحه على غيره، ومن هؤلاء فيما نظن ما فتح الله به على شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله من العلم العظيم؛ العلم بالنقل، والعلم بالعقل، حتى إنك لتكاد أن تشك في هذه القدرة العظيمة التي أقدره الله عليها، وفتح الله عليه من العلم .

ومن ذلك أيضًا الكرامة في القدرة؛ بأن يجعل الله تعالى للإنسان قدرةً لم تكن لغيره، ومن ذلك ما يُذكر في غزوات سعد بن أبي وقاص  رضي الله عنه؛ أنه كان يغزو الفرس، فيفتح الله عليه بلادهم بلدًا بعد بلد، حتى وصل إلى نهر دجلة، فلما وصل إلى النهر وجد أن الفرس قد أغرقوا السفن، وكسروا الجسور، وهربوا إلى الجانب الشرقي من النهر، فتوقف سعد رضي الله عنه ماذا يصنع؟ فدعا سلمان الفارسي رضي الله عنه وكان ذا خبرة في أحوال الفرس، وما يصنعونه عند القتال، فاستشاره -أي: إن سعدا استشار سلمان الفارسي – ماذا يصنع ؟ فقال له: يا سعد ليس هناك شيء يمكن أن نصنعه إلا أن ننظر في الجيش؛ هل عندهم من الإيمان والتقوى ما يُؤهلهم للنصر أم لا؟ فدعني أسبر القوم، وأنظر حالهم. فأمهله سعد، فجعل يذهب إلى الجيش، ويتفقد أحوالهم، وينظر أعمالهم، فوجدهم رضي الله عنهم بالليل يبيتون لربهم سُجَّدًا وقياما، وفي النهار يصلحون أحوالهم، ويستعدون للقتال فرجع بعد ثلاث إلى سعد بن أبي وقاص، وأخبره الخبر، وقال: إن قوم موسى ليسوا أحق بالنصر منا، فقد فلق الله لهم البحر، وأنجاهم من فرعون وقومه، ونحن سوف نعبر هذا النهر بإذن الله. فأذن سعد رضي الله عنه بالرحيل والتقدم إلى النهر، وقال: إني مكبر ثلاثا، فإذا كبرت الثالثة فسموا واعبروا. ففعلوا، فجعلوا يدخلون الماء كأنها يمشون على الصفا؛ خيلهم ورجلهم وإبلهم حتى عبروا النهر، وهو يجري يقذف بزبده، فلما رآهم الفرس قال بعضهم لبعض: إنكم لا تقاتلون إنسا، وإنما تقاتلون جنا! فهربوا من المدائن -وهي عاصمتهم- حتى دخلها المسلمون، وفتح الله عليهم هذه كرامة قدروا على أمر لا يقدر عليه البشر بمقتضى قدراتهم؛ حيث خاضوا الماء والنهر يمشي هكذا ذكر المؤرخون هذه القصة. هذه كرامة في القدرة، وقصة عمر كرامة في المكاشفات؛ بأن الله يكشف له ما لا يدركه غيره.

ومن الكرامات ما حصل لمريم -عليها السلام – حين حملت بعیسی ابن مريم ، فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة، فجلست إلى هذا الجذع وقالت: ﴿يلَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَنسِيّاً فَنَادَنَهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْنَكِ سَرِيَّا وَهُزَى إِلَيْكِ يجذع النَّخْلَةِ تُسَقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيا [مريم: ٢٣-٢٥]. قال: هزي إليك وهي امرأة ماخض تهز بجذع النخلة، فيهتز فرعها، ومن المعلوم أن الهز بجذع النخلة – حسب العادة- لا يمكن أن يهتز به فرع النخلة، لكن فرع النخلة اهتز وتساقط منه الرطب، والنخلة لا شك أنها فوق قامة الإنسان؛ لأنها لو كانت بقدر القامة لتناولت الرطب بيدها، هذا من آيات الله، وهو من كرامة مريم -عليها السلام-.

مطالب مرتبط:

(۵۹۱) ویژگی‌های اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ

اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همان کسانی هستند که دستورات و اوامر وی را اجرا می‌نمایند، به شریعت وی عمل می‌کنند، به او ایمان ‌آورده و دین وی را نصرت و یاری می‌دهند.

ادامه مطلب …

(۵۹۸) آیا این درست است که برای صالحان و اولیاء، اسراری از قرآن واضح می‌شود؟

هیچ کس برای فهم قرآن، خاص نیست؛ بلکه فهم قرآن برای هر شخصی فراهم است اما هر کس درباره‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آگاه‌تر و تقوا پیشه‌تر باشد به فهم قرآن نزدیک‌تر خواهد بود.

ادامه مطلب …

(۵۹۴) کرامات اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَى

كرامات امور خارق العاده‌ای است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن‌ها را به دست شخص صالح و درست‌کار جاری می‌کند تا او را اکرام نماید یا دلیلی بر این باشد ‌که اعتقاد و منهج وی حق است؛ بنابراین كرامات برای مصلحت شخص یا مصلحت دین می‌آید اما فقط برای اولیاء با تقوا رخ می‌دهد.

ادامه مطلب …

(۵۹۶) حکم دادن لقب اولیاء به اهل تصوف

كراماتی که به آنان نسبت می‌دهند در حالی که آنان بر گمراهی هستند، در واقع اهانت و خواری است نه کرامت.

ادامه مطلب …

(۵۹۲) معیار اولیاء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَى

اگر کسی را دیدی که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان دارد که البته نشانه‌های آن ایمان نیز ظاهر است و نیز تقوا پیشه است، او ولیّ است اما اگر وی را دروغ‌گو و فریب‌کاری یافتی، ولیّ نیست حتی اگر ادعای ولایت نیز داشته باشد.

ادامه مطلب …

(۶۰۲) آیا زيارت اولیاء جایز است یا خیر؟

اگر زيارت قبور آنان به قصد تبرك جستن باشد، این بدعت و راهی به سوی شرك است اما اگر به زيارت آنان برود تا برایشان دعا کند، ایرادی ندارد؛ چون زيارت قبور با هدف دعا برای مردگان، جایز است و از مصادیق احسان و خوبی به آنان به شمار می‌رود.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه