یکشنبه 10 شوال 1447
۸ فروردین ۱۴۰۵
29 مارس 2026

(۵۰۵) توضیح درباره توسل به جاه صالحین

(۵۰۵) سوال:

سؤال کننده (چنان که اشاره نموده است) یکی از قسمت‌‌های این برنامه در تاریخ ۲۲/۱۰/۱۴۰۱ هجری قمری را دنبال کرده و در مورد جواب شما به یکی از سؤال کنندگان می‌پرسد که وی گفته بود: آیا دعا برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و توسل به او با جاه و مقام پیامبران و بندگان صالح و نیک وی جایز است؟ چنان که مثلا بگوییم: (ای الله! ما با توسل به جاه پیامبرت صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از تو می‌خواهیم که گناهان ما را بیامرزی). می‌گوید: شما در جواب اشاره کرده‌اید که اگر حدیثی یافت که خلاف عدم جواز بود آن را برای ما بفرستد. او نیز حدیثی در کتاب (بلوغ المرام) یافته است که انس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ چنین روایت می‌کند: هرگاه دچار قحطی و خشک‌سالی می‌شدند، عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به وسیله‌ی عباس بن عبدالمطلب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ درخواست باران می‌کرد و می‌گفت: “اللَّهُمَّ إنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وإنَّا نَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا”: (ای الله: قبلا با پیامبرمان به تو متوسل می‌شدیم و بر ما باران می‌باراندی، اکنون با عموی پیامبرمان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به تو متوسل می‌شویم پس بر ما باران ببار) می‌گوید: نظر استاد بزرگوار ما در این باره چیست؟ آیا این حدیث صحیح است یا خیر؟

جواب:

در ابتدا از این برادرم بابت همکاری با برادرانش در این کار تشکر می‌کنم زیرا این از جمله تعاون و هم‌کاری در انجام نیکی و تقوا است؛ زیرا گاهی انسان دچار اشتباه یا فراموشی می‌شود و علم شریعت، منحصر به یک شخص نیست بلکه هر کس که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وی علم، فهم و اخلاص ارزانی داشته است حق دارد با علم، فهم و اخلاصی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وی عطا نموده سخن بگوید. بر هر مسلمانی واجب است در این مسئله و دیگر مسائل، خیرخواه برادرانش باشد و در حفظ شريعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کوشا باشد تا اگر کسی در آن دچار اشتباه شد، بنا بر حکمت و آن چه صحیح است برای اصلاح آن تلاش نماید.

در مورد سؤال وی: حدیثی که بدان اشاره کرد حدیث صحیح و ثابتی است که امام بخاری رَحِمَهُ‌الله آن را روایت نموده است اما هر کس با درنگ در آن بیاندیشد در می‌یابد که این حدیث، دلیلی بر عدم توسل به جاه و مقام پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و دیگران است؛ زیرا توسل به معنای گرفتن وسیله‌ای است که شخص را به هدف می‌رساند و وسيله‌ی مذكور در این حدیث: “اللَّهُمَّ إنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وإنَّا نَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا“: (ای الله: قبلا با پیامبرمان به تو متوسل می‌شدیم و بر ما باران می‌باراندی، اکنون با عموی پیامبرمان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به تو متوسل می‌شویم پس بر ما باران ببار) منظور از آن، توسل به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با دعای او است زیرا عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفت: ‌ای عباس! بایست و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعا و درخواست کن؛ اما اگر منظورش توسل به جاه و مقام بود، عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ پیش از توسل به عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به جاه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم متوسل می‌شد زیرا تردیدی نیست که جاه و منزلت پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ارزش‌تر و والاتر از مقام عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و دیگران است؛ بنابراین اگر این حديث از باب توسل به جاه و مقام بود، شایسته‌ بود که امير المؤمنين عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به جای توسل به مقام عباس بن عبد المطلب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به جاه و جایگاه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم متوسل می‌شد.

نتیجه: توسل به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با دعای کسی‌ که امید اجابت دعایش وجود دارد زیرا فرد نیکوکاری است، ایرادی ندارد؛ زیرا صحابه  با دعای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حق آنان به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ متوسل می‌شدند و عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نیز با دعای عباس بن عبد المطلب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ متوسل شد. بنابراین اگر فرد صالح و نیکوکاری را دیدی که امید است دعایش اجابت شود، غذا، نوشیدنی، لباس و درآمدش حلال است و معروف به کوشش در عبادت است، ایرادی ندارد از وی درخواست کنی چیزی را که دوست داری را برایت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد؛ البته به این شرط که آن شخصی که از وی درخواست دعا شده است، دچار غرور نشود اما در این غیر صورت، جایز نیست با این درخواست، او را نابود کنید زیرا به وی ضرر و آسیب می‌رساند.

همچنین می‌گویم: این کار جایز است اما من آن را دوست ندارم و نظرم این است که انسان خودش از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درخواست و دعا نماید و میان خود و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ واسطه‌ای قرار ندهد زیرا این، امید بیشتری به اجابت دعا دارد و به خشیت و ترس از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک‌تر است.

همچنین تشویق می‌کنم که هرگاه از کسی که امید اجابت دعایش می‌رود‌ درخواست دعا کردید، نیت شما از این درخواست از وی، نیکی و احسان به این دعا کننده باشد، نه این ‌که برای رفع نیاز شخصی که برایش دعا می‌شود باشد؛ زیرا اگر به خاطر برآورده شدن نیازش از وی درخواست دعا کند مانند کسی خواهد بود که درخواست مال و… می‌کند که نکوهیده است اما اگر نیت وی سود رساندن به برادر مسلمانش که برایش دعا می‌کند باشد، بهتر و زیباتر است و پوشیده نیست که شخص از نیکی به مسلمان، اجر و ثواب می‌برد.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من جمهورية مصر العربية: قد استمع إلى حلقة، كما أشار إليها في يوم السبت الموافق ١٤٠١/١٠/٢٢هـ، ويسأل عن ردكم على إحدى المستمعات التي تقول: هل يجوز الدعاء الله عز وجل، والتوسل إليه بجاه الأنبياء، أو بجاه عباده الصالحين؟ كمثل قولنا: اللهم إنا نسألك بجاه نبيك صلى الله عليه وسلم أن تغفر لنا ذنوبنا وخلاف ذلك من الدعاء. ويقول: إنكم قد أشرتم في إجابتكم أنه إذا وجد حديث يخالف عدم الجواز فليرسله إلينا، وإنه قد وجد حديثًا في بلوغ المرام يقول فيه: عن أنس عن عمر : كان إذا قحطوا استسقى بالعباس بن عبد المطلب وقال: «اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمْ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا». فَيَقُومُ الْعَبَّاسُ فَيَدْعُو فيُسْقَوْن . رواه البخاري. يقول : فما رأي فضيلة أستاذنا الجليل في ذلك؟ هل هذا الحديث صحيح أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: قبل أن أجيب على هذا السؤال أولا أشكر على تعاونه مع إخوانه؛ لأن هذا من التعاون على البر والتقوى، فإن الإنسان بشر يخطئ ويصيب، ويذهل عن الشيء ويغيب، والشريعة ليست محصورةً على أحد معين من الناس بل كلَّ من آتاه الله تعالى علما وفَها وإخلاصا فإن له الحق في أن يتكلم بما آتاه الله تعالى من علم وفهم وإخلاص، وهذا هو واجب كلَّ مسلم في هذا الباب وغيره؛ أن يكون ناصحا لإخوانه، حريصًا على حفظ شريعة الله، إذا تكلم أحدٌ فيها بخطأ حاول إصلاح الخطأ على وجه الحكمة والصواب.

وأما بالنسبة لسؤاله هذا الحديث الذي أشار إليه هو حديث صحيح، رواه البخاري، ولكن من تأمله وجد أنه دليل على عدم التوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم أو غيره، وذلك أن التوسل هو اتخاذ الوسيلة، والوسيلة هي الشيء الموصل إلى المطلوب، والوسيلة المذكورة في هذا الحديث: «اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَكَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمَّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا». المراد بها: التوسل إلى الله تعالى بدعائه؛ لأن عمر قال للعباس : قم يا عباس، فادع الله. فدعا، ولو كان هذا من باب التوسل بالجاه لكان عمر رضي الله عنه يتوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم قبل أن يتوسل العباس؛ لأن جاه النبي صلى الله عليه وسلم عند الله بلا شَكٍّ أعظمُ من جاءِ العباس وغيره، فلو كان هذا الحديث من باب التوسل بالجاه لكان الأجدر بأمير المؤمنين عمر رضي الله عنه أن يتوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم دون جاه العباس بن عبد المطلب.

والحاصل أن التوسل إلى الله تعالى بدعاء مَن تُرجَى فيه إجابة الدعاء لصلاحه لا بأس به، فقد كان الصحابة يتوسلون إلى الله بدعاء النبي صلى الله عليه وسلم لهم، وكذلك أيضًا عمر رضي الله عنه توسل بدعاء العباس بن عبد المطلب رضي الله عنه، فلا بأس إذا رأيت رجلا صالحًا حَرِيًّا بالإجابة بكَوْن طعامه وشرابه وملبسه ومسكنه حلالا، وكونه معروفًا بالعبادة والتقوى لا بأس أن تسأله أن يدعو الله لك بما تحب، بشرط ألا يحصل في ذلك غرور لهذا الشخص الذي طلب منه ذلك الدعاء، فإن حصل منه غرور بذلك فإنه لا يحل لك أن تقتله وتهلكه بهذا الطلب منه؛ لأن ذلك يضره.

كما أنني أيضًا أقول: إن هذا جائز ، ولكنني لا أحبذه، وأرى أن الإنسان يسأل الله تعالى بنفسه دون أن يجعل له واسطةً بينه وبين الله؛ لأن ذلك أقوى في الرجاء، وأقرب إلى الخشية.

كما أنني أيضًا أرغب في أن الإنسان إذا طلب من أخيه، الذي تُرجَى إجابة دعائه، أن يدعو له أن ينوي بذلك الإحسان إليه، أي: إلى هذا الداعي دون دفع حاجة هذا المدعو له؛ لأنه إذا طلبه من أجل دفع حاجته صار كسؤال المال وشبهه، وهذا مذموم ، وأما إذا قصد بذلك نفع أخيه الداعي بالإحسان إليه -والإحسان إلى المسلم يُثاب عليه المرء كما هو معروف- صار هذا أولى وأحسن.

مطالب مرتبط:

(۴۹۶) حكم توسل به جاه و مقام پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم

این سؤال در حقیقت، سؤال بسیار مهمی است و شایسته است به طور مفصل بدان پاسخ داده شود.

ادامه مطلب …

(۵۰۹) توضیح درباره‌ی روایتی در مورد توسل به دعای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم

علماء درباره‌ی صحت این حدیث، اختلاف ‌نظر دارند لذا برخی آن ‌را انکار کرده و گفته‌اند: از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست. برخی دیگر نیز می‌گویند: صحیح و ثابت است. بر فرض صحت و ثبوت این حدیث، باز هم از باب توسل به ذات پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیست، بلکه چنان که واضح و آشکار است، توسل به دعای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است.

ادامه مطلب …

(۵۰۴) حکم توسل به جاه و مقام اولیاء و صالحان

شایسته است بدانیم که یک وسیله، زمانی به عنوان وسیله گرفته می‌شود که وسیله بودن آن حقیقتا از نظر شرعی یا در واقعیت، اثبات شده باشد؛ اما گرفتن امری که در شرع به عنوان وسیله اثبات نشده، کاری لغو و بلکه نوعی شرک است؛ زیرا اثبات سببی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن ‌را سبب قرار نداده است.

ادامه مطلب …

(۴۹۷) حكم توسل به پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در دعا

در مورد توسل به پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ؛ اگر منظور فرد توسل با ایمان و محبتش به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، ایرادی ندارد اما اگر منظورش توسل به ذات و شخصیت ایشان است، جایز نیست؛ زیرا توسل به ذات وی، سودی برای فرد ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۰۲) حکم توسل به جاه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در دعا

باید دانست که دعا از عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است لذا حق نداریم وسیله‌ای را که شریعت تعیین نکرده است، در آن نوآوری کنیم؛ توسل به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در دعا با چند چیز صورت می‌گیرد...

ادامه مطلب …

(۵۰۷) آیا گفتن این عبارت در دعا جایز است: “اللّهُمَّ شَفِّع فِينَا مُحَمَّداً صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم “

اگر از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهید که پیامبر محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را شفاعت‌گر شما قرار دهد، هیچ اشکال و ایرادی ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه