جمعه 1 شوال 1447
۲۹ اسفند ۱۴۰۴
20 مارس 2026

(۱۰۸) دیدگاه اهل سنت و جماعت در مورد صفات الله

(۱۰۸) سوال: می‌خواهم دیدگاه مذهب اهل سنت و جماعت در مورد صفات را بدانم.

جواب:

هر ویژگی و صفتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را با آن توصیف نموده یا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ذاتش را با آن توصیف نموده مذهب اهل سنت و جماعت آن را می‌پذیرد، به آن ایمان دارد و معتقد است که آن وصف، حق و حقیقت است. اهل سنت و جماعت همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را از هر نقصی در آن صفت و تشبیه کردن ذاتش به مخلوقات، پاک و منزه می‌دانند. به عنوان مثال: ایمان دارند که الله دارای صفت قدرت است، هرگز هیچ ناتوانی و ضعفی در این قدرت راه ندارد، ایمان دارند ‌که این قدرت، هرگز شبیه قدرت مخلوقات نیست؛ هر چند که مخلوقات زیاد باشند و جمع شوند. ایمان دارند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دست دارد، این دست، قدرت‌مند و بزرگ است؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: ﴿وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ ﴾ [زمر: ۶۷] : (آن‌ها الله را چنان ‌که سزاوار بزرگی او است نشناختند، در حالی ‌که روز قیامت تمام زمین در مشت او است و آسمان‌ها به طور در هم پیچیده در دست راست او است».

همچنین فرموده است: ﴿يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ﴾ [الأنبياء: ۱۰۴] : (روزی‌ که آسمان‌ را چون طوماری نوشته شده در هم می‌پیچیم، همان‌ گونه که نخستین آفرینش را آغاز کردیم، آن را باز می‌گردانیم، وعده‌ای بر ما است؛ قطعاً آن را انجام می‌دهیم).

ایمان دارند ‌که این دست، شبیه دستان مخلوقات نیست زیرا ﴿ليس كمثله شيء وهو السميع البصير﴾ [شورى: ۱۱] : (هیچ چیز همانند او نیست، و او شنوای بینا است).

قاعده در مورد صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که در قرآن یا سنت آمده، بدین قرار است: ایمان به آن، پذیرفتن آن، پاک و منزه دانستن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از هر نقصی در آن و پاک و منزه دانستن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از این که صفاتش مانند مخلوقات باشد. این همان راهی است که اهل سنت و جماعت از سلف این امت و ائمه‌ی آن پیموده‌اند و به همین‌ خاطر در مورد آیات و احادیث صفات می‌گویند:

«أَمِرُّوها کما جاءت دون كیف» یعنی این نصوص را بدون بیان کیفیت و همان طور که وارد شده اثبات کنید.

از امام مالک رَحِمَهُ‌الله درباره‌ی صفت استواء پرسیدند: ﴿الرحمن على العرش استوى﴾ [طه: ۵] چگونه استوا یافته؟ امام مالکرَحِمَهُ‌الله سرش را زیر انداخت تا جایی‌که عرق از وی سرازیر شد. سپس گفت: (استوا نامعلوم نیست؛ کیفیت، معقول نیست؛ ایمان به آن واجب است و پرسیدن سؤال در مورد آن بدعت است».

(استوا نامعلوم نیست) زیرا در زبان عربی به وضوح می‌خوانیم که (استوی علی کذا) یعنی (علا علی کذا) بر آن چیز بالا رفت (کیفیت نامعقول است) یعنی با عقل درک نمی‌شود؛ زیرا فراتر از چیزی است که عقل‌های ما آن را تصور کند. (ایمان به آن واجب است) زیرا در مورد آن، نصّ و دلیل از قرآن و سنت آمده است. الله استوای خود بر عرش را در هفت جا از کتابش ذکر نموده است (پرسیدن سؤال در مورد آن بدعت است) : سؤال از کیفیت آن بدعت است نه از معنای آن؛ بنابراین ایرادی ندارد که انسان در مورد معنای آیات و احادیث صفات سؤال بپرسد زیرا امکان دسترسی به آن وجود دارد؛ اما جایز نیست درباره‌ی کیفیت، پرسیده شود؛ زیرا نمی‌توان به آن پی برد و از عادت سلف نیز نبوده که درباره‌ی کیفیت سؤال بپرسند. به ‌خاطر همین امام مالک رَحِمَهُ‌الله گفت: سؤال در مورد آن بدعت است.

درباره‌ی صفات دیگر هم می‌گوییم: معنای آن‌ها مشخص است اما از نظر کیفیت، نامعلوم هستند؛ ایمان به آن واجب و سؤال از آن بدعت است. بنابراین مثلا در مورد عین (چشم) می‌گوییم: معنایش معلوم، کیفیتش مجهول، ایمان به آن واجب و سؤال از کیفیت آن بدعت است. در مورد وجه (چهره) و دیگر صفات الله که در قرآن و سنت آمده نیز می‌گوییم: معنای آن‌ها مشخص است اما از نظر کیفیت، نامعلوم هستند.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

 يقول السائل: فضيلة الشيخ أريد أن أعرف مذهب أهل السنة والجماعة في الصفات مأجورين.

فأجاب رحمه الله تعالى: مذهب أهل السنة والجماعة في ما وصف الله به نفسه أو وصفه به رسول الله صلى الله عليه وسلم قبول هذا الوصف، والإيمان به، واعتقاد أنه حق على حقيقته، إلا أنهم ينزهون الله -تعالى- عن أي نقص في هذه الصفة، أو عن مشابهة المخلوقين فيها. فيؤمنون مثلا بقوة الله، ويؤمنون بأن هذه القوة لن يلحقها ضعف، ويؤمنون بأن هذه القوة لا تشبه قوى المخلوقين، مهما اجتمعوا وكثروا فإن قوتهم لن تكون مثل قوة الله عز وجل، وأن الله – تعالى – يدًا حقيقية، ويؤمنون بأن هذه اليد قوية عظيمة، قال الله -تعالى-: ﴿وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ، وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَوَاتُ مطوتَتُ بِيَمِينِهِ﴾ [الزمر: ٦٧]، وقال – تعالى -: ﴿يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيّ السجل لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأَنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَعِلِينَ﴾[الأنبياء: ١٠٤ ]، ويؤمنون بأن هذه اليد لا تماثل أيدي المخلوقين، لقوله -تعالى-: ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾ [الشورى: ١١].

فالقاعدة إذا فيما جاء من صفات الله -عز وجل- في القرآن أو السنة: الإيمان بذلك، وقبوله، وتنزيه الله سبحانه وتعالى عن أي نقص فيه، وتنزيه الله – تعالى – أن يكون مماثلا للمخلوقين فيه، هذه هي السبيل التي درج عليها أهل السنة والجماعة من سلف هذه الأمة وأئمتها، ولهذا كانوا يقولون في آيات الصفات وأحاديثها أمروها كما جاءت دون كيف.

وسئل الإمام مالك رحمه الله عن الاستواء فقيل له: ﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى﴾ [طه: ٥] كيف استوى؟ فأطرق رأسه حتى تصبب منه العرق، ثم قال: «الاستواء غير مجهول، والكيف غير معقول، والإيمان به واجب والسؤال عنه بدعة». قال: الاستواء غير مجهول، لأنه معلوم في اللغة العربية أن معنى استوى على كذا أي علا والكيف غير معقول أي: غير مدرك بالعقل، لأنه فوق ما تتصوره عقولنا والإيمان به واجب لأن النص ورد به فقد ذكر الله استواءه على عرشه في سبعة مواضع من كتابه. والسؤال عنه بدعة، أي: السؤال عن كيفيته بدعة لا عن معناه، فإنه لا حرج على الإنسان أن يسأل عن معنى آيات الصفات وأحاديثها، لأن هذا من الأمور التي يمكن الوصول إليها، أما الكيفية فلا يجوز السؤال عنها، لأنها من الأمور التي لا يمكن الوصول إليها، ولم تكن من عادة السلف ولهذا قال رحم الله : السؤال عنه بدعة. وهكذا نقول في سائر الصفات: إنها معلومة المعنى مجهولة الكيفية، وإن الإيمان بها واجب، والسؤال عنها بدعة. فنقول مثلا في العين: إن معناها معلوم، وكيفيتها مجهولة، والإيمان بها واجب، والسؤال عن كيفيتها بدعة. وهكذا نقول في الوجه، وغير ذلك مما جاء في الكتاب والسُّنَّة من صفات الله: إنه معلوم المعنى، مجهول الكيفية.

مطالب مرتبط:

(۱۱۸) حکم نام‌گذاری به اسم‌هایی که از اسماء و صفات الله است

هرگاه هدف از اسم، معنای صفت نباشد اشکالی ندارد. اما در اسم‌هایی مانند جبار، شایسته نیست شخص به آن نام‌گذاری شود هر چند که معنای صفت مدّ نظر نباشد...

ادامه مطلب …

(۱۲۳) تفسیر آیه «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى»

این سؤال بزرگ و مهمی است زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خودش را چنین معرفى نموده که «العلیّ» ، « الأعلي»، بر بندگانش از بالای آنان چیره است امور از جانب او فرود می‌آید و به‌ سوی او بالا می‌رود، او در آسمان (بلندی) است....

ادامه مطلب …

(۱۰۷) منهج اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات

منهج اهل سنت و جماعت درباره‌ی اسماء و صفات، منهج میانه و وسط بین اهل تعطیل و اهل تمثیل است....

ادامه مطلب …

(۱۲۸) تصحیح بعضی شبهات در فهم آیات قرآن

مذهب اهل سنت و جماعت بر این است که الله را همان‌ گونه که خودش یا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم توصیف نموده بدون تحریف، وصف می‌نمایند بلکه کلام بر معنای ظاهری آن فهم و تفسیر می‌شود چون کسی که آن کلام را بیان نموده (الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ) به ذات خودش آگاه‌تر از دیگران است.

ادامه مطلب …

(۱۰۴) مذهب اهل سنت درباره‌ی اثبات صفات برای الله

برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همان چیزی را اثبات می‌کنند و اعتقاد دارند که الله برای خود اثبات نموده است هر چند که عقل‌ها پیرامونش متحیر بمانند و چیزهایی که الله از خود نفی کرده را نیز نفی می‌کنند هر چند که عقل‌ها ثبوتش را گمان کنند....

ادامه مطلب …

(۱۲۷) حکم نوشتن اسماء الله بر روی کاغذ

کارت‌هایی که برادرمان اشاره کرد که قرآن بر آن نوشته می‌شود؛ باید گفت این‌ کارت‌ها در بازارها، زباله‌ها و زیر پا انداخته می‌شود لذا کسی که چنین کارت‌هایی تهیه می‌کند باید بداند که این کار جایز نیست چون شامل اهانت به قرآن کریم است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه