سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۸) اهمیت جماعت در اسلام

(۸) سوال: سؤال: جماعت در اسلام از چه اهمیتی برخوردار است؟ آیا بر هر مسلمان لازم است به جماعت (حزب) معیّنی بپیوندد؟

جواب:

شیخ ابن عثیمین رَحِمَهُ‌الله جواب دادند:

جماعت در اسلام همان جمع ‌شدن بر شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیرامون آن فرموده است: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ وَ لَا مَنْ خَالَفَهُمْ حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ عَلَى ذلِكَ»۱ : (همواره گروهی از امت من بر حق و پیروز هستند، هر کس بخواهد آنان را خوار کند و با آنها مخالفت کند ضرری به آن‌ها نمی‌رساند تا این ‌که امر الله فرا رسد در حالی ‌که آنان بر حق پایدار و استوار هستند) این همان جماعتی است که بر انسان واجب است به آن بپیوندد، اما جماعت حزبی‌ای که چیزی جز غلبه‌ی رأی خود – فرقی ندارد حق یا باطل باشد – را نمی‌خواهد پیوستن به آن جایز نیست زیرا در برگیرنده‌ی برائت از جماعت مسلمانان و ولایت برای جماعت حزبی‌‌ای که سبب تفرّق و اختلاف است می‌باشد. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: (إِنَّ ٱلَّذِینَ فَرَّقُوا۟ دِینَهُمۡ وَكَانُوا۟ شِیَعࣰا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِی شَیۡءٍۚ إِنَّمَاۤ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ) [الأنعام ۱۵۹] : (به راستی کسانی‌که آیین خود را پراکنده ساختند و دسته دسته شدند، تو را با آنان هیچ‌گونه کاری نیست، کار آن‌ها تنها با الله است) و فرموده است: (شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّینِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحࣰا وَٱلَّذِیۤ أَوۡحَیۡنَاۤ إِلَیۡكَ وَمَا وَصَّیۡنَا بِهِۦۤ إِبۡرَ ٰ⁠هِیمَ وَمُوسَىٰ وَعِیسَىٰۤ أَنۡ أَقِیمُوا۟ ٱلدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِیهِۚ) [الشورى ۱۳] : (دینی را برای شما تشریع کرد، همان گونه که به نوح توصیه کرده بود، و از آنچه بر تو وحی کرده‌ایم، و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کرده‌ایم، که دین را بر پا دارید و در آن فرقه فرقه نشوید) همچنین فرموده است: (وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِینَ تَفَرَّقُوا۟ وَٱخۡتَلَفُوا۟ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَاۤءَهُمُ ٱلۡبَیِّنَـٰتُۚ وَأُو۟لَـٰئكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِیمࣱ) [آل عمران ۱۰۵] : (مانند کسانی که پس از آمدن دلایل روشن، پراکنده شدند و اختلاف کردند نباشید که عذاب بزرگی برایشان است.) همچنین به پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: (إِنَّ ٱلَّذِینَ فَرَّقُوا۟ دِینَهُمۡ وَكَانُوا۟ شِیَعࣰا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِی شَیۡءٍۚ) [الأنعام ۱۵۹] : (به راستی کسانی ‌که آیین خود را پراکنده ساختند و دسته دسته شدند، تو را با آنان هیچ گونه کاری نیست).

این جماعت‌های اسلامی که به اسلام منتسب می‌شوند و هدفشان نصرت اسلام است بر آنان واجب است فرقه ‌گرایی نکنند، بر آنان واجب است در یک گروه و طائفه منحصر شوند، گروه “جماعت” که رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بر آن بودند همان گونه که رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن خبر داده‌اند: «سَتَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةَ عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فرقة، كُلُّها فِي النَّارِ إلّا وَاحِدَة، قَالوا: مَن هِيَ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: هِيَ الْجَمَاعَةُ»۲ : («این امت به هفتاد و سه فرقه پراکنده می‌شود که همه‌ی این گروه‌ها و فرقه‌ها در آتش ‌هستند مگر یک گروه» گفتند: ای رسول‌ الله! آن گروه چه کسانی هستند؟ فرمود: «آن گروه همان جماعت است»).

این جماعت‌ها امت را متفرّق و پراکنده نموده و بین امت، دشمنی افکنده است تا جایی که به یک‌دیگر مانند دشمن دیرینه می‌نگرند، حال آن که همه‌ی مسلمان به اسلام منتسب هستند و می‌خواهند اسلام به دست آنان نصرت یابد اما چگونه امکان‌پذیر خواهد بود در حالی‌که بدین صورت دچار تفرّق و از هم گسستگی شده‌اند؟

لذا آنچه شایسته است از این تریبون – تریبون “نور علی الدرب” از رادیوی کشور عربستان سعودی – برادرانم را بدان توجیه کنم این است که: بر حق جمع شوند و از آنچه سبب اختلاف بین آن‌ها می‌شود بپرهیزند و اختلاف را با بازگشت به کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از میان بردارند.

حقیقتِ ‌امر این است که شکار این تفرّق، جوانان مسلمان هستند؛ زیرا با تفرّق این جماعت‌ها هر گروه از جوانان به یک ‌جماعت می‌پیوندد، هر کدام از آن‌ها به جماعتی از این جماعت‌ها می‌پیوندد، پراکنده و متفرّق می‌شوند و به یک‌دیگر ناسزا گفته و شروع به طعنه‌زدن به یک‌دیگر می‌کنند که این مسأله ضربه‌ی محکم و کمرشکنی به‌سوی این بیداری‌ای است که الحمدلله شروع شده و آثارش در جوانان مسلمان هویدا است.

مهم این است که من به عدم ‌ِتفرّق نصیحت می‌کنم حتی اگر سبب این تفرق، همین جماعت‌ها باشند و بر این رأی هستم که امت اسلامی باید امت واحدی باشد که دچار اختلاف نشده و هر کدام دارای اسمی نباشد و گمان کند شبیه جماعت‌های دیگر است.

***

  1. [صحیح بخاری: كتاب الاعتصام، باب قول النبي ﷺ: لاتزال طائفة من أمتي ظاهرين، رقم٧٣١١ | صحیح مسلم: كتاب الايمان، باب نزول عيسى ابن مريم حاكما بشريعة نبينا، رقم ١٥٦] ↩︎
  2. [ابن‌ماجه: كتاب الفتن، باب افتراق الأمم، رقم ٣٩٩٣] ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما أهمية الجماعة في الإسلام؟ وهل يشترط على المسلم أن ينتمي إلى جماعة معينة؟

فأجاب رحمه الله تعالى : الجماعة في الإسلام هي الاجتماع على شريعة الله -عز وجل- التي قال فيها الرسول عليه الصلاة والسلام: «لا تزال طائفة من أمتي على الحق ظاهرين، لا يضرهم من خَذَهُم ولا من خَالَفَهُمْ،حتى يأتي أمر الله وهم على ذلك»، هذه هي الجماعة التي يجب على الإنسان إليها، أما الجماعة الحزبية التي لا تريد إلا انتصار رأيها، سواء كان بحق أم بباطل، فإنه لا يجوز الانتماء إليها، لأن ذلك متضمن البراءة من الجماعة الإسلامية، والولاية للجماعة الحزبية التي فيها التفرق والاختلاف، وقد قال الله -تعالى-: ﴿ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ﴾ [الأنعام: ۱۵۹]، وقال تعالى: ﴿ شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَضَيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الَّذِينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ ﴾ [الشورى: ۱۳] وقال تعالى: ﴿ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَتْ وَأَوَلَيْكَ هُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴾ [آل عمران: ١٠٥] وقال -تعالى- لنبيه : هو إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيء ﴾ [الأنعام: ١٥٩].
وهذه الجماعات الإسلامية التي تنتمي إلى الإسلام وهدفها انتصار الإسلام يجب عليها أن لا تتفرق، يجب عليها أن تنحصر في طائفة واحدة، طائفة الجماعة التي كان عليها رسول الله ﷺ وأصحابه، كما أخبر بذلك النبي حين قال: ستفترق هذه الأمة على ثلاث وسبعين فرقة كلها في النار إلا واحدة، قالوا: من هي يا رسول الله؟ قال: هي الجماعة».
إنَّ هذه الجماعات فَرَّقَتِ الأمة، وألقت بينهم العداوة، حتى صار الواحد منهم ينظر إلى الثاني نظر العدو البعيد، مع أن الكل منهم مُسْلِمٌ ينتمي إلى الإسلام ويريد أن ينتصر الإسلام به ولكن أنى لهم، وقد تفرقوا هذا التفرق،
وتمزقوا هذا التمزق؟

فالذي ينبغي أن أوجه إخواني إليه من هذا المنبر منبر نور على الدرب من إذاعة المملكة العربية السعودية أن يجتمعوا على الحق، وأن يجتنبوا أوجه الاختلاف بينهم، فيزيلوها بالرجوع إلى كتاب الله وسنة رسوله.

والحقيقة أن هذا التفرق أصبح فريسته الشباب الإسلامي، فإن هذا الشباب بِتَفَرُّقِ هذه الجماعات صار كل طائفة منهم تنتمي إلى جماعة، صار كل واحدٍ منهم ينتمي إلى جماعة من هذه الجماعات وتفرقوا وصار بعضهم يسب بعضا ويطعن في بعض وهذه ضربةٌ قاسية قاصمة لهذه الصحوة التي بدأت والله الحمد – تظهر آثارها في شباب المسلمين.
المهم أنني أنا أنصح بعدم التفرق ولو في ضمن هذه الجماعات، وأرى أن تكون الأمة الإسلامية أمةً واحدة لا تختلف ولا تتسمى كل واحدة منهم باسم ترى أنها يد للجماعات الأخرى.

مطالب مرتبط:

(۱۴) سبب وجود عقیده‌ی صحیح و عقیده‌ی اشتباه

شایسته است بگوید: ضابطه‌ی عقیده‌ی صحیح و عقیده‌ی فاسد چیست؟ جوابمان بر این سؤال چنین است: هر آنچه موافق روش و منهجی باشد که رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحاب‌ ایشان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بر آن بوده‌اند عقیده‌ای صحیح، و هرآنچه مخالف آنان باشد عقیده‌‌ای فاسد است.

ادامه مطلب …

(۱۳) حکم تَنَطُّع یا عمق گرایی در اسلام

سخت‌گیری و ملزم ‌کردن‌ خویش به آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر ننموده همه‌اش هلاکت است اما بهترین روشِ و منش همان روشِ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است.

ادامه مطلب …

(۱۵) نگاه صحیح به تاریخ اسلام

کتاب‌های تاریخ، گاهی حاوی این مسأله هستند که دلالت بر طعنه به صحابه – صراحتا یا غير مستقيم – دارد؛ بنابراین مؤمن باید از این‌ گونه کتاب های تاریخ که وی را گمراه می‌کند دوری بجوید، و از الله یاری جسته می‌شود.

ادامه مطلب …

(۱۱) منظور از میانه‌روی در دین

(میانه‌روی) در دین یا (وسطیّت) این است که انسان بین غلوّ و جفا قرار گیرد که این مسأله شامل امور علمی- ‌اعتقادی و امور عملی- ‌تعبّدی می‌شود. ضابطه‌ی (میانه‌روی) : هرآنچه شریعت آورده میانه است و هرآنچه مخالف شریعت باشد میانه نیست، بلکه مایل و منحرف - به‌سوی افراط یا تفریط - است.

ادامه مطلب …

(۷) طائفه‌ی ‌منصوره

طائفه‌ی ‌منصوره همان اهل سنت و جماعت و همان فرقه‌ی ناجیه (گروه نجات‌یافته) می‌باشند؛ کسانی که در عقیده، گفتار و عمل بر آنچه رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بوده‌اند هستند.

ادامه مطلب …

(۹) گروه نجات‌یافته کدام‌اند؟

گروه نجات‌یافته همان "جماعت" هستند که بر آنچه رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم از عقیده و قول و عمل بوده‌اند جمع می‌شوند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه