یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۴۶۴ – برخی به منظور «مرا نگاه کن» میگوند: «راعنی». آیا این عبارت درست است؟

۴۶۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: برخی مردم از این عبارت استفاده می‌کنند: «راعنی»، و منظورشان این است که به من نگاه کن. صحت این کلمه در چه حد است؟

جواب دادند: آنچه می‌دانم این است که کلمه‌ی «راعنی» به معنی مراعات است. یعنی مثلا: مراعات کن و در قیمت، تخفیف بده، و ببین من چه می‌خواهم، و بر آن با من توافق کن، و …. این هیچ حکمی ندارد. اما فرموده‌ی الله تعالی: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا}[۱]، یعنی: {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (خطاب به پیامبر) نگویید: راعنا (مراعاتمان را بکن که این لفظ در زبان عبری، اهانت آمیز است)؛  بلکه بگویید: أنظرنا (که به همان معناست و اهانت آمیز نیست)}. این آیه در مورد یهود است. آنها می‌گفتند: «راعنا»، که از «رعونة» است، و با آن، پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را ندا می‌دادند و منظورشان نفرین به ایشان بود. به همین خاطر الله تعالی به آنها فرمود: «بگویید: انظرنا». اما «راعنی»، مثل «راعنا» نیست. زیرا «راعنا»، منصوب به الف است نه یاء.


[۱] – سوره بقره، آیه «۱۰۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(464) وسئل فضيلته: يستخدم بعض الناس عبارة “راعني” ويقصدون بها انظرني، فما صحة هذه الكلمة؟

فأجاب قائلاً: الذي أعرف أن كلمة: “راعني” يعني من المراعاة أي أنزل لنا في السعر مثلاً، وانظر إلى ما أريد، ووافقني عليه، وما أشبه ذلك، وهذه لا شيء فيها. وأما قول الله تعالى : (يا أيها الذين آمنوا لا تقولوا راعنا وقولوا انظرنا) (سورة البقرة، الآية “104”).

فهذا كان اليهود يقولون: “راعنا”، من الرعونة فينادون بذلك الرسول، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، يريدون الدعاء عليه، فلهذا قال الله لهم: (وقولوا انظرنا). وأما “راعني”، فليست مثل “راعنا”، لأن راعنا منصوبة بالألف وليست بالياء.

مطالب مرتبط:

۴۸۶ – حکم این سخن که به شخص گناهکاری می‌گویند: «فلانی از هدایت دور شده» یا «از بهشت دور شده» یا «از مغفرت الله دور شده»

۴۸۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که برخی مردم وقتی کسی را می‌بینند که در ارتکاب گناهان، زیاده روی می‌کند، می‌گویند: «فلانی از هدایت دور شده»، یا «از بهشت دور شده»، یا، «از مغفرت الله دور شده»؟ جواب دادند: گفتن این سخنان جایز نیست و نوعی تصمیم گیری به جای […]

ادامه مطلب …

۵۰۳ – حکم گفتن: «مُسَیجید: مسجد کوچک»، و «مُصَیحیف: مصحف کوچک» چیست؟

۵۰۳ – ازشیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «مُسَیجید: مسجد کوچک»، و «مُصَیحیف: مصحف کوچک» چیست؟ جواب دادند: بهتر این است که با لفظ تکبیر، گفته شود: مسجد و مصحف، نه با لفظ تصغیر. چون حس استهانت به این دو، به ذهن خطور می‌کند. تعداد بازدید: ۲۱

ادامه مطلب …

۴۴۴ – حکم دادن القابی چون: «حجت الله» و «حجت الاسلام» و «آیت الله»

۴۴۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این القاب چیست: «حجت الله»، و «حجت الاسلام» و «آیت الله»؟ جواب دادند: القاب «حجت الله» و «حجت الاسلام» القابی ساختگی و جدید هستند، و به کار بردنشان شایسته نیست. زیرا الله هیچ حجتی جز پیامبران، بر بندگانش ندارد. اما «آیت الله»: اگر منظور از آن، معنای […]

ادامه مطلب …

۵۱۴ – آیا درست است وقتی کسی وفات یافت می‌گویند: ﴿يَاأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ۞ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً﴾؟

۵۱۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که بعضی مردم وقتی کسی مُرد می‌گویند: {يَاأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}[۱]، یعنی: {ای جانِ آرام‌گرفته! در حالی به سوی پروردگارت بازگرد که از او راضی هستی و او نیز از تو خشنود است}، چیست؟ جواب دادند: جایز نیست در مورد شخصی […]

ادامه مطلب …

۴۴۷ – آیا درست است هنگام تعزیه می‌گویند: «بقای عمر شما» یا «بقیه در زندگی خودت»؟

۴۴۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که هنگام تعزیه، به شیخ می‌گویند: «بقیه در زندگی خودت»، و اهل میت نیز این گونه جواب می‌دهند: «زندگی باقیِ خودت»؟ جواب دادند: مانعی نمی‌بینم که انسان بگوید: «بقیه در زندگی خودت». اما بهتر این است که گفته شود: الله برای هر مرده‌ای بازمانده […]

ادامه مطلب …

۵۱۱ – حکم گفتن: «لا حول الله» چیست؟

۵۱۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «لا حول الله» چیست؟ جواب دادند: تا به حال نشنیده‌ام کسی بگوید: «لا حول الله». مثل اینکه منظورشان این است که بگویند: «لا حول و لا قوة إلا بالله»، که در این صورت، اشتباهشان در این مورد، در تعبیر آن است. واجب است که با وجه […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه