پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

۴۴۸ – حکم ثنا گفتن بر الله با عبارت «خیر و شر به دست اوست»

۴۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم ثنا گفتن انسان بر الله با این عبارت: «خیر و شر به دست اوست»، چیست؟

جواب دادند: بهترین روشی که بنده با آن پروردگارش را ستایش می‌کند، آن چیزی است که الله سبحانه تعالی با آن خود را ستایش کرده، و یا رسول الله صلی الله علیه و سلم که آگاه‌ترین انسان نسبت به الله است، او را چنان ستوده است. الله عز و جل در حالی که در مورد عموم مُلک خود و کمال سلطنت و تصرفش سخن می‌گوید، ذکر از اینکه شر به دست اوست، به میان نمی‌آورد. چنان که می‌فرماید: {قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}[۱]، یعنی: {بگو: بار الها! ای مالکَ الملک! به هر که بخواهی، پادشاهی و حکومت می‌بخشی و پادشاهی و حکومت را از هر که بخواهی، می‌گیری و هر که را بخواهی، عزت می‌دهی و هر که را بخواهی، خوار و زبون می‌گردانی. خوبی به دست توست و تو، بر همه چیز توانایی}. الله تعالی در این مقام که ممکن است به نسبت محل آن، یعنی انسان که ذلت برایش مقدر شده، شر باشد، اما خود را ثنا می‌گوید که خیر به دست اوست. ممکن است به نسبت انسان، شر باشد، اما به نسبت فعل الله به خاطر اینکه از روی حکمت بی پایان او صادر شده، خیر است، و به همین خاطر، بعد از آن فرمود: {بِيَدِكَ الْخَيْرُ: خوبی به دست توست}. این چنین، هر شرارتی که الله تعالی در مخلوقاتش خلق کرده، به نسبت محل آن، شر است. اما به نسبت اینکه فعل الله تعالی است و او آن را ایجاد کرده، خیر است؛ به خاطر اینکه از روی حکمت بی پایان صادر شده. چرا که بین فعل الله تعالی که همه‌ی افعالش خیر است، و بین مفعولات و مخلوقات جدا از او که خیر و شر، هر دو در آنها وجود دارد، فرق است. وضوح مساله آنجا بیشتر می‌شود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پروردگارش را ثنا گفته، و فرموده که خیر به دست اوست، و نسبت شر را از او نفی کرده است. چنان که در حدیث علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که مسلم و دیگران به صورت طولانی روایت کرده‌اند، ذکر شده، و در آن آمده که او صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که نماز را شروع می‌کرد، می‌فرمود: «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض …» تا آنجا که می‌گوید: «لبیک و سعدیک، و الخیر کله فی یدیک، و الشرّ لیس إلیک»، یعنی: «به فرمان تو و برای خدمت گذاری تو حاضریم، و خیر همه در دستان توست، و شر به تو راهی ندارد». پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت شر به الله را نفی فرمود. زیرا افعال او گر چه به نسبت محلّ آن و کسی که آن را انجام می‌دهد، شر است، اما به نسبت او تعالی، به خاطر صدور آن از روی حکمت بی پایانی که متضمن خیر است، شر نیست. این گونه تبیین می‌شود که برای ثنا و ستایش الله، اولاتر و بلکه واجب‌تر این است که به آنچه الله تعالی خود را بدان ستوده، و نیز رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، الله را آن گونه ستوده، اکتفا نمود. زیرا او تعالی به خود آگاه‌تر است، و پیامبرش، محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از هر مخلوق دیگری نسبت به او عالِم‌تر است. پس چنان که در قرآن و سنت آمده، می‌گوییم: «خیر به دست توست»، و به گفتن همین، اکتفا می‌کنیم.


[۱] – سوره آل عمران، آیه «۲۶».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(448) وسئل حَفِظَهُ‌الله تعالى : عن حكم ثناء الإنسان على الله تعالى بهذه العبارة “بيده الخير والشر”؟

فأجاب بقوله: أفضل ما يثني به العبد على ربه هو ما أثنى به سبحانه على نفسه أو أثنى به عليه أعلم الناس به نبيه محمد، ﷺ، والله – عَزَّوَجَلَّ – لم يثن على نفسه وهو يتحدث عن عموم ملكه وتمام سلطانه وتصرفه أن بيده الشر كما في قوله –تعالى -: (قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنزع الملك ممن تشاء وتعز من تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير إنك على كل شيء قدير) (سورة آل عمران، الآية “26”). فأثنى سبحانه على نفسه بأن بيده الخير في هذا المقام الذي قد يكون شراً بالنسبة لمحله وهو الإنسان المقدر عليه الذل، ولكنه خير بالنسبة إلى فعل الله لصدوره عن حكمة بالغة، ولذلك أعقبه بقوله : (بيدك الخير) وهكذا كل ما يقدره الله من شرور في مخلوقاته هي شرور بالنسبة لمحالها، أما بالنسبة لفعل الله تعالى لها وإيجاده فهي خير لصدورها عن حكمة بالغة، فهناك فرق بين فعل الله تعالى الذي هو فعله كله خير، وبين مفعولاته ومخلوقاته البائنة عنه ففيها الخير والشر، ويزيد الأمر وضوحاً أن النبي، ﷺ، أثنى على ربه تَبَارَكَ‌وَتعالى ٰ بأن الخير بيده ونفى نسبة الشر إليه كما في حديث علي، رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ، الذي رواه مسلم وغيره مطولاً وفيه أنه، ﷺ، كان يقول إذا قام إلى الصلاة: “وجهت وجهي للذي فطر السموات والأرض” إلى أن قال: “لبيك وسعديك، والخير كله في يديك، والشر ليس إليك” فنفى، ﷺ، أن يكون الشر إلى الله تعالى ، لأن أفعاله وإن كانت شراً بالنسبة إلى محالها ومن قامت به، فليست شراً بالنسبة إليه تعالى لصدورها عن حكمة بالغة تتضمن الخير، وبهذا تبين أن الأولى بل الأوجب في الثناء على الله أن نقتصر على ما أثنى به على نفسه وأثنى به عليه رسوله، ﷺ، لأنه –تعالى – أعلم بنفسه، ورسوله محمد، ﷺ، أعلم الخلق به فنقول: بيده الخير ونقتصر على ذلك كما هو في القرآن الكريم والسنة.

مطالب مرتبط:

۵۱۱ – حکم گفتن: «لا حول الله» چیست؟

۵۱۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «لا حول الله» چیست؟ جواب دادند: تا به حال نشنیده‌ام کسی بگوید: «لا حول الله». مثل اینکه منظورشان این است که بگویند: «لا حول و لا قوة إلا بالله»، که در این صورت، اشتباهشان در این مورد، در تعبیر آن است. واجب است که با وجه […]

ادامه مطلب …

۴۱۴ – صحت این عبارت چگونه است: «بین خود و الله رابطی قرار ده، و بین خود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رابطی قرار ده»؟

۴۱۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: صحت این عبارت چگونه است: «بین خود و الله رابطی قرار ده، و بین خود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رابطی قرار ده»؟ جواب دادند: کسی که می‌گوید: بین خود و الله رابطی قرار ده، یعنی: با عبادت او، و بین خود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رابطی […]

ادامه مطلب …

۴۹۹ – حکم این عبارت چیست: «بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود»؟

۴۹۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود»؟ جواب دادند: مردم می‌گویند: بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود، و منظورشان این است که توقع نداشتم و گمان نمی‌کردم چنین شود. معنایش این نیست که مثلا: تصور نمی‌کردم الله به خاطر […]

ادامه مطلب …

۵۰۰ – وقتی انسان جنازه‌ای را می‌بیند، اگر بگوید: «متوفی کیست»، چه حکمی دارد؟

۵۰۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وقتی انسان جنازه‌ای را می‌بیند، اگر بگوید: «متوفی کیست»، چه حکمی دارد؟ جواب دادند: بهتر این است که بگوید: متوفّا کیست. اما اگر گفت: متوفی کیست؟ در لغت عربی دارای معناست. زیرا این شخص زندگی‌اش را کرده و به پایان رسانده است. تعداد بازدید: ۲۶

ادامه مطلب …

۴۷۸ – آیا استعمال کلمه‌ی «صُدفَه» (ناگهان) درست است؟

۴۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد استعمال کلمه‌ی «صُدفَه: ناگهانی» چیست؟ جواب دادند: نظرمان این است که این سخن اشکال ندارد و امری متعارف است، و گمان می‌کنم احادیثی نیز با این تعبیر وجود دارند: ناگهان با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مواجه شدیم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ناگهان با ما مواجه شد. اما […]

ادامه مطلب …

۴۸۹ – حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟

۴۸۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟ جواب دادند: این چنین تقسیمی، اشتباه و باطل است. تمامِ دین لُبّ است. همه‌اش برای بنده سودمند است و او را به الله عز و جل نزدیک می‌کند. بنده به خاطر عمل به همه‌ی دین ثواب می‌برد و با ازدیاد […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه