یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۳۸۰ – آیا عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ هنگام قحطی، به وسیله‌ی عباس بن عبدالمطلب از الله طلب باران می‌کرد؟

۳۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا حدیث انس بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که می‌گوید: عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ هنگامی که قحطی می‌شد، به وسیله‌ی عباس بن عبدالمطلب از الله طلب باران می‌کرد، و می‌گفت: «پروردگارا، ما به وسیله‌ی پیامبرمان از تو طلب باران می‌کردیم، و ما را باران می‌دادی. و الان به وسیله‌ی عموی پیامبرمان به تو متوسل می‌شویم. پس ما را باران ده. پس الله به آنان باران می‌داد»، صحیح است؟ و آیا دال بر جواز توسل به جاه اولیاست؟

جواب دادند: حدیثی که سائل به اشاره کرد، صحیح بوده و امام بخاری آن را روایت کرده است. اما کسی که در آن تامل کند، در می‌یابد که این حدیث دال بر عدم توسل به جاه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم یا هر کسی دیگر است. از آن رو که توسل، به معنی اتخاذ وسیله است، و وسیله، هر چیزی است که با آن مقصود حاصل شود، و وسیله‌ی مذکور در این حدیث «ما به وسیله‌ی پیامبرمان از تو طلب باران می‌کردیم، و ما را باران می‌دادی. و الان به وسیله‌ی عموی پیامبرمان به تو متوسل می‌شویم. پس ما را باران ده»؛ منظور از آن توسل به الله به وسیله‌ی دعای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است، چنان که آن مرد گفت: «یا رسول الله، اموال از بین رفت و راه‌ها بسته شد. از الله بخواه ما را باران دهد»، و به این خاطر که عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به عباس گفت: بلند شو ای عباس و از الله بخواه، و عباس هم دعا کرد. حال، اگر این حدیث از باب توسل به جاه بود، عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ قبل از اینکه به عباس توسل کند، به جاه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم توسل می‌جست؛ زیرا جاه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در نزد الله بالاتر از جاه عباس یا هر کس دیگری است. پس اگر این حدیث دال بر توسل به جاه بود، برای امیر المومنین عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ شایسته‌تر بود که به جای توسل به جاه عباس بن عبدالمطلب، به جاه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم توسل جوید.

حاصل کلام اینکه توسل جستن به الله با دعای کسی که به خاطر صالح بودنش، امید استجابت دعایش وجود دارد، اشکالی ندارد. صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم به دعای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای خودشان متوسل می‌شدند. همچنین عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به دعای عباس بن عبدالمطلب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ توسل جست. پس اشکالی ندارد اگر شخص صالحی را دیدی که به خاطر حلال بودن غذا و نوشیدنی و لباس و مسکنش، و اینکه معروف به عبادت و تقواست، شایستگی اجابت دعا را دارد، از او بخواهی که آنچه را دوست داری برایت از الله بخواهد، اما به شرطی که باعث نشود در این مرد که از او طلب دعا می‌شود، غرور به وجود آید. اگر حاصل این درخواست تو، مغرور شدن آن شخص باشد، برایت جایز نیست که با این درخواستت، او را هلاک نمایی. زیرا چنین درخواستی به ضرر اوست.

همچنین، می‌گویم این کار جایز است، اما من آن را دوست ندارم، و بهتر می‌بینم که انسان خودش از الله بخواهد و بین خود و الله واسطه قرار ندهد. همچنین در این کار، امید اجابت، بیشتر بوده و به خشیت نیز نزدیک‌تر است. کما اینکه تشویق می‌کنم کسی که از برادرش درخواست دعا می‌کند، این نیت را نیز داشته باشد که با این درخواستش، به برادرش نیز نیکی کرده باشد و نخواهد که فقط برای خودش دعا کند. زیرا اگر فقط برای اجابت طلبش از او درخواست دعا کند، مثل درخواست مال است و این کار شبه مذموم است. اما وقتی که با درخواست از برادرش، نیت احسان به برادر دعا کننده‌اش را هم داشته باشد، شخص به خاطر احسان به مسلمان، ثواب می‌برد، چنان که این معروف بوده و أولی و احسن همین است. والله ولی التوفیق.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(380) وسئل أيضاً : عن حديث : أنس بن مالك – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – أن عمر – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – كان إذا قحطوا استسقى بالعباس بن عبد المطلب وقال : “اللهم إنا كنا نستسقي إليك بنبينا فتسقينا وإنا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا ، فيسقون ” هل هو صحيح؟ وهل يدل على جواز التوسل بجاه الأولياء؟

فأجاب قائلاً : هذا الحديث الذي أشار إليه السائل حديث صحيح رواه البخاري ، لكن من تأمله وجد أنه دليل على عدم التوسل بجاه النبي – ﷺ -، أو غيره؛ وذلك أن التوسل هو اتخاذ وسيلة؛ والوسيلة هي الشيء الموصل إلى المقصود؛ والوسيلة المذكورة في هذا الحديث “نتوسل إليك بنبينا فتسقينا؛ وإنا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا” المراد بها التوسل إلى الله تعالى بدعاء النبي – ﷺ – كما قال الرجل : “يا رسول الله هلكت الأموال وانقطعت السبل فادع الله يغيثنا” ولأن عمر قال للعباس : قم يا عباس فادع الله فدعا، ولو كان هذا من باب التوسل بالجاه لكان عمر – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – يتوسل بجاه النبي – ﷺ – قبل أن يتوسل بالعباس؛ لأن جاه النبي – ﷺ – أعظم عند الله من جاه العباس، وغيره؛ فلو كان هذا الحديث من باب التوسل بالجاه لكان الأجدر بأمير المؤمنين عمر –رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ–أن يتوسل بجاه النبي–صلىالله عليه وسلم،دون جاه العباس بن عبد المطلب .

والحاصل أن التوسل إلى الله – تعالى – بدعاء من ترجى فيه إجابة الدعاء لصلاحه لا بأس به؛ فقد كان الصحابة – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم – يتوسلون إلى الله – تعالى – بدعاء النبي – ﷺ – لهم ؛ وكذلك عمر – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – توسل بدعاء العباس بن عبد المطلب – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – ، فلا بأس إذا رأيت رجلاً صالحاً حرياً بالإجابة لكون طعامه وشرابه وملبسه ومسكنه حلالاً وكونه معروفاً بالعبادة والتقوى ، لا بأس أن تسأله أن يدعو الله لك بما تحب ، بشرط أن لا يحصل في ذلك غرور لهذا الشخص الذي طلب منه الدعاء ، فإن حصل منه غرور بذلك فإنه لا يحل لك أن تقتله وتهلكه بهذا الطلب منه؛ لأن ذلك يضره.

كما أنني أيضاً أقول : إن هذا جائز؛ ولكنني لا أحبذه ، وأرى أن الإنسان يسأل الله –تعالى – بنفسه دون أن يجعل له واسطة بينه وبين الله، وأن ذلك أقوى في الرجاء، وأقرب إلى الخشية، كما أنني أيضاً أرغب من الإنسان إذا طلب من أخيه الذي ترجى إجابة دعائه أن يدعو له ، أن ينوي بذلك الإحسان إليه – أي إلى هذا الداعي – دون دفع حاجة هذا المدعو له؛ لأنه إذا طلبه من أجل دفع حاجته صار كسؤال المال وشبه المذموم ، أما إذا قصد بذلك نفع أخيه الداعي بالإحسان إليه – والإحسان إلى المسلم يثاب عليه المرء كما هو معروف – كان هذا أولى وأحسن . والله ولي التوفيق .

مطالب مرتبط:

۳۷۸ – آیا توسل کردن به مقام رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جایز است؟

۳۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا توسل کردن به جاه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جایز است؟ جواب دادند: توسل به جاه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بنا بر قول راجح نزد اهل علم، جایز نیست. به همین خاطر، توسل جستن به جاه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حرام است. پس نباید انسان بگوید: پرروردگارا، من با جاه رسول […]

ادامه مطلب …

۳۷۴ – حکم توسل چیست؟

۳۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم توسل چیست؟ جواب دادند: این سوالی مهم است که دوست دارم آن را مفصل جواب دهم. پس می‌گویم: توسل: مصدرِ «تَوَسَّلَ، یَتَوَسَلُ»، یعنی وسیله‌ای گرفت که او را به مقصود و هدفش برساند. پس، اصل این کلمه، طلب رسیدن به هدفی است که قصد دارد به آن […]

ادامه مطلب …

۳۷۷ – آیا توسل از مسائل عقیده است؟ حکم توسل به صالحین چیست؟

۳۷۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا توسل، جزئی از مسائل عقیده است؟ حکم توسل به صالحین چیست؟ جواب دادند: توسل جزء عقیده است. زیرا کسی که متوسل می‌شود، عقیده دارد که این وسیله برای حصول خواسته‌اش، یا دفع مکروهش، تاثیر دارد. پس، توسل در حقیقت یکی از مسائل عقیده است. زیرا انسان به […]

ادامه مطلب …

۳۷۹ – آیا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیثی به مرد نابینا گفته است که برای شفا به او توسل کند؟

این حدیث که: کوری نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده و گفت: یا رسول الله، از الله بخواه که چشمانم را بینا کند. فرمود: «یا رهایت کنم»[1]. گفت: یا رسول الله، از بین رفتن بینایی‌ام برای خیلی سخت است. فرمود: برو وضو بگیر، سپس دو رکعت نماز بخوان، و بگو: «پروردگارا، من از تو می‌خواهم و با توسل به پیامبرمان محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، نبیّ رحمت، به سوی تو متوجه می‌شوم. ای محمد، من به وسیله‌ی تو متوجه پروردگارم می‌شود تا حاجتم روا شود». صحت این حدیث در چه حدی است؟

ادامه مطلب …

۳۸۱ – آیا این‌گونه دعا کردن: «پروردگارا با توسل به حقی که دعا کنندگان بر تو دارند، از تو می‌خواهم…» درست است؟

۳۸۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این دعا چیست: «پروردگارا با توسل به حقی که دعا کنندگان بر تو دارند، از تو می‌خواهم»؟ آیا دعا کنندگان، حقی بر الله دارند؟ جواب دادند: اول از هر چیز، واجب است که بدانیم توسل به الله، دو نوع است: جایز: نوعی است که در شرع آمده […]

ادامه مطلب …

۳۷۵ – آیا توسل جایز است؟ انواع توسل چیست؟

۳۷۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم توسل چیست؟ و چه اقسامی دارد؟ جواب دادند: توسل، اتخاذ وسیله است. وسیله «هر چیزی است که با آن به هدف دستیابی شود». از وصل می‌آید. چون، صاد و سین متناوب هستند؛ همان طور که گفته می‌شود: صراط و سراط. بصطه و بسطه. توسل در دعا این […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه