جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۳۶۶ – آیا تبرک جستن به پرده‌ی کعبه و دست کشیدن بر آن جایز است؟ آیا درست است که شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله اجازه‌ی چنین کاری را داده است؟

۳۶۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا تبرک جستن به پرده‌ی کعبه و دست کشیدن بر آن جایز است؟ برخی مردم می‌گویند: شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله اجازه‌ی چنین کاری را داده است؟

جواب: تبرک جستن به پرده‌ی کعبه و دست کشیدن به آن، بدعت است؛ زیرا از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده است. از این رو، وقتی معاویه بن سفیان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا کعبه را طواف کرده، و همه‌ی ارکان کعبه را مسح می‌کرد؛ حجر الاسود را مسح می‌کرد و رکن عراقی و رکن شامی و رکن یمانی را مسح می‌کرد، عبدالله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا بر او عیب گرفت. معاویه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفت: هیچ قسمتی از بیت مهجور نیست. ابن عباس جوابش داد: {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}[۱]، یعنی: {یقینا در رسول‌الله، الگو و سرمشقی نیکوست}، و من رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دیدم که فقط دو رکن را یعنی رکن یمانی و حجر الاسود را مسح می‌کرد. این روایت دلالت می‌کند که بر ما واجب است در مسح کعبه و ارکان آن، بر آنچه در سنت آمده توقف کنیم؛ زیرا این همان الگوی نیکو در رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. اما قسمتی که بین حجر الاسود و باب کعبه است؛ در این مورد از صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وارد شده که این کار را کرده‌اند. پس شما نیز ملتزم به آن باشید. والله أعلم.

اما این که سائل گفت این قول شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است؛ ما می‌دانیم که او رَحِمَهُ‌الله از شدیدترین مردم در مبارزه با بدعت بوده است، و اگر فرض کنیم او چنین حرفی زده، حرف او بر دیگری حجت نیست؛ زیرا ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله مانند دیگر اهل علم است که در اجتهادشان خطا یا صواب می‌کنند. وقتی معاویه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که از صحابه است، در مورد مسح ارکان چهارگانه دچار خطا شد تا اینکه عبدالله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا او را متوجه اشتباهش کرد، پس برای کسی که پایین‌تر از معاویه است، جایز است اشتباه کند. بنا بر این، ما اولا: از این شخص می‌خواهیم این مطلب را از شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله ثابت کند، و اگر ثابت شد شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله چنین گفته، سخنش حجت نیست؛ زیرا برای اقوال اهل علم، دلیل آورده می‌شود و خودشان دلیل نیستند. این قاعده‌ای است که شایسته است آن را بشناسیم: «برای همه‌ی اقوال اهل علم، دلیل ذکر می‌شود، اما خودشان دلیل نیستند، مگر اینکه اجماع صورت گیرد»، زیرا خروج از اجماع، ممکن نیست، و بلکه حتی خروج بر علیه اجماع نیز ممکن نیست.


[۱] – سوره أحزاب، آیه «۲۱».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(366) سئل فضيلة الشيخ: هل يجوز التبرك بثوب الكعبة والتمسح به، فبعض الناس يقول: إن شيخ الإسلام ابن تيمية أجاز ذلك؟

فاجأب – حَفِظَهُ‌الله – بقوله : التبرك بثوب الكعبة والتمسح به من البدع ؛ لأن ذلك لم يرد عن النبي –ﷺ – ولما طاف معاوية بن أبي سفيان – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُما – بالكعبة ، وجعل يمسح جميع أركان البيت ، يمسح الحجر الأسود ، ويمسح الركن العراقي ، والركن الشامي ، والركن اليماني ، أنكر عليه عبد الله بن عباس ، فأجاب معاوية : ليس شيء من البيت مهجوراً ، فأجابه ابن عباس : (لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة) (سورة الأحزاب ، الآية “21”) وقد رأيت النبي – ﷺ – يمسح الركنين يعني الحجر الأسود واليماني . وهذا دليل على أنه يجب علينا أن نتوقف في مسح الكعبة وأركانها ، على ما جاءت به السنة ؛ لأن هذه هي الأسوة الحسنة في رسول الله – ﷺ -؛ وأما الملتزم الذي بين الحجر الأسود والباب ، فإن هذا قد ورد عن الصحابة – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم- أنهم قاموا به فالتزموا ذلك والله أعلم.

أما ما قاله السائل أن هذا قول شيخ الإسلام ابن تيمية – رَحِمَهُ‌الله – فنحن نعلم أنه – رَحِمَهُ‌الله – من أشد الناس محاربة للبدع ؛ وإذا قدر أنه ثبت عنه فليس قوله حجة على غيره ؛ لأن ابن تيمية – رَحِمَهُ‌الله – كغيره من أهل العلم يخطئ ويصيب ؛ وإذا كان معاوية – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – وهو من الصحابة أخطأ فيما أخطأ فيه من مسح الأركان الأربعة حتى نبهه عبد الله بن عباس في هذا ؛ فإن من دون معاوية يجوز عليه الخطأ؛ فنحن أولاً –نطالب هذا الرجل بإثبات ذلك عن شيخ الإسلام ابن تيمية؛ وإذا ثبت عن شيخ الإسلام ابن تيمية ، فإنه ليس بحجة ؛ لأن أقوال أهل العلم يحتج لها ولا يحتج بها وهذه قاعدة ينبغي أن نعرفها: “كل أهل العلم أقوالهم يحتج لها ولا يحتج بها إلا إذا حصل إجماع المسلمين ” فإن الإجماع لا يمكن الخروج عنه ، بل لا يمكن الخروج عليه.

مطالب مرتبط:

۳۶۱ – حکم اهدای قرائت قرآن به میت چیست؟

۳۶۱ – از شیخ رحمه سوال شد: حکم اهدای قرائت قرآن به میت چیست؟ جواب دادند: این امر به دو صورت واقع می‌شود: اول: نزد قبر میت رفته و در آنجا قرآن بخواند. میت از این کار هیچ نفعی نمی‌برد؛ زیرا شنیدنی که از آن مستفید می‌شود فقط در حال حیات است که همان اجری […]

ادامه مطلب …

۳۵۷ – حکم اجاره کردن قاری برای قرائت قرآن بر روح میت

۳۵۷ – حکم اجاره کردن قاری برای قرائت قرآن بر روح میت، چیست؟ جواب دادند: این کار بدعت است در آن هیچ اجری برای قاری و میت و جود ندارد. زیرا قاری فقط به خاطر دنیا و مال، قرائت می‌کند، و هر عمل صالحی که به خاطر دنیا انجام شود، شخص را به الله نزدیک […]

ادامه مطلب …

۳۴۷ – چگونگی تعامل با شخصی که صاحب بدعت است. آیا طرد کردن چنین شخصی جایز است؟

۳۴۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: انسانی که ملتزم به سنت است، چگونه با شخصی که صاحب بدعت است، تعامل کند؟ آیا هَجر[۱] کردن چنین شخصی جایز است؟ جواب دادند: بدعت دو نوع است: بدعت‌های مُکفِّره و بدعت‌های غیر مُکفِّره. در هر دو نوع بدعت بر ما واجب است که این کسانی را که […]

ادامه مطلب …

۳۶۰ – حکم جمع شدن نزد قبر و خواندن قرآن چیست؟ آیا میت از این قرائت نفعی می‌برد؟

۳۶۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم جمع شدن نزد قبر و خواندن قرآن چیست؟ آیا میت از این قرائت نفعی می‌برد یا خیر؟ جواب دادند: این عمل، یعنی جمع شدن نزد قبر و قرائت قرآن، از امور منکری است که در عهد سلف صالح معروف نبوده است. اما اینکه میت از آن نفع […]

ادامه مطلب …

۳۵۹ – حکم قرائت قرآن برای روح میت چیست؟

۳۵۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قرائت قرآن برای روح میت چیست؟ جواب دادند: تلاوت برای روح میت یعنی اینکه قرآن بخواند به نیت اینکه ثوابش به یکی از اموات مسلمین برسد. اهل علم در این مساله بر دو قول اختلاف دارند: اول: غیر مشروع است، و میت در این حال، هیچ نفعی […]

ادامه مطلب …

۳۵۶ – حکم جشن تودیع چیست؟ حکم تعزیه‌ی کافر یا حضور در اعیاد کفار چیست؟

۳۵۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم برپا کردن جشنی برای تودیع شخص کافر هنگام به پایان رسیدن کارش، چیست؟ حکم تعزیه‌ی کافر چیست؟ حکم حضور در اعیاد کفار چیست؟ جواب دادند: این سوال متضمن چند مساله است: اول: شکی نیست که برپا کردن جشن تودیع برای کافر، از باب اکرام او یا اظهار […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه