جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۳۶۴ – حکمت از طواف چیست؟ و آیا حکمت از بوسیدن حجر الاسود، تبرک جستن به آن است؟

۳۶۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکمت از طواف چیست؟ و آیا حکمت از بوسیدن حجر الاسود، تبرک جستن به آن است؟

جواب دادند: حکمت از طواف را رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بیان فرموده‌اند: «همانا طواف بیت الله و صفا و مروه و سنگ زدن به جمرات، فقط به خاطر برپا نمودن ذکر الله است». بنا بر این کسی که دور بیت الله طواف می‌کند، در قلبش الله را تعظیم می‌نماید که در این صورت او را ذاکر قرار می‌دهد که الله را ذکر می‌کند، همه‌ی حرکاتش، راه رفتن و بوسیدن و لمس حجر الاسود و رکن یمانی و اشاره به حجر الاسود، همگی ذکر الله هستند، زیرا همه‌ی اینها جزئی از عبادت او تعالی هستند، و همه‌عبادات به معنای عام، ذکر الله هستند. اما تکبیر و ذکر و دعایی که با زبانش انجام می‌دهد، ظاهر و آشکار است که همگی شامل ذکر الله هستند.

اما بوسیدن حجر الاسود، عبادت است. چه اینکه انسان سنگی را می‌بوسد که هیچ ارتباطی با آن ندارد؛ جز اینکه با تعظیم آن و پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد آن، الله را عبادت نماید. چنان که از امیر المومنین عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ ثابت است که وقتی حجر الاسود را بوسید، گفت: «من می‌دانم که تو سنگی هستی که ضرر و نفعی نداری، و اگر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را ندیده بودم که تو را می‌بوسد، تو را نمی‌بوسیدم». اما اینکه عده‌ای جاهل تصور می‌کنند این کار برای تبرک جستن است، هیچ اصلی نداشته و باطل است.

اما شبهه‌ای که برخی زنادقه وارد کرده و می‌گویند: طواف کعبه مانند طواف قبور اولیایشان است، و این طواف نیز بت پرستی است؛ این ناشی از زندقه و الحاد آنهاست. زیرا مومنین کعبه را فقط به خاطر اینکه دستور الله است، طواف می‌کنند، و هر چیزی که به دستور الله باشد، انجام دادنش عبادت الله تعالی است. آیا نمی‌بینی که سجود برای غیر الله، شرک اکبر است؟ اما وقتی الله تعالی به فرشتگان دستور داد برای آدم سجده کنند، در آن هنگام، سجده برای آدم، عبادت، و ترک سجده برای او، کفر بود.

در این صورت، طواف کعبه یکی از برترین عبادات بوده و یکی از ارکان حج است، و حج نیز یکی از ارکان اسلام می‌باشد. به همین خاطر کسی که کعبه را طواف می‌کند، وقتی مطاف خلوت و آرام باشد، چنان لذتی از طواف برده و چنان احساس نزدیکی قلب به پروردگار می‌کند که بزرگی شأن و فضیلت طواف برایش آشکار می‌شود. والله المستعان.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(364) وسئل فضيلته : عن الحكمة من الطواف؟ وهل الحكمة من تقبيل الحجر التبرك به؟

فأجاب بقوله : الحكمة من الطواف بينها النبي – ﷺ – حين قال: “إنما جعل الطواف بالبيت والصفا والمروة ورمي الجمار لإقامة ذكر الله” فالطائف الذي يدور على بيت الله – تعالى – يقوم بقلبه من تعظيم الله – تعالى – ما يجعله ذاكراً الله – تعالى – وتكون حركاته بالمشي والتقبيل ، واستلام الحجر ، والركن اليماني ، والإشارة إلى الحجر ذكراً لله تعالى ؛ لأنها من عبادته، وكل العبادات ذكر لله – تعالى – بالمعنى العام ؛ وأما ما ينطق به بلسانه من التكبير ، والذكر ، والدعاء فظاهر أنه من ذكر الله – تعالى – .

وأما تقبيل الحجر فإنه عبادة حيث يُقَبل الإنسان حجراً لا علاقة له به سوى التعبد لله – تعالى- بتعظيمه واتباع رسول الله – ﷺ – في ذلك كما ثبت أن أمير المؤمنين عمر بن الخطاب – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ- أنه قال حين قبل الحجر: “إني لأعلم أنك حجر لا تضر ولا تنفع ولولا أني رأيت رسول الله يقبلك ما قبلتك” وأما ما يظنه بعض الجهال من أن المقصود بذلك التبرك به فإنه لا أصل له فيكون باطلاً.

وأما ما أورده بعض الزنادقة من أن الطواف بالبيت كالطواف على قبور أوليائهم، وأنه وثنية فذاك من زندقتهم وإلحادهم ؛ فإن المؤمنين ما طافوا به إلا بأمر الله ، وما كان بأمر الله فالقيام به عبادة لله- تعالى -، ألا ترى أن السجود لغير الله شرك أكبر ، ولما أمر الله – تعالى – الملائكة أن يسجدوا لآدم كان السجود لآدم عبادة لله – تعالى –، وكان ترك السجود له كفراً .

وحينئذ يكون الطواف بالبيت عبادة من أجلِّ العبادات؛ وهو ركن في الحج ؛ والحج أحد أركان الإسلام ؛ ولهذا يجد الطائف بالبيت إذا كان المطاف هادئاً من لذة الطواف وشعور قلبه بالقرب من ربه ما يتبين به علو شأنه، وفضله – والله المستعان -.

مطالب مرتبط:

۳۷۲ – در مورد برگه‌ای که «سفر خوشبختی» نامیده می‌شود

۳۷۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد این ورقه که «سفر خوشبختی» نامیده شده، چیست: کارت شناسایی:اسم: انسان.ملیت: از خاک.آدرس: کره‌ی زمین.ایستگاه خروج: زندگی دنیا.ایستگاه مقصد: خانه‌ی آخرت.وقت پرواز: {وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ}[۱]، یعنی: {و هیچ‌‌کس نمی‌‌داند که فردا چه دستاوردی خواهد داشت و […]

ادامه مطلب …

۳۴۸ – چطور سخن اهل بدعتی که برای بدعت‌هایشان به حدیث: «کسی که در اسلام، سنتی نیکو بنا کند…» رد کنیم؟

۳۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چطور سخن اهل بدعتی که برای بدعت‌هایشان به حدیث: «کسی که در اسلام، سنتی نیکو بنا کند…» رد کنیم؟ جواب دادند: جواب آنها را چنین می‌دهیم: کسی که فرموده: «کسی که در اسلام، سنت نیکویی را بنا کند، اجر آن و اجر هر کسی که به آن عمل […]

ادامه مطلب …

۳۶۹ – حکم گذاشتن خرما بر روی غذا برای دور کردن حشرات

۳۶۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گذاشتن خرما بر روی غذا به خاطر اینکه حشرات به غذا نزدیک نشوند، چیست؟ جواب دادند: نمی‌دانم که چنین کاری، اصل و اساسی در شرع و یا در واقعیت داشته باشد. زیرا حشرات به سمت چیزی می‌روند که خوششان بیاید. برخی از خرما خوششان می‌آید. به سمت […]

ادامه مطلب …

۳۵۲ – حکم برپایی هفته‌هایی مانند هفته‌ی مساجد و هفته‌ی درخت و غیره چیست؟

۳۵۲ – حکم برپایی هفته‌هایی مانند هفته‌ی مساجد و هفته‌ی درخت و غیره چیست؟ جواب دادند: از لحاظ شرعی هیچ اصلی برای این نوع هفته‌ها در شرع نمی‌دانم، و اگر این هفته‌ها برای تعبّد، تخصیص داده شده باشند، و روزهای مشخصی برای آن تعیین شده باشد، مثل اعیاد می‌شود و در این صورت به بدعت […]

ادامه مطلب …

۳۵۷ – حکم اجاره کردن قاری برای قرائت قرآن بر روح میت

۳۵۷ – حکم اجاره کردن قاری برای قرائت قرآن بر روح میت، چیست؟ جواب دادند: این کار بدعت است در آن هیچ اجری برای قاری و میت و جود ندارد. زیرا قاری فقط به خاطر دنیا و مال، قرائت می‌کند، و هر عمل صالحی که به خاطر دنیا انجام شود، شخص را به الله نزدیک […]

ادامه مطلب …

۳۵۱ – فرق بین «هفته‌ی شیخ محمد بن عبدالوهاب» و جشن گرفتن به خاطر تولد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در چیست؟

۳۵۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: فرق بین هفته‌ای که هفته‌ی شیخ محمد بن عبدالوهاب نامیده شد، و بین جشن گرفتن به خاطر تولد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در چیست که بر هر کس که دومی را انجام دهد، ایراد گرفته می‌شود، اما بر اولی، خیر؟ جواب دادند: تا جایی که می‌داینم، از دو جهت فرق […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه