شنبه 9 شوال 1447
۸ فروردین ۱۴۰۵
28 مارس 2026

۲۷۹ – حکم قسم خوردن به قرآن (مصحف) چیست؟

۲۷۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قسم خوردن به قرآن (مصحف) چیست؟

جواب دادند: شایسته است جواب این سوال را مقداری بسط دهیم. به این خاطر که قسم خوردن به چیزی، دال بر تعظیم خاص آن چیز نزد قسم خورنده است، و به این دلیل برای هیچ کس جایز نیست جز به الله تعالی، یا به یکی از اسماء و یا صفات او قسم بخورد. مثلا بگوید: والله چنین می‌کنم، به ربّ الکعبه که چنان می‌کنم، به عزت الله که انجام می‌دهم، و امثال اینها از صفات الله تعالی.

اما مصحف، متضمن کلام الله تعالی است، و کلام الله تعالی، یکی از صفات ایشان و صفتی فعلی و ذاتی است؛ زیرا با نظر به اصل آن و اینکه الله تعالی همیشه موصوف به آن بوده، زیرا کلام، کمال است، و بنا بر این از این جهت، یکی از صفات ذاتی الله است. چه اینکه همیشه متکلم بوده و خواهد بود و هر چه بخواهد انجام می‌دهد، و با نظر به آحاد آن، از صفات فعلی به شمار می‌رود، زیرا هر وقت بخواهد تکلم می‌کند. الله تعالی می‌فرماید: {إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}[۱]، یعنی: {شأن او، این است که چون (پیدایش) چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: «موجود شو» و بی‌درنگ موجود می‌شود}. در این آیه، قول را قرین اراده ذکر فرمود که دال بر تعلق کلام الله به مشیئت و اراده‌اش است – سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ – و نصوص در این باره بسیار زیادند که دلالت دارند آحاد کلام الله، بر حسب آنچه حکمت او تعالی اقتضا کند، حادث می‌شوند، و این گونه پی به بطلان سخن کسی می‌بریم که می‌گوید کلام الله، ازلی بوده و امکان ندارد تابع مشیئت او باشد، و معنای قائم به نفس است و چیزی شنیداری نیست که هر کس الله عز و جل با او حرف می‌زند، آن را بشنود. چنین قولی باطل بوده و حقیقتش این است که گوینده‌اش کلام الله را مسموع و مخلوق می‌داند.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله کتابی تالیف کرده با عنوان “التسعینیة” که بطلان این قول را از نود وجه بیان می‌کند.

پس وقتی مصحف، کلام الله است و کلام الله نیز یکی از صفات الله تعالی است، بنا بر این قسم خوردن به مصحف جایز است. یعنی انسان بگوید: «والمصحف، یا قسم به مصحف»، و قصدش از این سخن، کلام الله باشد که در آن وجود دارد که این قول فقهای حنابله رحمهم الله است. اما با این حال، باز هم بهتر انسان به چیزی قسم بخورد که شنوندگان را دچار تشویش نکند. مثلا به الله عز و جل قسم بخورد و بگوید: قسم به الله، قسم به ربّ الکعبه، یا قسم به کسی که جانم در دست اوست، و امثال اینها که عوام آن را ناشایست ندانند و دل‌هایشان به آن آرام گیرد. چون سخن گفتن با مردم، آن گونه که می‌فهمند و دل‌هایشان به آن آرام می‌گیرد، بهتر و أولاتر است. حال، وقتی که قسم فقط باید به الله و اسماء و صفاتش باشد، دیگر جایز نیست کسی به غیر الله قسم بخورد؛ نه به پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نه به جبرئیل و نه به کعبه و نه به دیگر مخلوقات، نباید قسم بخورد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «کسی که می‌خواهد قسم بخورد، یا به الله قسم بخورد، یا ساکت بماند»، و فرموده: «کسی که به غیر الله قسم بخورد، بدون شک کافر گشته، یا مشرک گشته». پس وقتی انسان شنید کسی به پیامبر یا به زندگی پیامبر یا به زندگی شخصی دیگر قسم می‌خورد، او را از این کار بازدارد، و برایش بیان کند که این کار حرام بوده و جایز نیست. اما باید نهی و بیانش طبق حکمت باشد. یعنی همراه با لطف و نرمی و خوشرویی با آن شخص باشد که می‌خواهد او را نصیحت کرده و از این حرام، بیرون کشد؛ چون برخی مردم هنگام امر و نهی، غیرت بَرِشان داشته خشمگین می‌شوند، صورت قرمز و رگ‌هایش باد می‌کند و چه بسا در چنین حالتی، شخص مقابل فکر کند او برای انتقام شخصی او را از این کار نهی می‌کند، و شیطان نیز این علت را در دلش بیندازد. اگر انسان همه‌ی مردم را در جایگاه خودشان قرار دهد و با حکمت و نرمی و آرامی آنها را به الله دعوت کند، به قبول مردم نزدیک‌تر است، و ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده: «الله به خاطر نرمی، پاداشی می‌دهد که به خاطر سخت گیری نمی‌دهد». نیز، بر بسیاری از مردم قصه‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با آن اعرابی، پوشیده نیست، که در گوشه‌ای از مسجد ادرار کرد. مردم با او به سختی رفتار کرده و سرش داد کشیدند. اما رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آنها را از این کار نهی فرمود. وقتی اعرابی کارش تمام شد، او را فرا خواند و به او گفت: «درست نیست چیزی از اذیت و نجاست در این مساجد باشد. بلکه مساجد فقط برای تکبیر و تسبیح و قرائت قرآن هستند». سپس به اصحاب دستور دادند ظرفی آب بر ادرار آن شخص بریزند. این گونه، هم مکان پاکیزه شد، و هم به نسبت آن اعرابی جاهل، مقصود حاصل شد و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم او را نصیحت کرد. ما نیز شایسته است در دعوت بندگان الله به سوی دین، چنین باشیم. دعوتگران به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشیم و راهی را بپیماییم که حق را زودتر به دل خلق الله رسانده و باعث اصلاحشان شود. والله الموفق.


[۱] – سوره یس، آیه «۸۲».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(279) سئل فضيلة الشيخ : عن حكم حلف بالمصحف؟

فأجاب قائلاً : هذا السؤال ينبغي أن نبسط الجواب فيه وذلك أن القسم بالشيء يدل على تعظيم ذلك المقسم به تعظيماً خاصاً لدى المقسم ، ولهذا لا يجوز لأحد أن يحلف إلا بالله – تعالى – بأحد أسمائه ، أو بصفة من صفاته مثل أن يقول : والله لأفعلن ، ورب الكعبة لأفعلن ، وعزة الله لأفعلن ، وما أشبه ذلك من صفات الله- تعالى- .

والمصحف يتضمن كلام الله ، وكلام الله – تعالى -من صفاته وهو – أعني كلام الله – صفة ذاتية فعلية ؛ لأنه بالنظر إلى أصله وأن الله لم يزل ولا يزال موصوفاً به لأن الكلام كمال فهو من هذه الناحية من صفات الله الذاتية إذ لم يزل ولا يزال متكلماً فعالاً لما يريده ، وبالنظر إلى آحاده يكون من الصفات الفعلية لأنه يتكلم متى شاء قال الله – تعالى -: (إنما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول : له كن فيكون) (سورة يس ، الآية “82”) فقرن القول بالإرادة وهو دليل على أن كلام الله يتعلق بإرادته ومشيئته – سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ – والنصوص في هذا متضافرة كثيرة وأن كلام الله تحدث آحاده حسب ما تقتضيه حكمته ، وبهذا نعرف بطلان قول من يقول : إن كلام الله أزلي ، ولا يمكن أن يكون تابعاً لمشيئته ، وأنه هو المعنى القائم بنفسه ، وليس هو الشيء المسموع الذي يسمعه من يكلمه الله – عَزَّوَجَلَّ – فإن هذا قول باطل حقيقته أن قائله جعل كلام الله المسموع مخلوقاً.

وقد ألف شيخ الإسلام ابن تيمية – رَحِمَهُ‌الله – كتاباً يعرف باسم “التسعينية بين فيه بطلان هذا القول من تسعين وجهاً.

فإذا كان المصحف يتضمن كلام الله ، وكلام الله – تعالى – من صفاته فإنه يجوز الحلف بالمصحف بأن يقول الإنسان : والمصحف ويقصد ما فيه من كلام الله – عَزَّوَجَلَّ – وقد نص على ذلك فقهاء الحنابلة – رَحِمَهُمُ‌الله – ومع هذا فإن الأولى للإنسان أن يحلف بما لا يشوش على السامعين بأن يحلف باسم الله – عَزَّوَجَلَّ – فيقول : والله ، ورب الكعبة ، أو والذي نفسي بيده وما أشبه ذلك من الأشياء التي لا تستنكرها العامة ولا يحصل لديهم فيها تشويش ، فإن تحديث الناس بما يعرفون وتطمئن إليه قلوبهم خير وأولى ، وإذا كان الحلف إنما يكون بالله وأسمائه وصفاته فإنه لا يجوز أن يحلف أحد بغير الله لا بالنبي ، ﷺ ، ولا بجبريل ، ولا بالكعبة ، ولا بغير ذلك من المخلوقات ، قال النبي ، ﷺ : “من كان حالفاً فليحلف بالله أو ليصمت”. وقال النبي ، ﷺ : “من حلف بغير الله فقد كفر أو أشرك” . فإذا سمع الإنسان شخصاً يحلف بالنبي ، أو بحياة النبي ، أو بحياة شخص آخر فلينهه عن ذلك ، وليبين له أن هذا حرام ولا يجوز ، ولكن ليكن نهيه وبيانه على وفق الحكمة حيث يكون باللطف واللين والإقبال على الشخص وهو يريد نصحه وانتشاله من هذا المحرم ؛ لأن بعض الناس تأخذه الغيرة عند الأمر والنهي فيغضب ويحمر وجهه وتنتفخ أوداجه وربما يشعر في هذه الحال أنه ينهاه انتقاماً لنفسه فيلقي الشيطان في نفسه هذه العلة ، ولو أن الإنسان أنزل الناس منازلهم ودعا إلى الله بالحكمة واللين والرفق لكان ذلك أقرب إلى القبول وقد ثبت عن النبي ، ﷺ : “إن الله يعطي على الرفق مالا يعطي على العنف”. ولا يخفى على الكثير ما حصل من النبي ، ﷺ ، في قصة الأعرابي الذي جاء إلى المسجد فبال في طائفة منه فزجره الناس ، وصاحوا به ، فنهاهم النبي ، ﷺ عن ذلك ، فلما قضى بوله دعاه النبي ﷺ، وقال: “إن هذه المساجد لا يصلح فيها شيء من الأذى أو القذر وإنما هي للتكبير والتسبيح وقراءة القرآن” . أو كما قال، ﷺ ، ثم أمر أصحابه أن يصبوا على البول ذنوباً من ماء ، فبهذا زالت المفسدة وطهر المكان ، وحصل المقصود بالنسبة لنصيحة الأعرابي الجاهل، وهكذا ينبغي لنا نحن في دعوة عباد الله إلى دين الله أن نكون داعين إلى الله – سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ – فنسلك الطريق التي تكون أقرب إلى إيصال الحق إلى قلوب الخلق وإصلاحهم والله الموفق.

مطالب مرتبط:

۲۸۳ – حکم گفتن عباراتی چون: «قسم به حیات الله» یا «حد الله بین من و تو» چیست؟

۲۸۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «قسم به حیات الله» در هنگام قسم خوردن چیست؟ و نیز حکم این سخن که زنی به شوهرش بگوید: «پروردگار بر من حرام است که چنان کند»، و حکم این سخن: «حد الله بین من و تو»، چیست؟ جواب دادند: اما این صیغه‌ی قسم که انسان […]

ادامه مطلب …

۲۸۸ – حکم گفتن: «مسیحی هستم اگر چنین کردم…» چیست؟

۲۸۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم سخنی که عده‌ای می‌گویند: «مسیحی هستم اگر چنین کردم…» چیست؟ جواب دادند: این از باب قسم است، و همان حکم را دارد. اگر قسم گیر شد، در صورتی که شروط کفاره، کامل باشند، باید کفاره‌ی قسم بپردازد. اما شایسته است انسان به الله عز و جل قسم […]

ادامه مطلب …

۲۸۴ – حکم قسم خوردن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم یا کعبه یا شرف و ذمت چیست؟ حکم گفتن: «به گردن من» چیست؟

۲۸۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال: حکم قسم خوردن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و کعبه، و شرف و ذمت چیست؟ حکم گفتن: «به گردن من» چیست؟ جواب دادند: قسم خوردن به رسول الله علیه الصلاة والسلام جایز نیست، و بلکه نوعی شرک است. همچنین قسم خوردن به کعبه جایز نیست، و نوعی شرک است. زیرا […]

ادامه مطلب …

۲۸۰ – حکم قسم خوردن به غیر الله چیست؟

۲۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قسم خوردن به غیر الله تعالی چیست؟ و آیا این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز شامل آن می‌شود یا خیر، که فرمودند: «أفلح و أبیه إن صدق»؟ جواب دادند: قسم خوردن به غیر الله، مانند اینکه کسی بگوید: به جان تو، یا به جان خودم، یا به […]

ادامه مطلب …

۲۸۲ – حکم قسم خوردن به غیر الله چیست؟ حکم قسم خوردن به آیات الله چیست؟

۲۸۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قسم خوردن به غیر الله چیست؟ حکم قسم خوردن به آیات الله چیست؟ جواب دادند: قسم خوردن به هیچ چیز جز به الله تعالی و یا صفتی از صفات او، جایز نیست. اما قسم خوردن به غیر الله، شرک است. فرقی نمی‌کند چیزی که به آن قسم […]

ادامه مطلب …

۲۸۶ – حکم قسم خوردن به صفتی از صفات الله چیست؟

۲۸۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قسم خوردن به صفتی از صفات الله چیست؟ جواب دادند: قسم خوردن به صفتی از صفات الله، جایز است. مثل اینکه بگویی: «قسم به عزت الله که چنین می‌کنم»، و «قسم به قدرت الله که انجام می‌دهم»، و امثال اینها. اهل علم این را بیان کرده‌اند، تا […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه