دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

۲۷۶ – آیا طلب علم شرعی با نیت علم و گرفتن مدرک مشکلی دارد؟

۲۷۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: بعضی طلاب علم شرعی هنگامی که نیت علم و گرفتن مدرک را می‌کنند، در نفس خود احساس حرج می‌کنند. چگونه باید از این احساس رهایی یابد؟

جواب دادند: از چند جهت می‌شود جواب داد:

اول: قصدشان از طلب علم، فقط گرفتن مدرک نباشد. بلکه این مدرک‌ها را برای رساندن نفع به خلق بگیرند؛ زیرا اعمال در عصر حاضر، همه مبنی بر مدرک هستند، و مردم جز از این راه نمی‌توانند به روش دیگری به خلق الله نفع برسانند، و با این کار، نیت سالم خواهد بود.

دوم: کسی که به دنبال علم است، آن را جز در این دانشگاه‌ها نمی‌یابد. پس به نیت طلب علم وارد آنها شود، و این گونه، هر مدرکی که بعدا بگیرد، تاثیری بر او نخواهد داشت.

سوم: وقتی هدف انسان از عملی که انجام می‌دهد، به دست آوردن خیرات دنیا و آخرت باشد، اشکالی بر او نیست. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا . وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ}[۱]، یعنی: {و هر کس تقوای الله پیشه کند، (الله، راه ‌حل و) برون‌رفتی (از مشکلات) برایش فراهم می‌کند.  و به او از آنجا که گمانش را ندارد، روزی می‌دهد}.

اگر گفته شود: چگونه به کسی که هدفش از اعمالش، رسیدن به دنیاست، مخلص گفته می‌شود؟

جواب: او عبادت را خالص برای الله انجام داده و هدفش از آن، خلق الله نبوده است. با عبادتش به دنبال ریا و مدح مردم به خاطر عبادت نبوده. بلکه به دنبال یک امر مادی از ثمرات عبادت بوده است. چنین شخصی همانند ریاکاری نیست که خود را با اعمالی که انسان به وسیله‌ی آنها به الله تقرب می‌جوید، به خلق الله نزدیک می‌کند و می‌خواهد که مردم او را مدح کنند. بلکه با خواستن این امر مادی، اخلاصش دچار نقص شده و نوعی شرک با او همراه است، و منزلتش پایین‌تر از منزلت کسی است که هدف از عملش، آخرت است.

به این مناسب دوست دارم به نکته‌ای اشاره کنم. برخی از مردم وقتی در مورد فواید عبادات حرف می‌زنند، آنها را به فواید دنیوی تبدیل می‌کنند. مثلا در مورد نماز می‌گویند: ورزش است و برای اعصاب، مفید است. در مورد روزه می‌گویند: برای آب کردن چربی‌ها و ترتیب وعده‌های غذایی، مفید است. در حالی که نباید فوائد دنیوی را در این مسائل، اصل قرار داد. چون منجر به ضعف اخلاص و غفلت از آخرت می‌شود. به همین خاطر الله تعالی در قرآن در مورد حکمت – مثلا – روزه فرموده که سبب تقوا است. بنا بر این، فواید دینی، اصل بوده و فواید دنیوی در مرتبه‌ی دوم قرار دارند. وقتی نزد مردم سخن می‌گوییم، آنها را از ناحیه‌ی فواید دینی مورد خطاب قرار می‌دهیم، و زمانی که نزد کسی سخن می‌گوییم که جز با دلایل مادی، قانع نمی‌شود، او را از ناحیه‌ی فواید دینی و دنیوی مورد خطاب قرار می‌دهیم، و «هر سخن، جایی، و هر نکته، مکانی دارد».


[۱] – سوره طلاق، آیات «۲و۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(276) سئل فضيلة الشيخ : يتحرج بعض طلبة العلم الشرعي عند قصدهم العلم والشهادة فكيف يتخلص طالب العلم من هذا الحرج؟

فأجاب بقوله : يجاب عن ذلك بأمور :

أحدها : أن لا يقصدوا بذلك الشهادة لذاتها ، بل يتخذون هذه الشهادات وسيلة للعمل في الحقول النافعة للخلق ؛ لأن الأعمال في الوقت الحاضر مبنية على الشهادات ، والناس لا يستطيعون الوصول إلى منفعة الخلق إلا بهذه الوسيلة وبذلك تكون النية سليمة.

الثاني: أن من أراد العلم قد لا يجده إلا في هذه الكليات فيدخل فيها بنية طلب العلم ولا يؤثر عليه ما يحصل له من الشهادة فيما بعد.

الثالث: أن الإنسان إذا أراد بعمله الحسنيين حسنى الدنيا ، وحسنى الآخرة فلا شيء عليه في ذلك لأن الله يقول :: (ومن يتق الله يجعل له مخرجاً .ويرزقه من حيث لا يحتسب) (سورة الطلاق، الآيتان “2-3”) . وهذا ترغيب في التقوى بأمر دنيوي.

فإن قيل : من أراد بعمله الدنيا كيف يقال : بأنه مخلص؟

أجيب : أنه أخلص العبادة ولم يرد بها الخلق إطلاقاً فلم يقصد مراءاة الناس ومدحهم على عبادته بل قصد أمراً مادياً من ثمرات العبادة فليس كالمرائي الذي يتقرب إلى الناس بما يتقرب به إلى الله ويريد أن يمدحوه به ، لكنه بإرادة هذا الأمر المادي نقص إخلاصه فصار معه نوع من الشرك وصارت منزلته دون منزلة من أراد الآخرة.

وبهذه المناسبة أود أن أنبه على أن بعض الناس عندما يتكلمون على فوائد العبادات يحولونها إلى فوائد دنيوية فمثلاً يقولون: في الصلاة رياضة وإفادة للإعصاب ، وفي الصيام فائدة لإزالة الفضلات وترتيب الوجبات ، والمفروض ألا تجعل الفوائد الدنيوية هي الأصل لأن ذلك يؤدي إلى إضعاف الإخلاص والغفلة عن إرادة الآخرة ، ولذلك بين الله – تعالى – في كتابه عن حكمة الصوم – مثلاً – أنه سبب للتقوى ، فالفوائد الدينية هي الأصل ، والدنيوية ثانوية ، وعندما نتكلم عند عامة الناس فإننا نخاطبهم بالنواحي الدينية ، وعندما نتكلم عند من لا يقتنع إلا بشيء مادي فإننا نخاطبه بالنواحي الدينية والدنيوية ولكل مقام مقال.

مطالب مرتبط:

۲۷۴ – حکم ریا کردن چیست؟

۲۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم ریاء چیست؟ جواب دادند: ریاء، جزئی از شرک اصغر است. زیرا انسان در عبادت خود، کسی را شریک الله قرار می‌دهد، و گاهی نیز به درجه‌ی کفر اکبر می‌رسد. ابن قیم رَحِمَهُ‌الله برای مثال شرک اصغر، «کمی ریا» را مثال زده، و این دلالت دارد که ریای […]

ادامه مطلب …

۲۷۷ – آیا خودداری از کار خیر به سبب اینکه ریا می‌شود درست است؟

وقتی انسان می‌خواهد کار خیری انجام دهد، شیطان او را وسوسه کرده و می‌گوید: تو به خاطر ریا و شهرت می‌خواهی این کار را انجام دهی. به همین خاطر، شخص از انجام عمل خیر دوری می‌کند. چطور می‌شود از چنین چیزی اجتناب کرد؟

ادامه مطلب …

۲۶۷ – حکم پیروی از علما یا امراء در حلال کردنِ حرام، و بالعکس

۲۶۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد حکم پیروی از علما یا امراء در حلال کردن حرام، و بالعکس سوال شد. جواب دادند: پیروی از علما یا امراء در حلال کردن حرام و بالعکس، به سه دسته تقسیم می‌شود: دسته‌ی اول: در این مورد از آنها پیروی کند، در حالی که راضی به این قول […]

ادامه مطلب …

۲۶۸ – طاغوت به چه معناست؟

۲۶۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد معنای طاغوت سوال شد. جواب دادند: طاغوت از طغیان مشتق شده، و طغیان به معنای تجاوز از حد است. این فرموده‌ی الله تعالی از آن جمله است: {إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ}[۱]، یعنی: {هنگامی که آب (در زمان نوح) طغیان کرد، ما شما را بر کشتی […]

ادامه مطلب …

۲۷۰ – انواع شرک

۲۷۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد انواع شرک سوال شد. جواب دادند: در جاهای دیگری غیر از اینجا گفتیم که توحید متضمّن نفی و اثبات است، و گفتیم که اگر در توحید، فقط به نفی اکتفا کنیم، فرقی با تعطیل ندارد، و اگر فقط به اثبات، اکتفا کنیم، از مشارکت، منع نمی‌کند. به همین […]

ادامه مطلب …

۲۷۵ – حکم عبادتی که همراه ریا باشد چیست؟

۲۷۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم عبادت، هنگامی که ریا به آن وارد شود، چیست؟ جواب دادند: حکم این است: داخل شدن ریا به عبادت، دارای سه وجه است: وجه اول: چیزی که از اول باعث عبادت شده، ریاء است. مثل کسی که نماز می‌خواند تا مردم از او به خوبی یاد کنند. […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه