چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۲۴۷ – شخصی که غیر الله را می‌خواند و گمان می‌کند که آن شخص، ولیّ الله است

۲۴۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد شخصی سوال شد که از غیر الله استغاثه می‌طلبد و گمان می‌کند که آن شخص، ولیّ الله است. علامات ولایت چیست؟

جواب دادند: علامات ولایت را الله تعالی در این آیه بیان فرموده: {أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ . الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ}[۱]، یعنی: {بدانید که بر دوستان الله ترس و هراسی نیست و آنان غمگین نمی‌شوند. آنان که ایمان آوردند و تقوا و پرهیزکاری پیشه می‌کردند}. علامات ولایت، اینها هستند: ایمان به الله، و تقوای او را داشتن: «هر کس مومن متقّی باشد، ولیّ الله است». اما کسی که به الله شرک می‌ورزد، ولیّ او نیست، بلکه دشمن اوست، چنان که می‌فرماید: {مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ}[۲]، یعنی: {کسی که دشمنِ الله و فرشتگانش و (نیز) دشمن پیامبران الهی و جبرئیل و میکائیل است، بداند که الله دشمن کافران می‌باشد}. پس هر انسانی که غیر الله را فرا می‌خواند، یا در موردی از غیر الله طلب فریاد رسی می‌کند، که کسی جز الله قادر به انجام آن نیست ،مشرک و کافر است، و حتی اگر ادعای ولایت نیز بکند، ولی الله نیست. بلکه ادعای ولایتش، وقتی که توحید و ایمان و تقوا نداشته باشد، ادعایی کذب است که با ولایت، منافات دارد.

نصیحتم در این موارد به برادران مسلمانم این است که فریب چنین اشخاصی را نخورند، و مرجعشان در این امور، کتاب الله و سنت صحیح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، تا امید و توکل و اعتمادشان فقط بر الله باشد، و تا با این کار برای خود استقرار و طمانینه حاصل کنند، و اموالشان را از دزدیده شدن توسط این کلاه برداران حفظ کنند. نیز، در پایبند بودن به قرآن و سنت در این امور، باعث می‌شود این اشخاص کلاه بردار نیز به خود فریفته نشوند؛ همین اشخاصی که گاهی خود را سید، و گاهی دیگر خود را ولی می‌خوانند که اگر در کارهای آنها تامل کنی، خواهی دید که آنها از ولایت و سیادت بسیار دورند. اما ولیّ حقیقی، به خود دعوت نمی‌دهد و سعی نمی‌کند هاله‌ای از تعظیم و ستایش به دور خود ایجاد کند. بلکه او را مومن و متقی و پنهان می‌یابی که خود را آشکار نکرده، و مشهور شدن را دوست ندارد، و دوست ندارد مردم به سویش بروند یا خوف و رجایشان معلق به او باشد. در حقیقت همین که انسان از مردم بخواهد او را تعظیم و احترام و ستایش کنند، و مرجع آنها بوده و تعلق مردم به او باشد، با تقوا و ولایت منافات دارد. به همین خاطر در حدیث، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد کسی که مقصودش از طلب علم این است که با جاهلان، مجادله، و یا با علما مناظره کند، یا به دنبال این باشد که توجه مردم را به خود جلب کند، چنین و چنان وعیدی برای اوست. شاهد در این قسمت از سخنان ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است: «یا به دنبال این باشد که توجه مردم را به خود جلب کند». کسانی که مدعی ولایت بوده و تلاش می‌کنند توجه مردم را به سوی خود جلب کنند، دورترین مردمان از ولایت هستند.

پس نصیحتم به برادران مسلمانم این است فریب چنین کسانی را نخورند و به کتاب الله و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باز گردند، و آمال و امیدهایشان فقط به الله تعلق داشته باشد.


[۱] – سوره یونس، آیات «۶۲و۶۳».

[۲] – سوره بقره، آیه «۹۸».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(247) سئل فضيلة الشيخ : عن رجل يستغيث بغير الله ويزعم أنه ولي الله فما علامات الولاية؟

فأجاب : علامات الولاية بينها الله – عَزَّوَجَلَّ- في قوله: (ألا إن أولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون . الذين آمنوا وكانوا يتقون) (سورة يونس ، الآيتان “62-63”) فهذه علامات الولاية : الإيمان بالله ، وتقوى الله – عَزَّوَجَلَّ – “فمن كان مؤمناً تقياً ، كان لله ولياً” . أما من أشرك به فليس بولي لله بل هو عدو لله كما قال – تعالى – : (من كان عدوّاً لله وملائكته ورسله وجبريل وميكال فإن الله عدو للكافرين) (سورة البقرة ، الآية “98”) . فأي إنسان يدعو غير الله ، أو يستغيث بغير الله بما لا يقدر عليه إلا الله – عَزَّوَجَلَّ – فإنه مشرك كافر ، وليس بولي لله ولو ادعى ذلك ، بل دعواه أنه ولي مع عدم توحيده وإيمانه وتقواه دعوى كاذبة تنافي الولاية.

ونصيحتي لإخواني المسلمين في هذه الأمور أن لا يغتروا بهؤلاء ، وأن يكون مرجعهم في ذلك إلى كتاب الله ، وإلى ما صح من سنة النبي ، ﷺ ،حتى يكون رجاؤهم، وتوكلهم ، واعتمادهم على الله وحده ، وحتى يؤمنوا بذلك لأنفسهم استقراراً وطمأنينة ، وحتى يحفظوا بذلك أموالهم أن يبتزها هؤلاء المخرفون ، كما أن في لزوم ما دل عليه الكتاب والسنة في مثل هذه الأمور في ذلك إبعاداً لهؤلاء عن الاغترار بأنفسهم ، هؤلاء الذين يدعون أنفسهم أحياناً أسياداً ، وأحياناً أولياء ، ولو فكرت أو تأملت ما هم عليه لوجدت فيهم بعداً عن الولاية والسيادة ، ولكنك تجد الولي حقيقة أبعد الناس أن يدعو لنفسه وأن يحيطها بهالة من التعظيم والتبجيل وما أشبه ذلك ، تجده مؤمناً ، تقياً ، خفياً لا يظهر نفسه ، ولا يحب الإشهار، ولا يحب أن يتجه الناس إليه ، أو أن يتعلقوا به خوفاً أو رجاء . فمجرد كون الإنسان يريد من الناس أن يعظموه ، ويحترموه ، ويبجلوه ، ويكون مرجعاً لهم ، ومتعلقاً لهم ، هذا في الحقيقة ينافي التقوى وينافي الولاية ، ولهذا جاء في الحديث عن النبي ﷺ ، فيمن طلب العلم ليماري به السفهاء ، أو يجاري به العلماء ، أو ليصرف وجوه الناس إليه فعليه كذا وكذا من الوعيد ، فالشاهد في قوله : “أو ليصرف وجوه الناس إليه” فهؤلاء الذين يدعون الولاية ويحاولون أن يصرفوا وجوه الناس إليهم هم أبعد الناس عن الولاية.

فنصيحتي لإخواني المسلمين أن لا يغتروا بهؤلاء وأمثالهم وأن يرجعوا إلى كتاب الله وسنة رسوله ، ﷺ ، وأن يعلقوا آمالهم ورجاءهم بالله وحده.

مطالب مرتبط:

۲۱۸ – آیا جایز است که به شخصی بگوییم کافر است؟

۲۱۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا جایز است که به شخصی معین بگوییم کافر است؟ جواب: بله، برایمان جایز است که به شخص معینی بگوییم کافر است؛ زمانی که اسباب کفر در او محقق شده باشد. مثلا اگر کسی را دیدیم که رسالت را انکار می‌کند، یا کسی را دیدیم که تحاکم به […]

ادامه مطلب …

۲۳۲ – آیا توبه‌ی کسی که الله یا پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دشنام دهد، پذیرفته می‌شود؟

اختلاف در این مورد بر دو قول است: قول اول: توبه‌ی کسی که الله تعالی یا پیامبرش را دشنام دهد، پذیرفته نمی‌شود قول دوم: توبه‌ی کسی که الله یا رسولش را دشنام دهد، پذیرفته می‌شود....

ادامه مطلب …

۲۴۳ – برخی مردم در هنگام سختی می‌گویند: «یا محمد، یا علی، یا گیلانی». حکم چنین عملی چیست؟

۲۴۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: برخی مردم در هنگام سختی می‌گویند: «یا محمد، یا علی، یا گیلانی». حکم چنین عملی چیست؟ جواب دادند: اگر مقصودش خواندن آنان و استغاثه به آنهاست، مشرک بوده و از دین خارج شده است. باید توبه کند و تنها الله را بخواند. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {أَمَّنْ […]

ادامه مطلب …

۲۲۶ – وقتی انسان مورد اجبار قرار گرفت که کفر انجام دهد، چه کند؟

۲۲۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وقتی انسان مورد اجبار قرار گرفت که کفر انجام دهد، چه کند؟ جواب دادند: مجبور شدن انسان به کفر، دارای تفصیل است: اول: ظاهرا و باطنا موافق باشد. در این صورت کافر و مرتد است. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ […]

ادامه مطلب …

۲۳۰ – حکم ذبح برای غیر الله و خوردن از آن ذبیحه

۲۳۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم ذبح برای غیر الله چیست؟ و آیا خوردن آن ذبیحه جایز است؟ جواب دادند: ذبح برای غیر الله، شرک اکبر است. زیرا، ذبح کردن، عبادت است، چنان که الله به آن امر کرده و فرموده: {فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}[۱]، یعنی: {و برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن}، […]

ادامه مطلب …

۲۳۸ – آیا باقی ماندن در میان مردمی که الله عز و جل را فحش می‌دهند، جایز است؟

خیر. باقی ماندن در میان چنین مردمی جایز نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه