سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

۲۲۶ – وقتی انسان مورد اجبار قرار گرفت که کفر انجام دهد، چه کند؟

۲۲۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وقتی انسان مورد اجبار قرار گرفت که کفر انجام دهد، چه کند؟

جواب دادند: مجبور شدن انسان به کفر، دارای تفصیل است:

اول: ظاهرا و باطنا موافق باشد. در این صورت کافر و مرتد است. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}[۱]، یعنی: {ولی کسانی که سینه‌ی خویش را برای پذیرش کفر گشوده‌اند، خشم و غضب الله بر آنان است و عذاب بزرگی در پیش دارند}.

دوم: در ظاهر با آن موافقت کند، اما در باطن خیر، و منظورش فقط خلاصی یافتن از اجبار و اکراه باشد. چنین کسی تکفیر نمی‌شود. زیر الله تعالی می‌فرماید: {مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}[۲]، یعنی: {هر کس پس از ایمان آوردن کافر شود، (گرفتار عذاب می‌گردد؛) مگر آن‌که به کفر مجبور شود و قلبش به ایمان، آرام و مطمئن باشد}.

سوم: نه در ظاهر و نه در باطن، با کفر موافقت نکند و بر کشته شدن، صبر نماید. این جایز است و صبر شمرده می‌شود.

اما بهتر این است که صبر کند یا خیر؟

در جواب آن، تفصیل وجود دارد:

اول: اگر مجبور شدن شخص، سبب ضرر رساندن به مردم در دینشان نباشد، بهتر است در ظاهر، و نه در باطن، با آن موافقت کند. خصوصا اینکه در بقای او، منفعتی برای مسلمانان وجود داشته باشد؛ مثل صاحب مال یا صاحب علمی که به مردم نفع می‌رسانند. حتی اگر مصلحتی در او نباشد، اما با زنده ماندنش، می‌تواند بیشتر عمل نیک انجام دهد، و این خیر است. همچنین در هنگام اجبار، اجازه داده شده که در ظاهر، به کفر اعتراف کند.

دوم: زمانی که در موافقتش و عدم صبر، ضرری بر دین وجود داشته باشد، صبر کند، و گاهی نیز، صبر واجب است؛ حتی اگر کشته شود. چرا که این از باب صبر بر جهاد در راه الله است نه از باب ابقای نفس. از این رو، وقتی صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم از تنگنایی که مشرکین برایشان ایجاد کرده بودند، به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شکایت بردند، به آنها یادآوری کرد که در امت‌های گذشته، کسانی بودند که با شانه‌های آهنین بدنشان را شانه می‌کردند، به طوری که گوشتشان از استخوان جدا می‌شد تا آنها را از دینشان باز دارند.

و اگر در آن موقع، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم که تعداد قلیلی بودند، با مشرکین موافقت می‌کردند، ضرر بزرگی به مسلمانان می‌رسید.

همچنین امام احمد وقتی خودداری کرد که بگوید قرآن مخلوق است، مورد آزار قرار گرفت، اما صبر کرد. در حالی که اگر در ظاهر با آنها موافقت می‌کرد، به اسلام ضرر می‌رسید.


[۱] – سوره نحل، آیه «۱۰۶».

[۲] – سوره نحل، آیه «۱۰۶».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(226) سئل فضيلة الشيخ : ما العمل إذا أكره إنسان على الكفر؟

فأجاب بقوله : إذا أكره إنسان على الكفر ففي ذلك تفصيل :

أولاً : أن يوافق ظاهراً وباطناً فيكون بذلك كافراً مرتداً لقوله –تعالى-: (ولكن من شرح بالكفر صدراً فعليهم غضب من الله ولهم عذاب عظيم) (سورة النحل ، الآية “106”)

ثانياً :أن يوافق ظاهراً لا باطناً ولكن يقصد التخلص من الإكراه فهذا لا يكفر لقوله –تعالى- : (من كفر بالله من بعد إيمانه إلا من أكره وقلبه مطمئن بالإيمان) (سورة النحل ، الآية “106”)

ثالثاً : أن لا يوافق لا ظاهراً ولا باطناً ويصبر على القتل فهذا جائز وهو من الصبر.

لكن هل الأولى أن يصبر أولا ؟

فيه تفصيل :

أولاً : إذا كان الإكراه لا يترتب عليه ضرر في الدين للعامة فإن الأولى أن يوافق ظاهراً لا باطناً ، لا سيما إذا كان بقاؤه فيه مصلحة للمسلمين كصاحب المال ، أو العلم المنتفع بهما ، وما أشبه ذلك ، حتى وإن لم يكن فيه مصلحة ففي بقائه على الإسلام زيادة عمل صالح وهو خير، وقد رخص له بالكفر ظاهراً.

ثانياً : إذا كان في موافقته وعدم صبره ضرر على الدين فإنه يصبر ، وقد يجب الصبر ولو قتل ، لأنه من باب الصبر على الجهاد في سبيل الله، وليس من باب إبقاء النفس ، ولهذا لما شكا الصحابة للنبي ، ﷺ ، ما يجدونه من مضايقة المشركين ذكر لهم أنه كان فيمن قبلنا من يمشط بأمشاط الحديد ما دون عظمه من لحم أو عصب ما يصرفه عن دينه.

ولو حصل من الصحابة –رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم- في ذلك الوقت موافقة للمشركين وهم قلة لحصل بذلك ضرر عظيم على المسلمين.

والإمام أحمد-رَحِمَهُ‌الله-أوذي وصبر حين أبى أن يقول : القرآن مخلوق ولو وافقهم ظاهراً لحصل في ذلك مضرة على الإسلام.

مطالب مرتبط:

۲۳۷ – شخصی که ملتزمین به دین را مسخره کرده و مورد استهزا قرار می‌دهد

آنهایی که از ملتزمین به دین تمسخر می‌کنند، در آنها نوعی نفاق وجود دارد....

ادامه مطلب …

۲۳۳ – حکم کسی که در حالت غضب، دین را دشنام دهد

حکم کسی که دین اسلام را دشنام دهد، این است که کافر می‌شود. زیرا دشنام دادن به دین و استهزای آن، ارتداد از اسلام و کفر به الله عز و جل و به دین اوست....

ادامه مطلب …

۲۴۴ – آیا اینکه انسان صفتی از صفات الله را عبادت کند، یا آن صفت را فرا بخواند، شرک است؟

۲۴۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا اینکه انسان صفتی از صفات الله را عبادت کند، یا آن صفت را فرا بخواند، شرک به حساب می‌آید؟ جواب دادند: پرستش صفتی از صفات الله یا فراخواندن آن توسط انسان، جزئی از شرک است. شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله این را ذکر می‌کند. زیرا صفت، بدون […]

ادامه مطلب …

۲۲۹ – حکم اطاعت از حاکمی که به کتاب الله و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حکم نمی‌کند

۲۲۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم اطاعت از حاکمی که به کتاب الله و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حکم نمی‌کند، چیست؟ جواب دادند: اطاعت در غیر معصیت الله، از حاکمی که به کتاب الله و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حکم نمی‌کند، واجب است، و جنگیدن با او به خاطر این مساله، واجب و […]

ادامه مطلب …

۲۴۵ – آیا گفتن «یا رحمة الله»، شامل خواستن از صفت الله است که ممنوع می‌باشد؟

۲۴۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا اگر انسان بگوید: «یا رحمة الله»، شامل خواستن از صفت الله است، که ممنوع می‌باشد؟ جواب دادند: اگر منظور دعا کننده از گفتن «یا رحمة الله»، استغاثه کردن با توسل به رحمت الله است، یعنی از خودِ صفت رحمت چیزی نمی‌خواهد، بلکه دارد دعا می‌کند که الله […]

ادامه مطلب …

۲۳۹ – حکم کسی که شخص صاحب ریش یا شخصی که لباسش بالاتر از قوزک پا است را تمسخر می‌کند

اگر قصدش تمسخر از عمل این شخص است و می‌داند که این عمل، جزئی از شریعت الهی است، بدون شک از شریعت الله تمسخر کرده، و اگر قصدش تمسخر از آن شخص به انگیزه‌ی شخصی است، تکفیر نمی‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه