دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

۲۲۲ – آیا انسان در مسائلی که متعلق به توحید است، معذور به جهل شناخته می‌شود یا خیر؟

۲۲۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا انسان در مسائلی که متعلق به توحید است، معذور به جهل شناخته می‌شود یا خیر؟

جواب دادند: عذر به جهل در هر موردی که بنده به عنوان دین، با آن الله را عبادت می‌کند، ثابت است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ}، یعنی: {ما به تو وحی کردیم، چنان که به نوح و پیامبران بعد از او نیز وحی کردیم}، تا آنجا که می‌فرماید: {رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}[۱]، یعنی: {فرستادگانی مژده‌رسان و بیم دهنده (برانگیخیتم) تا مردم پس از ارسال پیامبران، عذر و بهانه‌ای در برابر الله نداشته باشند}، و به خاطر این فرموده‌ی الله تعالی: وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}[۲]، یعنی: {و تا پیامبری نفرستیم، هیچ‌کس را عذاب نمی‌کنیم}، و نیز این فرموده‌ی الله تعالی: {وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ}[۳]، یعنی: {و الله، بر آن نیست که گروهی را پس از آنکه هدایتشان نمود، گمراه نماید؛ مگر آنکه مواردی را که باید از آنان بپرهیزند، برایشان بیان می‌کند}، و به خاطر فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ یک از یهود یا نصاری نیست که دعوت من به گوش او برسد، سپس به آنچه آورده‌ام ایمان نیاورد، مگر اینکه از اهل جهنم است»، و نصوص در این زمینه بسیار زیاد است. کسی که جاهل باشد، در هیچ از امور دینی به خاطر جهلش مواخذه نمی‌شود. اما این را باید بدانیم که در میان جاهلان، کسانی هم هستند که در آنها نوعی عناد وجود دارد. یعنی حق برای او گفته می‌شود، اما به دنبال آن و به جستجویش نمی‌رود، بلکه همان طور باقی می‌ماند که شیوخش و کسانی که به آنها احترام گذاشته و از آنها پیروی می‌کند، بر آن بوده‌اند. چنین شخصی در حقیقت، معذور نیست. زیرا در کمترین حالت، آن مقدار از حجت به او رسیده که تبدیل به شبهه‌ای شود که نیاز داشته باشد کمی جستجو کند تا حق برایش آشکار شود. حال چنین شخصی مانند حال آن کسانی است که الله تعالی در موردشان می‌فرماید: {إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ}[۴]، یعنی: {ما، پدرانمان را بر چنین آیینی یافته‌ایم و به پیروی از آنان، ره‌یافته‌ایم}، و در آیه‌ی دوم می‌فرماید: {وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ}[۵]، یعنی: {و به‌طور ‌قطع از آنان پیروی خواهیم کرد}. مهم اینکه: جهلی که انسان به خاطر آن معذور شمرده می‌شود، به طوری که از حق چیزی نمی‌داند، و به او گفته نشده، شخص را گناه‌کار نمی‌کند، و بر صاحبش آنچه را که مقتضای عملش است، حکم نمی‌کند. سپس، اگر این شخص به مسلمانان انتساب دارد، و شهادت به یکتایی الله و رسالت محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌دهد، از مسلمانان شمرده می‌شود، و اگر مسلمان نیست، حکمش حکم اهل همان دینی است که در دنیا به آن منسوب است. اما در آخرت، حکم اهل فطرت را دارد که عاقبتشان در قیامت، به دست الله تعالی است، و صحیح‌ترین قول در مورد آنان این است که الله در آنجا، آنها را هر گونه که بخواهد، مورد امتحان قرار می‌دهد. هر کدامشان که اطاعت کردند، وارد بهشت و هر کدام که عصیان نمودند، وارد جهنم می‌شوند. اما این را نیز باید دانست که ما در عصری زندگی می‌کنیم کمتر مکانی وجود دارد که به واسطه‌ی رسانه‌های متنوع و در هم آمیختن مردم، دعوت پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آنجا نرسیده است، و غالبا، کفر از عناد بر می‌خیزد.


[۱] – سوره نساء، آیات «۱۵۳-۱۶۵».

[۲] – سوره إسراء، آیه «۱۵».

[۳] – سوره توبه، آیه «۱۱۵».

[۴] – سوره زخرف، آیه «۲۲».

[۵] – سوره زخرف، آیه «۲۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(222) وسئل- رعاه الله بمنه وكرمه-: هل يعذر الإنسان بالجهل فيما يتعلق بالتوحيد؟

فأجاب بقوله : العذر بالجهل ثابت في كل ما يدين به العبد ربه ، لأن الله –سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ-قال: (إنا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح والنبيين من بعده) حتى قال – عَزَّوَجَلَّ- : (رسلاً مبشرين ومنذرين لئلا يكون للناس على الله حجة بعد الرسل) (سورة النساء، الآيات “163-165”) ولقوله ـ تعالى ـ: (وما كنا معذبين حتى نبعث رسولاً) (سورة الإسراء، الآية “15”) . ولقوله ـ تعالى ـ: (وما كان الله ليضل قوماً بعد إذ هداهم حتى يبين لهم ما يتقون) (سورة التوبة، الآية “115”) . ولقول النبي، ﷺ: “والذي نفسي بيده لا يسمع بي واحد من هذه الأمة يهودي ولا نصراني ثم لا يؤمن بما جئت به إلا كان من أصحاب النار”. والنصوص في هذا كثيرة، فمن كان جاهلاً فإنه لا يؤاخذ بجهله في أي شيء كان من أمور الدين، ولكن يجب أن نعلم أن من الجهلة من يكون عنده نوع من العناد، أي إنه يذكر له الحق ولكنه لا يبحث عنه، ولا يتبعه، بل يكون على ما كان عليه أشياخه، ومن يعظمهم ويتبعهم، وهذا في الحقيقة ليس بمعذور، لأنه قد بلغه من الحجة ما أدنى أحواله أن يكون شبهة يحتاج أن يبحث ليتبين له الحق، وهذا الذي يعظم من يعظم من متبوعيه شأنه شأن من قال الله عنهم: (إنا وجدنا آباءنا على أمة وإنا على آثارهم مهتدون) (سورة الزخرف، الآية “22”) وفي الآية الثانية: (وإنا على آثارهم مقتدون) (سورة الزخرف، الآية “23”) فالمهم أن الجهل الذي يعذر به الإنسان بحيث لا يعلم عن الحق، ولا يذكر له، هو رافع للإثم، والحكم على صاحبه بما يقتضيه عمله، ثم إن كان ينتسب إلى المسلمين، ويشهد أن لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله، فإنه يعتبر منهم، وإن كان لا ينتسب إلى المسلمين فإن حكمه حكم أهل الدين، الذي ينتسب إليه في الدنيا. وأما في الآخرة فإن شأنه شأن أهل الفترة يكون أمره إلى الله ـ عَزَّوَجَلَّ ـ يوم القيامة، وأصح الأقوال فيهم أنهم يمتحنون بما شاء الله، فمن أطاع منهم دخل الجنة، ومن عصى منهم دخل النار، ولكن ليعلم أننا اليوم في عصر لا يكاد مكان في الأرض إلا وقد بلغته دعوة النبي، ﷺ، بواسطة وسائل الإعلام المتنوعة، واختلاط الناس بعضهم ببعض، وغالباً ما يكون الكفر عن عناد.

مطالب مرتبط:

۲۲۰ – حکم تکفیر مسلمان و حکم کسی که عمل کفر آمیز از روی مزاح انجام دهد

۲۲۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد شروط حکم تکفیر مسلمان سوال شد؟ و نیز حکم کسی که عمل کفر آمیزی را از روی مزاح انجام دهد، چیست؟ جواب دادند: حکم تکفیر مسلمان دو شرط دارد: اول: دلیلی وجود داشته باشد بر اینکه این عمل، از اعمال کفر آمیز. دوم: انطباق حکم بر کسی که […]

ادامه مطلب …

۲۴۸ – حکم کسانی که مفاهیم در نزدشان تغییر کرده، و معروف نزدشان منکر، و منکر نزدشان تبدیل به معروف شده است

۲۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد کسی که مفاهیم در نزد او تغییر کرده، و معروف نزدشان منکر، و منکر نزدشان تبدیل به معروف شده، چیست؟ جواب دادند: نظرم در مورد چنین کسانی که مفاهیم در نزدشان تغییر کرده، تا جایی که معروف را منکر، و منکر را معروف می‌بینند، و […]

ادامه مطلب …

۲۲۴ – عذر به جهل در مسائل عقیده

۲۲۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد مساله‌ی عذر به جهل در مسائل عقیده سوال شد. جواب دادند: اختلاف در مساله‌ی عذر به جهل مانند دیگر اختلافات فقهی اجتهادی است. حتی چه بسا در بعضی مواقع، اختلاف برای تطبیق حکم بر شخص معین، فقط لفظی باشد. یعنی همه متفق هستند که قول یا فعل یا […]

ادامه مطلب …

۲۱۷ – آیا انکار خالق، کفر به حساب می‌آید؟

۲۱۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا انکار خالق، کفر به حساب می‌آید؟ جواب دادند: این سوال مانند این است که بپرسد: آیا خورشید، خورشید است؟ آیا شب، شب است؟ آیا روز، روز است؟ چه کسی این اشکال برایش پیش می‌آید که آیا کسی که منکر خالق است، کافر است یا نه؟ گر چه […]

ادامه مطلب …

۲۳۸ – آیا باقی ماندن در میان مردمی که الله عز و جل را فحش می‌دهند، جایز است؟

خیر. باقی ماندن در میان چنین مردمی جایز نیست...

ادامه مطلب …

۲۱۹ – آیا جایز است به شخصی که عمل کفر آمیزی انجام داد بگوییم کافر است؟

۲۱۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا جایز است وقتی شخص معینی عمل کفر آمیزی انجام داد، به او کافر گفته شود؟ جواب دادند: وقتی شروط تکفیر در حق او به جای آمده باشد، اطلاق لفظ کفر بر او به عینه جایز است، و اگر چنین نباشد، وصف ارتداد بر هیچ کس قابل انطباق […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه