چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۲۰۶ – آیا حدیث احتجاج آدم و موسی، اقرار به احتجاج به قَدَر است؟

۲۰۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا در حدیث احتجاج آدم و موسی، اقرار به احتجاج به قَدَر است؟ از این رو که آدم و موسی با هم بحث کردند. موسی گفت: «تو پدر مایی. خود و ما را با بیرون کردنت از بهشت، گرفتار کردی». آدم گفت: آیا به خاطر چیزی مرا سرزنش می‌کنی که الله تعالی قبل از اینکه مرا خلق کند، آن را برایم مقدر کرده بود»؟ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «آدم بر موسی غلبه کرد، آدم بر موسی غلبه کرد»، یعنی با حجت، بر او غالب شد. در حالی که آدم به قضاء و قدر الهی احتجاج کرد؟

جواب دادند: این از باب احتجاج به قضا و قدر بر فعل و معصیت بنده نیست. بلکه احتجاج به قدر در مورد مصیبتی است که نتیجه‌ی فعل اوست. این از باب احتجاج به قدر بر مصائب است، نه بر معایب. به همین خاطر گفت: «خود و ما را با بیرون کردنت از بهشت، گرفتار کردی»، و نگفت: پروردگارت را نافرمانی کردی و از بهشت بیرونت کردند. آدم به قدر برای بیرون شدنش از بهشت که آن را مصیبت می‌دانست، احتجاج کرد، و این نوع احتجاج به قدر، اشکالی ندارد. مثلا اگر تو به سفر رفتی و اتفاقی برایت افتاد. پس از آن، شخصی به تو گفت: چرا مسافرت کردی؟ اگر در خانه‌ات مانده بودی، هیچ اتفاقی برایت نمی‌افتاد. تو این گونه جواب می‌دهی: این قضا و قدر الهی است. من به سفر نرفتم که برایم اتفاقی بیفتد. بلکه به خاطر کاری، به سفر رفتم و این اتفاق برایم پیش آمد. آدم علیه السلام نیز چنین است. آیا معصیتش برای این بود که از بهشت بیرونش کنند؟ خیر. بنا بر این، مصیبتی که برای آدم پیش آمد، فقط قضا و قدر بود، و در چنین حالتی، احتجاج به قضا و قدر به خاطر مصیبتی که به وجود آمده، صحیح است. دقیقا به همین خاطر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «آدم بر موسی غلبه کرد، آدم بر موسی غلبه کرد»، یعنی در حجت، بر او غلبه کرد.

مثالی دیگر: شخصی مرتکب گناهی می‌شود و از این گناه پشیمان شده و توبه می‌کند. یکی از برادرانش نزدش آمده، می‌گوید: فلانی، چطور چنین کاری از تو سر زد؟ می‌گوید: این قضا و قدر الهی بود. آیا چنین احتجاجی درست است یا خیر؟ بله، درست است؛ چون آن شخص، توبه کرده. او برای استمرار در معصیتش، به قضا و قدر احتجاج نکرد. بلکه پشیمان و متاسف است. نظیر آن، این روایت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شبی بر علی بن ابی طالب و فاطمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا وارد شد، و گفت: «آیا نماز نمی‌خوانید»؟ علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفت: یا رسول الله، اختیار ما به دست الله است. اگر الله بخواهد ما را بیدار کند، بیدارمان می‌کند. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با دست خود بر ران علی زده و فرمود: {وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}[۱]، یعنی: {انسان بیش از همه چیز به مجادله (و چون و چرا) می پردازد}. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حجت او را قبول نفرموده، و گفت که این، برخواسته از جدل است؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌دانست جان‌ها همه در دست الله است، اما می‌خواهد که انسان، جدی بوده، حریص باشد که شب برخیزد و نماز بخواند.

در هر حال، برای ما مشخص شد که احتجاج به قدر بر مصائب، جایز است. همچنین احتجاج به قدر بر معصیت بعد از توبه از آن، نیز جایز است. اما استدلال به قدر برای انجام گناه و توجیه آن و استمرار در آن، جایز نیست.


[۱] – سوره کهف، آیه «۵۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(206) سئل فضيلة الشيخ: هل في محاجة آدم وموسى إقرار للاحتجاج بالقدر ؟ وذلك أن آدم احتج هو وموسى فقال له موسى : “أنت أبونا خيبتنا أخرجتنا ونفسك من الجنة” . فقال له آدم : “أتلومني على شيء قد كتبه الله علي قبل أن يخلقني؟” فقال النبي ، ﷺ: “فحج آدم موسى ، فحج آدم موسى” . أي غلبه بالحجة وآدم احتج بقضاء الله وقدره؟

فأجاب بقوله : هذا ليس احتجاجاً بالقضاء والقدر على فعل العبد ومعصية العبد ، لكنه احتجاج بالقدر على المصيبة الناتجة من فعله ، فهو من باب الاحتجاج بالقدر على المصائب لا على المعائب ، ولهذا قال : “خيبتنا وأخرجتنا ، ونفسك من الجنة” ولم يقل : عصيت ربك فأخرجت من الجنة فاحتج آدم بالقدر على الخروج من الجنة الذي يعتبره مصيبة ، والاحتجاج بالقدر على المصايب لا بأس به ، أرأيت لو أنك سافرت سفراً وحصل لك حادث ، وقال لك إنسان : لماذا تسافر لو أنك بقيت في بيتك ما حصل لك شيء. فستجيبه: بأن هذا قضاء الله وقدره ، أنا ما خرجت لأجل أن أصاب بالحادث ، وإنما خرجت لمصلحة ، فأصبت بالحادث ، كذلك آدم عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام ، هل عصى الله لأجل أن يخرجه من الجنة ؟ لا . فالمصيبة إذاً التي حصلت له مجرد قضاء وقدر، وحينئذ يكون احتجاجه بالقدر على المصيبة الحاصلة احتجاجاً صحيحاً ، ولهذا قال النبي ، ﷺ : “حج آدم موسى ، حج آدم موسى” . وفي رواية للإمام أحمد: “فحجه آدم” يعني غلبه في الحجة.

مثال آخر : رجل أصاب ذنباً وندم على هذا الذنب وتاب منه ، وجاء رجل من إخوانه يقول : له يا فلان كيف يقع منك هذا الشيء فقال: هذا قضاء الله وقدره . فهل يصح احتجاجه هذا أولا؟ نعم يصح لأنه تاب ، فهو لم يحتج بالقدر ليمضي في معصيته ، لكنه نادم ومتأسف ، ونظير ذلك أن النبي ، ﷺ، دخل ليلة على علي بن أبي طالب وفاطمة –رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُما –فقال: “ألا تصليان؟” فقال علي-رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ- : يا رسول الله إن أنفسنا بيد الله ، فإن شاء الله أن يبعثنا بعثنا فانصرف النبي ، ﷺ ، يضرب على فخزه وهو يقول: (وكان الإنسان أكثر شيء جدلاً) (سورة الكهف ، الآية “54”) فالرسول ، ﷺ ، لم يقبل حجته ، وبين أن هذا من الجدل ؛ لأن الرسول ، ﷺ ، يعلم أن الأنفس بيد الله ، لكن يريد أن يكون الإنسان حازماً فيحرص على أن يقوم ويصلي. على كل حال تبين لنا أن الاحتجاج باللقدرعلى المعصية بعد التوبة منها جائز، وأما الاحتجاج بالقدر على المعصية تبريراً لموقف الإنسان واستمراراً فيها فغير جائز.

مطالب مرتبط:

۱۹۲ – آیا بین قضا و قدر، عموم و خصوص وجود دارد؟

۱۹۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا بین قضا و قدر، عموم و خصوص وجود دارد؟ جواب دادند: قضا، هنگامی که به صورت مطلق ذکر شود، شامل قدر نیز می‌شود، و قدر نیز وقتی به صورت مطلق ذکر شود، قضا را نیز شامل می‌شود. اما وقتی گفته شد: قضا و قدر؛ در این صورت […]

ادامه مطلب …

۲۰۰ – آیا عمل کفار نیز از ازل نوشته شده؟ و چرا الله متعال آنها را عذاب می‌دهد؟

۲۰۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا عمل کفار نیز از ازل نوشته شده؟ و اگر چنین است، پس چرا الله تعالی آنها را عذاب می‌دهد؟ جواب دادند: بلکه، کفار از ازل، اعمالشان نوشته شده است. همچنین انسان وقتی در شکم مادرش کامل شد، عملش نوشته می‌شود. چنان که در حدیث صحیح از عبدالله […]

ادامه مطلب …

۲۱۵ – آیا چشم زخم با قرآن کریم منافاتی دارد؟

۲۱۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: بعضی مردم در مورد چشم زخم، اختلاف دارند و می‌گویند: چون با قرآن کریم مخالفت دارد، تاثیری ندارد. قول درست در این باره چیست؟ جواب دادند: قول حق و درست، آن است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفته‌اند، که: «چشم زخم، حق است»، و این چیزی است که واقع […]

ادامه مطلب …

۲۰۲ – اراده‌ی انسان چگونه است در حالی که همه چیز به خواست الله است؟

الله تعالی در برخی آیات فرموده که همه چیز به دست اوست، و در بعضی دیگر از آیات، فرموده که امر، به مکلف بر می‌گردد، و جمع بین این نصوص چنین است: مکلف دارای اختیار و قدرت است، و خالق این اراده و اختیار و قدرت، الله تعالی است. مخلوق هیچ اراده‌ای ندارد مگر با مشیئت الله...

ادامه مطلب …

۱۹۶ – حکم رضایت به قضا و قدر چیست؟ آیا دعا تقدیر الله را تغییر می‌دهد؟

۱۹۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله از حکم رضایت به قضا و قدر سوال شد؟ و اینکه آیا دعا، آنچه را الله خواسته، تغییر می‌دهد؟ جواب دادند: رضایت به قضا و قدر، واجب است. زیرا جزی از کمال ربوبیت الله تعالی است. بر هر مومنی واجب است که به قضای الهی راضی باشد. اما مَقضی، دارای […]

ادامه مطلب …

۲۰۷ – آیا تقدیر الله، شر و بدی را هم شامل می‌شود؟

۲۰۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا شر نیز در قَدر الهی وجود دارد؟ جواب دادند: چیزی به نام شر، در قَدَر وجود ندارد. بلکه شر، در مقدور است، نه در قَدَر. معروف است که به مردم مصیب‌هایی می‌رسد و نیز خیرات هم به آنها می‌رسد. خیرات، خیر هستند و مصایب، شرند. اما شرّ […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه