سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

۹۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

جواب دادند: دشنام دادن به زمانه، سه قسم است:

قسم اول: منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. این نوع جایز است. مثلا بگوید: از شدت گرما یا سرمای امروز، خسته شدیم، یا سخنی مثل همین سخن را بگوید؛ زیرا اعمال بستگی به نیت‌ها دارد، و این لفظ برای خبر دادن، صلاحیت دارد.

قسم دوم: زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. مانند اینکه منظورش از دشنام دادن به زمانه این باشد که زمانه کسی است که امور را به خیر یا شر بر می‌گرداند. این شرک اکبر است؛ زیرا اعتقاد یافته که خالقی همراه با الله وجود دارد، چون حوادث را به غیر الله نسبت داده است.

قسم سوم: زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است. این حرام است؛ زیرا با صبرِ واجب منافات دارد، اما کفر نیست؛ زیرا به صورت مستقیم الله را دشنام نداده است، و اگر اینکار را می‌کرد، کافر می‌شد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(93) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم سب الدهر؟

فأجاب قائلاً : سب الدهر ينقسم إلى ثلاثة أقسام :

القسم الأول : أن يقصد الخبر المحض دون اللوم ، فهذا جائز مثل أن يقول تعبنا من شدة حر هذا اليوم، أو برده، وما أشبه ذلك؛ لأن الأعمال بالنيات، واللفظ صالح لمجرد الخبر.

القسم الثاني : أن يسب الدهر على أنه هو الفاعل، كأن يقصد بسبه الدهر أن الدهر هو الذي يقلب الأمور إلى الخير أو الشر، فهذا شرك أكبر؛ لأنه اعتقد أن مع الله خالقاً حيث نسب الحوادث إلى غير الله .

القسم الثالث : أن يسب الدهر وهو يعتقد أن الفاعل هو الله ولكن يسبه ؛ لأنه محل هذه الأمور المكروهة فهذا محرم ؛ لأنه مناف للصبر الواجب وليس بكفر ؛ لأنه ما سب الله مباشرة ، ولو سب الله مباشرة لكان كافرا.

مطالب مرتبط:

۵۴ – علوّ الله تعالی. و کسی که می‌گوید: او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در هیچ یک از جهت‌های ششگانه نیست بلکه در قلب بنده‌ی مومن است.

مذهب سلف رضوان الله علیهم این است که او تعالی با ذات خود، در جهت بالای بندگانش است، و او تعالی فرموده است: «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (یعنی: پس اگر در چیزی اختلاف نمودید، آن را به الله و رسولش ارجاع دهید، اگر که به الله و روز آخرت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام‌تر است).

ادامه مطلب …

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

فرموده‌ی الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در حدیث مورد اشاره: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست).

ادامه مطلب …

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه