چهارشنبه 2 محرم 1448
۲۷ خرداد ۱۴۰۵
17 ژوئن 2026

(۶۶۶۷) حکم پدرانی که به هنگام خشم اهل خانه را لعن و نفرین می‌کنند

(۶۶۶۷) سوال: شیخ بزرگوار، پدر من هنگامی که عصبانی می‌شود بسیار به ما و مادرم لعنت می‌کند تا جایی که به همه‌ی وسایلاتش اگر بیافتند لعنت می‌کند و حتی کلام، هنگامی که نمی‌تواند خوب تلفظ کند را نیز لعنت می‌کند و هنگامی که او را نصیحت می‌کنیم، از کوره‌ در رفته و عصبانی می‌شود و بر علیه ما دعا می‌کند و می‌گوید: در حالی که من پدر شما هستم و از شما بیشتر می‌دانم مرا نصیحت می‌کنید؟ از شیخ بزرگوار که الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به او جزای خیر بدهد می‌خواهم که پدرمان را نصیحت و توجیه کند؟

جواب:

مؤمن بسیار لعنت‌کننده و ناسزاگو نیست و کسانی که لعنت می‌کنند در روز قیامت شفاعت‌گر و شاهد قرار نمی‌گیرند و نصیحت من به این پدر این است که تقوای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را رعایت کند و هنگامی که خشم را احساس نمود به الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببرد تا خشم او از بین برود و بداند اگر او کسی را مستحق لعنت نیست، لعنت کند، لعنت به خود او برمی‌گردد والعیاذ بالله.

و بداند معنای لعنت یعنی طرد و دوری از رحمت الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌باشد لذا تقوای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد خودش رعایت کند.

اما به نسبت شما اگر دیدید که نصیحت کردنتان فقط لج او را زیاد می‌کند و برکارش مداومت می‌کند پس در نصیحت کردن فایده‌ای نیست ولی از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای او هدایت را بخواهید و اگر در روزی از روزها دیدید که آرام است و با شما انس گرفته با او به صورتی که از کوره در نرود صحبت کنید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: والدي يا فضيلة الشيخ، كثير اللعنة لنا ولوالدتي عندما يغضب، حتى إنه يلعن جميع أغراضه إذا سقطت منه، حتى الكلام إذا لم يتمكن من النطق جيدًا لَعَن، وإذا نصحناه يثور ويغضب، ويدعو علينا، يقول: تنصحونني وأنا والدكم، وأعرف أكثر منكم؟ أرجو من فضيلة الشيخ – جزاه الله خيرًا- النصح والتوجيه لوالدنا؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إن المؤمن ليس بالطَّعان، ولا باللعان، واللعانون لا يكونون شفعاء، ولا شهداء يوم القيامة، وإن نصيحتي لهذا الأب أن يتقي الله -عز وجل- وأن يستعيذ بالله من الشيطان الرجيم إذا أحس بالغضب حتى يزول عنه، وليعلم أنه إذا لَعَن مَن ليس أهلا للعنة عادت اللعنة عليه، والعياذ بالله.

وليعلم أن معنى اللعن هو الطرد والإبعاد عن رحمة الله -تعالى- فليتق الله في نفسه.

أما بالنسبة لكم، فإذا رأيتم أنه لا يزداد بالنصيحة إلا تماديًا فيما هو عليه، فلا فائدة في النصيحة، لكن اسألوا الله له الهداية، وإذا رأيتموه في يوم من الأيام هادئًا مستأنسًا منشرح الصدر، فتكلموا معه على وجه لا يؤدي إلى ثورته.

مطالب مرتبط:

(۶۶۶۲) آیا دروغ گفتن به خاطر صله‌ی رحم جایز است؟

دروغ جایز نیست مگر برای آشتی دادن بین مردم لذا اگر شخصی می‌شناسد که بین دو خویشاوند قطع رابطه است، دروغ گفتن برای اصلاح بین آن‌ها جایز می‌باشد و بعضی اهل علم می‌گویند: دروغی که در مورد آشتی بین مردم آمده، توریه می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۷) آیا غیبت کسی که آشکارا معصیت می‌کند جایز است؟

اصل در غیبت، حرام بودن آن است لذا غیبت کردن جایز نیست مگر این‌که مصلحتی وجود داشته باشد؛ بنابراین اگر غیبت کسی که آشکارا معصیت می‌کند، برای او یا دیگری مفید باشد، اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۶۶۸۸) حکم زنی که به فرزندانش و پدرشان که غایب است، ناسزا می‌گوید چیست؟

ناسزا گفتن پدر یا مادر به فرزندان بر وجهی غیر حرام، مانند این که بگوید: ‌ای نادان یا احمق و مانند آن از کلماتی که به درجه‌ی تحریم نمی‌رسند، با وجود سبب آن اشکالی ندارند...

ادامه مطلب …

(۶۶۴۹) فرق بین غیبت و بهتان چیست؟

فرق بین بهتان و غیبت این است که مردی که غیبت او را کردی به آنچه از او یاد کردی متصف باشد اما بهتان به آنچه از او ذکر کردی متصف نیست بلکه به او بهتان زدی و بر او دروغ بسته‌ای؛ لذا در این صورت جمع بین بهتان و غیبت می‌باشد....

ادامه مطلب …

(۶۶۶۶) حکم کسی که از روی عصبانیت یا عمد به پدر و مادر خود را لعنت کند چیست؟

لعنت کردن پدر و مادر از گناهان کبیره است چرا که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است کسی که به پدر و مادر خود چه به صورت مستقیم لعنت کند یا سبب آن باشد از گناهان کبیره است...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۲) وقتی خانه به میدان غیبت تبدیل می‌شود؛ راه درست چیست؟

قبل از هر چیز آن زنان را نصیحت می‌کنم که غیبت کردن را ترک کنند زیرا غیبت از گناهان کبیره است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را به قبیح‌ترین مثال تشبیه کرده است ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه