جمعه 18 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۲۴۵) کفاره‌ی گناهان گذشته در پرتو توبه‌ی نصوح

(۶۲۴۵) سوال: بارک الله فیکم، شیخ بزرگوار، اکنون نزدیک به سی سال دارم، و در ابتدای جوانی‌ام تا پیش از ازدواجم مرتکب بسیاری از گناهان می‌شدم، اکنون به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌ای نصوح کرده‌ام و از آنچه از اعمال و گفتارهای ناپسند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را خشنود نمی‌کند، از من سر زده، پشیمانم؛ آیا بر من کفاره‌ای واجب است، شیخ بزرگوار، برای آنچه گذشته است؟ یا توبه‌ی نصوح کافی است؟

جواب:

توبه‌ی نصوح کافی است و آنچه پیش از آن از گناهان بوده، بلکه حتی کفر را نیز از بین می‌برد؛ به دلیل قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {قُل لِّلَّذِینَ كَفَرُوۤا۟ إِن یَنتَهُوا۟ یُغۡفَرۡ لَهُم مَّا قَدۡ سَلَفَ} [سوره اﻷنفال: ۳۸]: ([ای پیامبر،] به کسانی‌ که کفر ورزیدند بگو [که] اگر [از شرک و دشمنی] دست بردارند، گذشته‌هایشان بخشوده می‌شود) و نیز به دلیل قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {وَٱلَّذِینَ لَا یَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ وَلَا یَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِی حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا یَزۡنُونَۚ وَمَن یَفۡعَلۡ ذَ ٰ⁠لِكَ یَلۡقَ أَثَامࣰا* یُضَـٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَیَخۡلُدۡ فِیهِۦ مُهَانًا* إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلࣰا صَـٰلِحࣰا فَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ یُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَیِّـَٔاتِهِمۡ حَسَنَـٰتࣲۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورࣰا رَّحِیمࣰا} [سوره الفرقان: ۶۸-۷۰]: (و کسانی که معبودی دیگر با الله نمی‌خوانند و کسی که الله [کشتنش را] حرام کرده است، جز به‌حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند؛ و هر کس این [گناهان] را مرتکب شود، کیفرِ گناه [خویش] را می‌بیند* روز قیامت، عذابش چندین برابر می‌گردد و با خواری در آن [عذاب] جاودان می‌ماند* مگر کسی‌ که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته انجام دهد؛ اینانند که الله بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و الله همواره آمرزگاری مهربان است).
الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این آیه بالاترین انواع گناهان را، چه در حق خود و چه در حق بندگان (چه از حق نفس و چه از حق عِرض)، ذکر کرده است: شرک، قتل نفس بدون حق، و زنا، شرک گناهی است در حق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، قتل نفس گناهی است در حق جان‌های مردم، و زنا گناهی است در حق اعراض مردم، با این وجود فرموده است: {وَمَن یَفۡعَلۡ ذَ ٰ⁠لِكَ یَلۡقَ أَثَامࣰا* یُضَـٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَیَخۡلُدۡ فِیهِۦ مُهَانًا* إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلࣰا صَـٰلِحࣰا فَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ یُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَیِّـَٔاتِهِمۡ حَسَنَـٰتࣲۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورࣰا رَّحِیمࣰا} [سوره الفرقان: ۶۸-۷۰]: (و هر کس این [گناهان] را مرتکب شود، کیفرِ گناه [خویش] را می‌بیند* روز قیامت، عذابش چندین برابر می‌گردد و با خواری در آن [عذاب] جاودان می‌ماند* مگر کسی‌ که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته انجام دهد؛ اینانند که الله بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و الله همواره آمرزگاری مهربان است).
پس بشارت باد بر تو ای سؤال‌کننده، مادامی که توبه‌ای نصوح کرده‌ای، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گناهان گذشته‌ات را هرچند بزرگ باشد می‌بخشد اما توبه شروطی پنج‌گانه دارد:
شرط اول: توبه باید خالص برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد؛ یعنی انگیزه‌ی آن چیزی از امور دنیوی نباشد، انسان نباید با توبه، تقرب به مردم یا ریا یا شهرت را طلب کند، بلکه باید تنها از ترس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از معصیت و امید به قبول او، توبه کند.
شرط دوم: ندامت از آنچه از گناه سر زده است؛ یعنی از ارتکاب گناه اندوهگین شود و تمنی کند که ای کاش آن را مرتکب نشده بود.
شرط سوم: ترک گناهی که از آن توبه می‌کند؛ بنابراین اگر کسی با زبانش بگوید که توبه کرده ولی همچنان بر گناه اصرار داشته باشد، توبه‌ی او باطل است و بیشتر به استهزاء شبیه است تا واقعیت، مثلاً کسی بگوید: «توبه کردم از غیبت کردن»، اما همچنان غیبت کند، کجاست توبه؟ یا بگوید: «توبه کردم از خوردن مال حرام»، ولی همچنان به آن ادامه دهد، کجاست توبه؟ یا بگوید: «توبه کردم از نگاه به حرام»، ولی باز هم این کار را انجام دهد، کجاست توبه؟ باید از معصیت دست بکشد همچنین اگر بگوید: من از ظلم به مردم توبه کردم ولی حقوق مردم بر گردن او باشد، او توبه نکرده است.
شرط چهارم: عزم داشته باشد که دیگر به گناه بازنگردد، پس اگر کسی بگوید: من توبه کرده‌ام، و بر گذشته نادم باشد، و گناه را ترک کند، اما در دلش باشد که اگر فرصت یابد دوباره به گناه بازگردد، در حقیقت توبه نکرده است بلکه باید بر ترک همیشگی آن مصمم باشد، باید توجه داشت که شرط این است که در لحظه‌ی توبه عزم بر عدم بازگشت داشته باشد، اما اگر بعد از توبه، نفسش او را فریب دهد و بازگردد، توبه‌ی نخستش باطل نمی‌شود؛ ولی نیازمند توبه‌ی جدید برای گناه جدید خواهد بود.
شرط پنجم: توبه در زمانی باشد که هنوز قبول می‌شود، یعنی قبل از فرا رسیدن مرگ و پیش از طلوع خورشید از مغرب باشد، لذا اگر توبه بعد از رسیدن مرگ انجام گیرد، پذیرفته نمی‌شود و همچنین اگر بعد از طلوع خورشید از مغرب باشد، باز هم پذیرفته نمی‌شود، دلیل این مطلب فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است: {وَلَیۡسَتِ ٱلتَّوۡبَةُ لِلَّذِینَ یَعۡمَلُونَ ٱلسَّیِّـَٔاتِ حَتَّىٰۤ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ ٱلۡمَوۡتُ قَالَ إِنِّی تُبۡتُ ٱلۡـَٔـٰنَ وَلَا ٱلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَهُمۡ كُفَّارٌ} [سوره النساء: ۱۸]: (و برای کسانی که [تا پایان عمر همواره] مرتکب کارهای ناشایست می‌شوند و هنگامی که مرگ یکی از آنان فرامی‌رسد می‌گوید: «اکنون توبه کردم» [هیچ] توبه [و بخششی در کار] نیست و نه برای کسانی‌ که در حال کفر می‌میرند) و از این رو الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌ی فرعون را هنگامی که غرق می‌شد نپذیرفت، با اینکه گفت: {ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَاۤ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱلَّذِیۤ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوۤا۟ إِسْرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِینَ}[سوره يونس: ۹۰]: (ایمان آوردم که هیچ معبودی [به‌حق] نیست مگر کسی‌ که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند و من از تسلیم‌شدگانم)، پس به او گفته شد: {ءَاۤلۡـَٔـٰنَ وَقَدۡ عَصَیۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِینَ} [سوره يونس: ۹۱]: («اینک [ایمان می‌آوری‌]؟ و حال آنکه پیشتر سرپیچی می‌کردی و از مفسدان بودی؟) و در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است: «إِنَّ اللَّهَ يَقْبَلُ تَوْبَةَ العَبْدِ مَا لَمْ يُغَرْغِرْ» : (الله توبه‌ی بنده را تا زمانی که جانش به گلو نرسيده، می‌پذيرد) یعنی: با روحش و آن با فرا رسیدن مرگش می‌باشد.
و اگر توبه بعد از طلوع خورشید از مغرب صورت گیرد، پذیرفته نمی‌شود، چنانکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {هَلۡ یَنظُرُونَ إِلَّاۤ أَن تَأۡتِیَهُمُ ٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةُ أَوۡ یَأۡتِیَ رَبُّكَ أَوۡ یَأۡتِیَ بَعۡضُ ءَایَـٰتِ رَبِّكَۗ یَوۡمَ یَأۡتِی بَعۡضُ ءَایَـٰتِ رَبِّكَ لَا یَنفَعُ نَفۡسًا إِیمَـٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِیۤ إِیمَـٰنِهَا خَیۡرࣰا} [سوره اﻷنعام: ۱۵۸]: (آیا [کافران] انتظاری جز این دارند که فرشتگان [مرگ] نزد‌شان بیایند یا پروردگارت [خود برای داوری] بیاید یا برخی از نشانه‌های پروردگارت [در مورد قیامت] فرارسد؟ روزی ‌که برخی از نشانه‌های پروردگارت آشکار گردد، ایمان آوردن کسی که پیشتر ایمان نیاورده یا با ایمانش خیری حاصل نکرده است، سودی به حالش ندارد) و نیز رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر دادند که توبه زمانی قطع می‌شود که خورشید از مغرب طلوع کند تخریج آن گذشت..
در حال حاضر، خورشید از مشرق طلوع می‌کند و در مغرب غروب می‌کند، اما زمانی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن فرمان دهد تا از جایی که آمده است بازگردد، بازمی‌گردد و از مغرب طلوع خواهد کرد، و این در آخر الزمان خواهد بود و در آن زمان همه‌ی مردم ایمان خواهند آورد، اما {لَا یَنفَعُ نَفۡسًا إِیمَـٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِیۤ إِیمَـٰنِهَا خَیۡرࣰا} [سوره اﻷنعام: ۱۵۸]: (ایمان آوردن کسی که پیشتر ایمان نیاورده یا با ایمانش خیری حاصل نکرده است، سودی به حالش ندارد).
خلاصه‌ی شروط توبه این است که پنج چیز است: اخلاص برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، ندامت بر گناه گذشته، ترک گناه، عزم بر عدم بازگشت، و این که توبه در زمانی انجام گیرد که هنوز وقت قبول است؛ از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم که توبه‌‌ی همه‌ی ما را بپذیرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: بارك الله فيكم فَضِيلَةَ الشَّيْخِ، إني أقترب الآن من الثلاثين من العُمر، وقد عشت في مطلع شبابي -حتى قبيل الزواج – أرتكب الكثير من المخالفات وأنا الآن قد تُبت إلى الله توبة نَصُوحًا، ونَادِمٌ على ما صدر مني من أفعال، وأقوال لا تُرضي الله -جل وعلا- فهل عليَّ كفارة يا فَضِيلَةَ الشَّيْخ على ما مضى، أم أن التوبة النصوح تكفي؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: التوبة النصوح تكفي، وتهدم ما كان قبلها من المعاصي، بل من الكفر أيضًا، لقول الله – تعالى – ﴿ قُل لِّلَّذِینَ كَفَرُوۤا۟ إِن یَنتَهُوا۟ یُغۡفَرۡ لَهُم مَّا قَدۡ سَلَفَ ﴾ [الأنفال: ۳۸]. ولقوله تعالى ﴿ وَٱلَّذِینَ لَا یَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ وَلَا یَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِی حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا یَزۡنُونَۚ وَمَن یَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ یَلۡقَ أَثَامࣰا* یُضَـٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَیَخۡلُدۡ فِیهِۦ مُهَانًا* إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلࣰا صَـٰلِحࣰا فَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ یُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَیِّـَٔاتِهِمۡ حَسَنَـٰتࣲۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورࣰا رَّحِیمࣰا ﴾ [الفرقان: ٦٨-٧٠].

فقد ذكر الله – تعالى – في هذه الآية أعلى أنواع المعاصي في حقه -تعالى- وفي حق بني آدم في النفوس، وفي حق بني آدم في الأعراض، فذكر الشرك، وذكر قتل النفس بغير حق، وذَكَر ،الزنى، فالشرك جُرم في حق الله وقتل النفس جُرم في أنفُس الخلق، والزنى جُرم في أعراضهم، ومع ذلك قال ﴿ وَمَن یَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ یَلۡقَ أَثَامࣰا* یُضَـٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَیَخۡلُدۡ فِیهِۦ مُهَانًا* إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلࣰا صَـٰلِحࣰا فَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ یُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَیِّـَٔاتِهِمۡ حَسَنَـٰتࣲۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورࣰا رَّحِیمࣰا ﴾ [الفرقان: ٦٨-٧٠].

فأبشر أيها السائل، ما دمت تُبت إلى الله توبة نَصُوحًا، فإن الله -تعالى- سيغفر لك ما سبق من ذنبك مهما عظم، ولكن التوبة لا بد فيها من شروط خمسة:

الشرط الأول: أن تكون خالصة لله، بألا يحمله عليها شيء من أمور الدنيا، لا يبتغي بها الإنسان تقربا إلى أحد من الناس، ولا رياء، ولا سمعة، وإنما يحمله عليها خوف الله ورجاؤه خوف الله -تعالى- من معصيته ورجاؤه بتوبته.

الشرط الثاني: أن يندم على ما وقع منه من المعصية، بمعنى أنه يتأثر، ويحزن مما حصل، ويتمنى أن لم يكن.

الشرط الثالث: أن يُقلع عن المعصية التي تاب منها، فلو قال بلسانه: إنه تائب. ولكنه باق، ومُصِرٌّ على المعصية كانت توبته هباءً منثورا، بل هي إلى المرء بالله أقرب منها إلى الجد، فلو قال: أنا تبت إلى الله من الغيبة، ولم يزل يغتاب الناس فأين التوبة؟ لو قال: تبت إلى الله من أكل المال بالباطل. وهو لا يزال مُصِرًا عليه فأين التوبة؟ لو قال: تبت إلى الله من النظر إلى المحرم. وهو مُصر عليه فأين التوبة؟ لا بد أن يُقلع عن المعصية، ومن ذلك رد الحقوق إلى أهلها، فلو قال: أنا تائب من ظلم الناس. ولكن حقوق الناس في ذمته، فإنه لم يتب.

الشرط الرابع: أن يَعْزِم على ألا يعود إلى المعصية في المستقبل، فلو قال: أنا تائب، وندم على ما مضى. وأقلع عن الذنب، لكن في قلبه أنه لو حصلت له الفرصة لعاد إلى الذنب لم يكن تائبا حقيقة، بل لا بد أن يعزم على ألا يعود، ويجب أن نتفطن لكلمة يعزم على ألا يعود فإنه لا يُشترط ألا يعود، فلو كان حين التوبة عازما على ألا يعود، ولكن سَوَّلَت له نفسه أن يعود، فإن التوبة الأولى لا تبطل، لكنه يحتاج إلى توبة جديدة، لعوده إلى الذنب.

الشرط الخامس: أن تكون التوبة في الوقت الذي تُقبل فيه، وذلك بأن تكون قبل حضور الأجل، وقبل طلوع الشمس من مغربها، فإن وقعت التوبة بعد حلول الأجل لم تُقبل، وإن وقعت التوبة بعد طلوع الشمس من مغربها لم تقبل أيضا، ودليل ذلك قوله تعالى ﴿وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْئنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُم كفار﴾ [النساء: ۱۸]، ولهذا لم يقبل الله توبة فرعون حين أدركه الغرق، وقال ﴿ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَاۤ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱلَّذِیۤ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوۤا۟ إِسْرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِینَ ﴾ [يونس : ٩٠] فقيل له ﴿ ءَاۤلۡـَٔـٰنَ وَقَدۡ عَصَیۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِینَ ﴾ [يونس : ٩١].

وفي الحديث عن النبي صلى الله عليه وسلم: «إِنَّ اللَّهَ يَقْبَلُ تَوْبَةَ العَبْدِ مَا لَمْ يُغَرْغِرُ». يعني: بروحه، وذلك بحضور أجله. وإن وقعت التوبة بعد طلوع الشمس من مغربها لم تقبل أيضًا، لقوله تعالى ﴿ هَلۡ یَنظُرُونَ إِلَّاۤ أَن تَأۡتِیَهُمُ ٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةُ أَوۡ یَأۡتِیَ رَبُّكَ أَوۡ یَأۡتِیَ بَعۡضُ ءَایَـٰتِ رَبِّكَۗ یَوۡمَ یَأۡتِی بَعۡضُ ءَایَـٰتِ رَبِّكَ لَا یَنفَعُ نَفۡسًا إِیمَـٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِیۤ إِیمَـٰنِهَا خَیۡرࣰا ﴾ [الأنعام: ١٥٨]. ولأن النبي صلى الله عليه وسلم أَخْبَرَ أَنَّ التَّوْبَةَ تَنْقَطِعُ إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا».

والشمس الآن تُشرق من المشرق، وتَغرُب من المغرب، فإذا أذن الله لها أن ترجع من حيث جاءت، رجعت فخرجت من المغرب، وهذا في آخر الزمان، فإذا رآها الناس آمنوا أجمعون ولكن ﴿ لَا یَنفَعُ نَفۡسًا إِیمَـٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِیۤ إِیمَـٰنِهَا خَیۡرࣰا ﴾ [الأنعام: ١٥٨].

وخلاصة شروط التوبة أنها خمسة: الإخلاص لله، والندم على ما حصل من الذنب، والإقلاع عنه، والعزم على ألا يعود، وأن تكون التوبة في الوقت الذي تقبل فيه، نسأل الله أن يتوب علينا جميعا.

مطالب مرتبط:

(۶۲۷۸) حکم توبه و جبران مالی در صورت ناآگاهی از میزان مال ربوده‌شده

با صاحب این پول تماس بگیر و با او بر مقداری توافق کنی که در ازای آن‌چه برداشته‌ای به او بدهی، پس این مرد را پیدا کن و بر هر مقدار، کم یا زیاد، که بر آن توافق کردید مصالحه کن

ادامه مطلب …

(۶۲۸۶) حكم بازگرداندن اموال مسروقه پس از توبه

اگر شخصی از دزدی توبه کند، از جمله کامل کردن توبه‌اش این است که اموال دزدیده شده را به صاحبانش بازگرداند اگر آن‌ها زنده هستند، یا به وارثانشان اگر فوت کرده‌اند و توبه او کامل نمی‌شود مگر با این بازگرداندن اموال...

ادامه مطلب …

(۶۲۷۳) حکم شرعی در قبال غیبت و عذرخواهی بی‌پذیرش

واجب است که انسان وقتی از ظلمی که به برادر خود کرده است توبه می‌کند، باید در این دنیا حق آن را ادا کند، پیش از اینکه در روز قیامت از اعمال صالحه‌اش گرفته شود...

ادامه مطلب …

(۶۲۴۹) شخصی قصد ارتکاب معصیتی را کرده و همزمان نیت کرده که پس از انجام معصیت، توبه کند؛ آیا چنین توبه‌ای پذیرفته می‌شود؟

اگر شخص با این نیت معصیت را انجام دهد، این نیت هیچ سودی به حالش ندارد و از عقوبت معصیت چیزی کم نمی‌کند اما اگر معصیت را انجام دهد و سپس توبه‌ای نصوح کند، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌اش را می‌پذیرد....

ادامه مطلب …

(۶۲۴۸) حکم توبه و قضای نماز و روزه پس از ترک چندساله

بر او واجب نیست نماز و روزه‌هایی که در گذشته ترک کرده، قضا کند بلکه باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و بر انجام طاعات زیاد بکوشد، مانند نماز، ذکر، صدقه، روزه، حج و عمره؛ زیرا نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برند....

ادامه مطلب …

(۶۲۷۶) انسان چگونه می‌تواند از ظلم‌هایی که به مردم روا داشته، چه مالی و چه غیبت و نمّامی رهایی یابد؟

اما ادا کردن، اگر حق مالی باشد، باید آن را به صاحبش بازگرداند؛ اگر او را می‌شناسد، بدهد؛ اگر فراموش کرده، به یاد آورد؛ و اگر محل او را نمی‌داند، جست‌وجو کند و اگر یافتن او ممکن نشد، به‌ نیابت از او صدقه بدهد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه