(۲۸۲۹) سوال: حکم سبقت از امام و موافقت با او در نماز چیست؟
جواب:
سبقت از امام حرام است زیرا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از آن نهی نموده و تحذیر دادهاند و میفرماید: «أما یخشی الذی یرفع رأسه قبل الإمام أن یحول الله رأسه رأس حمار، أو یجعل صورته صورة حمار؟»[۱](آیا کسی که سرش را قبل از امام بالا میآورد نمیترسد از اینکه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ سرش را یا صورتش را همانند صورت الاغ قرار دهد) و اگر انسان آن را از روی عمد انجام داده و به نسبت حرام بودنش آگاهی داشته باشد نمازش باطل میشود لذا اگر قبل از امام به رکوع رفت در حالی که میدانست به رکوع رفتن قبل از امام حرام است نمازش باطل و بر او لازم است که دوباره بخواند.
اما موافقت امام اگر در تکبیرة الاحرام باشد نماز بسته نمیشود و بر او واجب است که دوباره بخواند. مثال: اینکه قبل از تکبیرة الاحرام امام تکبیر بگوید در این صورت نماز بسته نمیشود.
اما موافقت در غیر از تکبیرة الاحرام خلاف امر پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم که میفرماید: فإذا کبر فکبروا، ولا تکبروا حتی یکبر، و إذارکع فارکعوا، ولا ترکعوا حتی یرکع، و إذا سجد فاسجدوا، ولا تسجدوا حتی یسجد»[۲](هرگاه رکوع نمود به رکوع رفته و به رکوع نروید تا اینکه به رکوع برود و هرگاه سجده نمود به سجده رفته و به سجده نروید تا اینکه به سجده برود) اما در آمین گفتن مأموم با امام موافقت میکند به دلیل فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «إذا أمن الإمام فأمنوا»[۳](هرگاه امام آمین گفت، آمین بگویید) یعنی هرگاه محل آمین گفتن رسید آمین بگویید.
دلیل بر این معنا، آنچه در صحیح مسلم از ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ ثابت شده که پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «إذا قال الإمام: ولا الضالین. فقولوا: آمین» (هنگامی که امام در نماز گفت: ولا الضالین، آمین بگویید) و این دلالت میدهد که معنای فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «إذا أمن الإمام فأمنوا»[۴](هرگاه امام آمین گفت، آمین بگویید) این است که هرگاه امام به مکان آمین گفتن یعنی آخر سورهی فاتحه رسید یا شروع به آمین گفتن کرد شما نیز شروع کنید.
[۱] بخاری: کتاب الأذان، باب إثم من رفع رأسه قبل الإمام، شمارهی (۶۹۱)، و مسلم: کتاب الصلاة، باب تحریم سبق الإمام برکوع أو سجود و نحوهما، شمارهی (۴۲۷).
[۲] تخریج آن گذشت.
[۳] تخریج آن گذشت.
[۴] تخریج آن گذشت.