پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۱۵۳۹) حکمت این که خوردن گوشت شتر، وضو را باطل می‌کند چیست؟

(۱۵۳۹) سوال: حکمت این که خوردن گوشت شتر، وضو را باطل می‌کند اما سایر گوشت‌ها این طور نیست، چه چیزی می‌باشد؟

جواب:

حکمت این مسئله، فرمان‌برداری و اطاعت از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است: «سأل رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : أَتَوَضَّأُ مِنْ لُحُومِ الْغَنَمِ؟ قَالَ: «إِنْ شِئْتَ فَتَوَضَّأْ، وَإِنْ شِئْتَ فَلَا تَتَوَضَّأْ». قَالَ: أَتَوَضَّأُ مِنْ لحُومِ الْإِبِلِ؟ قَالَ: «نَعَمْ، فَتَوَضَّأْ مِنْ لحُومِ الْإِبِلِ»[۱] : (مردی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پرسید: آیا از خوردن گوشت گوسفند، وضو بگیرم؟ فرمود: اگر خواستی وضو بگیر و اگر نخواستی وضو نگیر. گفت: آیا از خوردن گوشت شتر، وضو بگیرم؟ فرمود: بله، بعد از خوردن گوشت شتر، وضو بگیر).

این که وضو گرفتن بعد از خوردن گوشت گوسفند را به اختیار انسان واگذار نمود اما درباره‌ی گوشت شتر، چنین نکرد، دلالت بر این دارد که بعد از خوردن گوشت شتر، باید وضو گرفت و انسان در این حالت اختیاری ندارد. وقتی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به چیزی دستور دهد، قطعا حکمت است و برای مؤمن همین بس که امر و حکم از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ‌باشد.

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ} [الأحزاب: ۳۶] : (هرگاه الله و پیامبرش فرمان انجام کاری را بدهند، هیچ مرد و زن مؤمنی از جانب خودشان اختیار ندارند). وقتی از عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا پرسیدند که چرا زن حائض باید قضای روزه را به جای آورد اما قضای نماز را خیر؟ فرمود: «كان يصيبنا ذلك، فَنُؤمَرُ بقضاء الصوم ولا نُؤمَرُ بقضاء الصلاة»[۲] : (به این مورد دچار می‌شدیم و به ما دستور داده می‌شد که قضای روزه را به جا آوریم اما دستور داده نشدیم که قضای نماز را انجام دهیم). چنان که می‌بینیم ایشان حکمت این مسئله را همان امر شریعت دانست لذا هرگاه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور به انجام کاری دهند، قطعا حکمت در انجام دادن آن است.

برخی از علما از حکمت این حکم، سخن به میان آورده و گفته‌اند: خوردن گوشت شتر، روی اعصاب تأثیر می‌گذارد و وضو گرفتن، این حالت را تسکین می‌بخشد. به همین دلیل است که به فرد عصبانی دستور داده شده که وضو بگیرد و  پزشکان معاصر نیز افراد عصبی را از خوردن زیاد گوشت شتر باز می‌دارند.

اگر این حکمت، صحیح باشد خوب است و اگر درست نباشد، حکمت اول که همان دستور رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و عبادت کردن  الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با انجام دستورات پیامبرش می‌باشد، حکمت است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحیح مسلم: کتاب الحیض، باب وجوب قضاء الصوم علی الحائض دون الصلاة، شماره (۳۳۵).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما الحكمة في أن أكل لحم الإبل ينقض الوضوء، وباقي اللحوم لا تستوجب ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى : الحكمة في هذا هي طاعة رسول الله صلى الله عليه وسلم فقد سأله رَجُلٌ : أَأَتَوَضَّأُ مِنْ لُحُومِ الْغَنَمِ؟ قَالَ: «إِنْ شِئْتَ فَتَوَضَّأْ، وَإِنْ شِئْتَ فَلَا تَوَضَّأَ». قَالَ: أَتَوَضَّأُ مِنْ لُحُومِ الْإِبِلِ؟ قَالَ: «نَعَمْ، فَتَوَضَّأَ مِنْ لُحُومِ الْإِبِلِ».

فكونه جعل الوضوء من لحم الغنم عائدا إلى مشيئة الإنسان، وفي لحم الإبل، دل ذلك على أنه لا بد من الوضوء من لحم الإبل، وأنه لا يرجع لاختيار الإنسان ومشيئته، وإذا أمر النبي صلى الله عليه وسلم له بشيء فإنه حكمة، ويكفي المؤمن أن يكون الأمر أمرا الله ورسوله.

قال الله تعالى: ﴿ وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ﴾ [الأحزاب: ٣٦]، ولما سئلت عائشة رضي الله عنه عن المرأة الحائض تقضي الصوم ولا تقضي الصلاة؟ قالت: «كَانَ يُصِيبُنَا ذَلِكَ، فَنُؤْمَرُ بِقَضَاءِ الصَّوْمِ، وَلَا نُؤْمَرُ بِقَضَاءِ الصَّلَاةِ»، فجعلت الحكمة هـ الأمر، فإذا هي أمر الله ورسوله بشيء فالحكمة في فعله.

على أن بعض أهل العلم أبدى الحكمة في ذلك؛ وهي أن لحوم الإبل فيها شيء من إثارة الأعصاب، والوضوء يُهدئ الأعصاب ويُبرِّدها، ولهذا أمر الرجل إذا غضب أن يتوضأ، والأطباء المعاصرون ينهون الرجل العصبي عن كثرة الأكل من لحم الإبل.

فإن صحت هذه الحكمة فذاك، وإن لم تصح فإن الحكمة الأولى هي الحكمة، وهي أمر رسول الله صلى الله عليه وسلم ، والتعبد الله تعالى بتنفيذ أمر نبيه صلى الله عليه وسلم.

مطالب مرتبط:

(۱۵۴۷) حکم تکرار وضو در نماز به‌سبب عارضه‌ی جسمی و احساس باطل شدن وضو

اگر وضوی شخص در حال ادای نماز با جماعت، باطل شد، بینی خود را گرفته و از نماز خارج می‌شود گویا که خونریزی بینی برایش رخ داده است تا شرم و خجالت به وی دست ندهد، سپس وضو می‌گیرد و به مسجد باز می‌گردد تا آن چه از نماز باقی مانده است را با جماعت بخواند...

ادامه مطلب …

(۱۵۵۷) آیا جایز است که قرآن را بدون وضو از حفظ تلاوت کنم؟

بله، جایز است که حافظ قرآن، قرآن را بدون وضو تلاوت کند اما بهتر است که وضو داشته باشد....

ادامه مطلب …

(۱۵۰۸) اگر در حال ادای نماز، دچار خونریزی بینی شدم و خون بر لباسم ریخت، آیا نمازم باطل می‌شود؟

خون که از بینی جاری می‌شود، کم یا زیادش وضو را باطل نمی‌کند....

ادامه مطلب …

(۱۴۸۵) باطل‌کننده‌های وضو کدام است؟

(۱۴۸۵) سوال: باطل‌کننده‌های وضو که اگر یکی از آن‌ها برای شخصی رخ دهد وضویش باطل می‌شود، کدام است؟ جواب: این سؤال در واقع حاوی سه پرسش است که به جواب هر کدام می‌پردازیم:سؤال اول: آیا استحمام، جایگزین وضو می‌شود؟ می‌گوییم: اگر استحمام به خاطر جنابت باشد، جایگزین وضو می‌شود زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَإِنْ كُنْتُمْ […]

ادامه مطلب …

(۱۵۰۱) آیا باطل شدن وضو در حین طواف کردن با چیزی مانند خروج باد شکم، طواف را باطل می‌کند؟

شيخ الإسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله بر این باور است که اگر وضوی شخص طواف‌ کننده در حین طواف باطل شود یا بدون وضو طواف نماید، طوافش صحیح است لذا اگر وضویش باطل شد، به طواف کردن ادامه می‌دهد و لازم نیست دوباره وضو بگیرد. وی به ادله‌ای استدلال نموده است که هر کس آن را مطالعه کند، در می‌یابد که قول وی، راجح و صحیح است...

ادامه مطلب …

(۱۵۲۶) آیا لمس کردن زنان، وضو را باطل می‌کند یا خیر؟

قول صحیح از اقوال مذکور، این است که لمس کردن زن به هیچ وجه، حتی اگر از روی شهوت باشد نیز وضو را باطل نمی‌کند؛ اما اگر لمس از روی شهوت باشد، مستحب است که شخص، وضو بگیرد زیرا شهوت وی تحریک شده است مگر این ‌که چیزی مانند مذی از فرد خارج شود که در این صورت واجب است آلت تناسلی و بیضه‌هایش را بشوید و وضوی کامل بگیرد ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه