(۵۳۲۵) سوال: حکم مردی که زنش او را عصبانی کرده و او نیز زنش را در حالت عصبانیت دو طلاق داده است سپس پشیمان شده و در روز بعد آن با او آشتی کرده و در جلویش به او گفته است: تو را به نکاح گذشتهی خود برگرداندم، و زنش نیز گفته است: قبول کردم و کار دیگری نکردهاند، حکم کسی که این کار را بکند چیست؟
جواب:
غصب و عصبانیت اخگری است که شیطان آن را به قلب بنی آدم ومیاندازد تا این که رگ گردن او باد میکند و پوست او راست میشود و صورتش قرمز میگردد و چه بسا هوش و عقل خود را از دست بدهد و داروی این پناه بردن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده است و وضو بکیرد و حالتی که بر آن قرار دارد را تغییر دهد؛ اگر ایستاده است بنشیند و نشسته، دراز بکشد و همچنین از دوای آم ترک کردن مکانی است که در آن عصبانی شده است، میباشد قبل از این که اتفاقی بیافتد و انسان در کارهایش باید جانب عقل را بر جانب عاطفه غلبه دهد چون عاطفه انسان را هلاک میکند و او را در آتش میاندازد و چقدر مردم میآیند تا آثار عصبانیت خود از طلاق و غیره را از بین ببرند.
لذا انسان باید در مورد خودش تقوای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را رعایت کند و وصیت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم را بگیرد زمانی که: «أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : أَوْصِنِي ؟ قَالَ : ” لَا تَغْضَبْ “. فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ : ” لَا تَغْضَبْ »[۱]: (مردى به رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم گفتند: مرا نصيحت كنيد، فرمودند: خشمگين نشويد، آن مرد چندين بار آن را تكرار كرد، فرمودند: خشمگين نشويد): این نصیحت ما برای برادر سوال کننده و دیگران به نسبت غضب و عصبانیت است.
اما به نسبت طلاقی که از او صادر شده است، صلاق انسان عصبانی از یه حالت خالی نیست:
اول: عصبانیت کمی است که انسان میتواند خود و کارهایش را کنترل کند و شکی نیست که در این حالت طلاق واقع میشود و آثار آن بر او مترتب میشود چون عصبانیت اینگونه هوش او را از بین نمیبرد.
دوم: عصبانیت در نهایت شدت خود قرار داشته باشد به درجهای برسد که درک نکند چه میگوید و نداند که او الان در خشکی است یا در دریا یا در زمین است یا در آسمان؟ در این حالت طلاق او واقع نمیشود اگرکه صد بار هم تکرار کند چون این مرد نزدیک است که عقل خود را از دست بدهد اما شکی نیست که احساس و هوش او از بین رفته است و بعضی از اهل علم بر واقع نشدن طلاق در این حالت، اجماع نقل کردهاند.
سوم: عصبانیت بین این دو حالت باشد لذا عصبانیت او در ابتدا و نهایت آن قرار ندارد و او میداند و درک میکند که چه میگوید ولی این غضب و عصبانیت او را وادار میکند چیزی بگوید که به آن راضی نیست و آن را دوست ندارد یعنی او بر آن مجبور شده است تا جایی که انگار کسی او را مجبور به طلاق کرده است و او میداند که طلاق داده است و میداند که چه میگوید ولی ماننپ کیی است که او را مجبور به آن کردهاند.
لذا در این حالت اهل علم در مورد این که آیا طلاق واقع میشود یا نه، اختلاف کردهاند؟ برخی از آنها گفتهاند: طلاق واقع نمیشود و به این قول رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم استدلال کردهاند که میفرماید: «لَا طلاقَ في إغلاقٍ»[۲]: (طلاق در حالت اغلاق (اکراه و غضب شدید) واقع نمیشود): گفتهاند: این در حالت نیز او مجبور بوده از جهتی که این عصبانیت او را مجبور به نطق لفظ طلاق کرده است.
و بعضی علماء نیز میگویند: در این حالت طلاق واقع میشود چون او میداند و میفهمد که چه میگوید و شباهت این به اجبار، از واقع شدن طلاق منع نمیکند مخصوصا که این مرد بدان چه (در هنگام عصبانیت) امر شده را انجام نداده است از پناه بردن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده و تغییر دادن حالتش و وضو گرفتن بنابراین در حالت وسط، بین اهل علم اختلاف وجود دارد.
لذا شمای سوال کننده در حال خود بنگر که آیا عصبانیت شما در حالت اولی یعنی در ابتدای خود و کم بوده است؟ یا عصبانیت شما حالت دوم یعنی در نهایت خود قرار داشته است؟ یا بین آندو و وسط قرار داشته است؟ تا بدانی که طلاق شما واقع شده است یا نه.
و در هر صورت دو طلاق در یک مجلس، یک طلاق مجسوب میگردد لذا این طلاق بر تو واقع نمیگردد اگر که از اهل طلاق بودی (یعنی از کسانی که عصبانیت آنها در حالت اول و وسط قرا داشته است) بر اساس رأی کسی مه میگوید طلاق در آن واقع میشود پس طلاقی که از سما واقع گشته است، یک طلاق حساب میشود اگرکه قبل از آن دو طلاق دیگر ندادهای لذا میتوانی در ایم طلاق به زن خود رجوع کنی.
اما اگر قبل از آن دو طلاق جداگانه بوده است یعنی هر طلاقی بین آن نزد زن خود برگشت و رجوع کرده است پس این طلاق، طلاق سوم محسوب میگردد و زنش برای او حلال نیست تا این که کسی دیگر با او ازدواج کند.
[۱] رواه البخاری (۶۱۱۶).
[۲] رواه ابو داود (۲۱۹۳) و ابن ماجه (۲۰۴۶).