پنج‌شنبه 9 رمضان 1447
۷ اسفند ۱۴۰۴
26 فوریه 2026

(۵۳۰۷) در مورد نکاتی که سبب طلاق می‌شود و راه‌های نجات از آن روشنگری بفرمایید.

(۵۳۰۷) سوال: بدون شک طلاق اسباب و علت‌هایی دارد و منفور‌ترین حلال نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و حالات انتشار طلاق بسیار ملاحظه می‌شود لطفا در مورد نکاتی که سبب طلاق می‌شود و راه‌های نجات از آن روشنگری بفرمایید.

جواب:

بدون شک در نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلاق محبوب نیست و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به صبر نمودن بر زن امر نموده است و فرموده است: {فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰۤ أَن تَكۡرَهُوا۟ شَیۡـࣰٔا وَیَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِیهِ خَیۡرࣰا كَثِیرࣰا}[سوره النساء: ۱۹] : (و اگر از آنان (خوشتان نیامد و) کراهت داشتید، پس چه بسا چیزی را خوش نمی‌دارید، و الله در آن خیر بسیار قرار می‌دهد): و در مورد إیلاء کنندگان فرموده است: {لِّلَّذِینَ یُؤۡلُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ تَرَبُّصُ أَرۡبَعَةِ أَشۡهُرࣲۖ فَإِن فَاۤءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ* وَإِنۡ عَزَمُوا۟ ٱلطَّلَـٰقَ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمࣱ} [سوره البقرة: ۲۲۶-۲۲۷] (برای کسانی‌که سوگند می‌خورند با زنان خود آمیزش نکنند (ایلاء) چهار ماه انتظار و (مهلت) است. پس اگر (سوگند خود را نادیده گرفتند) و بازگشتند، همانا الله آمرزندۀ مهربان است* و اگر تصمیم طلاق گرفتند، به راستی که الله شنوای داناست): لذا تأمل کن چکونه بین برگشتن به سوی زن خود و عزم طلاق فرق گذاشته است و در مورد اولی فرموده است: {فَإِن فَاۤءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ} [سوره البقرة: ۲۲۶] : (پس اگر (سوگند خود را نادیده گرفتند) و بازگشتند، همانا الله آمرزندۀ مهربان است): و در مورد دومی فرموده است: {وَإِنۡ عَزَمُوا۟ ٱلطَّلَـٰقَ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمࣱ} [سوره البقرة: ۲۲۷] : (و اگر تصمیم طلاق گرفتند، به راستی که الله شنوای داناست.(

و این دلالت بر این می‌دهد که طلاق نزد الله محبوب نیست از آن جدایی که بعد از الفت رخ می‌دهد و چه بسا بین زوجین اولادی باشد و آن‌ها متفرق شوند و افکارشان مشتت شود و چه بسا این طلاق سبب دشمنی بین خانواده‌ی زن و این مرد و خود این زن و مرد گردد و دیگر مفاسدی که با طلاق حاصل می‌گردد.

برای همین شایسته است که انسان طلاق ندهد مگر در مواقع بسیار ضروری که تحمل ماندن با زن خود را ندارد و بعضی از مردم هنگامی که زنشان به آن‌ها می‌گویند: مرا طلاق بده، یا اگر مرد هستی مرا طلاق بده یا تو را به تحدی می‌طلبم که مرا طلاق دهی و عصبانی می‌شوند سریع او را طلاق می‌دهد و این شایسته‌ی مرد نیست، شایسته‌ی مرد است که قوی باشد و نفس او قوی باشد و با این قول از زن تحت تأثیر قرار نگیرد.

چه بسا زن در آن لحظه جدایی و ماندن برایش مساوی گذشته است ولی بعد بسیار پشیمان می‌گردد لذا اگر زنت از تو طلاق خواست یا گفت: مرا طلاق بده و مانند آن، رهایش کن و طلاقش نده و از این عصبانی نباش و اگر دیدی که شاید نفست بر تو چیره گردد و نفس قوی‌تر از تو در طلب طلاق است پس از خانه‌ بیرون برو تا عصبانیت تو بخوابد و آرامش به آن برگردد.

لذا نصیحت من برای مردان این است که در طلاق عجله نکنند و با تأنی به آن نگاه کنند سپس معاشرت نیک خود با همسرش را به یاد آورد و همچنین در نظر بگیرد که اگر او را طلاق دهد آسان نخواهد بود که همسر دیگری بیابد و چه بسا مردم از او متنفر شوند و می‌بینند که ازدواج می‌کند و طلاق می‌دهد و ازدواج می‌کند و طلاق می‌دهد لذا با او ازدواج نمی‌کنند اگرچه صاحب دین و اخلاق نیک باشد.

و در مورد قول سوال کننده که گفت: «إن الطلاق ابغض حلال الى الله»[۱]: (یقینا منفورترين حلال نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلاق است): ذین حدیث ضعیف است، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده ولی ضعیف می‌باشد و در لفظ حدیث نیز اشکال وجود دارد زیرا می‌گوید: منفور‌ترین حلال نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلاق است و مقتضای آن این است که حلالی نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ منفور است در صورتی که اگر نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ منفور بود حلال نبود چون هر آنچه نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ منفور باشد حداقل حرام است لذا نسبت این حدیث به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم صحیح نیست.


[۱] رواه ابو داود (۲۱۷۸) و ابن ماجه (۲۰۱۸).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: الطلاق بلا شك وراءه أسباب ودوافع، وهو أبغض الحلال إلى الله وإن الملاحظ انتشار حالات الطلاق بكثرة، فهلا تفضلتم بتسليط الضوء على النقاط التي تتسبب في الطلاق، وإلى طرق النجاة.

فأجاب رحمه الله تعالى:- الطلاق – لا شك – غير محبوب إلى الله، وقد أمر الله -سبحانه وتعالى- بالصبر على المرأة، وقال: ﴿ فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰۤ أَن تَكۡرَهُوا۟ شَیۡـࣰٔا وَیَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِیهِ خَیۡرࣰا كَثِیرࣰا ﴾ [النساء: ١٩]. وقال في المولين: ﴿ لِّلَّذِینَ یُؤۡلُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ تَرَبُّصُ أَرۡبَعَةِ أَشۡهُرࣲۖ فَإِن فَاۤءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ* وَإِنۡ عَزَمُوا۟ ٱلطَّلَـٰقَ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمࣱ ﴾ [البقرة: ٢٢٦-٢٢٧]. فتأمل كيف فرق بين الفيئة، وهي الرجوع إلى أهله وبين عزم الطلاق فقال في الأول: ﴿ فَإِن فَاۤءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ ﴾ [البقرة: ٢٢٦]. وقال في الثاني: ﴿ وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلَقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعُ عَلِيمٌ ﴾ [البقرة: ٢٢٧].

وهذا يدل على أن الطلاق ليس محبوبًا إلى الله -عز وجل-؛ لما يحصل به من الفرقة بعد الإلفة. وربما يكون بين الزوجين أولاد، فيتفرق الأولاد، وتتشتت أفكارهم، وربما يكون هذا الطلاق سببًا للعداوة بين الزوج وأهل المرأة، وبين المرأة والزوج، إلى غير ذلك من المفاسد التي تحصل بالطلاق.

ولهذا ينبغي للإنسان ألا يطلق إلا عند الضرورة القصوى، التي لا يتحمل معها البقاء مع زوجته، ثم إن بعض الناس يغضب إذا قالت له زوجته: طلقني. أو: إن كنتَ رجلا فطلقني. أو أتحداك أن تطلقني. فيغضب، ثم يُسرع بالطلاق، وهذا لا ينبغي للرجل، ينبغي للرجل أن يكون قويا، وأن يكون شديد النَّفس، وألا يتأثر بهذا القول من المرأة.

ربما تكون المرأة في تلك الساعة قد تَساوَى عندها البقاء والفراق ولكنها تندم فيما بعد أشد الندم، فإذا تَحدَّتْكَ زوجتك بالطلاق، أو قالت: طلقني. أو ما أشبه ذلك، فاتركها، لا تطلقها، ولا تغضب من هذا. وإذا رأيت من نفسك أنها قد تسيطر عليك، وتكون أقوى منك في طلب الطلاق، فاخرج من البيت حتى يهدأ غضبها، وترجع إلى سكينتها.

فنصيحتي للأزواج ألا يتعجلوا في الطلاق، وأن يتأنوا. ثم ليتذكر الإنسان ما كان بينه وبين زوجته من عِشرة طيبة، ثم يتذكر أيضًا أنه ليس بالسهولة أن يجد زوجةً إذا طلق هذه، وربما ينفر الناس منه إذا رأوه يتزوج ويطلق، يتزوج ويطلق، فلا يزوجونه، وإن كان ذا خُلق ودين.

وأما قول السائل: «إن الطلاق أبغض الحلال إلى الله». فهذا حديث ضعيف، يُروى عن النبي صلى الله عليه وسلم، ولكنه ضعيف، وفي متنه ما فيه، يعني في لفظ الحديث ما فيه؛ لأن قوله أبغض الحلال إلى الله الطلاق. يقتضي أن يكون الحلال بغيضًا إلى الله، ولو كان بغيضًا إلى الله ما كان حلالا؛ لأن كل ما كان بغيضًا إلى الله أقل الأحوال يكون حراما، فالحديث هذا لا يصح عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-.

مطالب مرتبط:

(۵۳۲۰) حکم طلاق به اصرار خانواده

نظر من این است که همسرت را طلاق ندهی مادامی که حق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و حق تو و فرزندانت را به جا می‌آورد...

ادامه مطلب …

(۵۳۰۵) آیا در شریعت اسلامی جایز است که زن بدون اسباب، شوهرش را طلاق دهد؟

بدون سبب شرعی امکان ندارد که زن نکاح را فسخ کند پس زن در هیچ صورتی نمی‌تواند طلاق دهد اما فسخ نکاح به این معنی که نکاحی که بین او و مرد است را فسخ کند جایز است اگر اسباب شرعی وجود داشته باشد....

ادامه مطلب …

(۵۳۱۰) حکم سبک‌شماری طلاق و مراجعه بی‌ضابطه به قاضی

صیحت من به برادرانم این است که در طلاق و قسم به طلاق شتاب نکنند و عزم و قوتی داشته باشند که بر عصبانیت خود غلبه کنند...

ادامه مطلب …

(۵۳۰۴) اگر شوهرم بین من و زن دیگرش عدالت نمی‌کند، آیا حق این را دارم که از او درخواست طلاق کنم؟

بر او واجب است که بین شما عدالت کند ولی اگر واجبی که بر او است را به جا نمی‌آورد، حق این را داری که درخواست طلاق کنی چون درخواست طلاق زن از شوهرش به سبب شرعی اشکالی ندارد ....

ادامه مطلب …

(۵۳۰۶) حکم افراط در طلاق بر سر مسائل جزئی

نصحیت این است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را رعایت کنند و طلاق ندهند مگر براساس شریعت و اگر براساس شریعت طلاق می‌دهد از روی تأنی و بصیرت باشد...

ادامه مطلب …

(۵۳۱۴) حکم طلاق در ازدواجی که بدون رغبت و رضایت قلبی آغاز شده

نظر من این است که به خاطر مراقبت و رعایت فرزندانت و به وجود نیامدن تفرقه و تشتت او را طلاق ندهی...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه