یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۵۱۰۱) آیا ازدواج بدون رضایت پدر گناه است؟

(۵۱۰۱) سوال: به مدت دو سال وبیشتر است که ازدواج کردم، صاحب دختری هستم، آیا ازدواجش بدون اجازه­ی پدرش گناه است ونافرمانی پدر به شمار می­رود، با این وجود که تا الان نمیداند دخترش ازدواج کرده و صاحب نوزادی است؟ اما در مورد نحوه­ی ازدواجش، خواهری دینی دارد که با او در کلاس های دینی شرکت می­کرد، که این خواهر عمویی داشت که شخصیت دینی بالایی در خانوده­ی انان داشت، نامه­ای به رئیس دادگاه می نویسد مبنی بر اینکه قاضی به عنوان سرپرست ایشان باشد، بعد از اینکه دادگاه چند بار ایشان به سوی پدرش ارسال می­کرد، و جواب پدرش منفی بود، ازدواج صورت می­گیرد و دختر هیچ صحبتی نمی­کند، زیرا تجربه­ی کافی نداشت و چیزی از زندگی اجتماعی نمی­دانست، اما قاضی دستش را در دستان شوهرش قرار داد وبه او بگوید: خودم را به ازدواج شما در آوردم با مهریه ….  . و همه­ی آنان را در عقد نامه نوشت، و شوهرش به وی گفت: قبول کردم. ایا چنین روشی صحیح و مطابق با دستور الله است و من هم با این ازدوج موافقت کردم، زیرا کار کردن را دوست ندارم و میخواهم شوهری باشد که از وی محافظت و سرپرستی کند؟

جواب:

تا زمانی که این ازدواج از طریق قانون و دادگاه صورت گرفته است، و قاضی تصمیم گرفته که خودش را به ازدواج این فرد در بیاورد، نیازی نیست که دراین باره پرس و جو شود، و من در مورد مساله ای که از طریق یکی از علما صورت گرفته اظهار نظر نمی­کنم، زیرا فتوا و حکمی است که زمانش پایان یافته است، بلکه شایسته است در مورد مسائلی سوال شود که هنوز حکمی درمورد آن صورت نگرفته است، و من دوست ندارم که فرد درمورد مساله از همه فتوا بگیرد، زیرا این کار سبب فتنه و سروصدا می­شود وسبب می شود که فرد در کارش شک و تردید کند بلکه زمانی خواست که در مورد مساله ای سوال کند فردی انتخاب کند که از لحاظ علمی و تقوا به حق نزدیک تر باشد وبه این فرد بسنده کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أنا متزوجة منذ سنتين ونصف، أو أكثر، ولي بنت، فهل زواجها بدون أبيها فيه إثم، أو معصية للوالد، مع العلم أنه إلى الآن لا يعرف أنها متزوجة، وأن لها طفلة؟ وبالنسبة لطريقة الزواج فإن لها أختا في الله من الأخوات اللاتي تذهب معهن إلى دروس الدين، ولها عم من أكبر رجال الدين عندهم، فكتب إلى رئيس المحاكم رسالة بأن يكون القاضي وليا، وذلك بعد أن بعثت المحكمة عدة مرات لأبيها، وكان جوابه أنه لا يقتنع، وتم عقد الزواج، ولم تتكلم بشيء في الجلسة؛ لأنها لا تعرف كيف يتم الزواج، ولأنها لا تعرف عن الحياة الاجتماعية كثيرًا، ولكن القاضي جعلها تضع يدها في يد زوجها، وتقول له زوجتك نفسي بنفسي على مهر كذا. وذكر جميع ما كتب في العقد، فقال لها زوجها وأنا قبلت فهل هذه الطريقة صحيحة، ومرضية الله -عز وجل-، وأنا قد قَبِلْتُ بالزواج؛ لأني لا أحب العمل، وأريد زوجا يصونها ويحفظها؟

فأجاب رحمه الله تعالى : ما دام هذا النكاح تم عقده بحضور القاضي، ورأى القاضي تزوجين نفسك فإنه لا داعي إلى السؤال عنه، وأنا لا أجيب عن مسألة انتهت بواسطة أحد من أهل العلم؛ لأنها فتوى أو حكم انتهى أمده، وإنما يُسأل عن المسائل التي لم يتقدم فيها فتوى أو حكم، وأنا لا أحب لأحد أن يكون وَفَّافًا عند باب كل عالم يسأله عما حصل، أو عما جري عليه، ولو كان قد استفتى عنه؛ لأنه يحصل بذلك بلبلة وتشتيت لفكره، وشَكٍّ في أمره، وإنما عليه إذا أراد أن يستفتي، أو يتحاكم إلى أحد، أن يختار من يرى أنه أقرب إلى الحق من غيره؛ لعلمه وأمانته وصلاحه، ويكتفي بما يفتيه به، أو يحكم به.

مطالب مرتبط:

(۵۰۸۵) حکم نکاح بدون اذن ولی

چنین ازدواجی صحیح نمی باشد...

ادامه مطلب …

(۵۱۰۶) حکم پدرانی که مانع ازدواج دخترانشان می‌شوند

بر این فرد واجب است اگر فردی دین دار به خواستگاری دخترش می­آید، او را به ازدواج درآورد و جایز نیست که او را از ازدواج محروم کند، و اگر مرتکب چنین کاری شود، فاسق شمرده می­شود...

ادامه مطلب …

(۵۰۹۷) تعیین اولویت در ولایت ازدواج میان برادر تنی و برادر ناتنی

سرپرست شرعی او برادر تنی اش است....

ادامه مطلب …

(۵۰۹۹) حکم مخالفت والدین با ازدواج دختر به‌دلیل سن یا ناتوانی در تحمل زندگی زناشویی

اگر از لحاظ سنی کم سن و سال هستند سخنشان درست است.....

ادامه مطلب …

(۵۱۰۰) جایگاه ولیّ در عقد نکاح

هرگاه فردی دین دار به خواستگاری دختری رود که دختر، و برادرانشان از وی راضی هستند، به ازدواج در آورده می­شوند، و هر فردی بخواهد در این زمینه مخالفت ورزد به وی اهمیتی داده نمی­شود، اگرچه هم آن فرد ولی وسرپرست دختر باشد...

ادامه مطلب …

(۵۰۸۹) حکم ازدواج زن مطلقه بدون ولی و شاهد

قول صحیح در این باره این است که این ازدواج صحیح نیست، بخاطر عدم حضور ولی...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه