(۵۰۷۸) سوال: آیا پدر اجازه دارد که دخترش را به اجبار به ازدواج در آورد؟ این کار چه عواقبی در خانواده خواهد داشت؟ دیدگاه اسلام در این باره چیست ؟
جواب:
فرد اجازه ندارد که دخترش را بدون رضایتش به ازدواج درآورد، این همان چیزی است رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم درمورد آن گفته است: « ولا تنكح البكر حتى تُستَأذن»[۱]. «دختر باکره را به ازدواج نیاورید مگر زمانی که از او اجازه گرفته شود». و این دلیل عامی است درمورد هر فردی که بخواهد دختر باکره را به ازدواج درآورد، همچنین حدیث خاص در مورد پدر هم وجود دارد، آنچا که فرمود: «والبِكرُ يستأمرُها أبوها »[۲] «و زن باکره پدرش از او اجازه می گیرد.».
پس دلیل واضحی است، مبنی بر اینکه رضایت دختر در ازدواجش شرط است، و این همان چیزی است که شرع میخواهد.
اما در مورد ضررش بر خانواده، عواقب بزرگی دارد، زیرا اول اینکه این ازدواجی است که صورت شرعی ندارد، دوم اینکه سبب بوجود آمدن نفرت بین زن و شوهر و بوجود آمدن دشمنی و اختلاف بین دو قبیله: یعنی قبیلهی زن و مرد میشود.
همچنین چه بسا تنفرو روی گردانی میان زن و شوهر شود، چه بسا سبب شود که مال زیادی خرج شود تا اینکه بتوانند ازیکدیگر جدا شوند، و فشار مالی زیادی بر خانواده آورده شود.
در هر صورت الان وقت این نیست که بخواهم به صورت مفصل عواقبی که بخاطر مخالفت شرع در به ازدوج در آوردن دختری که راضی به این ازدواج نیست، سخن بگویم، اما اگر دختر راضی به ازدواج با فردی شد که دیندار نیست، اولیا امور باید وی را از چنین ازدواجی منع کنند ، یعنی اگر دختر گفت که من میخواهم با این فرد ازدواج کنم، فرقی ندارد جوان باشد یا میانسال، اما در مسالهی دینداری ضعیف باشد ، بر اولیای مور واجب است که وی را از چنین ازدواجی منع کنند، هیچ گناهی بر آنان نیست اگر چه هم تا آخر عمر این دختر بدون شوهر بماند، و اصرار داشت که فقط با چنین فردی ازدواج کند، گناهی بر آنان نیست، خصوصا فردی که نماز نمیخواند، زیرا فردی که نماز نمیخواند با توجه به دلایلی که ذکر کردیم وقول راجح، کافر است و از دایرهی اسلام خارج است، وفرد کافر جایز نیست که زن مسلمان ازدواج کند، و این قضیه را باید خیلی از مسلمانان جدی بگیرند، منظورم ترک نماز است، چه کسانی که تارک نماز هستند و چه کسانی که می دانند چه افرادی تارک نماز هستند، زیرا مسالهی بسیار مهم است که جرم آن سنگین است.
جناب شیخ: گفتم که از شوهر مالی درخواست میشود که در وسع و توان او نیست، آیا جایز است که غیر از مبلغ مهریه مالی دیگر از شوهر درخواست شود؟
شیخ رَحِمَهُالله در پاسخ میگوید: در مورد این مساله بین اهل علم اختلاف وجود دارد، اینکه:
آیا برای شوهر جایز است که بیشتراز آنچه که به وی داده است درخواست کند، برخی از علما بر این نظرند که جایز است، به خاطر عموم سخن الله عَزَّوَجَلَّ آنجا که میفرماید: {فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ} [البقرة: ۲۲۹] ترجمه: (پس اگر (ای گروه مؤمنان) بیم داشتید که حدود الهی را رعایت نکنند، گناهی بر ایشان نیست که زن فدیه و عوضی بپردازد (و در برابر آن طلاق بگیرد). و در اینجا (ما) اسم موصول است، و اسم های ما برای عمومیت به کار میرود که شامل هر اندازه که فدیه دهد، میشود. برخی از آنان میگویند که: جایز نیست بیشتر از آنچه عطا کرده است درخواست کند، زیرا این کارشان ظلم است، خصوصا زمانی که شرمگاهش را حلال کرده است وبا آن لذت جسته است، پس چگونه از وی مالی را بیشتر از آنچه که بخشیده است، درخواست میکند.و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به ثابت بن قیس فرمودند: « اقبَلِ الحديقةَ وطلِّقها تَطليقةً »[۳] (باغ را قبول کن و وی را طلاق بده).
پس این حدیث بر این دلالت میدهد که جایز نیست فرد، بیشتر از آنچه داده پس بگیرد، چیزی که در مذهب حنابله مکروه است، این است که بیشتر از آنچه داده بگیرد، ولی با این وجود مساله بستگی به این دارد که گرفتن مال سبب جدایی آنان باشد، اما اگر شوهر خودش سبب باشد جایز نیست، به طوریکه خودش رفتارش بد باشد وحقوق همسرش را ادا نکند، تا اینکه این مبلغ را ادا کند جایز نیست، به هیچ وجه جایز نیست، چه کم باشد و چه زیاد باشد.
[۱] – به تخریج آن اشاره شد.
[۲] – امام احمد آن را تخریج کرد است (۳/۳۸۴، رقم ۱۸۹۷). و ابوداوود: در کتاب نکاح، بابی در مورد زن بیوه، شماره حدیث (۲۰۹۹). ونسائی: کتاب نکاح، باب اجازه گرفتن پدر از دختر دوشیزه، شماره حدیث(۳۲۶۴).
[۳] – امام بخاری آن را تخریج کرده است: کتاب طلاق، باب خلع و چگونگی طلاق گرفتن بوسیله آن، شماره(۵۲۷۳).