(۵۰۳۵) سوال: مردی که در ظاهر مسلمان است اما، نماز نمیخواند، روزه نمیگیرد، زکات مالش را نمیدهد ودر ماه رمضان روزهاش را إفطار می کندف و همسرش مسلمان است و به تمامی مسایل دینی اش پایبند است، آیا ازدواجشان صحیح است؟ و آیا آیه ی سورهی ممتحنه بر آنان تطبیق داده میشود: { ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ} ]الممتحنة:۱۰[ ترجمه: (هرگاه ایشان را مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران برنگردانید. این زنان برای آن مردان، و آن مردان برای این زنان حلال نیستند).
جواب:
از سوال این را فهیمدم که یکی از این دو زوجین که مرد است به اسم مسلمان است، آنجا که میگوید: مسلمان است اما نماز نمیخواند، زکات نمیدهد وجز برخی از ماه روزه نمیگیرد.
اما همسرش پس همانا مسلمان و پایبند است، و این چیزی است که برای شوهر اتفاق افتاده است، که نمازش رانمیخواندو زکات مالش را نمیدهد، و جز قسمتی از ماه رمضان را روزه نمیگیرد، احتمال دارد که این قضیه قبل و یا بعد از عقد ازدواج رخ داده باشد، پس اگر قبل از عقد بوده باشد، برمبنای کافر بودن تارک نماز است، پس اگر بگوییم کافر میشود، در نتیجه عقد ازدواجش با زن مسلمان باطل است، و بر او حلال نمیباشد، زیرا به اجماع مسلمانان برای فرد کافر جایز نیست که با زن مسلمان ازدواج کند، با توجه به سخن الله عَزَّوَجَلَّ : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ} ]الممتحنة:۱۰[ ترجمه: (ای مؤمنان! هنگامی که زنان مؤمن به سوی شما مهاجرت کردند، ایشان را بیازمائید – خداوند از ایمان آنان آگاهتر است (تا شما) – هرگاه ایشان را مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران برنگردانید. این زنان برای آن مردان، و آن مردان برای این زنان حلال نیستند.)
و درمیان مسلمانان خلافی وجود ندارد که کافر اصلی و یا مرتد جایز نیست که با زن مسلمانان ازدواج کند و همانا عقد ازدواجش باطل است و در این قضیه شکی وجود ندارد.
و اما دیدگاه کافر بودن فردی که نماز خواندن را ترک می کند اگرچه هم اعتقاد به واجب بودن داشته باشد، دیدگاه صحیح است که قرآن،سنت و اجماع صحابه بر این قضیه دلالت می دهد و قول مشهور مذهب امام احمد ویکی از اقوال امام شافعی است.
اما اگر این شوهر در حالیکه مسلمان بود با وی ازدواج کرد، بعد از آن نماز و زکات را وبعضی از روزه رمضان را ها کرد اگر بگوییم کافر شده سخن صحیحی است، ازدواجش فسخ می شود بدون اینکه طلاق جاری شود واگر چنانچه قبل از پایان شدن عده اش به دین اسلام بربگردد ونمازش را بخواند در حالیکه عده بر وی واجب باشد یعنی بر همسرش داخل شده باشد، در این حالت همسرش به شمار می آید.
اما در صورتی که بعد از پایان شدن عده اش به اسلام برگردد و نمازش را بخواند حقی بر همسرش ندارد و نمی تواند او را برگرداند، اما اهل علم در این مساله اختلاف نظر دارند: ایا با تمام شدن عده اش فسخ شدن ازدواجشان ثابت می شود وحق رجوع ندارد مگر اینکه دوباره وی را به عقد در آورد، و یا اینکه پایان یافتن عده بیانگر از بین رفتن سلطهی مرد بر همسرش است، و اگر چنانچه بعد از آن مسلمان شود بر توجه به خلافی که بین اهل وجود دارد با همان ازدواج اول می تواند وی را بر گرداند، اما این قضیه محل شاهد نیست، اما اگر بعد از اینکه ازدواج کرد ولی دخول صورت نگرفت و بعد از آن نماز ، زکات و برخی از ورزه هایش را رها کند، به مجرد رها کردن نمازش ازدواجشان فسخ میشود، زیرا ان قضیه قبل از داخل شدن است و عده بر آن مترتب نمیشود.
در نتیجه این شوهری که نماز را ترک کرده از سه حالت خارج نمیشود:
حالت اول : اینکه قبل از عقد باشد، پس عقد صحیح نیست وهمسرش بر وی حلال نیست.
حالت دوم: بعد از عقد وقبل از داخل شدن بر وی باشد، یا خلوتی صورت گرفته باشد که سبب واجب شدن عده شود، دراین حالت ازدواجشان به مجرد رها کردن نمازش فسخ میشود .
حالت سوم: اینکه بعد از داخل شدن باشد و یا اینکه خلوتی صورت بگیرد که سبب واجب شدن عده شود، در این حالت بستگی به پایان یافتن وقت عده دارد، اگر قبل از پایان یافتن عده توبه کرد و نمازش را خواند، همسرش باقی می ماند، در غیر اینصورت در صورت پایان یافتن عده اش، ازدواجشان به مجرد ثابت شدن کفرش فسخ می شود، یا اینکه بعد از اسلام آوردنش بتواند او را برگرداند، که بنده به این نظر میل دارم با وجود خلافی که بین اهل علم وجود دارد.
وهمهی این مسایلی که ما آن را ترجیح دادیم بر اساس این است که فردی که تارک نماز است از دایرهی اسلام خارج میشود ودر مورد این مساله بسیار زیاد تامل کردم و به اندازه ی کافی به کتب مراجعه کردم و در این زمینه تحقیق کردم، و برایم آشکار شد که قول راجح در این زمینه کافر بودن تارک نماز است ودلایل کسانی که قایل به کافر بودن نیستند از چهار حالت خارج نمیشود:
۱-اینکه دلیل آنها اصلا بر این قضیه دلالت نمیدهد.
۲-یا اینکه مقید به حالتی باشد که ترک نماز با این قید غیر ممکن باشد.
۳-یا اینکه مقید به حالتی باشد که معذور به ترک نماز باشد.
۴-اینکه دلایل عامی باشد که با دلایل خاص تخصیص داده شود.
جناب شیخ: اگر فرض براین بگیریم که این زن حکم این قضیه را نمیدانست و با این فردی که محکوم به ارتداد است زندگی کرده باشد، و مردی تند خو و عصبی است که سریع عصبانی میشود تا جاییکه موقع عصبانیت حواس و شعور خودش را از دست میهد، به الله دشنام میدهد پناه برخدا وبه الله قسم میخورد که طلاق زنش را میدهد درحالیکه که هواس ندارد، آیا طلاقش واقع میشود در حالیکه اگر بخواهیم عددش را بشماریم شاید بیشتر از ده بار باشد که در طول زمان های مختلف رخ داده است؟
شیخ رَحِمَهُالله در پاسخ به این سوال می گوید: تا زمانی که حکم به کفر تارکا نماز داده شود، بر زن واجب است که او را رها کند ودر کنارش نماند، زیرا نکاحش فسخ میشود، و اگر نکاحش فسخ شده باشد چطور بر وی حلال است که در کنار شوهری باشد که ازدواجش فسخ شد است ونیازی نیست که تصور کنیم که طلاقش واقع شده است و یا خیر و یا چه کاری را انجام دهد درحالیکه حکم کفرش صادر شده است، و این قضیه بسیار واضح است که هیچ گونه شبهه ای در آن وجود ندارد.
پس هرگاه برای فرد با توجه به دلایل قرآن، سنت، وسخن صحابی آشکار شد که: تارک نماز از دایرهی اسلام خارج میشود، نیازی نیست که در مورد فسخ شدن ازدواجشان بحث و گفتگو شود.