سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۵۰۳۴) حکم ازدواج زنان مسلمان با مردان سهل‌انگار در نماز از روی جهل

(۵۰۳۴) سوال: برخی از نزدیکانم به نماز خواندنشان اهمیت نمی­دهند، به خاطر جهلشان، زیرا فضیلت نماز را نمی­دانند، برخی از خواهرانم با همین مردانی که نماز نمی­خوانند ازدواج کردند، حکم اسلام در این زمینه چست؟ موضع ما در قبال خواهرانمان که با این مردانی که خیلی کم نماز می­خوانند چیست؟ زیرا آنان ادعا دارند که نسبت به این قضیه جاهل هستند؟

جواب:

درصورتی که کم نماز می­خوانند، این بدان معنا است که بعضی اوقات نمازشان را ادا می­کنندو بعضی اوقات نمیخوانند، که این مساله سبب کافر بودنشان نمی شود، زیرا آنان نماز را به صورت کلی رها نکردند، بلکه در برخی اوقات سهل انگاری میکنند، درنتیجه کافر نیستند و ازدواجشان صحیح است.

اما درصورتی که به هیج وجه نماز نمیخوانند، در این صورت به قاضیان آن شهر رجوع می­کنیم، و آنان را نصیحت می کنیم که عبادتشان را برپا کنند واین را بدانند که نماز ستون دین است، پس هرگاه هیچ ساختمانی بدون ستون پایدار نخواهد ماند، اسلام هم بدون نماز پایدار نخواهد ماند. و به آنان می­گویم: همانا فردی که نماز نمیخواند، با توجه به دلیل از قرآن، سنت، سخنان صحابه، وقیاس و دیدگاه صحیح آنان کافر هستند. که دراین زمینه تحقیق مختصری دارم که اگر به آن رجوع کنند، چه بسا الله عَزَّوَجَلَّ بر آنان باز کند.

و اگر هم بگوییم که: کافر نمی­باشد، اما از زنا، دزدی، ونوشیدن خمر بزرگ تر است، و آنچه که معلوم است آنان خودشان را از نوشیدن خمر،و انجام زنا، ویا دزدی کردن تبرئه میکنند مگر کسانی که  الله بخواهد، پس اگر از انجام دادن چنین اعمالی خودشان را تبرئه میکنند پس در مورد ترک کردن نماز هم خودشان را تبرئه می­کنند.

در حقیقت فردی که در انجام دادن نماز کوتاهی می­کند، واقعیت نماز را درک نکرده است، و چنین احساسی نداشته که در پیشگاه الله عَزَّوَجَلَّ که محبوبترین چیز است، ایستاده است، این احساس را ندارد که با الله مناجات می­کند، زمانی که فرد می­گوید: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}[الفاتحة:۲] ترجمه: (ستایش خداوندی را سزا است که پروردگار جهانیان است). الله می­گوید: بنده­ام مرا ستایش کرد، و زمانی که بنده بگوید: {الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}[الفاتحة: ۳] ترجمه: (بخشنده‌ی مهربان است). الله مي­فرمايد: بنده­ام مرا ثنا گفت. و هرگاه بنده­ام گفت {مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ} [الفاتحه:۴] ترجمه: (مالک روز سزا و جزا است). الله می­فرماید: بنده­ام از من تعریف کرد. و زمانی که بنده­ام بگوید: {إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ} [الفاتحه:۵] ترجمه: (تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌طلبیم). الله می فرماید: این میان من و بنده­ام است وهرچه بخواهد به او می­دهم. وهرگاه بگوید: { اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ } [الفاتحه:۶-۷] ترجمه: (ما را به راه راست راهنمائی فرما * راه کسانی که بدانان نعمت داده‌ای؛ نه راه آنان که بر ایشان خشم‌گرفته‌ای، و نه راه گمراهان و سرگشتگان).

الله عَزَّوَجَلَّ می فرماید: این میان من و بنده­ام است، هرچه را که بخواهد به او می دهم.[۱]

پس همانا انسان چنین احساسی ندارد که در رکوع و سجود و جلوسش الله عَزَّوَجَلَّ را إحساس می کند و اگر چنین احساسی داشتیم، نماز نور چشمانمان می شد، همانگونه که نور چشمان رسول الله عَزَّوَجَلَّ بوده است،به همین خاطر نماز سنگین ترین چیز بر خیلی از انسان ها شده است. و انسان باید این را بداند اگر نماز بر او سنگینی کرد، وی به منافقین شبیه شده است، اگر چه هم منافق نباشد.

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می فرمایند: « أثقلُ الصلاةِ على المنافقين صلاةُ العشاءِ وصلاةُ الفجرِ»[۲] ترجمه: « همانا سنگین ترین نماز بر منافقین، نماز عشا وصبح است».

این حدیث این را می ­رساند که خواندن نماز بر منافقین سنگین است اما این دو نماز سنگین ترین نماز بر آنان است و دلیلی که بر سنگینی آن دلالت داردسخن الله عَزَّوَجَلَّ است آنجا که می فرماید: { وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى}[النساء:۱۴۳] ترجمه: (منافقان هنگامی که برای نماز برمی‌خیزند، سست و بی‌حال به نماز می‌ایستند). و آنان سست و بی حال نیستند جز اینکه نماز بر آنان سنگینی می­کند.

پس برادران مسلمان باید از این قضیه بر حذر باشند از اینکه نمازشان فوت شود، و به سوی الله توبه کنند ونمازشان را زیبا کنند، از الله خواهانم که من و همه ی آنان را در زیبا کردن نماز و بر پاداشتنش به نحو احسن یاری دهد به گونه ای که از ما راضی باشد.


[۱] – امام مسلم آن را  در باب صلاة , باب وجوب خوانىن سوره فاتحه  ىر تمام ركعات نمانؤ تخریج کرده است شماره حديث (۳۹۵).

[۲] – امام بخاری در باب مواقیت صلاة باب ذكر عشا و العتمة و من رآه واسعا تخريج كرده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لي بعض الأقارب لا يهتمون بالصلاة، وذلك لجهلهم؛ لأنهم لا يعرفون فضل هذه الصلاة، ولي مجموعة من الأخوات من النساء تزوَّجْنَ من هؤلاء الرجال الذين لا يصلون، فما حكم الإسلام في هذا الزواج؟ وماذا علينا تجاه أخواتي اللاتي تزوجن من هؤلاء الرجال، الذين لا يصلون إلا قليلا؛ لأنهم يدعون الجهل بذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا كانوا لا يصلون إلا قليلا فيعني هذا أنهم يُصلُّون أحيانًا، وأحيانًا لا يصلون، وهذا لا يؤدي إلى الكفر؛ لأنهم لم يتركوا الصلاة أصلا، إنما يتهاونون في بعض الأوقات، فليسوا كفارا، وحينئذ يكون نكاحهم صحيحًا.

أما إذا كانوا لا يصلون أبدًا فنرجع ذلك إلى القضاة في بلدهم، وأنصح هؤلاء الرجال بأن يقوموا الله عز وجل، وأن يعبدوه وأن يعلموا أن الصلاة عمود الدين، فإذا كان البناء لا يقوم إلا بأعمدة فالإسلام لا يقوم إلا بالصلاة. وأقول لهم: إن الذي لا يصلي أبدًا قد قام الدليل من الكتاب والسنة وأقوال الصحابة والقياس الصحيح والنظر الصحيح على أنهم كفار. ولنا في هذا رسالة مختصرة مفيدة، لو رجعوا إليها لعل الله يفتح عليهم.

وحتى لو قلنا: إنه ليس بكافر. فهو أعظم من الزنى والسرقة وشُرب الخمر، ومعلوم أنهم يَرْبَئُون بأنفسهم أن يشربوا الخمر، أو يزنوا، أو يسرقوا، إلا من شاء الله منهم، فإذا كانوا يربئون بأنفسهم عن فعل هذه الفواحش فلير بئُوا بأنفسهم عن ترك الصلاة.

والحقيقة أن الذي يُوجب التهاون في الصلاة هو أن الإنسان لا يشعر بروح الصلاة، لا يشعر بأنه واقف بين يدي الله -عز وجل- الذي هو أحب شيء إليه، لا يشعر بأنه يناجي الله؛ حيث إنه إذا قال: ﴿ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العلمين [الفاتحة: ۲] قال حَمِدَني عَبْدي. وإذا قال: ﴿ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾ [الفاتحة: ٣]. قال: أَثْنَى عَلَيَّ عَبْدِي. وإذا قال﴿  مالك يوم الدين ﴾ [الفاتحة: ٤]. قال: تَجَدَنِ عَبْدِي. وإذا قال: ﴿ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴾ [الفاتحة: ٥]. قال: هذا بيني وبين عبدي نِصْفَيْنِ، ولعبدي ما سأل. وإذا قال: ﴿ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴾ [الفاتحة: ٦-٧]. قال: هذا لعبدي، ولعبدي ما سأل.

فالإنسان لا يشعر بأن الله يراه قائما وراكعاً وساجدًا وقاعدًا، ولو كنا نشعر بهذا لكانت الصلاة قرّة أعيننا، كما كانت قرة عين الرسول -عليه الصلاة والسلام-، لذلك كانت الصلاة أثقل شيء على كثير من الناس. وليعلم الإنسان أنه إذا ثَقُلَت عليه الصلاة فإنه شبيه بالمنافقين إن لم يكن منافقا.

قال النبي صلى الله عليه وسلم: «أَثْقَلُ الصَّلاَةِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ العِشَاءُ وَالفَجْرُ». وهذا يدل على أن الصلاة ثقيلة على المنافقين لكنَّ هاتين الصلاتين أثقل شيء عليهم. ويدل على ثقلها على المنافقين قول الله تعالى: ﴿ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَوةِ قَامُوا كُسَالَى ﴾ [النساء: ١٤٢]. ولم يكونوا كسالى إلا لأنها ثقيلة عليهم. فليحذر الإخوة المسلمون من إضاعة الصلاة، وليتوبوا إلى الله، وليحسنوا صلاتهم. أسأل الله أن يُعِينني وإياهم على إحسانها، وإقامتها على الوجه الذي يَرْضَى به عنا.

مطالب مرتبط:

(۵۰۲۸) حکم فردی که به دین ناسزا می¬گوید چیست

اگر به دین اسلام ناسزا گفت کافراست، زیرا ناسزا گویی به اسلام، ناسزاگویی به الله، رسولش و کتابش شمرده می­شود....

ادامه مطلب …

(۵۰۱۳) حکم بازگشت زن به شوهر سابق پس از عدم تحقق شروط توبه و تکرار فسق

تنها راه حل مشکلشان این است که از همدیگر جدا شوند، زیرا این زن بر او حلال نمی­باشد مادامیکه نمازش را رها کرده است....

ادامه مطلب …

(۵۰۳۰) صحت عقد نکاح با وکالت پدر تارک نماز

پس قول صحیح این است که اگر فردی مطلقا نماز خواندن را رها کرده، کافر و از دایره­ی اسلام خارج می­شود، اگر هم اعتقاد به وجوب داشته باشد. بر این اساس توصیه می­کنم عقد ازدواجتان که این فرد بی نماز وکالت داشته را تجدید کنید، تا اینکه خیالت راحت و آسوده شود.

ادامه مطلب …

(۵۰۲۷) حکم ازدواج با فرزندان افرادی که مرتکب اعمال شرک‌آلود می‌شوند

برای هیچ فردی جایز نیست که با چنین افرادی ازدواج کنند، و نه اینکه فردی را به ازدواج کسانی در آورند که چنین خصوصیاتی داشته باشند...

ادامه مطلب …

(۵۰۱۱) خواهرمان با مردی بی‌نماز ازدواج کرده؛ چه باید کرد؟

واجب است که بین این مرد و همسرش جدایی بیندازد،  ومیان کسی که با او عقد ازدواج بسته است، اگرچه هم فرزندانی داشته باشد....

ادامه مطلب …

(۵۰۱۷) حکم صحت عقد ازدواج با زنی که پیش از ازدواج نماز نمی‌خوانده است

نماز نخواندنش به خاطر کسالت نبودده بلکه بخاطر جهل بوده است، در نتیجه ازدواجتان صحیح بوده و ارتباط شما با همسرتان شرعی بوده است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه