سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۵۰۳۳) حکم شرعی ازدواج با مرد تارک‌الصلاة

(۵۰۳۳) سوال: زنی اهل دین هستم که شغلم معلم است ومدت طولانی است که شکر خدا حجاب کامل دارم، و به دستورات اسلام از کردار و گفتار پایبند هستم، بیشتر قرآن را حفظ کردم. با توجه به شرایط خاص مجبور شدم با فردی ازدواج کنم که نه نماز می­خواند و نه روزه می گیرد و نه زکات مالش را پرداخت می­کند. سپس وامی دریافت کردم که بوسیله این وام به یکی از کشورهای عربی جهت تدریس در مدرسه ­ی دختران رفتم، که در این مدرسه فقط معلمین زنان هستند، آیا تدریس کردنم در این مدرسه حرام است؟ و اگر حرام است پس چه کسانی دخترانمان را تدریس کنند، که سبب تحویل دادن پزشکان و زنان و مادران تحصیل کرد به جامعه شود، درضمن بنده در شغلی که دارم شکر خدا موفق هستم و این شغلم خالصانه برای الله است که به نحوه­ی احسن آن را انجام می­دهم، و در قلب شاگردانم تعالیم دینی را رشد می دهم؟

دوم اینکه: آیا قبول کردن این وام بدون محرم حرام است، زیرا این را می­دانم که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده­اند: « هیچ زنی اجازه ندارد، که بدون محرم به سفری که سه شبانه روز به طول می انجامد برود». در ضمن ما در خوابگاه جداگانه سکونت داریم که در خود مدرسه قرار دارد و با مردان اختلاط ندارد. و بنده همیشه الله را مراقب کارهایم می­دانم وهیچ کاری جز تدریس کردن، نماز و تلاوت قرآن ندارم، واین وام را قبول کردم تا اینکه در آینده بتوانم خانه ای جداگانه برای خود بنا کنم ودر این خانه دور از شوهرم که نماز نمیخواند زندگی کنم، زیرا فقط از در آمد خودم امرار معاش می­کنم، و دریکی از برنامه های شما (نور علی الدرب) شنیدم که فرمودید: ازدواج من با چنین فردی باطل است، زیرا این فرد کافر به شمار می آید، و من مدت هفت سال است که ازدواج کردم وفرزندی خردسال هم دارم، و زمانی که از این مساله آگاه شدم درخواست طلاق دادم تصمیم گرفتم که به طور کامل از این فرد جدا شوم، اما او با طلاق دادنم مخالفت می­کرد، چه کاری انجام دهم آیا عقدی که با او داشم تا کنون اعتبار دارد؟ که به مدت هفت سال با من زندگی کرده است؟ نکته­ی پایانی اینکه: آیا مبلغ وامی که گرفتم حرام است و یا خیر، در حالیکه من این مبالغ را جهت انجام دادن کارهایم به نحو احسن ک الله راضی باشد، خرج می­کنم؟

جواب:

این سوال خیلی طولانی است که می توان در سه قسمت خلاصه کرد:

اول: ازدواج وی با مردی که نماز نمیخواند، روزه نمی­گیرد و زکات مالش را نمی­دهد.

و جواب این سوال چنانچه اشاره کردم، این است که این ازدواج باطل است، زیرا این فرد نماز نمیخواند و فردی که نماز نمی خواند کافر است و از دایره­ی اسلام خارج می­شود،  ومردی که کافر است جایز نیست با زن مسلمان ازدواج کند، با توجه به سخن الله عَزَّوَجَلَّ آنجا که می­فرماید: { ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ} ]الممتحنة:۱۰[ ترجمه: (هرگاه ایشان را مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران برنگردانید. این زنان برای آن مردان، و آن مردان برای این زنان حلال نیستند).

و بر این اساس برزن واجب است که به هر وسیله ای که شده از این فرد جدا شود، اگر هم خودش را از وی پنهان کند و او را رها کند، مگر اینکه الله عَزَّوَجَلَّ او را هدایت کند و به اسلام و نمازش بازگردد، پس اگر هدایت شد و دوباره نماز خواندش را شروع کرد، دوباره عقدش از نو بسته می­شود، زیرا عقد ازدواج اولی غیر صحیح است.

مساله­ی دوم: مسافرت کردنش بدون نامحرم. که این قضیه جایز نیست، زیرا در صحیح-بخاری و مسلم- آمده که ابن عباس گفتند شنیدم رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بامْرَأَةٍ إلَّا وَمعهَا ذُو مَحْرَمٍ، وَلَا تُسَافِرِ المَرْأَةُ إلَّا مع ذِي مَحْرَمٍ، فَقَامَ رَجُلٌ، فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ، إنَّ امْرَأَتي خَرَجَتْ حَاجَّةً، وإنِّي اكْتُتِبْتُ في غَزْوَةِ كَذَا وَكَذَا، قالَ: انْطَلِقْ فَحُجَّ مع امْرَأَتِكَ»[۱].

ترجمه: هیچ مردی با زنی خلوت نمی­کند، مگر اینکه محرمی همراهش باشد، و زن جز با فرد محرم مسافرت نمی رود، پس فردی بلند شد و سوال کردند: ای رسول الله، همسرم قصد سفر حج دارند، و من باید به جهاد بروم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: همراه همسرت به حج برو».

پس باید یکی از محارم، برادر، عمو، دایی، ویا پدر با وی باشد.

مساله­ی سوم: گرفتن حقوق از طریق وام.

این قضیه ایراد و مشکلی ندارد، با این وجود که درمورد خودش گفتند که شغلش را به نحو احسن انجام می دهند و رضایت الله عَزَّوَجَلَّ را در نظر می­گیرند.


[۱] – امام مسلم آن را در باب حج، باب سفر زن با محرم و با به غیر از محرم ذکر کرده است، حدیث شماره (۱۳۴۱).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أعمل معلمة وأنا متدينة -ولله الحمد- وأرتدي الحجاب الشرعي منذ فترة طويلة، وألتزم بتعاليم الإسلام من أقوال وأعمال وأحفظ كثيرًا من القرآن الكريم. اضطرتني الظروف للزواج من رجل لا يصلي، ولا يصوم ولا يزكي. ثم جاءتني إعارة إلى إحدى الدول العربية، فذهبت وعملت في هذه الدولة في مدرسة بنات فقط، والذين يقومون بالتدريس في هذه المدرسة معلمات فقط، فهل عَمَلي معلمة حرام؟ وإذا كان حراما فمن الذي سيعلم البنات، ويُخرج الطبيبات والأمهات المثقفات المتدينات، علما بأنني ناجحة جدا – والله الحمد – في عملي، ومخلصة الله تعالى فيه، وأؤديه على أكمل وجه، وأغرس في نفوس طالباتي تعاليم الإسلام الحنيف؟ ثانيا: هل إعارتي بدون تَحْرَم حرام؛ لأنني أعرف أن حديث رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «لا تخرج المرأة في سفر ثلاث ليال إلا مع ذي محرم». علما بأننا نقيم في سكن مستقل، وفي مدرسة بنات فقط ولا نختلط بالرجال، وأنا أراقب الله -عز وجل-، وليس لي عمل إلا التدريس والصلاة وقراءة القرآن، وقد قبلتُ الإعارة لأبني بيتا مستقلا، وأقيم فيه بعيدًا عن زوجي الذي لا يصلي؛ لأنه ليس لي رزق إلا عملي، وقد سمعتُ في برنامجكم: (نور على الدرب) أن زواجي من هذا الرجل باطل؛ لأنه يعتبر كافرًا، وأنا متزوجة منذ سبع سنين، ومعي طفلة منه، وعندما علمت بذلك طلبت منه ،الطلاق وحاولت معه الخلاص بكل السبل، ولكنه يرفض تمامًا أن يطلقني فماذا أفعل، وعقده علي يعتبر باطلا، وقد عاشرني تقريبا سبع سنين؟ نقطة أخيرة: هل تعتبر نقود الإعارة حراما أم حلالا، علما بأنني أحلل هذه النقود التي أحصل عليها بقيامي بعملي على أتم وجه، وما يرضي الله؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا السؤال كما قرأت سؤال طويل، لكنه يتلخص في ثلاث نقاط:

النقطة الأولى: زواجها من هذا الرجل الذي كان لا يصلي، ولا يصوم، ولا يزكي.

وهو -كما ذكرت – زواج باطل؛ لأن الرجل المذكور لا يصلي، ومن لا يصلي فهو كافر، مرتد عن الإسلام والكافر المرتد عن الإسلام لا يحل أن يُزوّج بمسلمة؛ لقوله تعالى: ﴿ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتِ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌ مْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهنَّ ﴾ [الممتحنة: ١٠].

وبناء على ذلك فإنه يجب عليها الخلاص منه بكل وسيلة، حتى إن تغيبت عنه وتركته، إلا أن يهديه الله -عز وجل- للإسلام ويصلي، فإن هداه الله وصلى فإن العقد يُعاد من جديد؛ لأن العقد الأول غير صحيح.

النقطة الثانية: سفرها بلا تحرم.

ذلك أيضًا لا يجوز؛ لأنه ثبت في الصحيحين من حديث ابن عباس رضي الله عنهما قال: سمعت النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم يخطب يقول: «لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إِلَّا مَعَ ذِي تَحْرَم. فَقَامَ رَجُلٌ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ امْرَأَتِي خَرَجَتْ حَاجَةً، وَاكْتُبْتُ فِي غَزْوَةِ كَذَا وَكَذَا، قَالَ: ارْجِعْ فَحُجَّ مَعَ امْرَأَتِكَ». فليكن معها أحد من محارمها؛ من أخ، أو عم، أو خال، أو أب إن كان.

النقطة الثالثة: جواز أخذ المرتب على الإعارة.

هذا لا بأس به، ولا حرج عليها في ذلك، لا سيما أنها تذكر عن نفسها أنها قائمة بالعمل على الوجه المطلوب، الذي يرضي الله -سبحانه وتعالى-.

مطالب مرتبط:

(۵۰۰۵) حکم درخواست طلاق از شوهر بی‌نماز

اگر شوهر بعد از عقد ازدواج نماز خواندن را رها کند، پس همسرش او را نصیحت می­کند، اگر در حداکثر زمان، همانند زمان عده توبه کرد، اشکالی ندارد به زندگی خودش ادامه دهد، و اگر چنانچه به مدت سه مرتبه عادت ماهیانه، نماز خواندنش را رها کرد، ازدواجشان فسخ می­شود...

ادامه مطلب …

(۵۰۲۸) حکم فردی که به دین ناسزا می¬گوید چیست

اگر به دین اسلام ناسزا گفت کافراست، زیرا ناسزا گویی به اسلام، ناسزاگویی به الله، رسولش و کتابش شمرده می­شود....

ادامه مطلب …

(۵۰۲۱) حکم ازدواج با مرد تارک‌ الصلاة به امید اصلاح پس از ازدواج

فردی که نماز نمیخواند، کافر است و جایز نیست با او ازدواج کرد، با این وجود که فردی بگوید من در آینده با او صحیت خواهم کرد و نصیحتش ­کنم چه بسا هدایت شود. در پاسخ این فرد می­گوییم: آینده علم آن نزد الله است، چه بسا شوهرش بر او تاثیر بگذارد و خودش منحرف شود....

ادامه مطلب …

(۵۰۱۱) خواهرمان با مردی بی‌نماز ازدواج کرده؛ چه باید کرد؟

واجب است که بین این مرد و همسرش جدایی بیندازد،  ومیان کسی که با او عقد ازدواج بسته است، اگرچه هم فرزندانی داشته باشد....

ادامه مطلب …

(۵۰۱۳) حکم بازگشت زن به شوهر سابق پس از عدم تحقق شروط توبه و تکرار فسق

تنها راه حل مشکلشان این است که از همدیگر جدا شوند، زیرا این زن بر او حلال نمی­باشد مادامیکه نمازش را رها کرده است....

ادامه مطلب …

(۵۰۰۹) حکم شرعی ادامه زندگی با همسر تارک‌الصلاة

تارک نماز کافر است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه