سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۵۰۲۴) آیا عالم می تواند عقد ازدواج مردی که نماز نمیخواند را ببندد؟

(۵۰۲۴) سوال: آیا عالم می تواند عقد ازدواج مردی که نماز نمی­خواند را ببندد، و اگر این کار را انجام دهد گناهکار است؟

جواب:

فردی که نماز نمی¬خواند کافر و از دایره¬ی اسلام خارج است، زیرا ترک کردن نماز کفر است به دلیل قرآن، سنت و سخنان صحابه وقول راجح.
اما دلیل از قرآن الله عَزَّوَجَلَّ می فرمایند: {فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ}]التوبه:۱۱[ ترجمه: (اگر آنان (از کفر) توبه کردند و (احکام اسلام را مراعات داشتند، و از جمله) نماز را خواندند و زکات دادند (دست از آنان بدارید، چرا که) در این صورت برادران دینی شما هستند (و سزاوار همان چیزهائی بوده که شما سزاوارید، و همان چیزهائی که بر شما واجب است، بر آنان هم واجب است).
پس الله عَزَّوَجَلَّ شروط برادری در دین ر ا سه چیز قرار داده است:
توبه کردن از شرک، و برپا داشتن نماز، و پرداخت کردن زکات مال.
و چیزی که بر یکی شروط مترتب شود، فرقی نمی¬کند این شرط به تنهایی باشد و یا اینکه در کنارهم باشد، پس همانا با ثابت شدن این شروط اسلام ثابت و با نفی شدن اسلامشان نفی می¬شود. و مشرکین زمانی که از شرکشان توبه نکنند، مشرک هستند و برادر دینی ما به شمار نمی¬آیند.و همچنین اگر نمازشان را ادا نکنند مشرک هستند وبرادر دینی مان به شمار نمی¬آیند. همچنین در رابطه با زکات اینگونه است.
این ظاهر آیه است، اما سنت دلالت می¬دهد که پرداخت نکردن زکات سبب کفر نمی-شود، چنانچه در صحیح مسلم وارد شده، ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت می کند، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می فرمایند: « ما مِن صاحِبِ ذَهَبٍ ولا فِضَّةٍ لا يُؤَدِّي مِنْها حَقَّها، إلَّا إذا كانَ يَوْمُ القِيامَةِ صُفِّحَتْ له صَفائِحُ مِن نارٍ، فَأُحْمِيَ عليها في نارِ جَهَنَّمَ، فيُكْوَى بها جَنْبُهُ وجَبِينُهُ وظَهْرُهُ، كُلَّما بَرَدَتْ أُعِيدَتْ له، في يَومٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ ألْفَ سَنَةٍ، حتَّى يُقْضَى بيْنَ العِبادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ؛ إمَّا إلى الجَنَّةِ، وإمَّا إلى النَّار» .
ترجمه: « هیچ فردی که نیست که صاحب طلا و نقره باشد و زکاتش را ندهد، مگر اینکه در روز قیامت، تبدیل به ورقه های آتشین می¬شود، و صاحبش در آتش جهنم داغ بر او نهاد می¬شود و آن داغ را بر پهلویش، پیشانیش و کمرش نهاده می¬شود، هر بار که سرد می¬شود دوباره می نهند، و به اندازه پنجاه هزار سال عذاب داده می¬شود تا اینکه بعد از پایان عذابش، صاحب عذاب مسیرش را خواهد دانست، یا اینکه وارد بهشت¬ می¬شود و یا اینکه به سوی آتش جهنم میرود».
پس اینکه بخاطر زکات ندادنش عذاب داده می¬شود سپس سرنوشتش را خواهد دانست، یا اینکه وارد بهشت می¬شود و یا جهنم، دلات بر عدم کفر دارد، زیرا اگر کافر بود مسیری به سوی بهشت نداشت.
اما در مورد ترک کننده ¬ی نماز، ظاهر آیه دلالت بر این می¬دهد که کافر ومشرک است، و حدیث هم تایید بر این قضیه است، پس از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرمودند: «إنَّ بيْنَ الرَّجُلِ وبيْنَ الشِّرْكِ والْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلاةِ» . ترجمه: «همانا فاصله میان فرد و شرک کافر شدنش، رها کردن نماز می¬باشد». و می فرمایند: « العهدُ الذي بينَنا وبينَهم الصلاةُ، فمَن تركَها فقد كفرَ» ترجمه: «پیمان میان ما و مشرکین نماز است، هر فردی که آن را رها کند، براستی کافر شده است».
پس این دو دلیل که یکی از قرآن و دیگری از سنت است ، دلالت بر کافر بودن تارک نماز است.
اما در مورد سخنان صحابه، برخی از اهل علم بر کافر بودن تارک نماز اجماع نقل کردند، از جمله کسانی که اجماع نقل کردند، تابعی مشهور، عبدالله بن شقیق است، آنجا که می¬گوید: یاران رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هیچ چیزی را رها کردنش کفر نمیدانند مگر ترک کردن نماز.
وامام اسحاق بن راهویه و همچنین ابن حزم رَحِمَهُ‌الله از بیش از ده نفر از صحابه نقل کرده و میگوید: خلافی در این مساله وجود ندارد، پس این سه دلیل است: قرآن، سنت و سخنان صحابه.
و آخرین دلیل دید صحیح است. زیرا امکان ندارد فردی که در قلبش به الله، رسولش و روز قیامت ایمان دارد، نمازش را که ستون دین و از مهم ترین عبادت های بدنی است، رها کند، زیرا فردی که برای همیشه نماز خواندن را رها کند با عظمت و جایگاهی که در دین دارد، پس در قلبش ایمانی باقی نمی ماند، اگر هم گفته شود که او مومن است. در پاسخ می¬گوییم: اگر واقعا ایمان در قلبت وجود داشت هیچ گاه نماز خواندن را رها نمی¬کردی.
و برخی از افراد هستند که به دلایل ضعیفی بر عدم کافر بودن تارک نماز استناد می-کنند، برخی از این احادیث یا اینکه به تنهایی ضعیف هستند، چه برسد بر اینکه با احادیث صحیح دیگر در تعارض باشد، وبرخی از دلایلشان مطلقا دلالت بر عدم کفر نمی¬دهد، وبرخی دیگر از احادیث عام است که با احادیثی که دلالت بر کفر می¬دهد خاص می¬شود، و برخی دیگر هم که صاحبش معذور است، به گونه ای که چیزی از اسلام جز شهادتین را نمی¬داند.
و برخی دیگر هم با قیدی وارد شده که امکان ندارد، به همراه آن نماز ترک شود، همانند حدیث عتبان بن مالک: « فإنَّ اللَّهَ قدْ حَرَّمَ علَى النَّارِ مَن قالَ: لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ، يَبْتَغِي بذلكَ وجْهَ اللَّهِ .»
ترجمه: « همانا الله عَزَّوَجَلَّ بر آتش جهنم حرام دانسته، فردی که با اخلاص بگوید: لااله الا الله».
پس همانا فردی که خالصانه این کلمه را بگوید امکان ندارد که نمازش را که بزرگترین ارکان اسلام بعد از شهادتین است را رها کند، در این زمینه رساله ای دارم که حجم بالایی ندارد، اما فواید عظیمی در آن نهفته است، هرفردی که دوست دارد در این زمینه معلومات داشته باشد آن را بخواند، زیرا اگر دلایل را با آگاهی و دلیل بخواند، بر او آشکار خواهد شد.
پس بنابر این بر هیچ فردی جایز نیست که عقد ازدواج انسانی که نماز نمیخواند با زن مسلمان را ببندند. زیرا مرد کافر جایز نیست که به هیچ عنوان با مرد کافر ازدوج کند، {فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ}]الممتحنة:۱۰[ترجمه: (هرگاه ایشان را مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران برنگردانید. این زنان برای آن مردان، و آن مردان برای این زنان حلال نیستند).
و در جایی دیگر می فرمایند: {وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا ۚ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ}]البقرة:۲۲۱[ ترجمه: (و (زنان و دختران خود را) به ازدواج مردان مشرک در نیاورید، مادامی که ایمان نیاورند. و بی‌گمان غلام مؤمنی از مرد مشرکی بهتر است اگرچه (زیبائی یا ثروت یا موقعیّت او) شما را به شگفتی انداخته باشد (و دل از کفتان ربوده باشد).
پس بر سرپرست زن چه پدر، برادر، عمو و یا غیر از آنان اینکه زن رابه ازدواج فردی در بیاورند که نماز نمی¬خواند، هر چند که با مردم خوش اخلاق باشد و ثروتمند باشد، همانا کافر بودنش مانع ازدواج او با زن مسلمان است، وفردی که عقد ازدواج را ثبت می کند، اجازه ندارد فردی را که نماز نمیخواند به ازدواج زن مسلمان در بیاورد، زمانی که آگاه باشد.
-سوال کنند در ادامه میگوید- با این وجود عاقد باید در مورد فردی که میخواهد ازدواج کند، باید تحقیق کند؟
شیخ رَحِمَهُ‌الله در پاسخ می¬گوید: لازم نیست، زیرا اصل بر اسلام است، اینکه او نماز می -خواند، اما در صورتی که اطلاع داشته باشد که نماز نمی¬خواند، اجازه ندارد عقد را تمام کند، و واجب است که سرپرست زن را در مورد به ازدواج در آوردن با این مرد نصیحت کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز للعالم أن يَعْقِد للرجل الذي لا يصلي وإذا عقد له فهل عليه إثم؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الرجل الذي لا يصلي كافر مرتد عن الإسلام، فإنَّ ترك الصلاة كفر بدلالة الكتاب والسنة، وأقوال الصحابة والنظر الصحيح. أما الكتاب فقد قال الله تبارك وتعالى- في المشركين: ﴿ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلوةَ وَمَاتَوُا الزَّكَوةَ فَإِخْوَانُكُمْ في الدين [التوبة: ١١].

فاشترط الله تعالى لثبوت أخوتهم في الدين ثلاثة شروط: التوبة من الشرك، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة.

وما ترتب على شرط، سواء كان شرطًا مُفرَدًا، أم مُرتبا، فإنه يثبت بثبوته، وينتفي بانتفائه. ومعلوم أن المشركين إذا لم يتوبوا من الشرك فإنهم مشركون، وليسوا إخوانا لنا في الدين. وكذلك إذا لم يقيموا الصلاة فإنهم مشركون، وليسوا إخوة لنا في الدين. وكذلك إذا لم يؤتوا الزكاة فإنهم مشركون، وليسوا إخوة لنا في الدين.

هذا ظاهرُ الآية، ولكن إيتاء الزكاة قد دَلَّتِ السُّنَّة أن مانعها لا يَكْفُر، كما في صحيح مسلم، من حديث أبي هريرة أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «مَا مِنْ صَاحِب ذَهَبٍ وَلَا فِضَّةٍ، لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا، إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، صُفْحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ وَجَبِينُهُ وَظَهْرُهُ، كُلَّما بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ، إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ».

فكَوْنُه يُعذَّب على منع الزكاة، ثم يرى سبيله؛ إما إلى الجنة، وإما إلى النار، يدل على أنه لا يَكْفُر؛ لأنه لو كَفّر لم يكن له سبيل إلى الجنة.

أما تارك الصلاة فإن ظاهر الآية أنه يكون كافرًا مشركًا، وهو مُؤيَّد بالسنة؛ فقد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ» وقوله: «الْعَهْدُ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ». فهذان دليلان أحدهما من القرآن والثاني من السنة، على كفر تارك الصلاة.

أما أقوال الصحابة فقد نَقَل بعضُ أهل العلم إجماع الصحابة على أن تارك الصلاة كافر، ومن نَقَله عبد الله بن شقيق التابعي المشهور؛ حيث قال: كان أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يرون شيئًا من الأعمال تَرْكُه كفر إلا الصلاة.

ونقله الإمام إسحاق بن راهويه ونقله ابن حزم رحمه الله عن بضعة عشر صحابيا، وقال: إنه لا يعلم له مخالفًا. فهذه ثلاثة أدلة: القرآن، والسنة، وأقوال الصحابة.

وآخر الأدلة النظر الصحيح، فإنه لا يمكن لإنسان في قلبه إيمان بالله ورسوله واليوم الآخر أن يحافظ على ترك الصلاة، التي هي عمود الدين، وهي أهم أعمال البدن؛ لأن من حافظ على تركها مع عظمها ومنزلتها في الدين، فليس في قلبه إيمان، حتى إن قال إنه مؤمن. نقول: إن الإيمان لو كان حقيقةً في قلبك ما تركت الصلاة أبدا.

وقد تشبث من لا يرون كُفْرَ تارك الصلاة بأدلة؛ منها ما هو ضعيف، لا تقوم به حُجَّةٌ بانفراده، فضلا عن أن يكون له معارض أصح، ومنها ما لا دلالة فيه إطلاقا، ومنها ما هو عام مخصوص بأدلة كفر تارك الصلاة، ومنها ما صاحبه معذور؛ حيث لا يعلم من الإسلام إلا شهادة أن لا إله إلا الله، وأن محمدا رسول الله.

ومنها ما قيد بقيد يمتنع معه ترك الصلاة؛ كحديث عتبان بن مالك: «فَإِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ عَلَى النَّارِ مَنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، يَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَ اللَّهِ».

فإن من ابتغى بذلك وجه الله لا يمكن أن يدع الصلاة، التي هي أعظم أركان الإسلام بعد الشهادتين ولنا في هذا رسالة صغيرة الحجم، كبيرة الفائدة، من أحب أن يَطَّلع عليها فليفعل؛ لأن من تأمل الأدلة بعلم وعدل تبيَّن له ذلك.

وعلى هذا فلا يحل لإنسان أن يعقد النكاح لرجل لا يصلي على امرأة مسلمة؛ لأن الكافر لا يحل له أن ، يتزوج المسلمة بأي حال الأحوال، قال الله تبارك وتعالى -: ﴿ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتِ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلَّ لَكُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لهُنَّ ﴾ [الممتحنة: ١٠]. وقال الله تبارك وتعالى-: ﴿ وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا ﴾ [البقرة: ۲۲۱].

فلا يحل لولي المرأة من أب أو أخ، أو عم، أو غيرهم، بأن يزوجها بمن لا يصلي، مهما كانت أخلاقه مع الناس ومهما كان ماله، فإنَّ كُفْره يمنع أن يتزوج امرأة مسلمة، والمأذون في النكاح الذي يكتب العقود لا يحل له أن يعقد النكاح لشخص لا يصلى على امرأة مسلمة، متى عَلِمَ ذلك.

إذا عاقد الأنكحة لا بد أن يتحرى من هذا المتقدم؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا يلزمه ذلك؛ لأن الأصل أنه مسلم، وأنه يصلي، لكن إذا كان يعلم أنه لا يصلي فإنه لا يحل له أن يتمم العقد، ويجب عليه أن ينصح أولياء المرأة من أن يزوجوا هذا الرجل.

مطالب مرتبط:

(۵۰۲۷) حکم ازدواج با فرزندان افرادی که مرتکب اعمال شرک‌آلود می‌شوند

برای هیچ فردی جایز نیست که با چنین افرادی ازدواج کنند، و نه اینکه فردی را به ازدواج کسانی در آورند که چنین خصوصیاتی داشته باشند...

ادامه مطلب …

(۵۰۱۱) خواهرمان با مردی بی‌نماز ازدواج کرده؛ چه باید کرد؟

واجب است که بین این مرد و همسرش جدایی بیندازد،  ومیان کسی که با او عقد ازدواج بسته است، اگرچه هم فرزندانی داشته باشد....

ادامه مطلب …

(۵۰۱۳) حکم بازگشت زن به شوهر سابق پس از عدم تحقق شروط توبه و تکرار فسق

تنها راه حل مشکلشان این است که از همدیگر جدا شوند، زیرا این زن بر او حلال نمی­باشد مادامیکه نمازش را رها کرده است....

ادامه مطلب …

(۵۰۲۳) حکم ازدواج با مرد تارک‌الصلاة در صورتی که امید به اصلاح او وجود داشته باشد

جایز نیست که زن مسلمان با مردی ازدواج کند که نماز نمی­خواند، زیرا مردی که نماز نمی­خواند از دایره­ی اسلام خارج می­شود....

ادامه مطلب …

(۵۰۳۰) صحت عقد نکاح با وکالت پدر تارک نماز

پس قول صحیح این است که اگر فردی مطلقا نماز خواندن را رها کرده، کافر و از دایره­ی اسلام خارج می­شود، اگر هم اعتقاد به وجوب داشته باشد. بر این اساس توصیه می­کنم عقد ازدواجتان که این فرد بی نماز وکالت داشته را تجدید کنید، تا اینکه خیالت راحت و آسوده شود.

ادامه مطلب …

(۵۰۲۶) حکم صحت عقد ازدواج فرد توبه‌کار پس از ارتکاب گناهان کبیره

درصورتی که این زن دچار اعمال کفری که وی را از اسلام خارج می کند نشد است، بلکه گناهان کبیره بوده، در این حالت ازدواجشان صحیح است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه