چهارشنبه 20 شوال 1447
۱۹ فروردین ۱۴۰۵
8 آوریل 2026

(۴۵۸۲) حکم فروش طلا با تأخیر در پرداخت

(۴۵۸۲) سوال: من با خرید و فروش طلا بازرگانی می­کنم. گاهی اوقات پیش می­آید طلایی به تاجری دیگر بفروشیم  و او در آن لحظه نقدینگی کافی برای پرداخت کامل بهای طلا را به همراه نداشته باشد. آنگاه ناچار می­شویم یک یا دو روز به او مهلت بدهیم تا تمام مبلغ را آماده کند. از شما تقاضا داریم به ما بفرمایید که آیا عموما این کار جایز است یا نه؟ باید اشاره کنم که عمل فوق الذکر با حضور بازرگانان و در سایه­ی وجود اعتماد متقابل انجام می­شود و انجام این امر در تجارت اجتناب ناپذیر است. لطفا بنده را از نظر خود مطلع سازید. با تشکر و امتنان فراوان.

جواب:

در حدیث صحیح از عباده بن صامت  نقل شده که پیامبر فرموده است: الذهب بالذهب، والفضة بالفضة، والبُر بالبُر، والشعير بالشعير، والتمر بالتمر، والملح بالملح، مثلًا بمثل، سواء بسواء، يدًا بيد، فإذا اختلفت هذه الأصناف فبيعوا كيف شئتم إذا كان يدًا بيد”

“طلا را در برابر طلا، نقره را در برابر نقره، گندم را در برابر گندم، جو را در برابر جو، خرما را در برابر خرما و نمک را در برابر نمک، مثل هم به طور مساوی و دست به دست بفروشید. اما اگر نوع آنها با هم تفاوت داشت (مثلا طلا را در برابر نقره خواستید بفروشید) هر گونه که فروختید اشکالی ندارد؛ به شرط اینکه دست به دست باشد.” فروش طلا با طلا دو شرط دارد:

شرط اول: تساوی در وزن، به گونه­ای که هیچکدام از دیگری سنگینتر نباشد.

شرط دوم: شرط تقابض در زمان معامله (باید دو طرف در زمان معامله و بدون تاخیر مطالبات طرف دیگر را تحویل بدهند). تو به او بدهی و او به تو بدهد بدون تاخیر. پس اگر یکی از این دو شرط اجرا نشود، قرارداد باطل بوده و ربا محسوب می­گردد و در قرآن و سنت وعده مجازات سنگینی برای ربا پیشبینی شده است. خداوند متعال می­فرماید: ” وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(البقره ٢٧٥)” ” و کسی که (به ربا خواری) باز گردد، آنان اهل آتشند و در آن جاویدان خواهند بود.(البقره ٢٧٥). يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثيمٍ(البقره ٢٧٦)” ” خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش (و برکت) می دهد.و خداوند هیچ ( انسان) ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارد.(البقره ٢٧٦)” . و رسول خدا رباخوار و ربادهنده و کاتب و شاهد آن را لعنت کرده و فرموده است که آنها همه یکسان هستند.

و اما اگر طلا با نقره یا هر جایگزین دیگری مانند اوراق نقدی فروخته شود، تنها یک شرط دارد و آن شرط تقابض در محل قرارداد است. به این معنی که هر دو طرف مال خود را در محل معامله و بدون تاخیر دریافت کنند همانطور که پیامبر فرموده: فإذا اختلفت هذه الأصناف فبيعوا كيف شئتم إذا كان يدًا بيد”. ” اما اگر نوع آنها با هم تفاوت داشت (مثلا طلا را در برابر نقره خواستید بفروشید) هر گونه که فروختید اشکالی ندارد؛ به شرط اینکه دست به دست باشد”.

بنابراین اگر در خرید و فروش دو طرفه­ی طلا، فروشنده مبلغ را فورا دریافت نکند حتی اگر به طرف دیگر اطمینان هم داشته باشد آن معامله حرام است، و حتما واجب است که معامله دست به دست باشد.

باعث تاسف است که بسیاری از تجار طلا، که در کار فروش جواهرات هستند در این امر سهل انگاری می­کنند. و جای تعجب فراوان است که کسانی که فروش نسیه انجام می­دهند، با این کار خود را از دو هر ناحیه دینی و دنیایی متضرر می­سازند. از نظر دینی با قول رسول خدا که می­فرماید ” يدًا بيد” مخالفت می­ورزند و از لحاظ دنیوی هم شکی در این نیست که فروش نقدی مطمئنتر و بهتر است. زیرا که ممکن است شما با اطمینان به خریدار خود مهلت بدهید، اما برای او مشکلی پیش بیاید. برای مثال بیمار شود، فوت کند، چیزی را گم کند یا هر مشکل دیگری که باعث شود پرداخت دیرتر از موعد مقرر صورت بگیرد و باعث ناراحتی تو شود ای آقای فروشنده! یا حتی هرگز فرصت پرداخت پیش نیاید.

بنابراین فروش طلا به نسیه امری غلط و حتی سفیهانه است و بهتر آن است که بگویی : یا مبلغ آن را پرداخت می­کنی یا به تو نمی­فروشم. الان خیلی از کالاها نقد فروخته می­شوند و اگر فردی پول نقد همراه نداشته باشد، مردم چیزی به او نمی­فروشند که اینگونه ناچار می­شود قبل از اقدام به خرید، مبلغ را آماده نماید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا أحد التجار الذين يتعاملون بالذهب بيعا وشراء، وفي بعض الأحيان نبيع الذهب إلى تاجر آخر، وليس لديه السيولة الكاملة لدفع المبلغ المطلوب، مما يضطرنا إلى إمهاله ليوم أو يومين، لحين توفر المبلغ لديه. أرجو من فضيلتكم إفادتنا عن هذا العمل عموما، هل هو جائز أم لا؟ مع العلم بأن هذا العمل الآنف الذكر لا يتم إلا بيننا معشر التجار، حيث توجد الثقة المتبادلة والضرورة التجارية للقيام بهذا العمل، أرجو إفادتي، ولكم خالص شكري وتقديري؟

فأجاب رحمه الله تعالى: ثبت في الصحيح من حديث عبادة بن الصامت أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ، وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ، وَالْبُرُ بالبر، وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ، وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ، وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ، مِثْلَا بِمِثْلٍ، سَوَاءٌ بِسَوَاءٍ، يَدًا بِيَدِ، فَإِذَا اخْتَلَفَتْ هَذِهِ الْأَصْنَافُ، فَبِيعُوا كَيْفَ شِئْتُمْ، إِذَا كَانَ يَدًا بيد». فبيع الذهب بالذهب يشترط فيه شرطان:

الشرط الأول: التساوي في الوزن، بحيث لا يزيد أحدهما على الآخر.

والشرط الثاني: التَّقابض في مجلس العقد من الطرفين، بحيث يُسلّم لك، وتُسلم له، بدون تأخير، فإن اختلف أحد الشرطين، فالعقد باطل وربا، وقد علم ما جاء في الربا من الوعيد الشديد في القرآن، وفي السُّنَّة، وقال الله تعالى في المرابين: ﴿ وَمَنْ عَادَ فَأُولَيكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ * يَمْحَقُ الله الربوا وَيُربي الصَّدَقَتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارِ أَثِيمٍ [البقرة: ٢٧٥-٢٧٦] وَلَعَنَ رسول الله صلى الله عليه وسلم آكِلَ الرِّبَا وَمُؤْكِلَهُ وَكَاتِبَهُ وَشَاهِدَيْهِ، وَقَالَ: «هُمْ سَوَاءٌ».

فأما إذا بيع الذهب بالفضة، أو بما كان بديلا لها، كالأوراق النقدية، فإنه يُشترط فيه شرط واحد، وهو التقابض في مجلس العقد، بمعنى أن يقبض كل من البائع والمشتري ما آل إليه بدون تأخير، لقوله صلى الله عليه وعلى آله وسلم: «فَإِذَا اخْتَلَفَتْ هَذِهِ الْأَصْنَافُ، فَبِيعُوا كَيْفَ شِئْتُمْ، إِذَا كَانَ يَدًا بِيَدِ».

وعلى هذا فتبايع التجار للذهب بدون أن يقبض البائع الثمن من المشتري محرَّم، حتى ولو كان يثق به، بل الواجب أن يكون يدا بيد.

ومن المؤسف أن كثيرًا من تجار الذهب الذين يبيعون الحلي يتهاونون في هذا الأمر، ومن الغرائب والعجائب -والعجائب جمة- أن هؤلاء الذين يبيعون، ويؤخرون استلام الثمن يضرُّون أنفسهم من الناحيتين الدينية والدنيوية، أما الناحية الدينية، فإنهم يخالفون أمر رسول الله صلى الله عليه وسلم حيث قال: «يدًا بِيَدِ». وأما الدنيوية، فإنه لا شك أن البيع بالنقد أعظم للبائع وأسلم، لأنه ربيا تمهله واثقا به، ولا تأتيه الأمور على ما ينبغي، فقد يمرض، أو يموت، أو يضيع منه الشيء، فيماطلك، إلى غير ذلك من الأسباب التي توجب تأخير التسليم إلى أمد لا ترضاه أنت أيها البائع، أو تقضي إلى عدم التسليم بالكلية.

لهذا نرى أنه من الخطأ بل ومن السفه أيضًا – أن يتبايع الناس بالذهب بدون قبض، وأنت لا حرج عليك إذا قلت: إما أن تُسلَّم، وإلا لا أبيع عليك. فليس عليك حرج، وكثير من السلع الآن تُباع نقدًا، وإذا لم يكن مع الإنسان نقد، فإن الناس لا يبيعون عليه، وحينئذ يُضطر إلى أن يأخذ الثمن معه قبل أن يقف على صاحب الحاجة ويشتريها.

مطالب مرتبط:

(۴۵۸۱) توضیح حدیث نبوی درباره ربا در مبادله کالاهای هم‌جنس

معنای فرموده پیامبر از این قرار است: اگر فردی طلا را به ازای طلا بفروشد پس باید دو امر را در آن رعایت کند:....

ادامه مطلب …

(۴۵۸۰) شرح حدیث “الذهب بالذهب…”

یعنی طلا را در برابر طلا، نقره را در برابر نقره، گندم را در برابر گندم، جو را در برابر جو، خرما را در برابر خرما و نمک را در برابر نمک، مثل هم به طور مساوی و دست به دست بفروشید....

ادامه مطلب …

(۴۵۸۳) حکم فروش گندم یا جو با دو برابر قیمت به صورت یک ساله

شکی در این نیست که ربا از گناهان کبیره است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه