پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۳۳۸۸) آیا قرآن به مرده فایده می‌رساند یا نه؟

(۳۳۸۸) سوال: علمای بزرگوار بعد از سلام می‌خواهم در مورد سوالم مرا راهنمایی کنید: آیا قرآن به مرده فایده می‌رساند یا نه؟ و بعضی از مردم اصرار می‌کنند که قرآن به مرده فایده نمی‌رساند. لطفا راهنمایی کنید

جواب:

این امر بر دو وجه واقع می‌شود:

وجه اول: این که نزد قبر میت بیاید و در نزد قبر قرآن بخواند و این به میت فایده نمی‌رساند به این علت شنیدنی فایده دارد که آن شخص در حال حیات باشد زیرا که شنیدن قرآن اجر دارد همانطور که خواندن قرآن اجر دارد اما اینجا بحث مرده است. مرده، مرده است و عملش قطع شده است همانگونه که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: {إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ؛ إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ}[۱] ترجمه: (هرگاه انسانی بمیرد، عمل او منقطع می‌گردد جز از سه طریق: صدقه‌ی جاریه‌ای، علم و دانشی که مردم از آن استفاده کنند یا فرزند صالحی که بعد از مرگ او برایش دعا کند).

وجه دوم: اینکه انسان قرآن برای نزدیک شدن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواند و ثوابش را برای برادر مسلمانش یا برای نزدیکانش قرار دهد که در این مسئله بین اهل علم اختلاف است که بعضی از آنها می‌گویند: اعمال بدنی محض هیچ نفعی به میت نمی‌رساند هرچند که به او اهدا شود چون اصل در عبادات این است که به خود شخص عبادت کننده تعلق می‌گیرد چون عبارت از خواری و انجام دادن آنچه که بدان مکلف شده است می‌باشد و این فقط برای فاعل است مگر آن چیزی که در نص برای نفع رساندن میت وارد شده است و آن ‌چیزی که در نص وارد شده است اصل را تخصیص می‌دهد. بعضی از علماء می‌گویند: چیزی که در نصوص از رسیدن ثواب بعضی اعمال به مردگان آمده است دلالت به این می‌دهد که دیگر اعمال نیز، ثواب آن به مرده خواهد رسید. مبنی بر این اختلاف بین اهل علم، می‌گوییم: قطعاً قرائت قرآن برای نزدیکی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سپس این که ثواب آن را برای میت مسلمان قرار دهی به همین خلاف بنا می‌شود که اگر بگوییم به وسیله‌ی آن به او سود می‌رسد و ثوابش به او می‌رسد وگرنه خیر.

اما این نکته باقی می‌ماند که آیا این از امور مشروع و جایز می‌باشد؟ یعنی ما می‌گوییم که انسان از او طلب می‌شود که با تلاوت قرآن خود را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک کند و سپس ثواب آن را به برادر مسلمانش یا نزدیکانش بدهد یا از امور جایزی است که انجام آن سنت نیست؟ این از امور جایزی است که انجام آن سنت نمی‌باشد بلکه سنت، دعا برای مسلمین و طلب بخشش مانند آن برای ایشان می‌باشد این از آن چیزی است که از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم به وسیله‌ آن به ایشان نفع برساند اما انجام عبادات و اهدای آن، نهایت چیزی که باشد، جایز است و از امور سنت نمی‌باشد.


[۱] [تخریج آن گذشت]

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: السادة أصحاب الفضيلة العلماء، بعد التحية، الرجاء الإفادة عما يلي: هل القرآن يُفيد الميت أم لا؟ فبعض الناس أصروا على أن القرآن لا يفيد الميت. فنرجو إفادتنا، وشكرًا.

فأجاب رحمه الله تعالى : هذا الأمر يقع على وجهين:

أحدهما: أن يأتي إلى قبر الميت ويقرأ عنده، وهذا لا يستفيد منه الميت، لأن الاستماع الذي يُفيدُ مستمعه إنما هو في حال الحياة، حيث يُكتب للمستمع ما يُكتب للقارئ، وهنا الميت ميت انقطع عمله كما قال النبي صلى الله عليه وسلم: «إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةِ: إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ».

والوجه الثاني: أن يقرأ الإنسان القرآن تقربا الله -سبحانه وتعالى-، ويجعل ثوابه لأخيه المسلم أو قريبه، فهذه المسألة مما اختلف فيها أهل العلم، فمنهم من يرى أن الأعمال البدنية المحضة لا ينتفع بها الميت ولو أُهْدِيَتْ له؛ لأن الأصل أن العبادات مما يتعلق بشخص العابد؛ لأنها عبارة عن تَذَلُّل وقيام بما كُلَّفَ بـ وهذا لا يكون إلا للفاعل فقط، إلا ما ورد النص من انتفاع الميت به، فإنه حسب ما جاء في النص يكون مُخصصًا لهذا الأصل. ومن العلماء من يرى أن ما جاءت به النصوص من وصول الثواب إلى الأموات في بعض المسائل يدل على أنه يصل إلى الميت من ثواب الأعمال الأخرى ما يُهْدِيه الحي إلى الميت، وبناءً على هذا الخلاف بين أهل العلم نقول له: إن قراءتك القرآن تَقَرُّبا إلى الله، ثم جعلك الثواب للميت المسلم، ينبني على هذا الخلاف إن قلنا بأنه ينتفع به ويصل إليه ثوابه فهو واصله، وإلا فلا.

لكن يبقى النظر هل هذا من الأمور المشروعة أم من الأمور الجائزة؟ يعني هل نقول: إن الإنسان يُطْلَبُ منه أن يتقرب إلى الله -تعالى- بتلاوة القرآن ثم يجعلها لقريبه أو أخيه المسلم، أو أن هذا من الأمور الجائزة التي لا يُنْدَبُ إلى فعلها ؟ الذي نرى أن هذا من الأمور الجائزة التي لا يُنْدَبُ إلى فعلها، وإنما يُنْدَبُ إلى الدعاء للمسلمين والاستغفار لهم وما أشبه ذلك مما نسأل الله -تعالى- أن ينفعهم به، وأما أن تفعل العبادات وتهديها فهذا غاية ما فيه أن يكون جائزا فقط، وليس من الأمور المندوبة

مطالب مرتبط:

(۳۳۹۱) حکم عزاداری برای میتی که نماز نمی‌خواند

هنگامی که انسانی مُرد و نماز نمی‌خواند قطعاً جایز نمی‌باشد که بر او دعای رحمت کرد و اینکه ثوابی از اعمال صالح به او اهدا شود بلکه جایز نمی‌باشد که غسل و کفن و کرده شود و در قبرستان مسلمین دفن شود....

ادامه مطلب …

(۳۳۸۹) حکم قرائت قرآن برای مردگان در قبرستان چیست؟

قرائت قرآن بر مردگان در قبرستان بدعت است و مشروع برای کسی که از قبور زیارت می‌کند این است که آن چیزی را بگوید که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفته است....

ادامه مطلب …

(۳۳۹۹) حکم دسته جمعی خواندنِ سوره‌‌ی یاسین با صدای بلند در قبرستان

این کار در سنت وارد نشده است نه با صدای بلند و نه با صدای پایین و نه با صدای دسته جمعی و نه با صدای انفرادی. ....

ادامه مطلب …

(۳۳۹۶) حکم قرائت قرآن و سوره‌ی فاتحه نزد قبر

این کار -یعنی قرائت قرآن نزد قبر- از جمله بدعت‌ها است و دلیلش نیز این است که در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و خلفای راشدین نبوده است...

ادامه مطلب …

(۳۴۰۱) آیا قرائت قرآن و گریستن بر قبر میت جایز است؟

قرائت قرآن بر قبرها بدعت است که از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و یارانش وارد نشده است و در صورتی که از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و یارانش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وارد نشده باشد برای ما نیز شایسته نیست آن را از نزد خودمان نوآوری کنیم...

ادامه مطلب …

(۳۴۰۰) حکم قرائت سوره یاسین بر سر قبر

قرائت بر قبرها مشروع نیست زیرا از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده است بلکه مشروع فقط آن است که شخص هرگاه به زیارت قبرستان  رفت چنان که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفته بگوید....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه