جمعه 1 شوال 1447
۲۹ اسفند ۱۴۰۴
20 مارس 2026

(۵۷۲۶) حکم پوشیدن لباس بلند بدون قصد تکبر

(۵۷۲۶) سوال: جوانی بیست ساله هستم که نمازهای واجب و تلاوت قرآن کریم و احکام الهی را مراعات  می‌کنم، اما مشکلم این است که لباس‌هایی که معمولاً می‌پوشم، بلند است و قصد تکبر و غرور ندارم، چندین بار سعی کردم لباس‌هایم را کوتاه‌تر کنم، اما به خودم می‌گویم: تا وقتی تکبر یا قصد دیگری نداشته باشم، ان شاء الله گناه ندارد؛ لطفاً در این باره جواب کاملی بدهید و الله به شما توفیق دهد؟

جواب:

این سؤال دو مسأله را شامل می‌شود:
مسأله‌ی اول: این فرد خود را به این دلیل تحسین کرده که مطیع الله است و دوست دارد که الله را خشنود و راضی نماید، امیدوارم این تحسین را به‌خاطر بیان نعمت‌های الله و نه به‌خاطر تمجید از خودش کرده باشد. زیرا کسی‌که درباره‌ی اطاعتش از احکام دین سخن می‌گوید، از دو حالت خارج نیست:
اول: قصد خودستایی دارد و اعمالی را که برای پروردگارش انجام می‌دهد به نمایش می‌گذارد که موضوع خطرناکی است و شاید منجر به نابودی و تباهی کردارش منجر شود و الله جَلَّ‌جَلَالُهُ بندگانش را از خودستایی نهی می‌فرماید: {فَلا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ اتَّقَى} [نجم: ۳۲]. (پس خودستایی نکنید که او نسبت به کسی‌که تقوا دارد، آگاه‌تر است.)
دوم: کسی‌که چنین سخن می‌گوید، قصد برشمردن و یادآوری نعمت‌های الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را در حق خود دارد و می‌خواهد با این کار، دیگر همنوعانش نیز از او الگوبرداری کنند، پس هدفش پسندیده و ستودنی است؛ زیرا الله جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: {وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ} [ضحی: ۱۱]. (و اما از نعمت پروردگارت سخن بگو.) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز فرمود: «من سن في الإسلام سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها إلى يوم القيامة».( ) (کسی‌که روش پسندیده و خوبی را در اسلام ایجاد کند، تا روز قیامت پاداشی به اندازه‌ی کسی دارد که به آ« روش عمل کند.)
مسأله‌ی دوم: لباسش را تا پایین‌تر از قوزکش بلند می‌گذارد و خود را این‌گونه راضی کرده که چون کارش از روی غرور و تکبر نیست، پس مباح است، در جواب باید گفت که این کارش حرام و بلکه بنا بر ظاهر نصوص شرعی، جزو گناهان کبیره است؛ زیرا ثابت شده که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «ما أسفل من الإزار من الكعبين ففي النار»( ) (آن‌ مقدار از شلوار که پایینتر از قوزک باشد، در آتش است.) این حديث مطلق است و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شرط و قید غرور و تکبر را برایش بیان نفرمود، و نمی‌وان این حدیث مطلق را بر مقید حمل و معنا کرد؛ زیرا حكم در باره‌ی آن‌دو حالت، مختلف و متفاوت است و علماء بیان کرده‌اند که مطلق بر مقيد حمل و معنا نمی‌شود مگر این‌ه حکمشان یکی باشد.
اما تفاوت حکمشان این است که هر کس لباسش را از روی غرور و تکبر بلند بگذارد، الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در روز قیامت با او سخن نمی‌گوید و به او توجه نمی‌کند و او را پاک نمی‌گرداند و عذاب دردناکی در پیش دارد، در صحيح مسلم از حديث ابو ذر رضي الله عنه نیز ثابت شده که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة ولا ينظر إليهم ولا یزکیهم ولهم عذاب أليم» (الله در روز رستاخیز، با سه نفر سخن نمی‌گوید و به آنان نگاه نمی‌کند و آن‌ها را پاک نمی‌گرداند وعذاب دردناکی دارند.) وی سه مرتبه تکرار فرمود و سپس أبو ذر گفت: چه زیانی کرده‌اند و آنان چه کسانی هستند ای رسول الله؟ فرمود: «المسبل والمنان والمنفق سلعته بالحلف الكاذب»( ) (بلندکننده‌ی لباس و کسی‌که منت می‌گذارد و کسی‌که کالایش را با سوگند دروغ می‌دهد.) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این حديث بیان نمود که مجازات مُسبِل این است که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در روز قیامت با او سخن نمی‌گوید، به او توجه نمی‌کند، او را پاک نمی‌گرداند و عذاب دردناکی در پیش دارد، این حديث مطلق است و در حدیث مقيد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «من جر ثوبه خيلاء لم ينظر الله إليه»( ) (کسی‌که از روی غرور لباسش را بلند بگذارد، الله به او نگاه نمی‌کند.) پس پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سخنش را با قید غرور و تکبر فرد مقیّد نمود و بیان فرمود که الله به او توجه نمی‌کند و این بخشی از مجازات است که حديث ابو ذر به آن اشاره دارد و حديث ابو ذر که مطلق است، بر این حديث مقيد حمل و معنا می‌شود، پس مجازات بلند گذاشتن لباس از روی غرور، بیشتر و سخت‌تر از بلند گذاشتنش بیش از قوزک است؛ زیرا کسی‌که لباسش پایین‌تر از قوزک باشد، به همان مقدار که پایین‌تر است مجازات می‌شود، اما بلند گذاشتن لباس از روی غرور و تکبّر، مجازات بیشتر و سخت‌تری دارد، بدین صورت که در روز قیامت الله با او سخن نمی‌گوید و به او توجه نمی‌کند و او را پاک نمی‌گرداند و عذاب دردناکی دارد، و با وجود این پی می‌بریم که با تمسّک به قاعده‌ای که اصولیون بیان کرده‌اند، حمل و معنا کردن مطلق بر مقيد ممکن نیست و كتاب الله جَلَّ‌جَلَالُهُ نیز به آن اشاره دارد، با این توضیح که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در آیه‌ی طهارت درباره‌ی وضو بیان می‌نماید که شستن دست‌ها تا آرن انجام شود، الله جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ} [مائده: ۶]. (ای کسانی‌ه ایمان آورده‌اید، به نماز که برخاستید، پس صورت‌هایتان و دستانتان را تا آرن‌جا بشویید و سرهایتان را مسح نمایید و پاهایتان را تا قوزک‌ها بشویید.) پس شستن دست‌ها را مشروط و مقید به آرن نمود و درباره‌ی تیمم می‌فرماید: {وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنْ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمْ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ} [مائده: ۶]. (اگر جنب بودید، پاکیزه شوید و اگر بیمار یا مسافرت بودید یا هر کدامتان که قضای حاجت کردید یا با زنان همبستر شدید و آب نیافتید، پس با خاک پاک تیمم نمایید و صورت‌هایتان و دستانتان را با آن مسح کنید.) در این جا مقید نکرد که مسح دست‌ها تا آرنج انجام شود و حکم تیمم بر حکم وضو حمل و معنا نمی‌شود، چون در حکمشان اختلاف است، طهارت در وضو در چهار عضو انجام می‌شود و در تیمم در دو عضو، در وضو برخی از اعضا را می‌شویند و برخی را مسح می‌نند اما در تیمم فقط مسح انجام می‌شودطهارت از حدث اصغر و اکبر با تیمم انجام می‌شود، اما در وضو طهارت و پاکی از هر یک از دو نوع حدث، متفاوت است و بدین خاطر حکم مطلق تيمم بر حکم مقيد وضوء حمل نمی‌شود.
در تأیید این مطلب باید گفت که وقتی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روش تیمم را به عمار بن ياسر آموزش می‌داد، دو دستش را یکبار بر زمین زد و با دست چپ دست راستش را و با کف دست پشت دست و صورتش را مسح نمود.( ) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تيمم را تا آرن انجام نداد و این نشان می‌دهد که قاعده‌ای که اصولیون تعیین کرده‌اند، قاعده‌ای محکم است که قرآن و سنت نیز آن‌را تأیید می‌کنند.
پس انسان باید از الله جَلَّ‌جَلَالُهُ پروا نماید و از چیزهای حرامی که الله در مورد لباسش تعیین نموده دوری کند، اگر حرام‌هایی را که الله درباره‌ی لباس تعیین نموده انجام دهد، به معنای ناسپاسی او در برابر نعمت‌هاست و الله جَلَّ‌جَلَالُهُ زمانی‌که بیان می‌نماید که لباس را نازل نمود تا مردم شرمگاهشان را بپوشانند و مایه‌ی زیبایی باشد، اشاره می‌کند که انسان باید تقوا را مراعات کند و در این باره می‌فرماید: {وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ} [اعراف: ۲۶]. (و لباس تقوا بهتر است.) پروا و تقواى الله جَلَّ‌جَلَالُهُ بر هر مسلمان واجب است و الله جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُون} [آل عمران: ۱۰۲]. (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! تقوای الله را آن‌گونه که شایسته‌ی تقوای اوست، مراعات کنید و فقط چنان بمیرید که مسلمان هستید.) وقتی أمير المؤمنين عمر بن خطاب رضي الله عنه ضربه خورد، جوانی از انصار به عیادتش آمد که لباسش به زمین می‌خورد، وقتی برگشت عمر رضي الله عنه او را فراخواند و گفت: ای برادرزاده! لباست را بالا بگیر که تقوا و پروا از پروردگارت بیشتر است و لباست سالم‌تر می‌ماند (و در لفظ دیگر آمده: و لباست پاکیزه‌تر می‌ماند.)( )
أمير المؤمنين عمر بن خطاب رضي الله عنه در بالا بردن لباس دو فابده‌ی بزرگ بیان نمود:
اول: تقواى الله جَلَّ‌جَلَالُهُ که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ برای کسانی‌که چنین صفتی دارند، بهشتی فراهم نموده که به اندازه‌ی وسعت آسمان‌ها و زمین است و در این مورد می‌فرماید: {وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ} [آل عمران: ۱۳۳]. (و به سوی آمرزشی از پروردگارتان بشتابید و به سوی بهشتی که پهنایش آسمان‌ها و زمین است و برای مردم باتقوا فراهم شده است.)
دوم: این‌ کار موجب می‌شود تا لباس سالم‌تر بماند، چون لباسی که روی زمین کشیده می‌شود، زودتر کهنده و فرسوده می‌گردد و و اگر بالاتر از قوزک باشد، پاکیزه‌تر می‌ماند و اگر روی زمین کشیده شود، آلوده می‌گردد.
شاید بپرسید: ممکن است که مجازات، بخشی از بدن را بگیرد نه تمام بدن را؟ در جواب باید گفت: بله، ممکن است، مگر نمی‌دانید که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقتی دید یارانی در شستن پاهایشان در وضو کوتاهی می‌کنند، با صدای بلند اعلام نمود: «ويل للأعقاب من النار».( ) (وای از مجازات پاها در آتش.) پس مجازات را در وضویی قرار داد که دچار نقص است و این‌گونه است که درباره‌ی کسی‌که لباسش پایین‌تر از قوزک اوست می‌گوییم: مجازاتش به اندازه‌ی مخالفت اوست و مقداری که از قوزک پایین‌تر است در آتش مجازات می‌شود.
این شخص و تمام کسانی را که به فتنه و مشکل بلند کردن لباس دچار هستند، سفارش می‌کنم که که تقوای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را درباره‌ی خود و جامعه‌شان مراعات کنند و با قلب و زبانشان مردمی را به یادآورند که لباسی برای پوشاندن عورتشان و حفاظت از خود در برابر گرما و سرما ندارند تا انگیزه‌ای برای شکرگزاری نعمت الله جَلَّ‌جَلَالُهُ شود و به احکام الله در مورد لباس‌های فراوان و گوناگونی که الله به آنان ارزانی داشته، پایبند باشند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا شاب في العشرين من عمري، محافظ على أداء الصلوات المكتوبة وعلى تلاوة القرآن الكريم وأوامر ربي عز وجل، إلا أنني أعاني من أمر هو أن ثيابي التي ألبسها عادة ما تكون طويلة، وأنا لا أقصد بذلك الكبر والخيلاء، وحاولت مرارًا أن أقصر من ثيابي لكنني أقول في نفسي: ما دام أنني لم أقصد الكبر أو غير هذا فهذا إن شاء الله ليس فيه ذنب، أرجو من فضيلتكم إجابة شافية عن هذا الموضوع وفقكم الله.

فأجاب رحمه الله تعالى: تضمن هذا السؤال مسألتين: المسألة الأولى أن الرجل أثنى على نفسه بكونه قائما بطاعة الله محباً لما يرضي الله عز وجل، أرجو أن يكون هذا الثناء على نفسه من باب التحدث بنعم الله عز وجل، لا من باب تزكية النفس.

وذلك أن الذي يتحدث عن نفسه بفعل الطاعات لا يخلو من حالين:

الحال الأولى: أن يكون الحامل له على ذلك تزكية نفسه وإدلاله بعمله على ربه، وهذا أمر خطير قد يؤدي إلى بطلان عمله وإحباطه، وقد نهى الله -سبحانه وتعالى عباده عن تزكية نفوسهم فقال تعالى: ﴿فَلَا تُزَكُوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى﴾ [النجم: ٣٢].

الحال الثانية: أن يكون الحامل له على ذلك التحدث بنعمة الله سبحانه وتعالى، وأن يتخذ من هذا الإخبار عن نفسه سبيلا إلى أن يقتدي به نظراؤه وأشكاله من بني جنسه، وهذا قصد محمود؛ لأن الله -سبحانه وتعالى- يقول: ﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِتْ﴾ [الضحى: ۱۱]، وقال النبي صلى الله عليه وسلم: «مَن سَنَّ في الإسلامِ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ فله أَجْرُها وَأَجْرُ مَن عَمِلَ بها إلى يوم القيامةِ».

أما المسألة الثانية: مما تضمنه السؤال فهي السؤال عن كونه يُرخي ثوبه وينزله إلى أسفل من الكعبين، وكان يمني نفسه بأنه لم يفعل ذلك من باب الكبر ولا من باب الخيلاء فيكون هذا مباحًا، والجواب على ذلك أن عمله هذا محرم، بل إن ظاهر النصوص أنه من كبائر الذنوب؛ وذلك لأنه ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «مَا أَسْفَلَ مِنَ الْكَعْبَيْنِ مِنَ الْإِزَارِ فَفِي النَّارِ»، وهذا الحديث مطلق لم يقيده النبي صلى الله عليه وسلم بكونه خيلاء أو بَطَرًا، ولا يمكن أن يُحمَلُ على المقيَّد بذلك؛ لأن الحكم فيهما مختلف، وقد ذكر أهل العلم أنه لا يُحمل المطلق على المقيد إلا إذا كان الحكم فيهما واحدا.

ولتستمع إلى فرق الحكم بينهما؛ فإن من جر ثوبه خيلاء عقوبته أن الله -عز وجل- لا يكلمه يوم القيامة ولا ينظر إليه ولا يزكيه وله عذاب أليم؛ كما ثبت ذلك في صحيح مسلم من حديث أبي ذر رضي الله عنه، أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «ثلاثة لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ يومَ القيامة، ولا يَنْظُرُ إليهم، ولا يُزَكِّيهِمْ، ولهم عذابٌ أَلِيمٌ». قالها ثلاثا، فقال أبو ذر رضي الله عنه خابوا وخسروا من هم یا رسول الله؟ فقال: «المُسْبِلُ والمَنَّانُ والمُنفِّقُ سِلْعَتَهُ بالحَلِفِ الكاذِب»، فبين النبي صلى الله عليه وسلم في هذا الحديث أن عقوبة المسْبِل أن الله تعالى لا يكلمه يوم القيامة ولا ينظر إليه ولا يزكيه وله عذاب أليم، وهذا الحديث مطلق، لكنه مقيد بما صح عن رسول الله أنه قال: «مَنْ جَرَّ ثَوْبَهُ خُيَلَاءَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ» فقيده النبي صلى الله عليه وسلم بكونه خيلاء، وقال: «لم ينظر الله إليه»، وهذه العقوبة بعض العقوبة التي دل عليها حديث أبي ذر، فيحمل حديث أبي ذَرٍّ المطلق على هذا الحديث المقيد، إذن عقوبة من جر ثوبه خُيّلاء أعظم من عقوبة من نزل إزاره عن كعبيه؛ لأن من نزل إزاره عن كعبيه عقوبته أن يُعَذِّب بالنار ما قابل النازل من الإزار عن الكعبين، وأما عقوبة من جر ثوبه خيلاء فهي أعظم وأكبر؛ فإنها ألا يكلمه الله يوم القيامة ولا ينظر إليه ولا يزكيه وله عذاب أليم، وبهذا الفرق علمنا أنه لا يمكن حمل المطلق على المقيد اتباعًا للقاعدة التي ذكرها الأصوليون والتي دل عليها كتاب الله عز وجل، وإيضاح ذلك أن الله -سبحانه وتعالى- ذكر في آية الطهارة في الوضوء أن غسل اليدين يكون إلى المرافق، فقال الله تعالى: ﴿يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَوَةِ فَأَغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ﴾ [المائدة: 6]، فقيد غسل اليدين ببلوغ الغسل إلى المرافق، وقال في التيمم: ﴿وَإِن كُنتُمْ جُنَّبًا فَاطَهَرُوا وَإِن كُنتُم مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَابِطِ أَوْ لَمَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِنْهُ [المائدة: 6]، ولم يقيد الأيدي ببلوغ التيمم إلى المرافق، ولا يحمل حكم التيمم على حكم الوضوء، وذلك لاختلافهما في الحكم، ففي الوضوء تتعلق الطهارة بأربعة أعضاء، وفي التيمم ،بعضوين وفي الوضوء تكون الأعضاء بعضها مغسولاً وبعضها ممسوحًا، وفي التيمم تكون ممسوحة، وكذلك في طهارة التيمم تتفق الطهارتان الصغرى والكبرى، وفي طهارة الماء تختلف الطهارتان الصغرى والكبرى، وعليه فلا يحمل المطلق في حكم التيمم على المقيد في الوضوء.

ويدل لذلك أن النبي صلى الله عليه وسلم لما علم عمار بن ياسر كيفية التيمم ضرب الأرض بيديه ضربةً واحدة ومسح الشمال على اليمين وظاهر كفيه ووجهه، ولم يبلغ النبي صلى الله عليه وسلم بالتيمم إلى المرافق، فدل هذا أن القاعدة التي قررها الأصوليون قاعدة مستقرة دل عليها الكتاب والسنة.

فليتق المرء الله تعالى وليجتنب ما حرم الله عليه في لباسه؛ فإن فعل ما حرم الله على المرء في لباسه من كفران النعم، وقد أشار الله -تبارك وتعالى حين ذكر أنه أنزل على عباده لباسًا يواري سوآتهم وريشا إلى أنه يجب على الإنسان أن يراعي جانب التقوى في ذلك، حيث قال: ﴿وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خير﴾ [الأعراف: ٢٦]، وتقوى الله عز وجل واجبة على كل مسلم كما قال الله تعالى: ﴿يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَانِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُسْلِمُونَ﴾ [آل عمران: ۱۰۲] ، ولقد عاد أمير المؤمنين عمر بن الخطاب رضي الله عنه حين طعن شاب من الأنصار، وكان عليه ثوب يضرب على الأرض، فلما ولى دعاه عمر رضي الله عنه فقال له يا ابن أخي، ارفع ثوبك؛ فإنه أتقى لربك وأبقى لثوبك. وفي لفظ: وأنقى الثوبك فذكر أمير المؤمنين عمر بن الخطاب رضي الله عنه أن في رفع الثوب فائدتين عظيمتين:

إحداهما: تقوى الله -عز وجل- التي أعد الله -سبحانه وتعالى- للمتصفين بها جنة عرضها السماوات والأرض؛ كما قال تعالى: ﴿وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ﴾ [آل عمران: ١٣٣].

والفائدة الثانية: أن ذلك أبقى للثوب؛ فإن الثوب إذا انجر على الأرض أكلته وقطعت أسفله، وأنقى له أيضًا؛ فإن الثوب إذا انجر على التراب تلوث به.

فإن قلت: هل يمكن أن تكون العقوبة على جزء من البدن دون جميعه؟ فالجواب نعم يمكن ذلك، ألا ترى إلى قول رسول الله صلى الله عليه وسلم حين رأى تقصيرا من بعض الصحابة رضي الله عنهم في غسل أرجلهم نادى بأعلى صوته: «وَيلٌ لِلْأَعْقَابِ مِنَ النَّارِ»، فجعل العقوبة في العضو الذي حصل فيه الخلل، وهكذا نقول فيمن نزل ثوبه عن كعبيه : إن عقوبته تكون في مقدار ما حصلت به المخالفة، فيُعَذَّب بالنار ما كان أسفل من الكعبين.

وإني أوجه إلى السائل -بارك الله فيه- وإلى غيره ممن ابتلوا بمسألة الإسبال؛ أوجه إليهم نصيحة بأن يتقوا الله -عز وجل- في أنفسهم وفي مجتمعهم، ، وأن يذكروا بقلوبهم وعلى ألسنتهم أُناسا لا يجدون ما يسترون به عوراتهم أو يتقون به الحر والبرد من الثياب؛ حتى يكون ذلك داعيا إلى شكرهم نعمة الله -سبحانه وتعالى – والتزامهم بأحكام الله في هذه الثياب التي أنعم الله عليهم بوفرتها وكثرتها.

مطالب مرتبط:

(۵۷۲۷) حكم پیشی گرفتن از امام و بلند گذاشتن لباس از روی غرور چیست؟

سؤال اول: پیشی گرفتن از امام که حرام است....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۰) حکم بلند بودن لباس (إسبال) چیست؟

بلند بودن لباس برای زنان اشکالی ندارد، زیرا این کار باعث پوشاندن پاهای آنان می‌شود. اما برای مردان، بلند بودن لباس حرام است، بلکه از گناهان کبیره به شمار می‌آید....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۴) بررسی صحت حدیث «إن الله لا يقبل صلاة رجل مسبل إزاره»

این حدیث از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده ولی ضعیف است و قابل استدلال نیست و کسی‌که لباس را بلند می‌گذارد، اگر نمازش قبول شود باز هم گناهکار است و مرتکب گناه کبیره شده است....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۹) حكم بلند گذاشتن لباس

بلند گذاشتن لباس یعنی این‌که لباس مرد تا پایین‌تر از قوزک پای او بیاید، که حرام و بلکه از گناهان کبیره است....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۲) حکم نماز با لباس بلند چیست؟

درباره‌ی جواب به این دو سؤال، باید دو مسأله را بیان کنیم: مسأله‌ی نخست: بلند گذاشتن لباس تا پایینتر از قوزک، از گناهان کبیره است....

ادامه مطلب …

(۵۷۳۰) حکم پیراهن را کوتاه و شلوار را بلند

تا وقتی شلوار پایین‌تر از قوزک قرار نگیرد، اشکال و گناهی ندارد، مگر این‌که لباس شهرت و انگشت‌نما باشد، آن‌گونه که توجه مردم را جلب کند و انگشت‌نما شود.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه