شنبه 15 ذیقعده 1447
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
2 می 2026

(۶۱۲۶) حکم نذر برای ساخت مسجد و کفاره در صورت عدم وفای به نذر

(۶۱۲۶) سوال: زنی بوده که از بیست و هفت سال قبل متأهل است و فرزندانی دارد و از میان این فرزندان دختری بوده که پس از دو سال از تولدش دچار بیماری به نام تب مدیترانه‌‌ای خانوادگی شد و همیشه نیازمند خون بود و پزشکان و ناظران بر بیماری او گفتند: او را رها نموده تا اینکه در اثر این بیماری بیمرد، لذا از حرف پزشکان ناراحت شده و به این سخن اهمیتی ندادم و بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توکل نمودم لذا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همراه من و او بود. بنابراین شروع به مراقبت از او نموده تا اینکه مدرسه‌‌ی ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه را الحمدلله با نمرات عالی به اتمام رساند. عملی را انجام دادیم که با موفقیت انجام شد. سؤال کننده می‌‌گوید: او و همسرش پولی ندارند و فرزندانِ دانشگاهی دارند و زمینی از پدر خود دارم لذا گفتم: اگر از این بیماری شفا یافت این زمین را به اوقاف یا جمعیه‌‌ی اسلامی هدیه داده تا اینکه بر آن مسجد جامعی را بسازند، لذا عمل به فضل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با موفقیت انجام شد اما شوهرم مخالف نمود و گفت: ما مالی نداریم که با آن زمین یا خانه‌‌ای را بخریم و فرزندان به این مال نیاز دارند و از علمای دینی در کشورم سؤال کردم و گفتند: بر تو واجب بوده ده مسکین غذا دهی یا لباس بپوشانی یا اینکه برای ساختن مسجد جامعی جدید وسایل ساختمانی را متحمل شوی. دختر دومم نیز دچار همین بیماری شد و پیوسته اموال زیادی را برای درمان آن پرداخت می‌‌کنم. شیخ بزرگوار! لطفا به سؤالم پاسخ دهید یا اینکه فتوای علمای کشورم را بگیرم؟

جواب:

شایسته نیست انسان هرگاه از عالمی که به او اعتماد دارد طلب فتوا نمود، از کسی دیگر سؤال کند بلکه اهل علم مقرر نموده هرگاه انسان از شخصی که به قول و فتوای او ملتزم بوده طلب فتوا نمود؛ جایز نیست از کسی دیگر طلب فتوا کند. بنابراین طلب فتوا از علمای کشورت و فتوا دادن آن‌‌ها به تو به آنچه در سؤال ذکر نمودی برای تو کافی بوده و نیازی به سؤال از کسی دیگر نیست، زیرا انسان مکلف نبوده که از تمام علمای مسلمانان سؤال کند بلکه بر او لازم بوده از کسی که به او اعتماد دارد سؤال کند و اگر از کسی که به او اعتماد دارد سؤال نمود به فتوای او اکتفا نماید و از کسی دیگر سؤال نکند. اگر فرض شود انسان در مشکلی افتاده و نزد او یک عالم بیشتر نیست، لذا ضرورتا از او سؤال کرد در حالی که در نفس خود می‌‌گوید: اگر عالمی مورد اطمینان‌‌تر از او پیدا نمودم از او سؤال می‌‌کنم در این صورت اشکالی ندارد پیرامون مشکلی که برای او پیش آمده بپرسد هر چند که از عالم کشور خود پیرامون آن سؤال نموده است. خلاصه‌‌ی جواب این بوده که می‌‌گویم: مادامی که از علمایی که نزد تو هستند سؤال نموده إن شاء الله کافی است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إنها متزوجة منذ سبعة وعشرين عاما، وإنها أنجبت من الأولاد، ومن ضمن هؤلاء الأولاد بنت ، وقد مرضت بعد سنتين من ولادتها بمرض يسمى حوض البحر الأبيض المتوسط، حيث كانت تحتاج دائما إلى دم، وقد قال الأطباء والمشرفون على تمريضها: اتركيها حتى تموت من المرض. فانزعجت من كلام الأطباء ولم أعِر هذا الكلام اهتماما، وتوكلت على الله، فكان معي ومعها، فصرت أرعاها وأهتم بها حتى أنهت الدراسة الابتدائية والمتوسطة والثانوية فالكلية وبتقدير ممتاز والحمد لله على ذلك، وقد أجرينا لها عملية تكللت بالنجاح تقول السائلة إنها هي وزوجها لا يملكان المال وعندهما أولاد في الجامعات وكان لي أرض من أبي فقلت ونذرت: إذا شفيت من العملية سوف أهب هذه الأرض للأوقاف أو للجمعية الإسلامية لكي يبنوا عليها مسجدًا جامعا، فنجحت العملية بفضل الله، ولكن زوجي عارض ذلك، قال: إننا لا نملك مالا نشتري به أرضًا أو بيتًا، والأولاد بحاجة إلى هذه الأرض، وسألت علماء الشريعة في بلدي فقالوا: عليك أن تطعمي عشرة مساكين أو تكسيهم أو تتحملي أشياء من مواد البناء الجامع جديد، وقد أصيبت ابنتي الثانية بنفس المرض، وما زلت أدفع أموالا كثيرة لعلاجها، نرجو منك فضيلة الشيخ الإجابة على ذلك أو آخذ بفتوى علماء بلدي مأجورين.

فأجاب رحمه الله تعالى: لا ينبغي للإنسان إذا استفتى عالما يثق به أن يسأل غيره، بل نص أهل العلم أن الإنسان إذا استفتى شخصًا ملتزما بقوله وبما يفتي به فإنه لا يحل له أن يستفتي غيره، وبناءً على ذلك فإن استفتاءك للعلماء الذين في بلدك وإفتاءهم إياك بما ذكرت في السؤال يمكنك أن تقتصري عليه وألا تسألي أحدًا بعد ذلك؛ لأن الإنسان لا يكلف أن يسأل كل عالم من علماء المسلمين، بل عليه أن يسأل من يثق به، وإذا سأل من يثق به فليقتصر على ما يُفتى به، ولا يسأل أحدا غيره، ولو فرض أن الإنسان وقع في مشكلة أو وقعت عليه مشكلة ولم يكن عنده إلا عالم فاستفتاه للضرورة، وهو في نفسه يقول: إنني إذا قدرت على عالم أوثق منه سألته فلا بأس حينئذ أن يسأل عن هذا الأمر الذي وقع فيه الإشكال، ولو كان قد سأل عنه العالم الذي في بلده، وخلاصة الجواب أني أقول: ما دمت قد سألتِ العلماء الذين عندك ففيهم إن شاء الله تعالى كفاية.

مطالب مرتبط:

(۶۱۵۴) حکم نذر روزه و روزهای مخصوص مانند عرفه و عاشورا

اگر نذر در این روزها مشخص است جایز نیست آن را به عنوان سنت بگیرد...

ادامه مطلب …

(۶۱۵۷) حکم وفای به نذر با خرید حیوان جدید با مبلغ فروش نذر شده

این گوسفندی را که نذر نمودی برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ذبح کنی؛ اگر نذر تو نذر عبادت بوده بر تو واجب است به آن وفا کنی و این گوسفند را برای نذر مشخص نمودی و فروختن آن بعد از این اشتباه و حرام است ...

ادامه مطلب …

(۶۱۴۷) حکم نذر در حال خشم

خشم سه نوع است:  خشم بسیار زیاد به صورتی که انسان احساس نمی‌‌کند و نمی‌‌داند چه می‌‌گوید؛ در این نوع حکمی برای سخن او وجود ندارد، زیرا احساس نمی‌‌کند چه می‌‌گوید و اراده‌‌ی او قفل بوده لذا سخن او بیهوده است.....

ادامه مطلب …

(۶۱۲۲) چه زمانی وفای به نذر واجب است؟

نذر دو قسمت است: مطلق و معلق. مطلق یعنی نذر کننده بگوید: به خاطر الله نذر می‌‌کنم سه روز روزه بگیرم، لذا بر او واجب بوده در روزه گرفتن بشتابد، زیرا اصل در واجب بر فوری بودن آن است....

ادامه مطلب …

(۶۱۴۹) حکم نذر روزه و امکان پرداخت صدقه به جای روزه

قبل از جواب به این سؤال دوست دارم برادران مسلمان خود را از نذر بر حذر دارم، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده....

ادامه مطلب …

(۶۱۴۲) خواهرم نذر نموده روز جمعه روزه بگیرد؛ آیا جایز است به نذر خود وفا کند؟

وز جمعه را روزه گرفته و روز شنبه را به آن اضافه می‌‌کنی یا اینکه همراه آن پنجشنبه را روزه می‌‌گیری؛ این‌‌گونه وفای او به نذرش بدون مکروه بودن است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه