شنبه 16 شوال 1447
۱۴ فروردین ۱۴۰۵
4 آوریل 2026

(۲۳۷۶) آیا حرکت کردن از روی فراموشی نماز را باطل می‌کند؟

(۲۳۷۶) سوال: آیا حرکت کردن از روی فراموشی نماز را باطل می‌کند؟ و آیا حرکت کم عمدی نماز را باطل می‌کند؟ و چند حرکت نماز را باطل می‌کند؟

جواب:

به مناسبت این سوال دوست دارم که جواب آن را تفصیلی بدهم: حرکت در نماز پنج قسمت دارد: واجب، سنت، مباح، حرام و مکروه.

حرکت واجب: هر حرکتی که صحت نماز به آن معلق باشد واجب است مثل مردی که از روی اجتهادش رو به غیر قبله نماز می‌خواند سپس شخصی می‌آید که قبله را بهتر از او می‌شناسد و می‌گوید که قبله در سمت راست تو قرار دارد پس در این حالت واجب است که به آن سمت بچرخد که این حرکت واجب است زیرا اگر آن را انجام ندهد نمازش باطل می‌شود و دلیل آن واقعه‌ای است که برای اهل قباء رخ داد هنگامی که در نماز صبح بودند شخصی آمد و به آنها گفت: بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در قرآن نازل شده که قبله به سمت کعبه قرار دارد[۱] پس در حالی که رو به شام بودند و کعبه در پشت ایشان قرار داشت چرخیدند و رو به قبله کردند و شام در پشتشان قرار گرفت و نماز را ادامه دادند و مثل این حرکت واجب است زیرا اگر در آن حالت باقی مانده بودند نمازشان باطل می‌شد و مثالی دیگر مثل اینکه شخصی در دستمال سرش نجاستی باشد که در این صورت بیرون آوردن آن واجب است و این حرکت نیز واجب می‌شود چون اگر به همین حالت نمازش را ادامه دهد بدون این که دستمال سرش را بیاندازد نمازش باطل می‌شود و این در روزی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با اصحابش نماز می‌خواند رخ داد که در حال نماز دمپایی‌اش را بیرون آورد سپس اصحاب نیز همه بیرون آوردند هنگامی که نماز را به پایان رساند از ایشان سوال کرد که چرا دمپایی‌شان را بیرون آورند؟ گفتند: یا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ما دیدیم که شما دمپایی‌تان را بیرون آوردید پس ما هم بیرون آوردیم؛ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ایشان فرمود: «إن جبریل أتاني فأخبرني أن فیهما أذیً فخلعتهما»[۲] (جبرئیل نزد من آمد و ما را از پلیدی در آن با خبر ساخت پس آن را درآوردم) بنابراین این دلالت می‌دهد که اگر انسان فهمید که در لباسش نجاستی وجود دارد باید آن را بیرون آورد ولی اگر نجاست در لباس است و امکان بیرون آوردن آن نیست مگر با برهنه شدن پس در این حالت راهی جز قطع نماز نیست پس آن را قطع کند و لباس پاکی را بپوشد.

پس حرکت واجب در نماز: هر حرکتی که صحت نماز به آن وابسته باشد حرکت واجب است.

حرکت مستحب در نماز: هر حرکتی که فعل مستحب بر آن معلق باشد مثل: جلو رفتن مأموم به صف جلویی هنگامی که جایی خالی باشد و هنگامی که یک مأموم به تنهای در سمت چپ امام ایستاده باشد پس حرکت می‌کند تا در سمت راست امام قرار گیرد و دلیل آن حدیث ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ است: «بِتُّ عِنْدَ خَالَتِي مَيْمُونَةَ لَيْلَةً فَقَامَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنَ اللَّيْلِ، فَلَمَّا كَانَ فِي بَعْضِ اللَّيْلِ قَامَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَتَوَضَّأَ مِنْ شَنٍّ مُعَلَّقٍ وُضُوءًا خَفِيفًا وَقَامَ يُصَلِّي فَتَوَضَّأْتُ نَحْوًا مِمَّا تَوَضَّأَ، ثُمَّ جِئْتُ فَقُمْتُ عَنْ يَسَارِهِ فَحَوَّلَنِي فَجَعَلَنِي عَنْ يَمِينِهِ، ثُمَّ صَلَّى مَا شَاءَ اللَّهُ»[۳] (شبی را در خانه‌ی خاله‌ی خود میمونه گذراندم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که در پاره‌ای از شب بود از خواب برخاست و از مشکی که آویخته بود وضوی سبکی گرفت و سپس به نماز ایستاد من هم بدان گونه وضو گرفتم سپس آمدم و به جانب چپ وی (به نماز) ایستادم و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مرا به‌ جانب راست خویش برگردانید و آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواسته بود نماز گزارد) بنابراین این حرکت مستحب است زیرا کمال نماز با آن حرکت است و کمال نماز به این حرکت وابسته است و برای همین بعضی از علما گفته‌اند: این حرکت واجب است زیرا هنگامی که جانب راست امام خالی باشد جایز نیست سمت چپ امام نماز خواند و این مسئله خلافی می‌باشد که بعضی آن را واجب و بعضی آن را مستحب می‌دانند زیرا که چیزی جز فعل رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیست و مجرد فعل رسول الله دلالت بر وجوب نمی‌دهد.

این دو قسمت واجب و مستحب، واجب فعلی است که واجب نماز به آن معلق باشد و مستحب فعلی است که مستحب نماز به آن معلق باشد.

حرکت حرام: هر حرکتی که زیاد و پی‌در پی، برای امر غیر ضروری یا حرکت کمی که حرام باشد مثال اول: انسان با قلمش یا ساعتش یا دستمال سرش یا پولش را از جیبش بیرون آورد و آن را بشمارد و مانند آن که اگر این زیاد و پی‌در پی، برای امر غیر ضروری باشد نماز را باطل می‌کند اما اگر این حرکات جدا از هم است یعنی حرکت کمی در رکعت اول است و کمی دیگر در دوم و سوم و چهارم است که اگر با هم جمع شوند زیاد می‌شوند ولی جدا از هم کم هستند این حرام نیست و نماز را باطل نمی‌کند.

 و همچنین اگر از روی ضرورت باشد مثل حرکتی که برای دفاع از خود باشد مانند این که دشمنی یا عقربی با ماری به او حمله کند و این ضرورت می‌باشد و نماز را باطل نمی‌کند و حرکت کمی که حرام باشد مثل: سرش را به طرف زنی که بر او حلال نیست کند و از روی شهوت به او نگاه کند که این حرکت کم و حرامی است که نماز را باطل می‌کند زیرا که حرام است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] رواه البخاری (۱۳۸) و مسلم (۷۶۳).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل الحركة ناسيًا تبطل الصلاة؟ وهل الحركة البسيطة المتعمدة تُبْطِلُ الصلاة؟ وكم عدد الحركات التي تبطل الصلاة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: بمناسبة هذا السؤال أحب أن أوسع في الجواب، أقول: حركة الصلاة خمسة أقسام : واجبة، وسُنَّة، ومباحة، وحرام، ومكروهة.

فالحركة الواجبة :كل حركة تتوقف عليها صحة الصلاة فهي واجبة مثال ذلك: رجل يصلي إلى غير القبلة مجتهدا، فجاءه إنسان أعلم منه بدلالات القبلة، فقال: القبلة عن يمينك، فهنا يجب أن ينصرف، وهذه حركة واجبة؛ لأنه لو لم يفعل لبطلت صلاته، ودليل هذا ما وقع لأهل قباء رضي الله عنهم حين أتاهم آت وهم في صلاة الصبح وقال لهم: إن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أنزل عليه (قرآن)، وأمر أن يستقبل الكعبة، فانصرفوا وكانت وجوههم إلى الشام والكعبة خلفهم، فانصرفوا فكانت وجوههم إلى الكعبة وظهورهم إلى الشام، واستمروا في صلاتهم ومثل هذا الانصراف واجب؛ لأنهم لو بقوا على ما هم عليه لبطلت صلاتهم، ومثال آخر: رجل يصلي ثم ذكر أن في غطاء رأسه نجاسة، فهنا يجب عليه أن يخلع هذا الغطاء، وهذه الحركة واجبة؛ لأنه لو استمر في صلاته دون أن يلقي غطاء رأسه لبطلت

الصلاة، وقد وقع ذلك للنبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، حين كان ذات يوم يصلي بأصحابه فخلع نعليه، فخلع الصحابة نعالهم، فلما انصرف من الصلاة سألهم – يعني: لماذا خلعوا نعالهم؟ -قالوا: يا رسول الله رأيناك خلعت نعليك فخلعنا نعالنا فقال لهم: «إن جبريل أتاني فأخبرني أن فيهما قذرًا فخلعتها»، فدل ذلك على أن الإنسان إذا علم أن في ثيابه أو ملابسه نجاسة فإنه يخلعه، لكن لو كانت النجاسة في الثوب ولا يمكن خلعه إلا بتعريه، فهنا لا مناص من قطع الصلاة، فيقطعها ويأخذ ثوبا طاهرا.

إذا الحركة الواجبة في الصلاة كل حركة تتوقف عليها صحة الصلاة فإنها حركة واجبة.

الحركة المستحبة في الصلاة كل حركة يتوقف عليها فعل مستحب، من ذلك: تقدم المأموم إلى فرجة في الصف أمامه، ومن ذلك: حركة المأمومين بعضهم إلى بعض إذا كانت بينهم فُرْجَة، ومن ذلك: إذا وقف المأموم الواحد إلى يسار الإمام، فإنه يحركه حتى يكون عن يمينه ودليله حديث ابن عباس رضي الله عنهما: «بت عند خَالَتي ميمونة ليلة فقام النبي صلى الله عليه وسلم من الليل، فلما كان في بعض الليل قام النبي صلى الله عليه وسلم فتوضأ من شنّ مُعَلَّق وضوءا خفيفا، وقام يصلي، فتوضأت نحوا مما توضأ، ثم جئت فقمت عن يساره، فَحَوَّلَني فجعلني عن يمينه، ثم صلى ما شاء الله»، فهذه حركة مستحبة؛ لأن بها تمام الصلاة، ولا يتوقف فعل هذا التمام إلا بهذه الحركة، على أن بعض العلماء قال: إن هذه من الحركة الواجبة؛ لأنه لا يجوز للمأموم أن يصلي عن يسار الإمام مع خلو يمينه، فالمسألة خلافية، منهم من جعل صلاة المأموم عن يمين الإمام من قبيل الواجب، ومنهم من جعل ذلك من قبيل المستحب؛ لأنه ليس فيه إلا فعل الرسول – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وفعل الرسول المجرد لا يدل على الوجوب.

هذان قسمان: الواجب والمستحب، الواجب إذا توقف عليه فعل واجب في الصلاة، والمستحب إذا توقف عليه فعل مستحب في الصلاة.

الحركة المحرمة: كل حركة كثيرة متوالية لغير ضرورة، أو يسيرة محرمة، مثال الأول: أن يعبث الإنسان في قلمه في ساعته في غترته، في نقوده، يخرجها من جيبه ويعددها وما أشبه ذلك، فهذه الحركة إذا كانت كثيرة ومتوالية لغير ضرورة فإنها تُبْطِلُ الصلاة، أما إذا كانت حركة متفرقة، تحركًا يسيرًا في الركعة الأولى، ويسيرا في الثانية، ويسيرًا في الثالثة، ويسيرًا في الرابعة، لو جمعت هذه الحركات لكانت كثيرة، لكن بتفرقها تكون يسيرة فهذه ليست محرمة ولا تبطل الصلاة.

كذلك لو كانت لضرورة، مثل: أن يتحرك الإنسان دفاعا عن نفسه، كعدو هاجمه، أو سَبع هاجمه، أو تُعْبان هاجمه، فهذا للضرورة ولا يبطل الصلاة، وقولنا: أو يسيرة محرمة، مثل: أن يحرك رأسه يلتفت إلى امرأة ينظر إليها بشهوة وهي لا تحل له، فإن هذه حركة يسيرة محرمة، تبطل الصلاة لأنها محرمة.

مطالب مرتبط:

(۲۳۸۳) حکم حرکت در نماز به دلیل مشاهده سایه فردی دیگر

اگر زیاد از قبله منحرف نشده باشد نمازش باطل نمی‌شود ولی شایسته است که انسان در نمازش که در مقابل پروردگارش ایستاده است به هیچ کس التفات نکند...

ادامه مطلب …

(۲۳۸۰) حکم صحت نماز جماعت در صورت کنار زدن امام توسط مأموم

نماز این امام جایز است زیرا کاری نکرده است که نمازش را باطل کند...

ادامه مطلب …

(۲۳۷۷) چگونه یک انسان مسلمان در نمازش خشوع داشته باشد؟

از اسباب خشوع: حریص بودن بر تفکر و تأمل به آنچه در نماز می‌گویی و اگر قرآن است به معنای آن و اگر دعا است حاضر بودن قلب بر این که نیاز تو در این دعا و الله نزدیک و اجابت کننده است ....

ادامه مطلب …

(۲۳۸۶) حکم جواب سلام دادن در اثناء نماز

با دستش اشاره می‌کند یعنی اگر کسی به او سلام کرد و او در نماز بود با دستش اشاره می‌کند....

ادامه مطلب …

(۲۳۷۹) حکم حرکت امام در نماز بدون عذر

حرکت در نماز به پنج قسمت تقسیم می‌شود:....

ادامه مطلب …

(۲۳۸۸) حکم حمل طفل توسط مادر در اثناء نماز

اگر طفل پاک است و نیاز به حملش دارد مشکلی نیست....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه