میگویند: رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در مورد حکامی که خروج بر آنها را حرام دانسته، فرموده: «ما أقاموا الصلاة»، یعنی: «تا زمانی که نماز میخوانند». این نشان میدهد که بر پا داشتن نماز آن گونه که حقّ نماز است، شرط خروج نکردن بر آنهاست.
جواب اهل سنت:
بعد از قرآن، بهترین مفسّرِ حدیث، خودِ حدیث است. امام مسلم از ابوالعالیة البرّاء روایت میکند که گفت: به عبدالله بن الصامت گفتم: «آیا روز جمعه پشت سر امرایی نماز بخوانیم که نماز را به تاخیر میاندازند؟ پس ضربهای دردناک به رانم زد و گفت: از ابوذر رَضِيَاللهُعَنْهُ همین سوال را پرسیدم، به رانم ضربه زد و گفت: از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم همین را پرسیدم. فرمودند: «صَلُّوا الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا، وَاجْعَلُوا صَلَاتَكُمْ مَعَهُمْ نَافِلَةً»، یعنی: «نماز را در وقت خود بخوانید و نمازتان پشت سر آنها را به عنوان نماز نافله بخوانید». میگوید: و عبدالله گفت: به من گفته شد که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز ضربهای به ران ابوذر زدند»[۱].
رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دستور فرمودهاند که پشت سر آنها نماز بخوانند، با اینکه آنها نمازها را از اوقات خودشان به تاخیر میاندازند. پس این حدیث دلالت بر عدم کفر آنها میدهد؛ چرا که اگر کافر بودند، نماز خواندن پشت سر آنها درست نبود. نکتهی دیگر اینکه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نفرمود که بر علیه آنها خروج صورت گیرد، و این خود دلیلی واضح است بر اینکه فهم شما بر خلاف هدفِ این حدیث است.
خوارج:
شاید منظور از به تاخیر انداختن نماز توسط آنها، این باشد که آنها نماز را به تاخیر میاندازند، اما نه به اندازهای که وقت نماز بگذرد.
جواب:
خیر، بلکه روایاتی که وجود دارند نشان میدهند که این امرا، نماز را به اندازهای به تاخیر میاندازند که وقت نماز بگذرد. یکی از این روایات را امام بزّار و غیره با سند حسن از شداد بن اوس رَضِيَاللهُعَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم روایت کردهاند که ایشان فرمودند: «بعد از من امرایی خواهند بود که نماز را از وقت خود چنان به تاخیر میاندازند که وقتش بگذرد. پس شما نماز را در وقت خودش بخوانید، و نمازتان پشت سر آنها را نماز نافله قرار دهید. زمانی که حَجاج – بن یوسف ثقفی – نمازها را از اوقات خود به تاخیر میانداخت، من نماز را در وقت خودش میخواندم و نمازم پشت سر او را به نیت نماز نافله میخواندم»[۲]. در این حدیث، اگر منظور از تاخیر در وقت نماز، گذشتن وقتش نباشد، به هیچ عنوان برای این صحابی جایز نبود که نمازش را خودش بخواند. چرا که وقت نماز هنوز باقیست.
همچنین عبدالرزاق صنعانی از حسن بصری و زُهری و قتاده روایت کرده که «آنها پشت سر امرا نماز میخواندند، حتی اگر نماز را به تاخیر میانداختند»[۳]. همچنین با سند صحیح از محمد بن ابی اسماعیل روایت کرده که گفته: «سعید بن جُبیر و عطاء بن أبی رباح را دیدم که وقتی ولید – خلیفهی اموی – نماز را به تاخیر انداخت، در حالی که نشسته بودند، نمازشان را با اشاره خواندند»[۴]. در روایت دیگری از عطاء بن أبی رباح نقل میکند که میگوید: «باری ولید – خلیفهی اموی – نماز جمعه را تا حدی به تاخیر انداخت که عصر رسید. پس من نماز ظهرم را قبل از اینکه بنشینم خواندم، سپس در حالی که نشسته بودم و ولید خطبه میخواند، نماز عصرم را خواندم. بدین صورت که دستانم بر روی زانوانم بود و با اشارهی سرم نمازم را خواندم».
این روایت به وضوح میرساند که امیر، نماز جمعه را به تاخیر انداخت تا حدی که وقت نماز عصر رسید.
همهی اینهایی که ذکر کردیم و دیگر روایاتی که در این باب هستند دلالت میکنند که منظور از فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم که: «تا زمانی که نماز را بر پای دارند»، پایینترین مرتبهای است که تحت مسمّای نماز وارد میشود و عملکرد سلف در این باره، اختلاف را از بین میبرد؛ چرا که آنها امرایی را دیدند که چنین کاری میکردند، اما بر علیه آنها خروج نکردند.
[۱] – روایت مسلم، حدیث شماره (۱۴۱۵).
[۲] – «مسند بزّار»، حدیث شماره (۳۴۸۹).
[۳] – «مصنف عبدالرزاق»، روایت شماره (۳۷۹۴).
[۴] – مصدر سابق، روایت شماره (۳۷۹۶).
گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی