یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

رد شبهه‌ی خوارج: حکومت کسی معتبر است که نماز را به حق، اقامه نماید

می‌گویند: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد حکامی که خروج بر آنها را حرام دانسته، فرموده: «ما أقاموا الصلاة»، یعنی: «تا زمانی که نماز می‌خوانند». این نشان می‌دهد که بر پا داشتن نماز آن گونه که حقّ نماز است، شرط خروج نکردن بر آنهاست.


جواب اهل سنت:

بعد از قرآن، بهترین مفسّرِ حدیث، خودِ حدیث است. امام مسلم از ابوالعالیة البرّاء روایت می‌کند که گفت: به عبدالله بن الصامت گفتم: «آیا روز جمعه پشت سر امرایی نماز بخوانیم که نماز را به تاخیر می‌اندازند؟ پس ضربه‌ای دردناک به رانم زد و گفت: از ابوذر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ همین سوال را پرسیدم، به رانم ضربه زد و گفت: از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم همین را پرسیدم. فرمودند: «صَلُّوا الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا، وَاجْعَلُوا صَلَاتَكُمْ مَعَهُمْ نَافِلَةً»، یعنی: «نماز را در وقت خود بخوانید و نمازتان پشت سر آنها را به عنوان نماز نافله بخوانید». می‌گوید: و عبدالله گفت: به من گفته شد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز ضربه‌ای به ران ابوذر زدند»[۱].

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور فرموده‌اند که پشت سر آنها نماز بخوانند، با اینکه آنها نمازها را از اوقات خودشان به تاخیر می‌اندازند. پس این حدیث دلالت بر عدم کفر آنها می‌دهد؛ چرا که اگر کافر بودند، نماز خواندن پشت سر آنها درست نبود. نکته‌ی دیگر اینکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نفرمود که بر علیه آنها خروج صورت گیرد، و این خود دلیلی واضح است بر اینکه فهم شما بر خلاف هدفِ این حدیث است.

خوارج:

شاید منظور از به تاخیر انداختن نماز توسط آنها، این باشد که آنها نماز را به تاخیر می‌اندازند، اما نه به اندازه‌ای که وقت نماز بگذرد.

جواب:

خیر، بلکه روایاتی که وجود دارند نشان می‌دهند که این امرا، نماز را به اندازه‌ای به تاخیر می‌اندازند که وقت نماز بگذرد. یکی از این روایات را امام بزّار و غیره با سند حسن از شداد بن اوس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت کرده‌اند که ایشان فرمودند: «بعد از من امرایی خواهند بود که نماز را از وقت خود چنان به تاخیر می‌اندازند که وقتش بگذرد. پس شما نماز را در وقت خودش بخوانید، و نمازتان پشت سر آنها را نماز نافله قرار دهید. زمانی که حَجاج – بن یوسف ثقفی – نمازها را از اوقات خود به تاخیر می‌انداخت، من نماز را در وقت خودش می‌خواندم و نمازم پشت سر او را به نیت نماز نافله می‌خواندم»[۲]. در این حدیث، اگر منظور از تاخیر در وقت نماز، گذشتن وقتش نباشد، به هیچ عنوان برای این صحابی جایز نبود که نمازش را خودش بخواند. چرا که وقت نماز هنوز باقیست.

همچنین عبدالرزاق صنعانی از حسن بصری و زُهری و قتاده روایت کرده که «آنها پشت سر امرا نماز می‌خواندند، حتی اگر نماز را به تاخیر می‌انداختند»[۳]. همچنین با سند صحیح از محمد بن ابی اسماعیل روایت کرده که گفته: «سعید بن جُبیر و عطاء بن أبی رباح را دیدم که وقتی ولید – خلیفه‌ی اموی – نماز را به تاخیر انداخت، در حالی که نشسته بودند، نمازشان را با اشاره خواندند»[۴]. در روایت دیگری از عطاء بن أبی رباح نقل می‌کند که می‌گوید: «باری ولید – خلیفه‌ی اموی – نماز جمعه را تا حدی به تاخیر انداخت که عصر رسید. پس من نماز ظهرم را قبل از اینکه بنشینم خواندم، سپس در حالی که نشسته بودم و ولید خطبه می‌خواند، نماز عصرم را خواندم. بدین صورت که دستانم بر روی زانوانم بود و با اشاره‌ی سرم نمازم را خواندم».

این روایت به وضوح می‌رساند که امیر، نماز جمعه را به تاخیر انداخت تا حدی که وقت نماز عصر رسید.

همه‌ی اینهایی که ذکر کردیم و دیگر روایاتی که در این باب هستند دلالت می‌کنند که منظور از فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که: «تا زمانی که نماز را بر پای دارند»، پایین‌ترین مرتبه‌ای است که تحت مسمّای نماز وارد می‌شود و عملکرد سلف در این باره، اختلاف را از بین می‌برد؛ چرا که آنها امرایی را دیدند که چنین کاری می‌کردند، اما بر علیه آنها خروج نکردند.


[۱] – روایت مسلم، حدیث شماره (۱۴۱۵).

[۲] – «مسند بزّار»، حدیث شماره (۳۴۸۹).

[۳] – «مصنف عبدالرزاق»، روایت شماره (۳۷۹۴).

[۴] – مصدر سابق، روایت شماره (۳۷۹۶).


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

حکم به غیر ما انزل الله، بزرگ‌ترین شبهه‌ی خوارج

پاسخ به بزرگترین شبهه‌ی خوارج: تکفیر دولت‌هایی که به غیر ما انزل الله حکم می‌کنند.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: براء بن عازب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آیات حاکمیّت را در مورد کفّار دانسته است.

پاسخ به شبهه‌ی خوارج که می‌گویند اثر براء بن عازب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ این را می‌رساند که حکم به غیر ما انزل الله، همه‌اش کفر است و کسی که این کار را بکند، هیچ نصیبی از اسلام ندارد؛ پس وقتی که حاکم به خاطر حکم به غیر ما انزل الله کافر شد، خروج بر او جایز است.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج سعید بن جبیر بر حجاج بن یوسف ثقفی

خوارج می‌گویند: یکی از دلایلی که برای جواز خروج بر علیه حاکم ظالم وجود دارد، خروج سعید بن جبیر بر حجاج بن یوسف ثقفی است. جواب شبهه: جواب این شبهه را می‌توان از چندین جهت داد: اول: نزد اهل سنت، دلیل فقط از قرآن و سنت گرفته می‌شود، نه از عمل اشخاص، که این نیز […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: بیعت با حاکم ظالم، جایز نیست

می‌گویند: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خبر داده که هیچ ظالمی نمی‌تواند امام و خلیفه‌ی مسلمین قرار بگیرد. می‌فرمایند: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}، [بقره:۱۲۴]، یعنی: {و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [به او] […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: شیخ آلبانی امر به خروج بر علیه سلطان ظالم کرده است

خوارج می‌گویند: اگر دنبال حق هستید، عالمی را سرلوحه قرار دهید که به دور از حکّام باشد. کسی مثل شیخ آلبانی رَحِمَهُ‌الله تعالی؛ چرا که از ایشان نقل شده که خروج بر علیه حکام را جواز داده‌اند. اما چیزی که هست اینکه ایشان الان را وقتِ مناسبی برای خروج نمی‌بینند و این نیز بر حسب […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج بر علیه حاکم ظالم، امر به معروف و نهی از منکر شمرده می‌شود

می‌گویند: منکراتی که امروزه حکام انجام می‌دهند، بر هیچ کس پوشیده نیست، و هیچ کدام از این حکام نیز مقدس نیستند که نشود آنها را نقد کرد. همچنین، امر به معروف و نهی از منکر، شعار این امت است؛ الله تعالی می‌فرماید: {كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ}، یعنی: […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه