پنج‌شنبه 25 جمادی‌الاول 1448
۱۴ آبان ۱۴۰۵
5 نوامبر 2026

(۱۸۱۴) آیا جایز است که قضای نماز پدرم را بجا آورم؟

(۱۸۱۴) سوال: از شخصی که آگاهی در دین دارد و امام مسجد می‌باشد سوال کردم: آیا جایز است که قضای نماز را از جای پدرم بجا آورم؟ و در ۶۵ سالگی وفات کرد و قبل از مرگش فلج پنجاه درصدی بود که سکته‌ی مغزی کرده بود و جواب آن این بود: بله جایز است که از جای او نماز بخوانی و پدر من در بخش مراقبت‌های ویژه وفات کرده و آخرین سخنش الحمدلله لااله الا الله بوده و من همه‌ی نماز‌های فرض و روزه هایش را بجا آورده‌ام و آیا این برای من جایز است و پدرم دو سال پیش تقریبا فوت کرده است؟

جواب:

از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم که ختم حیات پدرت شما بر اخلاص و یقین بوده باشد تا آنچه آخرین کلامش بوده است محقق گردد و برای کسی که آخرین کلامش در این دنیا لااله الا الله باشد بشارت است که وارد بهشت گردد و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم که ختم ما و برادران مسلمانمان بر توحید و ایمان باشد.

اما نماز خواندن از جای پدرت جایز نمی‌باشد زیرا قضا کردن عبادت است و عبادت توقیفی است یعنی باید شرع بر آن راهنمایی کند و در شرع وارد نشده است که قضای نمازهای میت را بجا آوریم و برای همین قضایی نیست که از پدرت بجای آوری و کسی که آن فتوا را به شما داده فتواش صحیح نبوده است که قضای نماز را بجای پدرت بجای آوری.

و اما روزه، پس قطعا پدر شما مادامی که مریض بوده است بر او لازم نبوده است که روزه بگیرد زیرا مثل این بیماری امید به بهبودی آن نیست و برای آن واجب است به برای هر روز، روزه به یک مسکین غذا دهد و یک صاع گندم برای چهار مسکین کافی است یعنی برای چهار روز کافی است و اگر پدر شما دو ماه روزه نگرفته است پس لازم است به ۶۰ مسکین غذا دهید یک بار برای سال اول و یک بار برای سال دوم و از جای او روزه نگیر زیرا هر کسی که بیماری‌ای دارد که امید به بهبود آن نیست و افطار کرد، روزه بر آن فرض نیست بلکه برای آن غذا دادن فرض است.

خلاصه‌ی جواب: نمازهایی که از پدرت فوت شده را بجا نیاور زیرا که در شرع چنین چیزی وارد نشده است و قضای عبادتی نیاز به ورود شرع است و در شرع چیزی وارد نشده است مگر روزه.

و هر آنچه از روزه از پدرت فوت شده است پس به مقدار هر روز به یک مسکین غذا داده می‌شود زیرا که روزه گرفتن واجب نیست و آن چیزی که واجب است غذا دادن است.

و این قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که می‌فرماید: «مَنْ مَاتَ وَعَلَيْهِ صِيَامٌ صَامَ عَنْهُ وَلِيُّهُ»[۱] (کسی که بمیرد و بر وی روزه‌ی قضایی باشد، ولی او از جانب او روزه بگیرد) در مورد شخصی است که توان قضا را دارد یعنی می‌توانسته قضا کند ولی قضا نکرده است پس این است که اگر فوت کرد بجای او روزه گرفته می‌شود.


[۱] رواه البخاری (۱۹۵۲) و مسلم (۱۱۴۷).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: سألت أحد الإخوة المتفقهين في الدين وإمام مسجد قائلا: هل يجوز لي الصلاة قضاء عن والدي رحمه الله؟ حيث إن ظروف مرضه قبل رحيله عن عمر يناهز ٦٥ عاما هي عبارة عن شلل نصفي وجلطة مُرَكَّزَةٌ في المخ. وكان الجواب: بنعم، يجوز لك أن تصلي عنه. وقد توفي والدي في غرفة العناية المركزة، وكان آخر ما قال الحمد لله لا إله إلا الله. وأنا أصلي جميع الفروض عنه وأصوم عنه، فهل يجوز لي هذا وهو متوفى منذ عامين تقريبا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: نسأل الله تبارك وتعالى أن يجعل ما ختم به حياة والدك صادرا عن إخلاص ويقين حتى يتحقق أن آخر ما قال لا إله إلا الله، والبشرى لمن كان آخر قوله من الدنيا لا إله إلا الله أن يدخل الجنة نسأل الله تعالى أن يختم لنا ولإخواننا المسلمين بخاتمة التوحيد والإيمان.

أما الصلاة عن أبيك: فإنه لا يجوز أن تقضي الصلاة عنه، لأن القضاء عبادة، والعبادة مبنية على التوقيف -أي: على ورود الشرع بها ولم يرد في الشرع بأن الميت يقضى عنه شيء من الصلوات، وعلى هذا فلا تقضي عن والدك شيئًا، والذي أفتاك بهذا ليس على صواب في فتواه، أي: الذي أفتاك بأن تقضي عنه الصلاة ليس على صواب في فتواه.

أما الصوم فإن أباك لا يلزمه الصوم مادام مرضه هذا المرض الذي ذكرت، لأن مثل هذا المرض لا يرجى برؤه، وعلى هذا فالواجب أن يطعم عن كل يوم مسكينا، والصاع من البر يكفي لأربعة مساكين، أي: يكفي لأربعة أيام، فإذا كان أبوك لم يصم شهرين، وكان الشهران تامين فإنه يلزمك أن تطعم ستين مسكينًا مرتين مرة للعام الأول ومرة للعام التالي، ولا تصم عنه، لأن كل من لا يُرْجَى زوال عذره إذا أفطر فإن فرضه الإطعام وليس فرضه الصيام عنه.

فخلاصة الجواب: أن لا تصلي عن أبيك ما فاته من الصلوات، لأن ذلك لم يرد به الشرع، والقضاء عبادة تحتاج إلى ورود من الشرع، ولم يرد الشرع إلا في الصوم.

وأما ما فات أباك من الصيام فإنه يطعم عن كل يوم مسكين، لأن الصيام ليس واجبًا عليه، وإنما الواجب عليه الإطعام.

وأما قول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «من مات وعليه صيام صام عنه وليه» فهذا إنما يكون في رجل تمكن من القضاء، أي: من قضاء ما تركه من الصوم ولكنه لم يقض ، فهذا هو الذي إذا مات يصام عنه.

مطالب مرتبط:

(۱۷۴۵) حکم نماز در حالت بیهوشی و کما یا اختلال فکری

هنگامی که شخصی مریض یا اینکه با حادثه‌ای در بیهوشی و کما یا اختلال فکری فرو رفت پس بر او قضایی نیست چه مدت آن کوتاه یا طولانی باشد...

ادامه مطلب …

(۱۷۹۹) آیا قضای نماز بعد از فجر و عصر جایز می‌باشد؟

برای سوال کننده مشروع نیست که نمازهای گذشته را قضا کند زیرا عملی که فایده‌ای ندارد شرعا مطلوب نیست و بلکه ترک آن فایده دارد پس خودت را آرام کن و زیاد عمل صالح انجام بده و خوبی‌ها، بدی‌ها را از یین می‌برد....

ادامه مطلب …

(۱۷۴۶) حکم ترک نماز مریض در بیمارستان

این کار جاهلانه و خطایی می‌باشد و برای مؤمن واجب است که نماز را در وقتش به گونه‌ای استطاعتش را دارد بجای آورد...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۷) حکم قرائت کردن قرآن برای تارک نماز

تارک نمازی که به صورت کلی نماز را ترک کند و هیچ نمازی از جمعه و غیر آن را نخواند کافر است و از ملت اسلام خارج گشته است....

ادامه مطلب …

(۱۷۴۲) اسباب سبک شمردن نماز

اسباب متعدد زیادی دارد که از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین آن اتباع از شهوت است و برای همین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اتباع از شهوت را قرین ضایع کردن نماز بیان کرده استززز

ادامه مطلب …

(۱۷۵۹) حکم تارک نماز در نزد امام شافعی رَحِمَهُ‌الله

در مذهب شافعی معروف است که تارک نماز کافر نمی‌باشد ولی ادله بر کافر بودن آن دلالت می‌دهد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه